نوروز: رییس جمهور سابق كشورمان گفت: معتقدم در همه مواردی كه در آن خطاب به ملت و گذشته شده و یا مطالب نادرستی كه به مردم بیان میشود، باید در ازای ارایه آن ، میزگرد گذاشته و مناظره یا بحث شود تا مردم غافل نمانند.
حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی كه در جمع مدیرمسوول، دبیران و روزنامهنگاران روزنامه سرمایه صحبت میكرد با اشاره به ضرورت توجه به علم و تفاوتهای بین علوم اجتماعی و علوم دقیقه گفت:«یكی از مشخصات دنیای امروز اعتبار دادن به علم است و البته یك مشكل در این میان وجود داردو آن هم این است كه بخواهیم علم را جای دین قرار دهیم و یا بالعكس؛ بلكه باید توجه داشت كه علم و دین هركدام جای خودشان هستند و دین واقعی هم دینی است كه مخالف با علم نیست.»

رییس بنیاد باران همچنین اظهار كرد:«در زندگی روزمره نیز این كه علم میداندار باشد و كار كارشناسی در امور انجام بگیرد این مساله پذیرفته شده است، تجربه هم نشان میدهد كسانی كه به علم در زندگی خود اعتبار بدهند، موفقتر خواهند بود وما نمیتوانیم در مقابل این مساله بایستیم. بنابراگر بخواهیم اقتصاد خوبی داشته باشیم باید به علم و كاركارشناسی با معیارهای علمی توجه كنیم و به خاطر این كه الگوی ما در كشور با الگوی برخی كشورها ممكن است متفاوت باشد، ما نباید با علم مخالفت كنیم، كه در این مساله نیز آمار خیلی مهم است.
خاتمی تصریح كرد:«یكی از مشكلاتی كه ما داریم، آمار است ؛ سیاسی شدن مسایل سبب میشود كه جامعه از علمی شدن دوری كند و آمار درستی وجود نداشته باشد.» ؛ «اگر خدای ناكرده مشكلی پیدا كردیم برای رفع آن در معیارهای آمارگیری و آمار دستكاری كردیم، ممكن است برای یك مدت برخی از مسایل پوشیده بماند و یا برخی از اشكالات را انكار كنیم. اما واقعیت این است كه این مساله مشكلات را حل نمیكند.»
وی با اشاره به مساله ای مثل تورم خاطرنشان كرد:«اگر در جامعه تورم وجود دارد و بالاتر از ان احساس فردفرد جامعه هم این است كه تورم وجود دارد و مردم عادی هم تورم را در هنگام خرید خود احساس میكنند. حالا شما آمار بدهید كه تورم وجود ندارد و یا تغیری در معیارهای علمی بدهیم که نتیجه دلخواه ما را بدهد؛ اما آن واقعیت از بین نمیرود.»
سید محمد خاتمی افزود:«متاسفانه اگر این جامعه احساس كند كه به او دروغ گفته شده است، ولو ا ین كه این دروغ با حسننیت و نیت خیر بیان شده باشد، این اعتماد متقابل نه تنها میان عالمان و نخبگان با كسانی كه مدیریت جامعه را برعهده دارند، از بین میرود بلكه اگر اعتماد میان مردم و مدیریت هم از بین برود، این مشكل بزرگی است كه باید برای آن فكری اندیشیده شود.»
هیچ دولتی نمیتواند ادعا كند كه ظرف دو یا سه سال می تواند مشكلات را حل كند
وی همچنین با بیان اینكه در تولید علم، صنعت و اشتغال مشکلاتی وجود دارد و همه ما میدانیم كه این نواقص و مشكلات یك شبه قابل حل نیست، گفت: «هیچ دولتی هم نمیتواند ادعا كند كه ظرف دو یا سه سال این مشكلات را حل میكند، گرچه متاسفانه این ادعا هم مطرح شده است ولی آنچه مهم است اینکه جهتی را برگزینیم که به حل مشکلات منجر شود.»
خاتمی گفت: « بنده از اول كه آمدم گفتم، ساختار اقتصادی ما بیمار است، این بیماری هم امسال، سال گذشته، پنج سال و 10 سال پیش به وجود نیامده است. یك بیماری ریشهداری است. در كنار اینها مسایل سیاسی و اجتماعی هم وجود دارد و برخورد با آنها مشكل است. بنابراین باید با تدبیر، همدلی و همگامی، گام به گام جلو رفت و این مسایل را حل كرد.»
رییس بنیاد باران در ادامه افزود: «یكی از آرزوهایی كه به دل من ماند هدفمند كردن یارانهها در كشور است كه از ابتدا هم مدنظر من بود و تا حدودی هم در این مسیر گام برداشتیم و جهتگیری ما نیز به این سمت بود، ولی نتوانستیم و نشد؛ حالا عدم تحققاین مساله چقدر به دلیل نقص من به عنوان مدیر كشور مربوط بوده و چقدر به شرایط اجتماعی كه دیكته میكرده است ؛امری است که جای بحث آن اینجا نیست ولی مهم این است که جهت گیری به سوی حل مساله باشد و باید ببینیم اکنون این جهت را طی می کنیم یا نه؟
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران ، خاتمی ادامه داد: «متاسفانه رسم شده است كه مسایل واقعی پوشیده نگه داشته شوند و مسایل به صورت دیگری گفته شوند و دایما فرار به جلو صورت بگیرد. همچنین هر چیزی كه نسبت به گذشته است، محكوم و بد جلوه داده میشود ؛ ادعای حل مساله می شود در حالیکه می بینیم که مشکل همچنان باقی است بلکه بیشتر و بزرگتر می شود.»
وی هشدار داد: «این مساله اعتماد متقابل بین ملت و نظام را از بین میبرد و همه باید كوشش كنیم. وگرنه چه كسی میخواهد دولتی در این نظام وجود داشته باشد كه موفق نباشد، مگر اینكه آن فرد خائن باشد، همه ما دلمان میخواهد كه كمك كنیم.
رییسجمهوری سابق كشور افزود: «ولی اینطور هم نباشد، که ما هرگونه كه میخواهیم صحبت كنیم و هر نسبتی كه میخواهیم بدهیم.»
خاتمی در ادامه سخنانش برنامه چهارم توسعه را مورد توجه قرار داد و گفت: «بنده نمیگویم بهترین برنامهای كه در دنیا تدوین شده، برنامه چهارم توسعه است. ولی معتقدم علمیترین، كارشناسیترین و كارآمدترین برنامهای كه بعد از انقلاب تدوین شده، برنامه چهارم توسعه است كه در آن از تجربیات برنامههای گذشته و نظریات كارشناسانه بهرهبرداری شده و سعی شده است كه نظریات كارشناسی در سطح بالاتری در نظر گرفته شود.»
رییس جمهور سابق كشورمان مواردی از برنامه چهارم را نظیر، رشد اقتصادی 8 %، تورم یك رقمی، وضعیت اشتغال و بیكاری، سرمایهگذاری و ... را مورد اشاره قرار داده و گفت: «مگر میشود بیكاری را بدون زمینهسازی برای ایجاد اشتغال از بین برد و مگر بدون شركت دادن بخش خصوصی و جذب سرمایههای داخلی و خارجی و جذب تكنولوژی و امكانات خارجی میتوان به اشتغال پایدار و مورد اطمینان رسید. ما كه سحر و جادو نمیكنیم. بالاخره این كار باید انجام بگیرد. این مسایل باید گفته شود و جامعه بداند كه ما چقدر درآمد داشتیم و این درآمد را چگونه مصرف كردیم.
وی در مورد اجرای عدالت نیز گفت:«اگر درآمد سرانه ارتقا پیدا كرد آنگاه توزیع عادلانه در جامعه صورت گرفت ،عدالت معنا پیدا میكند؛ در غیر این صورت اگر ارتقا پیدا نكند چه چیز را می خواهیم عادلانه توزیع كنیم؟ بنابراین بایدزمینه سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال فراهم شده و سهم بخش خصوصی مشخص شود.»
