تبليغاتX
ایران در گرو

نوروز: در حالیكه مجلسیان بشدت از متهم شدن خود بعنوان یكی از عوامل تورم توسط احمدی‌نژاد در گزارش تلویزیونی انتقاد دارند، «عماد افروغ» از چهره‌های شاخص منتقد دولت در میان مجلسیان، این موضوع را بهانه مناسبی برای نقد عملكرد مجلس هفتم قرار داد.

وی معتقد است که مجلس هفتم نقش تقنینی و نظارتی خود را ایفا نکرده است بنابراین طبیعی است که هم چوب را بخورد و هم پیاز را.

افروغ روز سه‌شنبه در جمع خبرنگاران پارلمانی در مورد صحبت‌های احمدی‌نژاد گفت: مجلس تحت تاثیر لابی‌هایی در مقاطعی کوتاه آمد و همسویی‌های جناحی از خود بروز داد، برخی از نمایندگان وظیفه نمایندگی خود را انجام نمی‌دهند به طوریکه شاهد تعاملی کاملا یک سویه با دولت بودیم.

افروغ افزود: در مجلس هفتم نوعی دولت‌گرایی پارلمانی که خطر آن را گوشزد می‌کردیم را از نزدیک شاهد بودیم.

وی با بیان اینکه «از نظر ما این رابطه طبیعی است»، اظهار داشت: مجلسی که شل آمده حقش است که سفت بخورد ولی اگر مجلس مجلس بود، جایگاه ساختاری خود را درک می‌کرد در راس بودن خود را فهم می‌کرد و از زاویه در راس بودن خودش عمل می‌کرد و امروز به هیچ وجه، رییس قوه مجریه توپ را در زمین مجلس نمی‌انداخت.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس تصریح کرد: نمی‌توان همه را به یک سمت و سویی برد که خودسانسوری کنند، چون همه ادعا داریم که فرزندان انقلاب هستیم، سابقه یکصد ساله مبارزاتی شفاف در ذهن ما است، از حسین و علی و معارف شیعی سخن می‌گوییم، آن وقت بنا به مصلحت عمل می‌کنیم؟

افروغ افزود: اگر هیات رییسه شان مجلس را حفظ می‌کرد و به موقع سوال می‌کرد و تذکر می‌داد و وقتی عده‌ای استیضاح می‌کردند، لابی‌های ناموجه دست اندرکار نمی‌شدند، امروز شاهد این مساله نبودیم بلکه تعامل دوسویه، مثبت و مبتنی بر در راس بودن مجلس را شاهد بودیم.

وی با اعتقاد به اینکه «مجلس، مقصر است» اظهار داشت: اگر مجلس شان خود را حفظ می‌کرد، شاهد حتی این گرانی‌ها نیز نبودیم.

عضو فراکسیون اصولگرایان مستقل یادآور شد که مجلس عمده لوایح دولت را تصویب کرد ولی در برابر عدم اجرای مصوبات مجلس از سوی دولت کوتاه آمد و لذا امروز باید تاوان این کوتاه آمدن را پس بدهد و این باید درس عبرتی باشد برای بقیه عمر مجلس هفتم و مابقی مجالس که شکل می‌گیرند.

وی تصریح کرد: واقعا در برابر مردم، خدا، انقلاب و خون شهدا مسئول هستند، اگر قرار است دولت حرف اول و آخر را بزند مجلس را جمع کنند، چه نیازی به حضور مجلس است؟

افروغ با بیان اینکه «امام(ره) فرمودند مجلس در راس امور است و همه قوا تابع مجلس هستند حتی قوه قضاییه»، گفت: این موضوع شان و فضیلتی می‌خواهند. اکنون مجلس هم در برابر سایر قوا و به‌ویژه دولت کوتاه آمده است و هم بابت کوتاه آمدن دست مریزاد تحویل نگرفته است.

وی با بیان اینکه «بحث کارشناسی و به اندازه کافی روشن است و نیازی به رقابت‌های جناحی نیست»، خاطرنشان کرد: اولا از صحبت‌های رییس‌جمهوری تشکر می‌کنم چون این صحبت‌ها جای قدردانی دارد و همچنین کارکرد عاطفی دارد و تا حدی برای مردم تسکین ـ ولو موقت ـ است اما قطع نظر از آن رئیس‌جمهوری عواملی را برای گرانی ذکر کرد رابطه بین آن‌ها مشخص نیست.

او با طرح این پرسش که «آیا رابطه مثبت علی و ضروری بین افزایش قیمت نفت و گرانی وجود دارد؟» گفت: اگر این ربط وجود دارد، باید قیمت را پایین آوریم، در حالی که این طور نبوده و رابطه علی نبوده و افزایش قیمت نفت به افزایش گرانی منجر نشده است.

عضو کمیسیون فرهنگی با تاکید بر اینکه «رییس جمهوری بخشی از عوامل موثر در گرانی را متوجه خود دولت دانستند»، آن را نقطه قوت ذکر کرد، افزود: برای اول بار شاهد بودیم که دولت صورت مساله را پاک نمی‌کند و می‌گوید وزیر مسکن، بانک مرکزی و بانک مسکن، مقصر هستند این درس عبرت شود برای کسانی که مدام آنها را به نقد می‌گیرند اما توسط برخی از طرفداران دولت در مجلس به نقد کشیده می‌شوند.

افروغ گفت: وقتی علی‌آبادی می‌خواست خودش را به عنوان رییس فدراسیون مطرح کند صدای بسیاری از نمایندگان در آمد یا وزرایی که کنار گذاشته شدند قبلا مورد نقد واقع می‌شدند اما عده‌ای نیز از آنها طرفداری می‌کردند، تا وقتی برکنار شدند آنها طرفدار برکناری شدند، که اینها معادلات غلطی است که حقیقت سوز و حقیقت‌کش است و باید با آنها مقابله کرد.

وی با اشاره به اینکه طرح بخشی از عوامل موثر در گرانی از سوی رییس جمهوری جای تامل داشت وی با بیان اینکه گفته شده عده‌ای در استخر نشسته‌اند (در هر دوره‌ای) و باعث گرانی شده‌اند، اظهار داشت: اگر با نشستن در یک استخر این اتفاق رخ دهد با نشستن در یک استخر دیگر گشایش حاصل می‌شود، این همه استخر و جکوزی در اختیار شماست، آنجا بنشینید لابد معجزه می‌کنند ولی اگر آن استخر استخر است از صبح تا شب آنجا را اجاره کنید.

افروغ افزود: آیا بخش خصوصی این اندازه قدرت دارد، ما هنوز بخش خصوصی نداریم، بخش خصوصی قدرت ندارد که بتواند از معادلات اقتصادی کشور را به هم زند، ما می‌گوییم بخش خصوصی اقتصاد هنوز رشد نکرده ولی شما وعده می‌دهید که با برنامه‌ریزی‌های دولتی مساله سه سال دیگر حل شود، پس برای برنامه‌ریزی‌های دولتی نقش قائل هستند.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس تصریح کرد: هم بخش خصوصی فعال نیست و هم دچار تناقض نمایی شده‌ایم، چون از یک طرف برای برنامه‌ریزی دولتی نقش قائل هستید.

عضو فراکسیون اصولگرایان مستقل افزود: حتی اگر بخش خصوصی فعال بوده دولت می‌تواند آنجا که بخش خصوصی فتنه می‌کند را ریشه‌کن و این بحث را به عنوان عامل طرح نکنید.

افروغ با تاکید بر اینکه در کل مصاحبه رییس جمهور مثبت بوده است، گفت: برخلاف همیشه عواملی ذکر شد که ورود به این جزئیات مانع می‌شود که در مصاحبه‌های بعدی کلی‌گویی شود یا عوامل دیگری مغایر با عوامل این مصاحبه ذکر شود و این مبارک و گامی به جلو است.

وی اظهار داشت: به نظر می‌رسد هنوز نگاه رییس جمهوری به رسانه‌ها موجه و قابل قبول نیست و مبتنی بر سو‌ظن است.

وی افزود: بارها گفته‌ایم تصورات خام جزیی نگرانه و سطحی که درباره رسانه‌ها وجود دارد باید کنار گذاشته شود، آن تصور این است که اگر رسانه‌ای نقد می‌‌کند، قوتها را نیز بیان کنند اما اگر رسانه فقط ضعفها را مستند و روشمند بیان کند عین انصاف است و اگر رسانه‌ای قوتها را غیر روشمند و غلط بگویم عین بی‌انصافی است.

عضو کمیسیون فرهنگی با بیان اینکه بسیاری از رسانه‌های منتسب به دولت در عین بی‌انصافی هستند، گفت: چون آ‌نها واقعیت‌هایی را می‌گویند که وجود خارجی ندارد، آمارهایی را بیان می‌کنند که وجود خارجی ندارند، در عوض رسانه‌های منتقدی داریم که انگشت روی زخم‌هایی می‌گذارند که درست است.