وی سپس درآمد نفتی در دولت اصلاحات را مورد توجه قرار داد و گفت: «متوسط درآمد نفتی ایران در آن دوره؛ بیست و یكی دو میلیارد دلار در سال یعنی حدود 160 یا 170 میلیارد تومان در هشت سال بود. با این درآمد 15 میلیارد تومان هم ذخیره ارزی در حساب برای دولتی گذاشتم كه هماكنون سركار است و بعد از آن قیمت نفت تقریبا سه برابر شده است اما در این میان بخش خصوصی چقدر رشد كرده است؟
خاتمی تاکید کرد:برای اولین بار حدود هشت یا 9 میلیارد دلار برای بخش خصوصی ازحساب ذخیره ارزی توافق شدوپنج یا شش میلیارد دلار از پول نفت به بخش خصوصی تزریق شدكه فكر میكنم مواردی كه هماكنون در بخش خصوصی كشور در حال به ثمر رسیدن است مربوط به سرمایهگذاریهای همان وقت است. حالا شما بروید ببینید ظرف دو-سه سال گذشته چقدر از حساب ذخیره ارزی صرف امور جاری كشور شده است؟و چقدر در جای خود یعنی در خدمت سرمایه گذاری بخش خصوصی مصرف شده است؟!»
رییس بنیاد باران افزود: «در عین حال معتقدم كه همان زمان هم صددرصد موفق نبودیم و سهمی را كه باید به بخش خصوصی میپرداختیم، نپرداختیم و امروز كه باید چندین برابر در حساب ذخیره ارزی، ذخیره داشته باشیم و چندین برابر گذشته به بخش خصوصی كمك كنیم و رونق در اقتصاد ایجاد كنیم؛ میبینیم كه باز هم دولت بزرگترین رقیب بخش خصوصی است.»
سیدمحمد خاتمی در ادامه با اشاره به اصلاح نظام مالیاتی در دولت اصلاحات گفت: «ما ابتدا باید بخش خصوصی را حمایت كنیم. یك روی قانون مالیاتها این بود كه بخش خصوصی تقویت شود ما میزان مالیات را به نفع تولید در بخش خصوصی كاهش دادیم و این مساله جزو افتخارات ماهست. امروز رسانههای فراگیر این مسایل را مطرح نمیكنند و كسی هم نیست كه در این رسانهها به تبیین این موارد بپردازد؛بلکه این رسانه ها و محافل بر عکس در جهت تخریب و وارونه نشان دادن امور حرکت می کنند.»
اتهام زدن و مسائل را وارونه جلوه دادن نه به نفع اسلام و انقلاب است ؛ نه دردی از مردم و نظام درمان می کند
رییس موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگها و تمدنها افزود: «بنده معتقدم در همه مواردی كه در آن خطاب به ملت و گذشته شده و یا مطالب نادرستی كه به مردم بیان میشود، باید در ازای ارایه این مطالب نادرست میزگرد گذاشته و مناظره یا بحث شود تا مردم غافل نمانند.اتهام زدن و مسائل را وارونه جلوه دادن نه به نفع "اسلام و انقلاب" است،نه دردی از" مردم و نظام" درمان میکند! نه دولت از این طریق تقویت میشود؛بلکه باید به گونه دیگری دولت را تقویت كنیم.»
سید محمد خاتمی خاطرنشان كرد كه «دولت باید قبول كند كه از علم، واقعیتها و كارشناسان بهره بگیرد.» وی با اشاره به امكانات دولت نهم افزود: «بنده معتقدم امكانات فراوانی وجود دارد؛ هر چند كه ما زمان را به سرعت از دست میدهیم، چرا كه امسال سال سوم برنامه چهارم است.»
در همین زمینه سیدمحمد خاتمی حركت دولت اصلاحات را در جهت تطبیق با برنامه سوم توسعه كشور مثال زد و تصریح كرد: «ما در برخی جاها از برنامه سوم جلو ، در برخی جاها 90 تا 95 درصد با برنامه سوم همگام و البته در بعضی موارد نیز عقب بودیم.
رییس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:در مجموع حاصل برنامه سوم، مثبت بود و اگر ملاك كارآمدی این مساله قرار دهیم و به درستی اطلاع رسانی کنیم میزان خدمت دولتها معلوم می شود؛البته دولت ایدهآل دولتی است كه نه تنها صددرصد به اهداف برسد بلكه از اهداف برنامه هم جلو بیفتد. همان گونه كه در بخشهای مختلف نظیر صنعت و كشاورزی، جلو زدیم و در بعضی بخشیها هم گاه عقب بودیم.»
وی افزود: «اتفاقات برنامه چهارم با توجه به نقصهایی كه در كار ما وجود داشت یا برآوردهای نادرستی كه در برنامه سوم داشتیم، تكامل پیدا كرد و باید دید واقعا میتوانیم در پایان چند برنامهای كه داریم به اولین قدرت منطقه تبدیل شویم یا خیر؟ بالاخره همه باید جوابگو باشیم. ما وظیفه داریم كه به مردم خدمت كرده و آنها را رشد داده و جامعه را به جلو ببریم.»
باید از رسانه ملی گلایه كرد...
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، سیدمحمد خاتمی در ادامه ابراز عقیده كرد: «بنده معتقدم كه این مسایل باید با انصاف و منطق در عرصه افكار عمومی بیان شود و از این جهت باید از رسانه ملی كه باید پیگیر چنین مسایلی باشد گلایه كرد كه هر گونه تهمت و نسبتی به برخی افراد و جریانها نسبت داده میشود و طرف مقابل هم هر گونه ادعایی میكند و البته جریانی كه به آن نسبت ناروا داده شده است نمیتواند حرفی بزند و اگر هم حربی بزند به جایی نمیرسد و البته مردم را هم اینچنین در بلاتكلیفی میگذاریم. این امر به نفع هیچ كس و كشور نیست و آثار بدی نیز برای جامعه به جای میگذارد.»
رییس موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگها و تمدنها در ادامه امسال را مورد اشاره قرار داد و گفت:«اگر میخواهیم در سال اتحاد ملی به این امر دست یابیم، اولین مساله رعایت انصاف است. باید دولت را كه در مركز و محور كار است كمك نمود،نباید آن را مورد تهاجم بیجا قرار داد و تضعیف كرد. از طرفی نه دولت و نه جریانهای دیگر نباید به كسانی كه خدمت كردهاند و یا میتوانند خدمت كنند رفتار ناروا داشته باشند؛امیدوارم خداوند همه ما را هدایت کند که صاقانه با مردم روبرو شویم.»
خاتمی اظهار داشت: «اگر مردم برخی موارد را احساس نكنند برای مدتی میتوان مسایل را حل كرد اما اگر مسایلی كه ادعای اصلاح آن میشود با احساس مردم مغایرت داشته باشد، این موارد ضدتبلیغات است.»
رسانهها باید سعی كنند تا واقعیات را به مردم اطلاع دهند
وی در خاتمه اظهار كرد: «كشور متعلق به همه است. تمام مسوولین باید در كنار هم باشند و رسانهها نیز باید با دلسوزی مطالب را برای مردم و دولت منتشر كنند و سعی كنیم تا واقعیات را به مردم اطلاع بدهیم.»
سید محمد خاتمی افزود: «باید مردم را در امور مشاركت بدهیم. مشاركت در اقتصاد و سیاست و همه عرصه ها؛ اگر میگوییم ما طرفدار مردم هستیم باید ملاك و معیارمان مشاركت مردم باشد و موانع را در این زمینه كم و نه این كه زیاد كنیم.»
رییس جمهور سابق كشورمان تاكید كرد: «یكی از معیارهایی كه باید در موفقیت و نحوه عملكردها در ورای شعارها سنجش قرار بگیرد، این است كه ببینم در عمل چقدر به مردم قیمت داده شده است و عملا چقدر مشاركت مردم افزایش یافته و البته باید دید كه مردم نیز تا چه حد احساس مشاركت در امور میكنند.»
خاتمی در ابتدای این دیدار با اشاره به پایان ماه مبارك رمضان و ابراز امیدواری از اینكه همگان از این ماه بهره و فیض كافی برده باشند گفت:«این جمع، جمع مباركی است و فعالیت در حوزه نشر و اطلاعرسانی و ارایه آگاهی مسلما از كارهای خوب جامعه است.
در اقدامي عجيب و بيسابقه و با دور زدن شوراي شهر و صنعتگران، قراردادي پانصد ميليارد توماني براي خريد واگن مونوريل بسته شده است.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، طبق اين قرارداد كه بدون تصويب شوراي شهر و حتي برگزاري مناقصه صورت گرفته است، پنجاه واگن مونوريل به قيمت هر يك دو ميليون دلار، براي مونوريل تهران خريداري ميشود.