افروغ خطاب به احمدی‌نژاد تصریح کرد: شما از رسانه‌های خودتان استفاده کنید و هم ضعفهای خود را مستند بگویید و هم قوتهای خود را، فکر نکنید اگر تعریف و تمجید سراغ شما آمد، شما برنده نهایی خواهید بود، اتفاقا دست روزنامه‌های منتقدی که فقط ضعفها را می‌گویند، اما دقیق می‌گویند را باید بوسید، نه کسانی که شما را تملق می‌کنند.

وی اظهار داشت: با توجه به فرصت‌های رسانه‌ای که در اختیار رییس جمهوری هست که در اختیار رییس جمهوری قبلی نبود، از جمله رسانه ملی که کاملا در اختیار سیاست های دولت است از آن کاملا استفاده کند و فقط به بیان قوتها که آن هم برخی درست و برخی نادرست است، اقدام نشود بلکه ضعف‌ها را به طور روشمند بیان کنند تا با آن ضعف‌ها مقابله شود.

http://norooznews.ir

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 16:7 توسط ایرانی



و امروز كار ما پس از سالها سر به آستان عبوديت سائيدن و نشان دادن ارادت به ساحت ائمه معصومين عليهم السلام و خدمت به مردم به جايي رسيده است كه حتي بعضي كه هنوز ابهامات و شايعات مربوط به شهيد قنبري يكي از فرماندهان سپاه و نيز گزارش مديركل نظارت و بررسي رياست جمهوري در مورد مسائل مالي، اخلاقي و سياسي وي بر سرش سنگيني مي كند، ما را با كسروي‌ها و تقي‌زاده‌ها مقايسه و ضمن متهم كردن به اهانت به نمازگزاران و مردم آذربايجان، تهديد به واكنش و قيام مردم عليه بنده مي‌نمايد!! اميدوارم قبل از اينكه گزارش مذكور در اختيار نمايندگان و خبرنگاران قرار گيرد، ضمير مرجع خود را يافته و ضمن پوزش نسبت به گزافه‌گويي‌ها و اظهارات ناصواب و اكاذيب خود، انگيزه اصلي خويش را در روخواني از يك كتاب و انتساب نتيجه‌گيري‌هاي شخصي‌اش به اينجانب بيان نماید



ببري مال مسلمان و چو مالت ببرند بانگ و فرياد برآري كه مسلماني نيست

قرار بود با استفاده از ماده 77 آئين نامه داخلي مجلس، متن زير به عنوان پاسخ به برخي از اظهارنظرهاي غيرمسئولانه در مجلس قرائت شود، ليكن بدليل درخواست و اصرار حجت الاسلام ابوترابي نائب رئيس محترم مجلس از قرائت آن در مجلس خودداري ورزيده و تنها به گفتن يك "سلام" در خانه ملت اكتفا كردم، اما براي ثبت در تاريخ و جلوگيري از تشجيع برخي هتاكان و نشردهندگان اكاذيب و تكرار مواضع غيراخلاقي خود، متن مذكور عيناً در اختيار مطبوعات قرار مي گيرد.

چنانكه ملت شريف واقفند در جمع خواص و متدينين زنجان كه دو روحاني خوش فكر و تحصيلكرده نظير حجت الاسلام دكتر رحمت الله بيگدلي هم در آن حضور داشتند، به نقد عملكرد رئيس جمهور پرداختم. طرح مسائلي نظير، بي اطلاعي مجلس و نمايندگان ملت نسبت به محل هزينه ميلياردها دلار از حساب ذخيره ارزي، 350 ميليارد تومان هزينه هاي فاقد سند در شهرداري تهران و عدم كفايت رئيس جمهور در اين جلسه، اسباب نارضايتي و برآشفتگي جمعي از اشخاص حقيقي و حقوقي را فراهم ساخت بنحويكه اين گروه با گروه ديگري كه حضور بنده در مجلس را در تعارض با منافع خود مي ديدند، همداستان شده و در مقام انتقام‌گيري با دستاويز قرار دادن يك بخش گزينشي و تحريف شده از سخنراني سه‌ساعته‌ام، در پشت مقدسات پناه گرفته و با بسيج همه امكانات و نيروهايي كه در اختيار داشتند تلاش كردند تا به دروغ وانمود نمايند كه بنده معاذالله به امام حسين(ع) جسارت كرده ام!!

از اينرو از نهم آذرماه تا به امروز يعني 16 روز بدون وقفه و بي امان بكمك رسانه هايي كه ماموريت اصلي آنها نوعاً معطوف به سمپاشي و تخريب خادمان ملت مي باشد، حقير را در معرض انواع ناسزاها، اتهامات ناروا و اكاذيب قرار دادند بنحويكه از طريق هشت بار خبر شبكه استاني صداوسيما و شبكه سراسري راديو، پنج بار از تريبون نماز جمعه، منابر دهها مسجد، دو خبرگزاري دولتي، 16 روزنامه و هفته نامه دولتي و حامي دولت و 18 سايت اينترنتي حامي دولت و دهها پارچه نوشته، بيش از سه هزاروهفتصدوچهل بار مرا به جرم ناكردة توهين به مقدسات و اباعبدالله‌الحسين(ع) و خروج از دين متهم كردند و به اين هم بسنده نكرده و در چند نوبت در تيراژي بالغ بر صدها هزار نسخه روزنامه، انواع توهين ها و دروغ ها و فحش ها را حواله بنده نمودند، بدون اينكه امكان كوچكترين دفاع و پاسخگويي را به من بدهند. لاجرم نه براي دفاع از خود بلكه براي جلوگيري از تداوم شكسته شدن حرمت عزيز ترين شخصي كه به او عشق مي ورزم و ازميان نرفتن قبح اهانت به امام حسين(ع) و ساير مقدسات، در قالب صدور دو بيانيه و ايراد يك نطق 15 دقيقه‌اي در مجلس به بيان حقايق و كالبدشكافي ريشه هاي فتنة فتنه گران پرداختم.

1- متعاقب اين نطق، همكاري كه بدليل پيشداوري و موضعگيري غيرمسئولانه اش در يازدهم آذرماه، خود يكي از آتش‌بياران معركه اي شده بود كه فتنه گران آتش آنرا برافروخته بودند، عليرغم پي بردن به جفايي كه در حق من صورت گرفته بود و با آگاهي از حقانيت من در اثر فشارهاي وارده، در اعتراض به نطق اينجانب، طي نطقي تلويحاً در مقام توجيه سناريوي طراحي شده عليه بنده برآمده و ضمن دفاع از عملكرد امام جمعه تبريز و برخي از عناصر ديگر مدعي شد كه "عده اي تنش را بر آرامش، نزاع را بر وفاق و مجادله را بر مفاهمه بر مي گزينند"!!

عجبا! از ديد اين روحاني، در يك مصاف نابرابر و ناجوانمردانه كه ذكرش رفت، نطق 15 دقيقه اي يك نماينده در برابر بيش از چهار هزار مورد دشنام، هتاكي و تهمت نارواي اهل فتنه در طول دو هفته، "رجحان تنش بر آرامش، نزاع بر وفاق و مجادله بر مفاهمه" از سوي اينجانب تلقي مي شود و اين در حاليست كه همين شخص مدتها در برابر هجمه گسترده اي كه به ناروا عليه بنده در جريان بوده است، سكوت اختيار كرده و فتنه گران را به آرامش و وفاق و مفاهمه فرا نمي خواند!! مگر نه اين است كه قران كريم با بيان اينكه "لايحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم" حتي دشنام دادن در مواردي را كه به كسي ظلم شده است، استثنائاً جايز مي شمارد. اساساً نماينده اي كه قادر به دفاع از خود و دفع ظلم و فتنه عليه خويش نباشد، چگونه مي‌تواند طبق مفاد سوگندنامه مندرج در اصل 67 قانون اساسي به استيفاء حقوق ملت و دفاع از مصالح كشور مبادرت نمايد؟ اين همكار، بنده را مورد سوال قرار داده و مي پرسد كه "آيا در چنين شرايطي بيان اصل موضوع و پرهيز از حواشي و پيرايه هاي ستيزه‌جويانه و تنش زا موضوع را حل نمي‌كرد؟"

در شرايطي كه حقايق بر همگان آشكار شده و فتنة فتنه‌گران به خودشان بازگشته است وليكن فتنه‌گري ها همچنان ادامه دارد، آيا اين همكار هنوز هم گمان مي كند كه سناريوي طراحي شده عليه بنده ناشي از يك سوءتفاهم بوده است؟! در اين صورت چرا پس از انتشار كامل سخنراني بنده در 11 آذرماه، اين فتنه فروكش نكرد و سوءتفاهم مرتفع نشد؟ چرا پس از صدور بيانيه و انتشار تكذيبيه اينجانب در 12 آذرماه امام جمعه تبريز در مسجد جامع و در جمع طلاب به دروغ بنده را متهم به احضار امام حسين(ع) به مجلس كرد؟ و چرا پس از آگاهي از متن كامل سخنراني و تكذيبيه صادرشده كه قرار بود بخشي از آن از طريق شبكه استاني صداوسيما قرائت گردد با اصرار از قرائت آن ممانعت كرده و دست اندركاران صداوسيما را وادار به پخش خبر مربوط به اظهارات توأم با تهمت و دروغ خود عليه اينجانب نمود؟

با اين وصف گيريم كه تا 12 آذرماه هنوز از حقايق باخبر نبوده است، چرا پس از آنكه خبر خودساخته دست‌اندركاران صداوسيما مبني بر تكذيب شايعات عليه اينجانب در 13 آذرماه از بخش خبري شبكه سيماي استاني پخش شد، مجدداً در 13 آذرماه در مصاحبه با خبرگزاري فارس و در 16 آذرماه در خطبه هاي نماز جمعه اكاذيب و اتهامات قبلي را تكرار و به كمك عوامل خود سعي كرد كه به زعم خود مردم را عليه اينجانب وادار به واكنش و شورش نمايد. از اين گذشته همين همكار روحاني پس از يك وقفه نسبتاً طولاني در 18 آذر در مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران پارلماني از جمله خبرگزاري حيات اعلام كرد كه "پس از استماع نوار سخنراني اعلمي متوجه شدم صحبت‌هاي وي ناقص منتشر شده و هيچ جسارتي به مقدسات نداشته است. خبرگزاري فارس بايد توضيح دهد كه چرا بخش دوم سخنان اعلمي را در خبر خود نياورده است و اين اعتراض به فارس وارد است."

و با فرض اينكه امام جمعه تبريز حتي تا اين تاريخ هم از حقايق بي اطلاع بوده است، چرا پس از نطق اينجانب و مصاحبه 18 آذر اين نماينده تبريز، در نماز جمعه 23 آذرماه نه تنها به اشتباهات خود اعتراف نمي كند بلكه همان اتهامات نارواي گذشته مبني بر اهانت به مقدسات را البته با لحن و ادبياتي متفاوت و توأم با منت تكرار كرده و بگونه‌اي وانمود مي كند كه بنا به درخواست وي هيأت هاي عزاداري اجتماع اعتراض آميز عليه گناه ناكرده اينجانب را برگزار نخواهند كرد؟! با اين وصف اين همكار، بنده را غيرمسئولانه مورد شماتت قرار داده و سئوال مي كند كه عليرغم تماس با آقاي خاتمي امام جمعه محترم تهران چرا با امام جمعه تبريز تماس نگرفته ام.

پاسخ روشن است، وقتي آقاي خاتمي بدليل شناختي كه از حقير دارد و در تماس تلفني اعلام مي‌كند "من قطع يقين دارم كه شما هرگز به امام حسين(ع) و ساير مقدسات اسائه ادب نمي كنيد"، چنين فردي قابل احترام است و لاجرم بايد بنحوي سوءتفاهم ايجادشده را مرتفع كرد. اما با توجه به روندي كه اشاره شد آيا مي توان كساني را كه عمداً خود را به خواب زده اند، بيدار كرد؟ وانگهي مگر ما در قرون وسطي زندگي مي‌كنيم كه هركس مجاز باشد تفتيش عقايد كرده و بدون برگزاري دادگاه صلاحيت‌دار، حكم تكفير ديگري را در مساجد و تريبون هاي نمازجمعه صادر نمايد. چه دليلي دارد كه بنده با امام جمعه تبريز تماس بگيرم و گناه ناكرده خود را توجيه و تطهير نمايم. مگر نه اين است كه امام جمعه بايد بالغ، عاقل، مومن، عادل، مخلص، مهذب و آشنا به اوضاع جهان اسلام و آگاه به مصالح اسلام و مسلمين باشد؟ بدون شك اولين نشانه و لازمه اين صفات پرهيز از تهمت و افترا و اجتناب از ظن و گمان و حكم كردن بين مردم به بيّنات و ايمان است، به همين سبب فرموده اند كه "البينه علي المدعي"، لذا اگر واقعاً سوءتفاهمي هم براي ايشان پيش آمده بود، اولاً بر مبناي ظن و گمان به هيچ وجه مجاز به طرح آن در تريبون هاي عمومي نظير صداوسيما و نمازجمعه نبوده و ثانياً براي رفع هرگونه ابهامي مي توانست از من محترمانه دعوت به عمل آورد تا توضيحات لازم را حضوراً ارائه نمايم. اما ظاهراً برخلاف حديث "و انتم بنو آدم و آدم من تراب ان اكرمكم عندالله اتقيكم" بنظر مي رسد كه بعضي ها به اعتبار لباسي كه بر تن دارند براي خود شأن و منزلتي فراتر از ديگران قائلند!

از اينها گذشته همكار مذكور در مصاحبه تلفني با دو نفر از خبرنگاران كه نوار آن موجود است گفته‌اند: "مصاحبه من در دفاع از اعلمي درحالي صورت گرفت كه برخي ها به من سفارش مي كردند كه در چنين فضاي سنگيني مصاحبه به نفع اعلمي به صلاح نيست! اگر آقاي شبستري در اين مورد موضع گيري نمي‌كردند من خيلي راحتتر و بهتر مصاحبه كرده و از اعلمي دفاع مي كردم. چون آقاي شبستري نماينده ولي فقيه هستند و نمي خواهم موضع من در مقابل ايشان باشد"! صرفنظر از اينكه اينجانب نيازي به دفاع ايشان از خود نمي بينم اما خوب است پاسخ دهند كه آيا در قاموس وي رضايت امام جمعه بر رضايت وجدان و رضايت خداوند ترجيح دارد؟ اگر پاسخ منفي است در شرايطي كه به قول ايشان بناحق فضاي سنگيني عليه يك مسلمان ايجاد شده و حق او در حال ضايع شدن است آيا مي توان عدالت را به پاي مصلحت قرباني و سكوت اختيار كرد؟ باز اگر پاسخ منفي است پس چرا در مقام جلوگيري از جوسازي هاي دروغين برنيامدند؟ آيا معاذالله شأن نمايندگي ولي فقيه بالاتر از علي‌ بن ابي طالب است كه وقتي در دادگاهي حضور مي يابند كه طرف مقابلش مسيحي است به رغم حقانيت خود بدليل فقدان دليل تن به حكم محكوميت قاضي منسوب خود مي دهند؟!

2- وقتي تاريخ مي خوانيم از خود مي پرسيم كه چطور ممكن است شرايط زماني و مكاني آنقدر تغيير نمايد كه اولاد ابي سفيان بر منبر رسول الله(ص) خود را مومن بخوانند و علي‌بن‌ابيطالب را كه با ازخودگذشتگي هايش موجب قوام و دوام دين اسلام شده است، دشمن دين محمد(ص) معرفي كنند؟ اما وقتي تاريخ تكرار مي شود بهتر به عمق اين واقعه پي مي بريم و اينجاست كه بايد به مظلوميت علي گريست كه مي فرمود "الدهر انزلني ثم انزلتي حتي يقال معاويه و علي". آري تاريخ در سطحي بسيار نازلتر و براي افراد بسيار كوچكتر هم مشابه با ‌آنچه براي امام علي رخ داده است تكرارشدني است. و امروز كار ما پس از سالها سر به آستان عبوديت سائيدن و نشان دادن ارادت به ساحت ائمه معصومين عليهم السلام و خدمت به مردم به جايي رسيده است كه حتي بعضي كه هنوز ابهامات و شايعات مربوط به شهيد قنبري يكي از فرماندهان سپاه و نيز گزارش مديركل نظارت و بررسي رياست جمهوري در مورد مسائل مالي، اخلاقي و سياسي وي بر سرش سنگيني مي كند، ما را با كسروي‌ها و تقي‌زاده‌ها مقايسه و ضمن متهم كردن به اهانت به نمازگزاران و مردم آذربايجان، تهديد به واكنش و قيام مردم عليه بنده مي‌نمايد!! اميدوارم قبل از اينكه گزارش مذكور در اختيار نمايندگان و خبرنگاران قرار گيرد، ضمير مرجع خود را يافته و ضمن پوزش نسبت به گزافه‌گويي‌ها و اظهارات ناصواب و اكاذيب خود، انگيزه اصلي خويش را در روخواني از يك كتاب و انتساب نتيجه‌گيري‌هاي شخصي‌اش به اينجانب بيان نمايد.