واگنهاي مذكور كه داراي طول 13 متري و عرض 2.4 متر هستند، ظرفيت طبيعي 150 نفر را دارند كه با احتساب قيمت تمامشده، هزينه واگن براي هر مسافر در حالت طبيعي، سيزده هزار دلار است كه معادل 2.5 برابر ظرفيت مشابه جديدترين واگنهاي خط 4 متروي تهران است.
گفته ميشود قرارداد مذكور كه قرار است توسط مجموعهاي از شركتهاي آلماني اجرا شود، بدون بررسي امكان اجراي بخشي از آن در داخل و به قيمت بسيار گراني بسته شده است.
مجموعهاي كه هماينك در حال پيگيري اجراي طرح جديد مونوريل به طول حدود 40 كيلومتر هستند، اكثرا همان مجموعهاي ميباشند كه در سال 1382 و در زمان مديريت شهردار سابق تهران، مدعي احداث خط 11 كيلومتري مونوريل از ميدان صادقيه تا فرودگاه مهرآباد با قيمت كل كمتر از چهل ميليارد تومان بودند كه طرح مذكور پس از دو سال پيگيري، تخريب پايانه اتوبوسراني صادقيه، حفر گودالهاي عميق و واگذاري ميلياردها تومان تراكم به شركاي اين پروژه، بدون نتيجه رها شده و هزينههايي كه قرار بود اين پروژه را به راهاندازي برساند، تنها صرف 5 درصد آن شد.
افرادي كه هماكنون در حال خريد هر واگن مونوريل كاملا خارجي به قيمت دو ميليون دلار هستند، در طرح مونوريل غرب تهران، مدعي بودند كه هر واگن مونوريل را ميتوانند به قيمت 170 هزار دلار و صد درصد داخلي توليد كنند كه اين امر، نشاندهنده 12 برابر شدن قيمت برآوردي اين كارشناسان! ظرف كمتر از دو سال ميباشد.
گفتني است، به رغم تخصيص مبالغ ميلياردي از سوي دولت براي احداث مونوريل، اين طرح مصوبه هيچ يك از شوراهاي دوم و سوم تهران را ندارد.
حتي در شوراي دوم شهر تهران، يكي از اعضاي آن با اشاره به تخصيص 150 ميليون دلار توسط دولت از محل تبصره 13 بودجه 85 براي احداث قطار هوايي تهران نيز گفته بود: در سال 83، زمان مسئوليت احمدينژاد در شهرداري تهران، به تصويب رسيد كه مصوبه احداث مونوريل فقط شامل 6 كيلومتر آن هم در محدوده آزمايشي باشد و همان موقع نيز به علت مباحث كارشناسي، پروژه مونوريل با نظر شورا متوقف شد و توقف آن هيچ ربطي به قاليباف، مديريت فعلي شهرداري ندارد.
شريعتمداري با بيان اينكه پروژه مونوريل بر اساس طرح جامع شبكه حمل و نقل ريلي قابل تحقق خواهد بود، افزود: با توجه به سياست تمركززدايي، دولت بايد اجازه دهد كه مديريت شهري درباره اولويت هاي تهران تصميمگيري كند؛ چرا كه ممكن است طرحي عملي نبوده و به نفع شهر نباشد.
سازمان گزارشگران بدون مرز ٢٤ مهر ماه ١٣٨٦ برای ششمین سال متوالی رده بندی جهانی آزادی مطبوعات را منتشر کرد. در ردهبندی امسال، سال 2007، ایران در میان 169 کشور مورد بررسی، رتبه 166 را دارد.
در رتبه بندی امسال گزارشگران بدون مرز درباره رعایت آزادی مطبوعات در کشورهای مختلف جهان آمده است که در سال جاری میلادی برای نخستین بار اریتره به جای کره شمالی در رتبه آخر قرار گرفته است. همچنین بهجز روسیه همه هشت کشور بزرگ صنعتی امسال نسبت به سال گذشته از لحاظ رعایت آزادی مطبوعات پیشرفت داشتهاند.
این گزارش همچنین درباره ایران که رده 166 از میان 169 کشور بررسی شده را دارد میگوید که روزنامهنگاران ایرانی "با برخورد بسیار تهاجمی حکومتگران که اجازه بیان هیچگونه انتقاد و یا خواست سیاسی و اجتماعی را نمیدهند، مواجهاند."
بنابر این گزارش، ٢٠ کشور آخر رده بندی عبارتند از ٧ کشور آسیایی (پاکستان، سری لانکا، لائوس، ویتنام،چین، برمه، کره شمالی)، ٥ کشور آفریقایی ( اتیوپی، گینه اکوادور، لیبی، سومالی، اریتره)، ٤ کشور از خاورمیانه (سوریه، عراق، سرزمین های خودمختار فلسطین، ایران)، ٣ کشور از مجموعه شوروی سابق (روسیه سفید، ازبکستان، ترکمنستان) و یک کشور در امریکا، یعنی کوبا.
گزارشگران بدون مرز نگرانی "ویژه" خود را برای برمه (میانمار) که رتبه 164 را دارد اعلام کردهاند و گفتهاند "با سرکوب وحشیانه تظاهرات اخیر توسط ژنرالهای دیکتاتور که قدرت را دردست دارند، هیچ آینده روشنی برای آزادیهای بنیادین متصور نیست
» سهم ایران از گاز خزر ؛ فقط 2 درصد
مرکز اطلاعات انرژی آمریکا در گزارش جدید خود مجموع ذخایر قطعی و محتمل گاز طبیعی ایران در دریای خزر را 11 تریلیون فوت مکعب اعلام کرد که 2 درصد کل ذخایر گاز آن محسوب میشود.
به گزارش "مهر"، مرکز اطلاعات انرژی آمریکا کل ذخایر قطعی گاز طبیعی دریای خزر را 232 تریلیون فوت مکعب و کل ذخایر محتمل آن را 328 تریلیون فوت تخمین زده است.
بر اساس این گزارش، ایران در بین پنج کشور حاشیه دریای خزر دارای پایینترین ذخایر گاز طبیعی است و بالاترین ذخایر گاز طبیعی نیز به ترکمنستان با 230تریلیون فوت مکعب ذخایر قطعی و محتمل گاز طبیعی تعلق دارد.
مرکز اطلاعات انرژی آمریکا ذخایر قطعی گاز طبیعی قزاقستان را 65 تریلیون فوت مکعب، ذخایر ازبکستان 101 تریلیون فوت مکعب، و ذخایر آذربایجان را 65 تریلیون فوت مکعب برآورد کرده است. همچنین میزان ذخایر گاز طبیعی روسیه نامعلوم اعلام شده است.
این گزارش همچنین حاکی است، ذخایر قطعی گاز طبیعی ایران در دریای خزر صفر است و ذخایر محتمل آن 11 تریلیون فوت مکعب است که نزدیک به 2 درصد کل ذخایر گاز طبیعی خزر محسوب میشود.
مرکز اطلاعات انرژی آمریکا همچنین ذخایر محتمل گاز طبیعی قزاقستان را 88، ترکمنستان 159، آذربایجان 35، روسیه صفر، و ازبکستان را 35 تریلیون فوت مکعب تخمین زده است.
بر این اساس، از لحاظ مجموع ذخایر قطعی و محتمل گاز طبیعی، ترکمنستان دارای بالاترین ذخایر گاز طبیعی در خزر است و مجموع ذخایر این کشور به 230 تریلیون فوت مکعب میرسد.
همچنین مجموع ذخایر گاز طبیعی آذربایجان 65، قزاقستان 153، و ازبکستان 101 تریلیون فوت مکعب اعلام شده است.
ذخایر قطعی گاز طبیعی به آن بخش از ذخایر گفته میشود که آزمایشهای زمینشناسی و مهندسی، استحصال آنها را بر اساس توان فنی کنونی از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه میدانند.
در مقابل، ذخایر محتمل گاز طبیعی به آن بخش از ذخایر گفته میشود که با دقت کمتری محاسبه شدهاند و هنوز آزمایشهای دقیق در مورد امکان برداشت آنها انجام نشده است.