در خاتمه براي پايان دادن به غائله‌اي كه غوغاسالاران و هوچيگران به راه انداخته‌اند دو پيشنهاد خود را به شرح زير بيان مي‌كنم:

اول- نظر به اينكه اكاذيب مطرح شده در تريبون نماز جمعه عليه من از طريق صداوسيما پخش شده است بر اساس بديهي ترين حقوق شهروندي و به عنوان نماينده اين ملت مصرانه مي‌خواهم كه ترتيبي داده شود تا از طريق صداوسيما مستقيماً با مردم سخن بگويم تا همگان مطلع شوند كه در پس معركه گيريهاي اخير چه اهدافي نهفته است؟

دوم- چنانچه هنوز هم برخي از كساني كه از طريق تريبون نمازجمعه عليه من جوسازي كرده‌اند بر نظرات خود اصرار مي‌ورزند پيشنهاد مي‌كنم كه در يك مناظره تلويزيوني حضور يافته و امكان مجادله احسن را فراهم سازند.

و خداوند سبحان چه نيكو فرموده است كه "ومكرو ومكرالله والله خيرالماكرين".
 
http://tabrizeno.blogspot.com
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 11:12 توسط ایرانی

در خبرها داشتيم از سوي محمد علي آبادي، محمد آخوندي مدير روابط عمومي سازمان تربيت بدني به عنوان عضو هيئت رييسه يكي از رشته هاي رزمي منصوب شد. از نظر ما انتصاب مسئول روابط عمومي سازمان در هيئت رييسه هر فدراسيوني بدون اشكال استو چه بسا بسيار خوب هم هست حتي اگر ايشان فرزند خود را هم به عنوان هيات رييسه فدراسيون شنا، شيرجه و واترپلو و معاون فني خود را هم به سرپرستي فدراسيون فوتبال و معاون ديگر خود را به سرپرستي فدراسيوني ديگر منصوب كنند باز هم اشكالي ندارد. اصلا فدراسيون ها كه هيچ تمام ورزش كشور ملك رييس است و حتي مي‌تواند همه فك و فاميل، دوست و آشناهاي خود را بالاسر هر جايي چه فدراسيون، چه مديريت ورزشي، چه سازمان تربيت بدني، چه اشكالي دارد، مگر اشكالي هم مي‌توان ديد يا گر هم ديده شد مي‌توان گفت.

ضرب المثلي است كه مي‌گويد برخي مديريان وقتي به سازمان، وزارتخانه يا اداره اي مي روند با تغيير عوامل آن اداره كاري مي‌كنند كه لهجه آن اداره هم تغيير كند و البته انتصابات را هم از مستخدم ها شروع مي‌كنند تا نوبت برسد به روسا و مديران سابق و بعد از 4 سال وقتي به‌ آن اداره مي‌روي احساس مي‌كني احساس مي كني كه به يكي از شهر ها يا استان هاي كشور وارد شده اي، همه دوستان سابق دور يك سفره جمع شده و ارتزاق مي‌كنند . حالا سفره‌اي پهن شده است بايد دوستان را مساعدت كرد !! فاميل كه ديگر جاي خود دارد . عرض كرديم كه به ما چه مربوط كه انتصابات هيات رييسه هاي فدراسيون چگونه منصوب مي‌شوند، اما اگر حقيقت را بخواهيد قرار است هيئت رييسه فدراسيون ها از افراد زبده، ماهر، خبره و كارآمد آن رشته ورزشي در جوانب مختلف باشند. مثلا بالاترين داور صاحب نظر در راس كميته داوران و بالاترين صاحب نظر فني آن رشته و ايضا كارشناسان متخصص در راس هيئت رييسه، طبيعي است كه در اين حال آخرين حرف در آن رشته ورزشي حرف كارشناسي است. بديهي است كه رييس فدراسيون تابع برنامه هاي هيئت رييسه مقتدر آن فدراسيون است و دبير كل، فدراسيون نه حاكم بر كميته ها و روساي آْن بلكه بلكه دبير كل تابع تصميمات و مجري برنامه‌ريزي كميته‌ها و تابه دستورات هيات رييسه و زير نظر رييس فدراسيون كه او هم در حقيقت هماهنگ كننده فدراسيون.
دبيركل يا هر كس ديگر حق حكومت ندارد بلكه مجري برنامه‌ها و نظرات كارشناسي هيئت رييسه هستند. حالا تصور كنيد كه فرزند جناب علي آبادي در فرداسيون شنا با كدام تخصص منصوب شده و يا محمد آخوندي با اين مدت كوتاه در روابط عمومي سازمان كدام تجربه و تخصص رزمي را متبحر شده است كه بتئاند به عنوان عضو هيئت رييسه در راس يك فدراسيون رزمي قرار بگيرد. در اين ميان كارشناسان و صاحب نظران اين رشته ورزشي چقدر از اين انتصاب تمكين مي‌كنند و به قول ْآن حكيم يوناني كه فرمود اگر ميخواهيد اركان يك حكومت را متلاشي كنيد كافي است مديريت كارهاي بزرگ را به آدم‌هاي كوچك و كارهاي كوچك را به آدم‌هاي بزرگ بسپاريد . در اين صورت براي تلاشي اين حكومت نيازي به دشمن خارجي نيست.
ش-ولي زاده