بر اساس همین گزارش، در حالی که تولید گاز طبیعی ایران و روسیه از حوزه خزر تقریبا صفر است، ظرفیت تولید گاز طبیعی آذربایجان 190 میلیارد فوت مکعب در سال، قزاقستان 560 میلیارد فوت مکعب در سال، ترکمنستان 2.07 تریلیون فوت مکعب در سال، و ازبکستان 2.12 تریلیون فوت مکعب در سال اعلام شده است.
همچنین پیشبینی میشود ظرفیت تولید گاز طبیعی آذربایجان تا سال 2010 به 600 میلیارد فوت مکعب در سال، قزاقستان 1.24 تریلیون فوت مکعب در سال، ترکمنستان 4.24 تریلیون فوت مکعب در سال، و ازبکستان به 3.53 تریلیون فوت مکعب در سال افزایش یابد.
---------------------------------------------------------------------------
| عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی در گفتوگو با ایسکانیوز: | ||||||
| سهم ایران از دریای خزر 50 درصد است | ||||||
| تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: سهم واقعی و قانونی ایران از دریای خزر 50 درصد است اما چنانچه مسوولین کشورمان بخواهند لطفی به همسایگان خود بکنند نباید سهم ارفاقی بیش از 10 درصد باشد بنابراین در نهایت و در کمترین سهم، حق ایران نباید کمتر از 40 درصد باشد. | ||||||
|
وی گفت: در کل دنیا کشورهای متعددی هستند که بدشان نمی آید حق دیگران را پایمال کنند. در بحث تقسیم منصفانه دریای خزر نیز این مساله صدق می کند. این عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی با تاکید بر پرچمداری ایران به عنوان کشوری آزاده در بین کشورهای جهان، بیان کرد: طبق شواهد و اسناد قانونی که وجود دارد، بر همه جهانیان اثبات شده سهم بالایی از منابع دریای خزر متعلق به جمهوری اسلامی ایران است. بر همین مبنا باید شرکای ما در دریای خزر به توافقات اولیه بین ایران و روسیه که به صورت 50-50 است پایبند بوده و از سهم خواهی اضافی خودداری کنند. عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس اعلام کرد: کشورهای تازه استقلال یافته حاشیه دریای خزر باید سهم خود را از 50 درصد سهم روسیه طلب کنند نه اینکه بخواهند از سهم ایران برای خود طلب سهم کنند. وی تاکید کرد: کاهش سهم ایران از دریای خزر از 50 درصد به 6/13 درصد ظلمی آشکار است که بر کشور ما تحمیل شده، بنابراین باید دیپلمات ها و سیاستمداران ما در دومین اجلاس رژیم حقوقی دریای خزر که در 24 مهرماه انجام خواهد شد بر مواضع و حقوقی حتمی و قانونی کشورمان تاکید کرده و درصدد افزایش سهم ایران برآیند. نماینده مردم بافت در مجلس عنوان کرد: چنانچه مسوولین ما می خواهند از خود گذشتگی نشان داده و سهمی هم از حق قانونی کشورمان به کشورهای همسایه واگذار کنند، مشکلی نیست اما این سهم نباید از 10 درصد بیشتر شود بنابراین در کل باید سهم ایران در کمترین حال مورد تصور، 40درصد باشد. وی تسلیم دولتمردان کشورمان در دوره های قبل در برابر زیاده خواهی برخی کشورهای منطقه و کاهش چشمگیر سهم جمهوری اسلامی ایران را ناشی از ضعف دیپلماسی دانست. وی خواستار پافشاری تیم مذاکره کننده ایرانی درباره مساله دریای خزر و تاکید بر مواضع به حق کشورمان شد و تاکید کرد:دفاع از حقوق مردم باید از هر امری برای دولتمردان و دیپلمات های ما مهم باشد. پیش بین با اشاره به مواضع عزت مدارانه دولت نهم در مساله هسته ای و سخنرانی وی در دانشگاه کلمبیا گفت: مطمئن هستیم رئیس جمهور همچون همیشه برای احقاق حقوق حقه مردم کشورمان تمام سعی خود را کرده و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد. وی ضمن یادآوری تحریک سایر کشورهای منطقه توسط آمریکا عنوان کرد: هدف آمریکا از این تفرقه افکنی، کسب منافع و به دست آوردن پایگاه مستحکم تر در منطقه است . نماینده مردم بافت در مجلس گفت: مقام معظم رهبری و ملت ایران همواره پشتیبان دولت مردان و نظام جمهوری اسلامی بوده و هستند و بر مطالبات خود پافشاری می کنند./05/116/120 | ||||||
آنچه که در زیر میخوانید، نامهی سرگشاده گری هارت (Gary Hart) به محمود احمدینژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران است. هارت در دهههای گذشته سناتور ایالت کلرادو در مجلس سنای آمریکا بود و هم اینک از اعضای شورای روابط خارجی ایالات متحده است. در سالهای 1984 و1988، هارت به عنوان نامزد حزب دمکرات آمریکا برای انتخابات ریاست جمهوری، به مصاف نامزدان جمهوریخواه رفت، ولی ناکام ماند. او گرچه از امضاء کنندگان طرح موسوم به "پروژه قرن بیست و یکم" آمریکا، یا همان کارپایهای است که نومحافظهکاران در سال 1998 انتشار دادند، اما با جنگ آمریکا علیه عراق در سال 2003، مخالف بوده و هست.
متن اصلی نامه هارت در شمارهی 26 سپتامبر نشریهی Huffingtoton Post آمریکا انتشار یافته است.
گری هارت
با این فرض که شما آن قدر دچار غفلت و بیخبری نیستید که خواهان جنگی با آمریکا باشید، احتمالاً یک توصیه خوب برایتان این است که ماجرای غرق کشتی جنگی آمریکا در بندر هاوانا در سال 1898* و همچنین اتفاق مربوط به خلیج تونکین(ویتنام) در سال 1964 ** را به دقت مطالعه کنید. اگر این کار را انجام دهید، قطعاً درخواهید یافت که آمریکاییها اگر مورد حمله قرار نگیرند با اکراه وارد جنگ میشوند. تا قبل از حمله ژاپن به پرل هاربور ما اصلاً رغبتی به ورود به جنگ جهانی دوم نداشیتم. برای تاریخدانانی که روی جنگهای آمریکا تحقیق و مطالعه میکنند، این سؤال مطرح است، که آیا ما خودمان تحریکات را دامن میزنیم.
شاید جنگ آمریکا علیه عراق در سال 2003 موردی باشد که شما با استناد به آن بگویید، قواعد و معیارها تغییر کردهاند و دیگر لازم نیست برای ورود آمریکا به جنگ [کسی یا کشوری] آن را تحریک کند. ولی حتی در همین مورد هم، این باور به ما القا شد که قاتل جمعی ِ شهروندان آمریکا، یعنی اسامه بن لادن، خودش و یا روح و نمادش در نزدیک بغداد کمین کرده است.
با نظرداشت نکات فوق، یک توصیه خوب به شما شاید این باشد که همه نیروهای (نظامی)، به شمول واحدهای مخفی خود را تا حد ممکن از مرز عراق دور کنید. شاید حتی عاقلانه و مفید باشد که برخی از کشورهای همسایه را اجازه دهید تا با بررسی و مشاهدات خود، بر عدم ارسال اسلحه از سوی شما به عراق، گواهی دهند. لحن و اظهارات خود علیه صهیونیسم را ملایم کنید. شما [تا کنون با اظهارات خودتان] سند و مستمسک به دست کسانی دادهاید که دقیقاً به چنین چیزهایی نیازمندند و از آن سود میبرند.
اگر از پرتاب سنگ و چوب و غیره به سوی نشان عقابدار آمریکا احساس قدرت به شما دست میدهد، این کار را بکنید؛ ولی در 16 ماه آینده فقط اقدامات تحریکآمیزی انجام ندهید؛ حتی کوچکترین ظنی هم در این رابطه نباید ایجاد کنید.
با سرنوشت، یا به عبارت دیگر با تمایلات اکثریت بزرگی از مردم آمریکا که خواهان گسترش جنگ در خاورمیانه و جاهای دیگر نیستند، بازی نکنید. همه ما [ گرایشهای] دیک چینی، معاون رئیس جمهور آمریکا، را میشناسیم. دلایلی و اسنادی را که او میخواهد تا به کشور شما حمله کند برایش فراهم نکنید. مگر این که مایل باشید بمبها بر شما فرودآیند.