http://www.hashiyeh.com

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:48 توسط ایرانی

در حالی که برخی کشورها درصدد تصاحب بزرگان تاریخی ایران هستند و از جمله ترکیه به شدت در حال تبلیغ این است که "مولانا" اهل این کشور بوده ، تحرکاتی در جامعه ما به وجود آمده است که درصدد تخریب و نفی شخصیت بزرگانی چون مولانا، شمس تبریزی و منصور حلاج است. به گزارش خبرنگار عصر ایران (asriran.com)، اخیرا نشستی تحت عنوان "اجلاس حکمت" توسط سازمان ملی جوانان و با همکاری حوزه علمیه قم در مشهد برگزار شده است که طی آن، جوانان برگزیده نمایندگی های سازمان ملی جوانان در سطح استان ها در کارگروه های آموزشی با "عرفان های جدید، تصوف، مسیحیت و وهابیت" و نقد آنها آشنا شدند. نکته قابل توجه در این برنامه ها، حملات بی سابقه ای هم در کلاس ها و هم درجزوه منتشره توسط برگزارکنندگان این "اجلاس" به بزرگان ادب و عرفان ایران شده است به گونه ای که در برخی کلاس ها ، اعتراضاتی از سوی جوانان صورت گرفت. به عنوان مثال در این دوره، همنوا با کسانی که منصور حلاج را تکفیر کرده و به دار آویختند، اتهاماتی به منصور وارد شده و از دار زدن او به عنوان کسی که بسیاری از انحرافات را وارد دین کرد و مورد مخالفت علمای شیعه و سنی بوده، حمایت شده است! در جزوه ای که تحت عنوان "نقد و بررسی تصوف" بین شرکت کنندگان در اجلاس توزیع شده برخی از اتهامات حلاج به شرح زیر بیان شده است: سحر و جادوگری، ادعای خدایی (نامه ای در منطقه ای به نام دینور کرمانشاه از یکی از مریدان وی به دست آمد که در آن نوشته بود از "رحمن رحیم به فلان بن فلان")، تبدیل عبادات به ویژه حج (وی برای مریدانش جایگزین درست کرده بود که به جای رفتن به مکه، در خانه احرام کنید و در جایی نیت و جای حج، آن جا را طواف کنید)، دفاع از شیطان و فرعون (حلاج می گوید: صاحب من و استاد من ابلیس و فرعون است، به آتش بترسانیدند "ابلیس" از دعوی خود بازنگشت، فرعون را به دریا غرق کردند و از دعوی بازنگشت. و سپس می افزاید: عروس حلاج، در دادگاه از آنها (اتهامات حلاج را) نقل کرده است که در کتاب تراژدی حلاج بسیاری از آنها مطرح شده است. در این اثر همچنین با اشاره به شعر معروف امام خمینی (ره) که در آن سروده شده است: "...همچو منصور خریدار سر دار شدم" آمده است که این شعر به هیچ عنوان دفاع از حلاج نيست ، زیرا در ادبیات فارسی منصور نماد مقاومت هر چند در راه باطل شده که در راه عقيده خود بر سر دار شده است " از اين در اشعار اينگونه استفاده مي شود و مي توان نظر حضرت امام را اينچنين تعبير کرد مانند حاتم طايي که به کرم مشهور شده است ! (جا دارد موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در این باره اعلام نظر کند) همچنین از پرداختن صوفیان به موضوع اعدام حلاج به عنوان "هولوکاست صوفیه" نام برده شده است. در این جزوه آموزشی که توسط معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه علمیه قم نوشته شده، با حمله به مولانا ادعا شده است که او، کفر می ورزید و آیات و روایات را نفی می کرده و دعوی امامت داشته است: "مطرح کردن خود به جای ائمه و نفی روایات و آیات .... نمونه های بارز این جریان را در جریان حلاج، جنید، شمس و مولوی می توان دید" (همان جزوه) و نیز درباره مولانا آمده است: حکایت "سبحانی ما اعظم شانی" گفتن بایزید را آورده و آن را با کرامتی از وی نیز مقرون ساخته است" همچنین درباره شمس نیز آمده است: شمس تبریزی با فریاد بر سر علمای عصر خود، که غرق فنون و علوم روز بودند، می گوید: تا کی بر زین بی اسب گشته و در میدان مردان می تازید؟ و تا کی به عصای دیگران بپا روید؟ این سخنان که می گویید از حدیث و تفسیر و حکمت و غیره، سخنان مردم آن زمان است که هر یکی در عهد خود به مسند مردی نشسته بودند و خود معانی می گفتند و چون مردان این عهد شمایید، اسرار و سخنان شما کو؟ و از این جملات نتیجه گرفته می شود که شمس دچار ضلالت و گمراهی بوده است! حملات بی سابقه ای که در این اجلاس به بزرگان ادب و عرفان به ویژه مولانا شد، انتقادات زیادی را در این دوره آموزش به دنبال داشته است به ویژه آنکه این رویکرد تحقیرآمیز در سالی صورت می گیرد که همه جهان آن را به نام سال "مولانا" می شناسند و آن را گرامی می دارند. تکفیر مولانا در شرایطی صورت می گیرد که بزرگانی از حوزه علمیه ، مانند علامه محمد تقی جعفری (ره)، سال ها درباره مولانا تحقیق کرده و در ستایش او کتاب ها نوشته اند. از آن گذشته، در کتاب های درسی و دانشگاهی جمهوری اسلامی نیز از این افراد به بزرگی یاد شده است و از این رو شگفت آور است که چرا عده ای سعی دارند بزرگانی که ملتی به آنها می بالند را این چنین لگدمال کنند و آنها را تکفیر نمایند. براستی آیا اگر اینان در زمان حلاج می بودند، پای حکم اعدام او را امضا نمی کردند؟ و براستی در شرایطی بر سر تصاحب مفاخر ایران در دنیا یک جدال فرهنگی وجود دارد، چه تاکیدی وجود دارد که ما به دست خود سرمایه های تاریخی خود را این چنین تحقیر کنیم و عرفان و ادبیاتمان را میراث دار مشتی کافر و کلاش معرفی نماییم. گفتنی است طبق برنامه سازمان ملی جوانان، قرار است شرکت کنندگان در این اجلاس، با پکیجی از انتشارات و محصولات صوتی و تصویری این اجلاس، شروع به تبلیغ و کادرسازی درباره آموزه های خود نمایند. قرار است این اجلاس که با سخنرانی معاون رییس جمهور و رییس سازمان ملی جوانان افتتاح شده است، تا پایان سال، به طور ماهانه کارگاه های آموزشی خود را ادامه دهد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 15:26 توسط ایرانی

به نقل از سايت انتخاب:
یکی از ایرانیان مقیم مسکو با ارسال گزارشی به «انتخاب» آروده است:

سردبیر محترم سایت انتخاب
با سلام

شب گذشته وزیر امور خارجه ایران در محل سفارت ایران با ایرانیان مقیم مسکو و دانشجویان وخانواده های آنها دیدار داشت . حدود دویست نفر مدعوین این نشست با وجود سرمای شدید هوا و بارش برف و یخبندان از اقصی نقاط مسکو برای دیدن وزیر و سخنرانی وی در جمع ایرانیان دعوت شده بودند.

با این وجود منوچهر متکی در میانه سخنرانی خود و در حالیکه در مورد روابط ایران و روسیه و نیز اخلاق و فرهنگ ایرانیان درخارج کشور و تاثیر فرهنگی حضور آنها سخن می گفت بناگاه به درخواست یکی از همراهان خود که با صدای بلند وی را برای مکالمه تلفنی با وزیر خارجه یونان! فراخواند، تریبون را بدون حتی یک معذرت خواهی کوچک ترک کرد و سخنرانی خود و برنامه را به هم زد.

متاسفانه وزیر خارجه ایران که گفت پس از مکالمه برای ادامه سخنان خود بازمی گردد اصلا این کاررا نکرد و با این اقدام عملا به دهها تن از ایرانیان مقیم و دیپلماتها و دانشجویان و خانواده ها بی احترامی نمود.

جالب اینجا بود که همراه وزیر با صدای بلند از ته سالن به صورتی که همه ایرانیان بشنوند به وزیر گفت که از دفتر وزیر خارجه یونان با شما کاردارند و او نیز در حالیکه بنظر میرسید از این خبر دچار شور و شعف شده، بصورت ذوق زده از همراه خود سوال کرد یعنی وزیر خارجه یونان پشت خط است؟ و او نیز گفت البته نه خود وزیر .

با این حال متکی بدون حتی یک عذر خواهی فقط با گفتن این کلمه که برمی گردد سالن سخنرانی را ترک کرد.
سفیر ایران در روسیه نیز که متوجه تاثیر بد این مساله شد سریع جای وزیر را در پشت تریبون گرفت و گفت تا وزیر بازمی گردد من صحبت می کنم ولی وی هرچقدر صحبت را طولانی کرد وزیر بازنگشت و خود وی نیز از پی متکی روانه شده.
سفیر پس از دقایقی بازگشت و گفت صحبت متکی طولانی شده و بهتر است مراسم را با صرف شام در سالن مجاور ختم نماییم.

بدین ترتیب دهها ایرانی حیرت زده از رفتاربی احترامانه و دون شان وزیر خارجه خود سالن را درحالی که مات و مبهوت به هم می‌نگریستند ترک کردند.

نکته جالب اینکه متکی دقایقی پیش از آنکه سخنرانی خود را قطع کند گفت سیزده سال قبل با رییس مجلس یونان دیداری داشته و مقام یونانی به وی گفته است شما ایرانیان عجب ملت بزرگ و بافرهنگی هستید چراکه ما اسکندر را برای نابودی و ویرانی کشور شما فرستادیم اما نمیدانیم شما با وی چکار کردید که اصلا فراموش کرد برای چه به ایران رفته است؟

به هر حال بعنوان یکی ایرانی ساکن مسکو از این رفتار وزیر متاسف شده و این تاسف و ناراحتی را درچهره و بیان اکثر ایرانیان حاضر در سالن مشاهده کردم.

البته در آخر مراسم هنگامی که مردم پس از صرف شام قصد ترک محل را داشتند اقای متکی برای صرف شام وارد سالن شد.امیدوارم مقامات کشورمان در مورد رفتار خود فقط به سخنرانی و تقدیر شفاهی از فرهنگ و تاریخ و اخلاق نپردازند بلکه خود نیز عملا الگویی در این رابطه باشند.

ایا وزیر خارجه ایران نمی توانست به احترام میهمانان خود و حاصران در سالن که به سختی خود را به این محل رسانده بودند حداقل از مردم عذر خواهی و خداحافظی کند یا لااقل اینکه به همراه خود می گفت به طرف بگویند ده دقیقه دیگر با نماس گیرنده صحبت خواهم کرد.

آنچه ییش ار هرچیز باعث ناراحتی شد، ذوق زدگی اشکار متکی به محض شنیدن اینکه وزیر یونانی با وی کار دارد بود به نحوی که کوچکترین اداب لازم را نیز برای ترک سخنرانی به کلی از یاد برد.