--------------------------
*منظور از رویداد سال 1898، انفجار مشکوکی است که به تخریب کشتی جنگی آمریکا، موسوم به "ماین"، در سواحل کوبا انجامید و بیش از 250 خدمه نظامی آن را از بین برد. این حادثه زمانی اتفاق افتاد که کوبا مستعمرهی اسپانیا بود و آمریکا نیز تلاشهای خود برای عقبراندن اسپانیا از کارائیب و بسط حوزه نفوذ خود در این منطقه را افزایش داده بود. واقعه کشتی ماین را آمریکا به اسپانیا نسبت داد و با این کشور بر سر تسلط بر کوبا وارد جنگ شد. هنوز هم در مورد علت واقعی آن حادثه شک و تردیدها ادامه دارد. تحقیقی که سال 1976 در این رابطه به عمل آمد تخریب کشتی یادشده را ناشی از یک انفجار درونی میداند و مدعای دولت وقت آمریکا مبنی بر اصابت مین اسپانیا به آن را تایید نمی کند.
** واقعه خلیج تونکین، به سال 1964 برمیگردد که به ادعای دولت وقت واشنگتن قایقهای جنگی ویتنام شمالی به کشتیهای ایالات متحده حمله کردند. این واقعه محملی شد که دولت آمریکا به ریاست لیندون جانسون وارد منازعات میان دو بخش ویتنام شود و به حمایت از ویتنام جنوبی بپردازد. به این ترتیب جنگی شروع شد که 11 سال به دراز کشید و نهایتاً با خروج نیروهای آمریکایی از ویتنام به پایان رسید.
سال 1971 پنتاگون در یک گزارش تحقیقی خبردهی دولت وقت آمریکا از حادثهی خلیج تونکین را انتشار آگاهانه اطلاعات جعلی توصیف کرد. در نوامبر سال 2005 نیز، سازمان اطلاعاتی آمریکا، موسوم به NSA (National Security Agency) با انتشار اسناد مخفیانه مربوط به سال 1964 عملاً این مدعا را تایید کرد که جنگ ویتنام با استناد به یک خبر جعلی آغاز شد.
به گزارش روزنامه فايننشال تايمز انگليس ، محمد البرادعي مدير اژانس اعلام کرده است که از تهران انتظار دارد قبل از انکه وي در 22 نوامبر به شوراي حکام اژانس گزارش تازه اي ارسال کند شک و شبهات درباره دستگاههاي سانتريفيوژ پيشرفته خود را برطرف کند.
البرادعي به روزنامه فايننشال تايمز گفت اگر ايران در اينکار با اژانس همکاري لازم را نداشته باشد تهران بايد عواقب انرا بپردازد.
البرادعي گفت به ايرانيها گفته است که اگر نتوانند شبهات را برسر برنامه غني سازي از بين ببرند هيچکس قادر نخواهد بود به انها کمک کند.
رئيس اژانس گفت دو مسئله عمده طي چند هفته اينده نياز به توضيح دارد، يکي از اين پرسشها به ابعاد توانايي ايران در زمينه غني سازي مربوط مي شود و ديگري به توانايي تهران در استفاده از فن اوري و مواد هسته اي براي توليد سلاح اتمي.
وي ابراز اميدواري کرد که تا ماه نوامبر اين دو مسئله روشن شود.
آقای احمدی نژاد!
در طول سفر هیچ این سوال برایتان پیش نیامد که چطور و چرا با وجود مخالفت ها و اعتراضات بسیاری از مقامات بلندپایه آمریکایی سرانجام مراسم سخنرانی شما برگزار شد؟ مگر نه این ست که در میان معترضان شما در بیرون دانشگاه چند سناتور و نماینده یهودی و وزیر امور خارجه اسرائیل_که طبعا باید از اعضای اصلی لابی صهیونیستی باشند که قول شما مسئول بسیاری از جنایات و تصمیم گیریهای دولت آمریکا هستند_ حضور داشتند اما آنها هم نتوانستند مانع سخنرانی شما شوند؟ در صورتی که در دانشگاه های ایران گاها تنها مخالفت مامورین امنیتی شهر، استاندار، فرماندار، امام جمعه شهر و یا حتی برخی نیروهای دانشگاهی بعضا تنها به دلایل سیاسی می تواند مانع از انجام مراسم ها ،همایش ها، سخنرانی ها و … شود.
آقای احمدی نژاد!
از دلایل درس آموز برگزاری سخنرانی شما که استقلال دانشگاه کلمبیا را به رخ می کشید بگذریم اشاره به صحبت هایتان در این دانشگاه خالی از لطف نیست. بعد از صحبت های رئیس دانشگاه کلمبیا در مورد شما، در جواب از وجود احترام به مخاطبان در ایران سخن گفتید و اینکه این “تشخیص” مخاطبان در ایران است که درست و صحیح را تمیز می دهد و نیاز به هدایت افکار عمومی نیست. این صحبت هر چند بی نهایت شیرین و تحسین برانگیز است اما متاسفانه بر خلاف ادعای شما در ایران کمترین بهره را از واقعیت دارد. نگاهی به سیر دریافت مجوز برای چاپ و نشر کتاب، موسیقی، فیلم و تحدید و سانسور هر روزه روزنامه ها و چرایی آن خود گویای این واقعیت تلخ هست. اینکه چرا دیش های ماهواره باید از ژشت بام خانه های مردمجمع آوری شوند؟ سایت های سیاسی و منتقد فیلتر شوند و …؟! جواب هیچ کدام شان با ادعای شما در مورد احترام به شعور مخاطب در ایران سازگار نیست. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حقیقت نشانه تعریف کار ویژه “ارشاد” برای دولت در قانون اساسی ایران ست ارشادی دائم که حتی محدود به یک وزارتخانه عریض طویل هم نشده است و با کمک دیگر قوا حتی به نوع پوشش و وجب های مانتو و شلوار مردم ایران هم رسیده است و این خود کمترین نسبتی با ادعای شما در دانشگاه کلمبیا دارد. وزیر فرهنگ شما پس از تکیه بر اریکه وزارت به صراحت اعلام کرد که: گذشت آن زمانی که وزیر می گفت ارشاد نداریم فقط فرهنگ اسلامی ست!
آقای احمدی نژاد!
شما بار ها در سخنرانی هایتان از وجود آزادی رسانه ها و آزادی گردش اطلاعات در ایران صحبت کردید و گفته اید مردم امریکا در زندان بی خبری ای که رسانه های تحت سانسور برایشان ایجاد کرده اند به سر می برند. آقای دکتر اجازه دهید قبل از تحقیق در مورد واقعه هلوکاست تحقیق آسان دیگری را پیشنهاد کنم که علاوه بر اینکه وقت زیادی نمی گیرد می تواند نتایج مثبتی هم برای ملت ایران داشته باشد. آقای دکتر! قانون اساسی آمریکا در سال ۱۷۸۹ تدوین شد از آن سال تا امروز فقط چیری در حدود ۲۱۸ سال می گذرد اما لطفا بفرمائید تحقیق شود چند روزنامه و رسانه توسط دولت ها یا مراجع قضایی امریکا در طول عمر این تمدن دون پایه توقیف شده است؟ یا با تصمیم مسئولین ذی ربط چند مطبوعه موفق به انتشار نشده اند؟ کافی ست آنرا با ۲۰ سال گذشته در ایران مقایسه کنید و بفرمائید نتایج را هیات های نظارت، شوراهای عالیه و مراجع قضایی بررسی کنند. نگاهی به آمار فیلترینگ سایت ها و رتبه ممتاز ایران در این زمینه خود گویای بخش عظیمی از واقعیت هاست؟ خبرگزاری ایلنا، بازتاب و لیست بلندی از سایت های پر بیننده فارسی به چه جرمی فیلتر می شوند؟ مخالفت با چه؟ چرا بزرگترین حزب منتقد و قانونی داخلی از داشتن یک روزنامه در ایران محروم است؟ ترس از چه؟ آیا تا به حال توجه کرده اید داغ ترین خبر ها از فساد های مقامات امریکایی و تند ترین نقد ها بر دولت آمریکا در روزنامه هایی مثل کیهان و صدا و سیمای جمهوری اسلامی از منبع روزنامه ها و خبرگزاری ها و احزاب منتقد آمریکایی ست؟
آقای رئیس جمهور!
شما در سخنرانی تان در دانشگاه کلمبیا گفتید روزانه صدها سخنرانی در دانشگاه های ایران برگزار می شود و اساتید و دانشجویان به بحث و گفتگو با یکدیگر می پردازند. البته من نمی دانم منظور شما از صدها سخنرانی چه جور سخنرانی هاییست؟ و منظورتان از گفتگو چه نوع گفتگویی؟ اما می خواهم این سوال را به شکل صحیح و امروزی _یعنی روزهایی که حقوق بشر مسئله اصلی فعالان سیاسی اجتماعی است_ بپرسم. آقای دکتر کاش در دانشگاه کلمبیا اشاره می کردید روزانه چند سخنرانی در دانشگاه های ایران موفق به انجام نمی شوند؟ روزانه چند هزار ایده برای بحث و گفتگو در دانشگاه های ایران حتی مجال پرواز از ذهن دانشجو به روی میز هیات های نظارت برای اخذ مجوز بحث و سخنرانی را پیدا نمی کنند؟
آقای احمدی نژاد!
در خبرها آمده بود _ و در مطبوعات داخلی پر رنگ شده بود_ که گروهی از خاخام های یهودی در نیویورک از شما استقبال کرده اند تقاضای دیدار با شما را داشته با شما دیدار کرده اند. تصاویری از تلوزیون ایران هم پخش شد که هدیه ای به شما داده اند. آقای دکتر! لطفا اگر می توانید کمی از یک جانبه نگری دور شوید و این قضیه را با اوضاع نیروها، احراب و فعالین منتقد در داخل ایران مقایسه کنید. حتما می دانید که دولت فعلی ایالات متحده، ایران را به “محوریت شرارت” و “کمک به کشتن سربازان امریکایی در عراق” متهم کرده است. اگر روزی رئیس دولت یا هر مقام مسئول دولتی که چنین با حکومت ایران در تخاصم است موفق به سفر به ایران شود. تقریبا هیچ گروه و فعال داخلی حتی در بدترین شرایط جسارت ملاقات و حتی خوشامد گویی را در خود نمی بیند. آقای دکتر حتما می دانید در ایران خانواده زندانیان سیاسی و فعالین حقوق بشر حتی برای دیدار با سفیران و مامورین سازمان بین الملل و نهاد ها و NGO های حقوق بشری با مشکل و بعضا تهدید رو به رو می شوند! تا به حال از خود پرسیده اید چگونه این گروه منتقد یهودی با رئیس جمهور کشوری که دولتشان چنین اتهاماتی را بر او روا می دارد آزادانه ملاقات می کنند، خوشامد می گویند و به خاطر مواضع و حرف هایش از او قدردانی کرده به او هدیه هم می دهند؟ اما کسی نمی تواند مخل آزادی ها و فعالیت های آنها شود؟ اگر شده اند بفرمائید!
آقای دکتر!
در خبرگزاری ها آمده بود این گروه یهودی چندی پیش هم برای شرکت در کنفرانس هولوکاست به تهران سفر کرده بودند. آیا برایتان سوال نیست چگونه است که فعالین سیاسی، روزنامه نگاران و نیروهای منتقد در داخل ایران در صورت ممنوع الخروج نشدن برای شرکت در کنفرانس ها یا کلاس های آموزشی در “خارج” از کشور بازداشت و بازجویی می شوند؟ و بسیاری از آنها تحت عنوان “ارتباط با بیگانه” یا مواردی از این دست با محکومیت قضایی مواجه هستند؟
آقای رئیس جمهور!
برای من جای سوال دارد که چرا در هنگامی که شما پرونده هسته ای ایران را سیاسی و نه حقوقی می دانید در داخل کشور در بسیاری از پرونده های قضایی یک خط پررنگ سیاسی دیده می شود؟ چرا تنها روزنامه های متعلق به یک جریان خاص سیاسی توقیف می شوند؟ اعضای احزاب همان جریان سیاسی به دادگاه احضار و محکوم می شوند؟ تنها دانشجویان منتقد دولت محکوم می شوند؟ آقای احمدی نژاد چرا دانشجویان منتقد شما در ایران بازداشت می شوند به زندان می افتند؟ ستاره دار می شوند و حق تحصیل ازشان سلب می شود؟ البته جرم انها اکثرا چیزی شبیه “اقدام علیه امنیت ملی”، “تشویش اذهان عمومی” و .. است اما می شود گفت مصداق آنها همان فعالیت های سیاسی و انتقاد هایشان است. سه دانشجوی پلی تکنیک در همچنان در زندان هستند و هادی قابل عضو شورای مرکزی یکی از احزاب منتقد شما در بازداشت به سر می برد.
آقای احمدی نژاد!
سوال های بسیار دیگری هم هست که به خوبی می دانم از تمام آنان آگاهید، به انجام آن یا تمایل دارید و یا خود مسئولش هستید. من به شما و تمام همفکرانتان که دغدغه های شما را دارند حق می دهم که تا جواب سوالهایتان را در مورد هلوکاست از جامعه جهانی نگرفته اید ساکت نشوید. هم چنین من هم به نقض حقوق بشر در هر کجای دنیا باشد معترضم و خواهان اتمام آن هستم. اما چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. طبیعتا این حق را هم برای خودم و تمام کسانی که دغدغه های من را دارند محفوظ می دانم که ما هم تا جواب سوالاتمان را نگرفتیم لحظه ای ساکت نشویم
آقای احمدی نژاد!
در طول سفر هیچ این سوال برایتان پیش نیامد که چطور و چرا با وجود مخالفت ها و اعتراضات بسیاری از مقامات بلندپایه آمریکایی سرانجام مراسم سخنرانی شما برگزار شد؟ مگر نه این ست که در میان معترضان شما در بیرون دانشگاه چند سناتور و نماینده یهودی و وزیر امور خارجه اسرائیل_که طبعا باید از اعضای اصلی لابی صهیونیستی باشند که قول شما مسئول بسیاری از جنایات و تصمیم گیریهای دولت آمریکا هستند_ حضور داشتند اما آنها هم نتوانستند مانع سخنرانی شما شوند؟ در صورتی که در دانشگاه های ایران گاها تنها مخالفت مامورین امنیتی شهر، استاندار، فرماندار، امام جمعه شهر و یا حتی برخی نیروهای دانشگاهی بعضا تنها به دلایل سیاسی می تواند مانع از انجام مراسم ها ،همایش ها، سخنرانی ها و … شود.
آقای احمدی نژاد!
از دلایل درس آموز برگزاری سخنرانی شما که استقلال دانشگاه کلمبیا را به رخ می کشید بگذریم اشاره به صحبت هایتان در این دانشگاه خالی از لطف نیست. بعد از صحبت های رئیس دانشگاه کلمبیا در مورد شما، در جواب از وجود احترام به مخاطبان در ایران سخن گفتید و اینکه این “تشخیص” مخاطبان در ایران است که درست و صحیح را تمیز می دهد و نیاز به هدایت افکار عمومی نیست. این صحبت هر چند بی نهایت شیرین و تحسین برانگیز است اما متاسفانه بر خلاف ادعای شما در ایران کمترین بهره را از واقعیت دارد. نگاهی به سیر دریافت مجوز برای چاپ و نشر کتاب، موسیقی، فیلم و تحدید و سانسور هر روزه روزنامه ها و چرایی آن خود گویای این واقعیت تلخ هست. اینکه چرا دیش های ماهواره باید از ژشت بام خانه های مردمجمع آوری شوند؟ سایت های سیاسی و منتقد فیلتر شوند و …؟! جواب هیچ کدام شان با ادعای شما در مورد احترام به شعور مخاطب در ایران سازگار نیست. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حقیقت نشانه تعریف کار ویژه “ارشاد” برای دولت در قانون اساسی ایران ست ارشادی دائم که حتی محدود به یک وزارتخانه عریض طویل هم نشده است و با کمک دیگر قوا حتی به نوع پوشش و وجب های مانتو و شلوار مردم ایران هم رسیده است و این خود کمترین نسبتی با ادعای شما در دانشگاه کلمبیا دارد. وزیر فرهنگ شما پس از تکیه بر اریکه وزارت به صراحت اعلام کرد که: گذشت آن زمانی که وزیر می گفت ارشاد نداریم فقط فرهنگ اسلامی ست!