از ایرانیان مقیم مسکو

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 9:39 توسط ایرانی

به گزارش فارس، حسين مرعشي سخنگو و عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي است، حزبي كه جمعي از منسوبان و مديران هاشمي رفسنجاني در آستانه انتخابات مجلس پنجم تشكيل دادند تا بتوانند با حضور خود در مجلس، ياريگر برنامه ها و خط مشي اقتصادي رئيس جمهور وقت شوند، چرا كه برنامه‌هاي اقتصاد باز هاشمي را اكثريت نمايندگان مجلس چهارم برنمي‌تافتند.
كارگزاران موفق به تشكيل فراكسيوني قدرتمند در مجلس پنجم شد به گونه اي كه برخي تحليلگران، ريشه ظهور و بروز دوم خرداد را از اين مجلس مي دانند. گرچه در ماه‌هاي ابتدايي پس از دوم خرداد، ياران هاشمي نقش پررنگي در كابينه خاتمي ايفا كردند اما رفته رفته گسست‌ها نمايان شد، چنانچه انتخابات مجلس ششم به ميدان رويارويي هواداران و نزديكان محمد خاتمي با هاشمي كه اورا "پدر معنوي"كارگزاران مي خوانند بدل شد. شش سال پس از انتخابات مجلس ششم و در هنگامه انتخابات رياست جمهوري نهم اين اختلافات عيان تر و مشخص تر شد و نشان داد گذر ايام نتوانسته است گرد كدورتها را از بين ببرد.
مرعشي كه فردي صريح و گشاده رو است به ما مي گويد كه زمانه همه را ادب كرده است! با آنكه در حين بازديد حسين مرعشي از خبرگزاري فارس يا در بخش‌هايي از مصاحبه با شوخي ها و بذله گويي هاي مكرر او خنديديم اما در گوشه‌هايي از مصاحبه آن چنان عصباني شد و از كوره در رفت كه هيچ نشاني از آن چهره هميشه بشاش نبود. مرعشي در جاهايي از اظهاراتش بخصوص در باره احمدي نژاد و دولت نهم قضاوت هاي تندي دارد كه مخاطبان خود در باره آن قضاوت خواهند كرد، در هر حال مشروح گفتگوي 90 دقيقه اي ما را با سخنگوي كارگزاران بخوانيد.

*فارس: از آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان پدر معنوي كارگزاران نام برده مي‌شود آيا شما اين عنوان را قبول داريد؟
مرعشي: ما اجازه شروع كارمان را از هاشمي گرفتيم،چون ايشان قبل از آن تشكيل حزب را منع كرده بودند. ما افكار هاشمي را به عنوان افكار سازنده و مفيد براي كشور تعقيب كرده و مي‌كنيم اما هيچ گاه هاشمي خود مسئوليتي در مورد مواضع حزب نداشته و ندارند و اين ما هستيم كه خود را بي نياز از مشورت هاشمي نمي‌دانيم.

*فارس:چه ميزان حزب كارگزاران تحت تاثير سياست گذاري هاي آقاي هاشمي رفسنجاني است؟
مرعشي:در 12 سال گذشته حتي در يك مورد آقاي هاشمي در تصميم گيري‌هاي حزب دخالت نكرده اند، نه ما انتظار داشتيم و نه ايشان شان خود مي‌دانستند. اشتراك، اشتراك هدف است. استراتژي هاشمي، سازندگي و توسعه ايران است و ما نيز همين استراتژي را داريم.

*فارس:حتي به عنوان يك مشاور امين در سياست هاي حزبي از ايشان نظر نخواستيد؟
مرعشي:در كارهاي حزبي نه اما در سياست هاي كلي كشور ما خود را بي نياز از مشورت با ايشان نمي دانيم.

*فارس: آيا مثلثي به نام كروبي، هاشمي و خاتمي را قبول داريد؟
مرعشي: مثلث كه وجود دارد البته اگر به معناي همكاري باشد. اين همكاري در يك فرآيند وجود دارد اما نه به صورت يك اتفاق سياسي و ائتلاف سياسي. هاشمي،كروبي و خاتمي هر سه درفرآيندي كه منجر به يك انتخاب با شكوه، عادلانه و آزادانه باشد هم نظر هستند. هر كدام اما در نقش جداگانه اما مكمل يكديگر. هاشمي به عنوان فردي كه حفظ نظام جمهوري اسلامي براي ايشان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است حساسيت دارد و نظام را به نوعي فرزند خود و نظام را جزئي از وجود خود، و خود را جزئي از نظام مي‌داند. برداشت شان اين است كه برگزاري يك انتخابات باشكوه، مثل همه دوران گذشته پشتوانه اي براي نظام است و از زاويه دفاع از نظام به يك انتخابات آزاد و عادلانه مي‌انديشند و اينكه فرصت براي همه وفاداران به انقلاب داده شود كه در اين انتخابات شركت كنند.
خاتمي عملاً در نقش يك رهبر براي بخش وسيعي از گروههاي سياسي اصلاح طلب كه در قالب ائتلاف با راهنمايي و هدايت خود شكل گرفته و علاقمند است اصلاح طلبان به عنوان همراهان ايشان در انتخابات فعال باشند و به پيشبرد امور كشور كمك كنند.جناب آقاي كروبي هم به عنوان يكي از شخصيت هاي سياسي پرسابقه و هم به عنوان دبير كل يك حزبي كه در دوران اخير متولد شده علاقمند هستند و به انتخابات مي انديشند. اين سه بزرگوار داراي يك اشتراك هدف هستند كه حالا شايد در بيرون اين اشتراك هدف كه در حرف ها و سخنان بيان مي شود عده‌اي فرض را بر هماهنگي سياسي مي‌دانند اما اين به مفهوم يك ائتلاف استقرار يافته نيست اين در واقع يك هم جهتي است.

*فارس: اما روزنامه‌هاي جبهه دوم خرداد، هاشمي را به نفع خود در جريان اصلاح طلب مصادره كردند و بنا به برخي خبرها اين مصادره موجب ناراحتي آقاي هاشمي هم شده است.
مرعشي:آنچه من همواره بر آن تاكيد كرده‌ام و در جبهه دوم خرداد نيز كه من عضو آن هستم اين وضعيت پذيرفته شده است،هاشمي به هيج كدام از جناحها تعلق ندارد در عين اينكه تعلق نيز دارند. يعني هم مويد حركتهاي معقول و منطقي جناح اصلاح طلب هستند و هم طرفدار حركتهاي معتدل جناح اصول‌گرا،و به معناي واقعي يك شخصيت فراجناحي است.اين موضوع پذيرفته شده‌اي است، حالا شايد يك سردبير و نويسنده برداشت غليظ تري داشته باشد.


*فارس: در مصاحبه اي گفتيد كه مجلس ششم را مجلس راديكال مي دانم، مصاديق اين راديكاليسم چه بود؟
مرعشي: مجلس ششم مجلس پر تحركي بود، افكار جديدي آمده بود و وارد عرصه سياستهاي كشور شده بود و جوانترهايي كه تازه وارد عرصه سياسي شده بودند به دنبال راهي مي‌گشتند براي ابراز وجود و علاقمند به نو آوري‌هايي در مسائل مديريتي و سياسي كشور بودند.

*فارس: يعني معتقديد آنها به دنبال نو آوري بودند نه حركتهاي راديكال؟
مرعشي: من در مجلس ششم و به عنوان عضوي از آن، ممكن است اختلافهايي در روش ها با دوستاني كه مديريت مجلس را به عهده داشتند، داشتيم ولي كسي كه قصد حركتي خارج از چارچوب هاي نظام را داشته باشد نديدم.

*فارس: نظر شما درباره مواضع همه نمايندگان مجلس ششم اينگونه است؟
مرعشي: مواضع فردي همواره وجود داشته و نطق‌هاي پيش از دستور هيچ مجلسي قابل پيشگيري نيست اما آنچه خود را در طرح ها و لوايح نشان مي‌داد و بعضا هم محل اختلاف مي‌شد مثل حذف نظارت استصوابي كه يكي از مسائلي بود كه در طي عمر مجلس ششم همواره مطرح بود. حتي در يك دوره‌اي من و آقاي سليماني نماينده كنگاور و آقاي محتشمي نماينده كروبي شديم و از از طرف شوراي نگهبان هم آقاي مومن و عزيزي و عليزاده ديدار و مفصل صحبت كرديم، در مجلس كسي نبود كه بگويد نظارت شوراي نگهبان نبايد نظارت موثري باشد اما اختلاف اين بود كه ما مي‌گفتيم نظارت موثر در چهارچوب قانون، و حتي آقاي مومن و عزيزي هم پذيرفتند، ولي بعد شوراي نگهبان آن را نپذيرفت و رد كرد و مي گفت حتما بايد كلمه استصوابي بيايد، ما به عنوان معتدلين مجلس مي‌گفتيم كه بالاخره اين نظارت استصوابي چون متكي به تفسير شماست حدش كجاست؟ بعضي‌ اقوال از شوراي نگهبان اين بود كه دامنه نظارت استصوابي حتي مشمول نمايندگان حاضر در مجلس نيز مي شود. يعني اگر نماينده‌اي از نظر شوراي نگهبان هنجار شكن بود، مي تواند او را از مجلس اخراج كنند.مجلس ششم نظارت استصوابي را بر نمي تافت يا در قضيه مطبوعات خوب اختلاف نظر بود كه آيا با قوانين جرايم و نا امني هاي اجتماعي مي توان با مطبوعات برخورد كرد يا نه؟

***تحصن نمايندگان را يكي از جلوه هاي حركتهاي راديكال مي دانم

*فارس: آيا شما تحركاتي چون تحصن را از مصاديق راديكال بودن نمي‌دانيد؟
مرعشي: من تحصن را نمي‌پذيرفتم و آن را يكي از جلوه هاي حركتهاي راديكال مي دانم. به نظر من در جمهوري اسلامي نبايد چنين روش‌هايي را انجام مي داديم.