آقای احمدی نژاد!
شما بار ها در سخنرانی هایتان از وجود آزادی رسانه ها و آزادی گردش اطلاعات در ایران صحبت کردید و گفته اید مردم امریکا در زندان بی خبری ای که رسانه های تحت سانسور برایشان ایجاد کرده اند به سر می برند. آقای دکتر اجازه دهید قبل از تحقیق در مورد واقعه هلوکاست تحقیق آسان دیگری را پیشنهاد کنم که علاوه بر اینکه وقت زیادی نمی گیرد می تواند نتایج مثبتی هم برای ملت ایران داشته باشد. آقای دکتر! قانون اساسی آمریکا در سال ۱۷۸۹ تدوین شد از آن سال تا امروز فقط چیری در حدود ۲۱۸ سال می گذرد اما لطفا بفرمائید تحقیق شود چند روزنامه و رسانه توسط دولت ها یا مراجع قضایی امریکا در طول عمر این تمدن دون پایه توقیف شده است؟ یا با تصمیم مسئولین ذی ربط چند مطبوعه موفق به انتشار نشده اند؟ کافی ست آنرا با ۲۰ سال گذشته در ایران مقایسه کنید و بفرمائید نتایج را هیات های نظارت، شوراهای عالیه و مراجع قضایی بررسی کنند. نگاهی به آمار فیلترینگ سایت ها و رتبه ممتاز ایران در این زمینه خود گویای بخش عظیمی از واقعیت هاست؟ خبرگزاری ایلنا، بازتاب و لیست بلندی از سایت های پر بیننده فارسی به چه جرمی فیلتر می شوند؟ مخالفت با چه؟ چرا بزرگترین حزب منتقد و قانونی داخلی از داشتن یک روزنامه در ایران محروم است؟ ترس از چه؟ آیا تا به حال توجه کرده اید داغ ترین خبر ها از فساد های مقامات امریکایی و تند ترین نقد ها بر دولت آمریکا در روزنامه هایی مثل کیهان و صدا و سیمای جمهوری اسلامی از منبع روزنامه ها و خبرگزاری ها و احزاب منتقد آمریکایی ست؟
آقای رئیس جمهور!
شما در سخنرانی تان در دانشگاه کلمبیا گفتید روزانه صدها سخنرانی در دانشگاه های ایران برگزار می شود و اساتید و دانشجویان به بحث و گفتگو با یکدیگر می پردازند. البته من نمی دانم منظور شما از صدها سخنرانی چه جور سخنرانی هاییست؟ و منظورتان از گفتگو چه نوع گفتگویی؟ اما می خواهم این سوال را به شکل صحیح و امروزی _یعنی روزهایی که حقوق بشر مسئله اصلی فعالان سیاسی اجتماعی است_ بپرسم. آقای دکتر کاش در دانشگاه کلمبیا اشاره می کردید روزانه چند سخنرانی در دانشگاه های ایران موفق به انجام نمی شوند؟ روزانه چند هزار ایده برای بحث و گفتگو در دانشگاه های ایران حتی مجال پرواز از ذهن دانشجو به روی میز هیات های نظارت برای اخذ مجوز بحث و سخنرانی را پیدا نمی کنند؟
آقای احمدی نژاد!
در خبرها آمده بود _ و در مطبوعات داخلی پر رنگ شده بود_ که گروهی از خاخام های یهودی در نیویورک از شما استقبال کرده اند تقاضای دیدار با شما را داشته با شما دیدار کرده اند. تصاویری از تلوزیون ایران هم پخش شد که هدیه ای به شما داده اند. آقای دکتر! لطفا اگر می توانید کمی از یک جانبه نگری دور شوید و این قضیه را با اوضاع نیروها، احراب و فعالین منتقد در داخل ایران مقایسه کنید. حتما می دانید که دولت فعلی ایالات متحده، ایران را به “محوریت شرارت” و “کمک به کشتن سربازان امریکایی در عراق” متهم کرده است. اگر روزی رئیس دولت یا هر مقام مسئول دولتی که چنین با حکومت ایران در تخاصم است موفق به سفر به ایران شود. تقریبا هیچ گروه و فعال داخلی حتی در بدترین شرایط جسارت ملاقات و حتی خوشامد گویی را در خود نمی بیند. آقای دکتر حتما می دانید در ایران خانواده زندانیان سیاسی و فعالین حقوق بشر حتی برای دیدار با سفیران و مامورین سازمان بین الملل و نهاد ها و NGO های حقوق بشری با مشکل و بعضا تهدید رو به رو می شوند! تا به حال از خود پرسیده اید چگونه این گروه منتقد یهودی با رئیس جمهور کشوری که دولتشان چنین اتهاماتی را بر او روا می دارد آزادانه ملاقات می کنند، خوشامد می گویند و به خاطر مواضع و حرف هایش از او قدردانی کرده به او هدیه هم می دهند؟ اما کسی نمی تواند مخل آزادی ها و فعالیت های آنها شود؟ اگر شده اند بفرمائید!
آقای دکتر!
در خبرگزاری ها آمده بود این گروه یهودی چندی پیش هم برای شرکت در کنفرانس هولوکاست به تهران سفر کرده بودند. آیا برایتان سوال نیست چگونه است که فعالین سیاسی، روزنامه نگاران و نیروهای منتقد در داخل ایران در صورت ممنوع الخروج نشدن برای شرکت در کنفرانس ها یا کلاس های آموزشی در “خارج” از کشور بازداشت و بازجویی می شوند؟ و بسیاری از آنها تحت عنوان “ارتباط با بیگانه” یا مواردی از این دست با محکومیت قضایی مواجه هستند؟
آقای رئیس جمهور!
برای من جای سوال دارد که چرا در هنگامی که شما پرونده هسته ای ایران را سیاسی و نه حقوقی می دانید در داخل کشور در بسیاری از پرونده های قضایی یک خط پررنگ سیاسی دیده می شود؟ چرا تنها روزنامه های متعلق به یک جریان خاص سیاسی توقیف می شوند؟ اعضای احزاب همان جریان سیاسی به دادگاه احضار و محکوم می شوند؟ تنها دانشجویان منتقد دولت محکوم می شوند؟ آقای احمدی نژاد چرا دانشجویان منتقد شما در ایران بازداشت می شوند به زندان می افتند؟ ستاره دار می شوند و حق تحصیل ازشان سلب می شود؟ البته جرم انها اکثرا چیزی شبیه “اقدام علیه امنیت ملی”، “تشویش اذهان عمومی” و .. است اما می شود گفت مصداق آنها همان فعالیت های سیاسی و انتقاد هایشان است. سه دانشجوی پلی تکنیک در همچنان در زندان هستند و هادی قابل عضو شورای مرکزی یکی از احزاب منتقد شما در بازداشت به سر می برد.
آقای احمدی نژاد!
سوال های بسیار دیگری هم هست که به خوبی می دانم از تمام آنان آگاهید، به انجام آن یا تمایل دارید و یا خود مسئولش هستید. من به شما و تمام همفکرانتان که دغدغه های شما را دارند حق می دهم که تا جواب سوالهایتان را در مورد هلوکاست از جامعه جهانی نگرفته اید ساکت نشوید. هم چنین من هم به نقض حقوق بشر در هر کجای دنیا باشد معترضم و خواهان اتمام آن هستم. اما چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. طبیعتا این حق را هم برای خودم و تمام کسانی که دغدغه های من را دارند محفوظ می دانم که ما هم تا جواب سوالاتمان را نگرفتیم لحظه ای ساکت نشویم
مرسوم ترین روش داد و ستد میان کشورها در دنیای مدرن، اعتبارات اسنادیاند و این بانک ها هستند که چنین اعتباراتی را گشایش میکنند. نداشتن پشتوانه بانکی اما محدودیت های جدی برای صاحبان صنعت، مدیران بازرگانی و دست اندرکاران واردات و صادرات کالا در ایران ایجاد کرده است. مشکلات از آنجا آغاز شدند که چند بانک مهم اروپایی از جمله "کومرز بانک"، "درسدنر بانک" و " دویچه بانک" حسابهای خود با شرکتها و شهروندان ایرانی را مسدود کردند. شرکتهای ایرانی که در کار خرید و فروش با کشورهای خارجی هستند، ناگزیرند در فقدان پشتوانه بانکی، مشکلات را دور بزنند و از طریق واسطهها و دلالان در کشوری ثالت گشایش اعتبار کنند. مستقیمترین پیامد چنین کاری، بالاتر رفتن هزینه معامله و صرف زمان طولانیتربرای آن است.