*فارس:آيا شما به عنوان حزب كارگزاران با حزب مشاركت در اهداف مجلس ششم مشترك بوديد؟
مرعشي: ما، يعني هم دوستان كارگزاران و هم اكثر هم پيمانانمان در جبهه دوم خرداد، ما همين امروز هم اگر قرار باشد كه رفراندومي برگزار شود كه چه نظامي در ايران برقرار شود باز هم معتقد به همان جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه بيشتر هستيم. اگر بحث شود كه آيا قوانين بايد اسلامي باشد؟ مي گوييم حتما بايد قوانين با اسلام منطبق باشد،اگر بگويند اين اسلامي بودن هم بايد تحت نظارت فقهاي شوراي نگهبان باشد مي گوييم بسيار عالي بايد باشد.
در مجلس ششم در سطح طرح‌ها و لوايح اختلاف نظر عمده اي نداشتيم،البته مجلس با شوراي نگهبان خيلي دچار اختلاف بود. طبيعي هم بود بالاخره نظرات كارشناسي متفاوت بود، تقدم و تاخر در اولويت ها برايمان مهم بود، اما آنچه مجلس ششم با آن مواجه بود اين مسئله بود كه حتي حرفهاي حسابي كه مجلس ششم داشت( مورد توجه نبود). ببينيد در واقع يك تصميم در شوراي نگهبان گرفته شده بود كه نبايد قانوني در مجلس ششم به نتيجه برسد. من يك شب با آقاي مومن هم صحبت كردم و به دوستان شوراي نگهبان هم گفتم. اكنون مي ر‌سيم به اينكه اكثر نمايندگان شوراي اسلامي قانوني تصويب كردند كه مثلا صدا و سيما بابت پخش مسابقات حرفه اي باشگاه ها بايد بخشي از درآمد خود را به اين باشگاهها بدهد. مثلاً بازي استقلال و پيروزي، چون در واقع اين باشگاه ها هستند كه اين برنامه را توليد كردند و مشتري جلب كردند، اما شوراي نگهبان مي‌گويد چون صدا و سيما وابسته به رهبري است اين خلاف شرع است. من به آقاي مومن گفتم كه دين خدا را صرف دعواي لاريجاني و فدراسيون فوتبال نكنيد. كما اينكه مردم را نبايد صرف اين دعواها كرد. يعني ما اصلاح طلبان هم نبايد بياييم بگوييم همه مردم مال ما،يعني در جناح مقابل ما هيچ كس معتقد به مردم نيست؟ هيچ كس مردمي نيست؟

*فارس: پس به نظر شما شوراي نگهبان درباره مصوبات مجلس نظر سياسي مي‌داد تا فقهي؟
مرعشي: قطعا اينطور است، وقتي شوراي نگهبان در جايگاهي است كه اين مسند تشخيص مغاير و موافق اسلام است نبايد تفكيك كند،نبايد بگويند صدا و سيما وابسته به رهبري است ولي باشگاه ها نيستند همه نظام متعلق به رهبري است.اگر ولايت را منشا مشروعيت بدانيم، اين ولايت در تمام اركان نظام بخش دولتي و غير دولتي ندارد،درجه يك و دو ندارد، صرف اينكه صدا و سيما منصوب مستقيم رهبري است اما دولت منصوب رئيس جمهور است،من فكر مي‌كنم ما دعواهاي شخصي و گروهي خود را بايد داشته باشيم، كشمش‌ها و رقابت‌ها را داشته باشيم براي حداكثر كردن منافع خود و حداكثر كردن منافع كشور. خوب اين طبيعي است كه من رقابت‌ مي كنم و آقاي باهنر هم رقابت مي كند هر دو براي اينكه راي بيشتري كسب كنيم تلاش مي كنيم خدمت بيشتري كنيم و طبيعي است كه كشور در مجموع نفع مي برد.اما نه من حق دارم چون مردم گرايش بيشتري به من دارند مردم را چماق كنم بر سر رقيب و نه رقيب حق دارد اسلام را چماق كند بالاي سر من. اينها موضوعات اصلي مورد اختلاف ما در مجلس ششم بود.

*فارس: واقعا شما مي‌گويد دراين قضيه صدا و سيما برخورد شوراي نگهبان سياسي بوده؟
مرعشي: شما بگوييد؟ شما قضاوت كنيد! ما به عنوان نمايندگان ملت تشخيص داديم كه باشگاه ورزشي كه باعث جذب بيننده براي صدا و سيما شده بر اساس عرف دنيا، اگر پولي خواست صدا وسيما بايد به آنها بدهد اين كجايش مغاير اسلام است؟

*فارس: من هم مي‌توانم اين اتهام را بزنم كه چون مجلس با صدا وسيما مشكل سياسي داشت مي‌خواست بودجه صدا و سيما را كاهش دهد.
مرعشي: اگر مي‌خواستيم كه بودجه اش را كم مي كرديم.

*فارس: كه بودجه شوراي نگهبان و صدا و سيما را كاهش هم داديد؟
مرعشي: نه، وقتي كه صدا و سيما اطلاعيه بدهد عليه مجلس ، مردم مي‌فهمند كه نمايندگانشان بودجه‌اش را كاهش داده اند.

***زمانه همه را ادب كرده است

*فارس: در يكي از مصاحبه‌هاي اخيرتان گفته ايد خودخواهي‌ها سرمايه‌ تحول خواهي در ايران را نابود كرد، مصاديق آن خودخواهي ها چه بود؟
مرعشي: رقابت‌هاي درون گروهي و انشقاقي بود كه در انتخابات رياست جمهوري نهم رخ داد. در مجلس اختلاف چنداني نداشتيم اما در انتخابات نهم انشقاق ايجاد شد، در مجلس همه با هم صميمي بوديم.

*فارس: اين خودخواهي كه مي‌گوييد الان هم وجود دارد؟
مرعشي: نه،بالاخره زمانه همه را ادب كرده است.

*فارس : ولي برخي از اصلاح‌طلبان كه عضو ستاد ائتلاف نيستند شما را متهم به انحصار‌طلبي و خودخواهي مي‌كنند.
مرعشي:نه اينگونه نيست همه با يكديگر دوباره صميمي شديم.

***نبايد در برابر تندروي‌هاي شوراي نگهبان سكوت مي‌كرديم

*فارس: جايي گفته بوديد كه عدم ايستادگي بر شعار اعتدال و ميانه روي و سكوت در برابر تندروي‌ها بزرگترين اشتباه حزب كارگزاران بود، كجا بر شعار اعتدال نايستاديد وكجا در مقابل تندروي ها سكوت كرديد؟
مرعشي:اين جمله را قبول دارم و روي حرفم هستم، اما الان خيلي خاطرم نيست، الان هم كه قرار نيست بر عليه حزب خودمان مصاحبه كنم.

*فارس:آيا واقعا عدم ايستادگي بر شعار اعتدال در حزب كارگزاران بوده يا در جريان اصلاح طلبي بوده؟
مرعشي: نه در خصوص حزب كارگزاران گفتم.

*فارس:يعني در حزب كارگزاران هم تندروي بوده كه شما بر پاي شعار اعتدال نايستاديد؟
مرعشي: نه اينكه در حزب ما تندروي بوده ،به هر حال ما بايد از اعتدال دفاع بيشتري مي كرديم.

*فارس: كجاها سكوت كرديد؟
مرعشي: ما نبايد در برابر تندروي‌هاي شوراي نگهبان براي رد صلاحيت‌هاي وسيع سكوت مي‌كرديم، بايد اعتراض جدي‌تري مي‌كرديم.

*فارس: چرا در مقابل برخي اظهارات تند افراد واكنش نشان نداديد؟
مرعشي: چه اظهاراتي مشخصا بگوييد؟

*فارس: سخنان ساختار شكنانه اي چون رفراندم و عبور از خاتمي به دليل تفسير جامعه مدني به مدينه النبي و ...
مرعشي: عبور از خاتمي كه در مجلس طرح نشد، هيچ نطقي در مجلس نداريم كه بگويد بياييد از خاتمي عبور كنيم، حتي عبور از خاتمي كه براي ما اصل نيست. خاتمي براي ما اصالت به اين مفهوم ندارد كه كسي اگر از او عبور كرد عليه او موضع بگيريم،نظرشان است.