دامنه هزینهها
به گفته آنها که از نزدیک با مشکلات تحریم بانکی و اقتصادی ایران سروکار دارند، هنوز نمی توان برآورد مشخصی از هزینه کلان تحریم های بانکی علیه ایران داد. آنچه روشن است اینکه بخش بزرگی از انرژی مفید شرکتهای داخلی بجای جریان یافتن در روند تولید و توسعه، به مصرف دوباره کاری، سرو کله زدن با واسطهها و فرسایش زمانی می رسد. شرکتهایی در ایران هستند که برای انجام سریعتر کارهای خود، در عراق و افغانستان دفتر بازکردهاند. دوبی که از سالها قبل، پایگاه شرکتهای ایرانی برای معامله با جهان غرب بوده، هنوزهم مرکز ثقل فعالیتهای اقتصادی و بازرگانی ایرانیان با دنیای غرب به شمار میرود.
دور زدن ابتکاری مشکلات
فریبرز لقایی مدیر یک شرکت بازرگانی است که همه روزه با پیامدهای تحریم بانکی ایران سروکار دارد. آقای لقایی به عادت دیرینه ایرانیان در دور زدن مشکلات و یافتن راه حلی ابتکاری برای موانع اشاره میکند و اینکه در کارهای بانکی هم، اکثر شرکتها از همین الگو پیروی میکنند. فریبرز لقایی ادامه میدهد:
" الان بخش عظیمی از شرکتهای ایرانی یک دفتر در دوبی دارند. نکته اینست که در سیستم بانکی، اعتبار همه شرکتهای ایرانی در ایران است. من در ایران آدم معتبری هستم! اگر بتوانم اعتبارم را به خارج هم منتقل کنم، به اعتبارم افزوده میشود. به این میگویند: "بک تو بک". در کارهای تجاری کسی یک "ال سی" در ایران باز میکند و براساس آن "ال سی" دیگری در دوبی می تواند بازکند که پشتیبانش اعتبار اول است. اما وقتی بانکهای ایرانی را کسی قبول نداشته باشد، "ال سی" اولی به درد هیچ چیز نمیخورد. طرفی که رفته در دوبی، شاید بتواند در آنجا "ال سی" باز کند اما اعتبارش را که در ایران است چگونه بردارد به دوبی ببرد؟ باید پول نقد ببرد؟ صنعت که با پول نقد کار نمیکند. هیچکس آنقدر پول نقد ندارد که خریدش را نقد کند، همه از اعتبارهای بانکی، وام و تسهیلات بانکی استفاده میکنند. اگر بانک ملی ایران را که آخرین بانک ماست، تحریم کنند، تیرخلاص به اقتصاد ایران زده میشود. همین بانک ملی را هم کسی قبول ندارد. شما مثلا میخواهید در چین یک ال سی باز کنید. چین میگوید خوب! امروز "ال سی" بانک ملی معتبر است اما اگر بعد شورای امنیت بانک ملی را هم تحریم کرد، من پولم را از که بگیرم؟ دردسر فروشندگان اروپایی پس از تحریم بانک سپه واقعا زیاد بود. فروشنده کالا را فرستاده بود و بانک سپه هم میخواست پولش را بدهد، اما تحریم شده بود و هیچ پرداختی در کار نبود. این ناامنیها باعث شده تا همه کارها قفل شوند."
هنوز نمی توان قضاوت کرد
اصغر قاسمی، مدیر تدارکات یک شرکت صنعتی از جمله میگوید: " چون ما یکسری پروژه داشتیم که از قبل مسائلاش را تامین کرده بودیم، هنوز تاثیر منفی این تحریمها را زیاد حس نمیکنیم. تنها یک مورد بود که در خرید الکتروموتور و گیربکس از یک کمپانی آلمانی دچار وقفه شدیم اما مشکل جدی نبود. الان شرکتهایی در ایران هستند که نفش واسطه کارهای خرید و گشایش اعتبار را ایفا میکنند واین باعث میشود که هزینه و زمان بالا بروند."
مهندس علی تقدسی، مدیر فنی یک واحد تولیدی صنعتی نیز اشاره میکند که اثر تحریمهای کنونی در حد شرکتهای کوچک چندان محسوس نیستند و میتوانند در بیست الی سی درصد گردش کارهای آنها اثر گذاشته باشند اما در شرکتهای بزرگ و دولتی،در پروژههای عمرانی بزرگ در سطح کشور، اثر تحریمها کلان خواهند بود. مهندس تقدسی میگوید:
"به طور کلی در مواردی که باید از اروپا جنس وارد شود، اثرات منفی تحریم در پروژهها، کیفیت و زمانبندی آنها دیده میشود. تاکنون ما با تاخیرهای زمانی در اجرای پروژهها کنار آمدهایم اما برای آینده این نگرانی وجود دارد که مشکلات بیشتر شوند و اصلا دیگر نتوان جنس تهیه کرد".
وزن مشکلات چقدر است؟
فریبرز لقایی میگوید شرکتها و افراد بسته به نوع و حجم کارشان تاثیرات متفاوتی از این تحریمها گرفتهاند. نمی توان با قاطعیت در مورد شدت و ضعف تاثیرها حرف زد چون مورد به مورد متفاوت هستند. این مدیر بازرگانی در ادامه میگوید: شرکت ما چون بیشتر با دوبی کار میکند و بانکهای ایرانی در دوبی این مسائل را انجام میدهند، مشکلاتش کمتر است. شرکتهایی که با اروپا کار میکردند، حتی شرکتهایی که با چین کار میکنند، اینها بیشتر مسئله دارند. چقدر آن را در ترازو نمیتوان گذاشت. تنها میتوان گفت: زیاد... در ضمن من خودم یک حساب شخصی در دویچه بانک داشتم که حواله ها و" سی سی" هایم را آنجا انجام میدادم. حالا آن را بستهاند. کارت اعتباری داشتم که هروقت آلمان میامدم، با آن خرید میکردم. آن هم بسته شده و من ناچارم پول نقد در جیبم بگذارم."
از سخنان اقای احمدی نژاد چندین نکته برداشت می شود :۱-از کجا معلوم است که سخنان ایشان باعث سر افرازی ملت ایران شده آیا ایشان از مردم ایران نظر خواهی کرده اند؟۲-کشورهایی که از ایشان حمایت کرده اند همانهایی بوده اند که همواره و در همه دیدارها از ایشان و سخنانشان حمایت می کنندو این موضوع هم چیز تازه ای نیست.۳-اگر چندین نفر از ایرانیان مقیم امریکا از ایشان حمایت کرده اند این دلیل بر حمایت همه آنها نیست اینها هم بیشتر دولتیان و دانشجویان بورسیه و خانواده هایشان بوده اند.۴-اگر ایران برای مدیریت دنیا حرف تازه ای دارد بهتر نیست اول ان را در کشور خودش امتحان کند تا اینهمه اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور بد از بدتر نشود؟۵-اگر ایشان از دیدن دختر بچه فقیر بولیوی ناراحت و متاثر شده اند بهتر نیست سری به خیابانهای جنوب تهران و مناطق محروم و دور افتاده کشور در بلوچستان و خوزستان و کردستان بزنند و از نزدیک با طعم فقر و چهره های تکیده کودکانی که به علت فقر از تحصیل باز مانده اندآشنا شوند.۶-اگر در یک کشور آمریکای لاتین که تازه به دموکراسی رسیده بقول خودتان تمامی رسانه ها در اختیار مخالفان دولت است آیا درایران اسلامی که قریب به ۳۰ سال از انقلاب آن برای آزادی و استقلال می گذرد نیز اینچنین است؟بهتر نیست آقای احمدی نژاد در مصاحبه های مطبوعاتی خودش بجای تکرار حرفهای همیشگی پاسخس به این سئوالات بدهند؟