*فارس: آنها مي گفتند چون خاتمي در چارچوب نظام كار مي‌كند و در خدمت نظام است بايد از او عبور كرد.
مرعشي:نه آنها انتقادشان به روش‌هاي خاتمي بود، خود آقاي خاتمي هم تصور نمي‌كنم كه عبور از خود را عبور از نظام بداند، من هم كه مسئول حرف آنها نيستم.

*فارس: ولي آنها در جبهه شما بودند؟
مرعشي: نه، جبهه ثبت شده رسمي كه نداشتيم، افراد مختلف بودند و اظهار نظر مي‌كردند اظهار نظر مردم از نظر ما آزاد است.

*فارس: يعني در مقابل هر اظهار نظري...
مرعشي: ما كه در خصوص هر صحبتي نبايد اظهار نظر كنيم.

*فارس: شما در روز هاي اخبر در مصاحبه اي گفتيد كه در مجلس ششم دچار فرصت‌سوزي شديد ، بالاخره مصاديق آن را بايد تعيين كنيد.
مرعشي: قرار نيست كه شما گفته‌هاي چند سال پيش من را بياوريد و بگوييد. انسان در طول 20 سال ممكن است حرفهاي متفاوت زده باشد من كه همه آنها خاطرم نيست.

*فارس: اين صحبت اخير شماست. حالا آيا واقعا در مجلس ششم شما دچار فرصت سوزي شديد؟
مرعشي:خوب بايد در اين مورد فكر كنم، الان چيزي خاطرم نيست و صحبتي نمي كنم.

*فارس:برخورد آقاي هاشمي بعد از مناظره شما با آقاي كلهر(در جريان رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري نهم) چگونه بود اظهار نظري، سخني..
مرعشي:برخورد خاصي نبود هيچ صحبتي نشد و به سكوت برگزار شد. من هنوز هم مدافع مناظره با كلهرم،‌از صدا و سيما هم تقاضا مي‌كنم آن مناظره را يكبار ديگر پخش كنند.

***احمدي‌نژاد هيچ خدمتي به ايران نكرد

*فارس: آيا پيش‌بيني به دور دوم كشيدن انتخابات رياست جمهوري را داشتيد؟
مرعشي: طبيعي بود بالاخره اين يكي از گزينه‌ها بود.

*فارس: و پيش‌بيني‌تان از رقبا كه بود؟
مرعشي: فرضمان اين بود كه به طور قطع‌ هاشمي نفر اول مي‌شود البته فكر نمي‌كرديم احمدي‌نژاد به دور دوم بيايد.

*فارس: كدام كانديداها را احتمال مي‌داديد؟
مرعشي:كروبي را فكر نمي‌كرديم اما معين و قاليباف را پيش‌بيني مي كرديم.

*فارس: دوست داشتيد با كدام كانديداها رقابت كنيد؟
مرعشي: با احمدي‌نژاد

*فارس: خوب بازنده مي‌شديد.
مرعشي: خوب معلوم نبود بازنده شويم فكر نمي‌كرديم مردم ايران اين‌ همه بدشانس باشند.

*فارس: چرا ؟ مردم راي دادند.
مرعشي: آقاي احمدي‌نژاد هيچ خدمتي به ايران نكرد.

*فارس: هيچكدام از اقدامات احمدي‌نژاد را ...
مرعشي‌: هيچكدام را كه نمي‌توان گفت اما آنجايي كه احمدي‌نژاد تصميم‌ گرفت خدمتي به مردم نكرد.

*فارس: در بحث انرژي هسته‌اي چه؟
مرعشي: پروسه انرژي هسته‌اي خارج از تصميمات شخصي احمدي‌نژاد است.

*فارس: ولي در دولت احمدي‌نژاد ما تعليق را شكستيم و جهش در فناوري هسته اي پيدا كرديم.
مرعشي: انرژي هسته‌اي متعلق به نظام است و دانش‌ آن هم نتيجه سرمايه گذاري طولاني مدت نظام و فراتر از دولت‌هاست دانش آن هم قبل از دولت احمدي‌نژاد به دست آمده بود و تنها جايي را هم كه احمدي‌نژاد مدير آن را تغيير نداد و تجربه آنجا را از بين نبرد سازمان انرژي اتمي بود. اگر بقيه مديران را هم تغيير نمي داد وضع كشور اين نبود.

*فارس: اگر بحث هسته‌اي تصميم سران نظام است، پس چرا شما به تصميمات هسته اي نظام در برهه كنوني مدام انتقاد مي كنيد؟
مرعشي: در بخش هسته‌اي انتقاد ما اين است كه احمدي‌نژاد با باز كردن جبهه‌هاي متعدد در عرصه‌هاي سياست خارجي و اصلي‌كردن موضوعات فرعي، پيشروي كشور در سياست‌هاي هسته‌اي را كند كرد. مثلا طرح‌ بي‌جاي مسله هولوكاست كه نه موضوع كشورماست و نه موضوع روز ماست يا ده‌ها حرف مختلف مثل اينكه ايشان مي‌گويند به همه كشورهاي دنيا دانش انرژي هسته‌اي را ارايه مي‌كنيم، بگذاريد فعلا كار خودمان را بكنيم! بعد شما...

*فارس: به نظر شما اگر شما دربرابر غرب تهاجمي عمل كرده و روي نقاط ضعف آن فشار بياوريد يك دستاورد مثبت نيست.
مرعشي: تحريك كردن و متحد كردن دشمن پشت مرزهاي كشور در حالي كه پرونده‌ هسته‌اي روي ميز است هنر مديريت نيست. احمدي‌نژاد در عرصه سياست خارجي كمكي به انرژي هسته‌اي نكرد. مي‌توانيد از لاريجاني كه نيروي ارزشي است بپرسيد كه چه به روزش آورد. اينكه لاريجاني به عنوان نماينده رهبري در بحث هسته‌اي و مسئول مذاكره كنند چه اندازه به وسيله مواضع سياست خارجي دولت پشتيباني شد.

*فارس: ولي لاريجاني در سخنراني هاي اخير خود در دانشگاه شريف، اصفهان و مشهد از سياست‌هاي دولت حمايت كرد.
مرعشي: شما كه از مسايل پشت پرده بهتر از من آگاهيد.

*فارس: شما شكستن تعليق را به صلاح مي‌دانستيد؟
مرعشي: در سطح تصميم‌گيري ما نبود، تصميم‌گيري نظام بوده و از آن دفاع مي‌كنيم.

*فارس: آيا معتقديد كه بايد در پاي شكستن تعليق مي ايستاديم حتي اگر پرونده به شوراي امنيت برود ...
مرعشي: اين ديگر نظر كارشناسي است،نظام هم در مقاطع مختلف نظرات كارشناسي متفاوت داشته است. يك زمان نظر اين بود كه به شوراي امنيت نرود، و يك زمان نظر اين بود كه اين خط قرمز را نداشته و گفتند اگر رفت هم مشكلي نيست .اما بايد حتما مديريت سياسي كشور از رفتن پرونده به شوراي امنيت پيشگيري مي‌كرد چون رفتن پرونده به شوراي امنيت هيچ كمكي به نظام و انقلاب نمي‌كند.‌ ما بايد فناوري هسته‌اي را كه حق ماست حفظ كنيم و تمام توان كارشناسي را به خدمت بگيريم كه پرونده به شوراي امنيت نرود و قطعنامه صادر نشود. اينكه قطعنامه‌هاي متعدد عليه ما صادر شود كه موفقيت نيست. شما مي‌گوييد راهي نبود، اما ما مي‌گوييم راه حل داشت ما مي توانستيم دنيا را عليه خود تحريك نكنيم اگر اين اندازه تحريك نمي‌كرديم اينهمه قطعنامه صادر نمي شد.حفظ فن‌آوري هسته‌اي براي ايران با هزينه‌هاي كمتر از آنچه در دولت احمدي‌نژاد رخ داد مقدور بود، ما نمي‌توانيم در دنيا سيبل باشيم. اين همان چيزي است كه غربي‌ها مي‌خواهند، ما مسئول و عضوي از سازمان ملل هستيم .قوانين بين‌المللي را رعايت مي‌كنيم نبايد مقامات مسئول به گونه‌اي حرف بزنند كه يك جريان تهديد‌كننده براي ديگران است.

*فارس: آيا شما برخورد غرب در خصوص مساله هسته‌اي را سياسي نمي‌دانيد؟
مرعشي: حتما سياسي است. اين سياسي‌ترين و شيطنت‌آميز ترين برخورد غربي‌هاست منتها اين نه جديد است و نه آخرين است. غربي‌ها از روزي كه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيده با ما برخورد غيرمسولانه داشتند، غربي‌ها قرارداد رسمي كه با آلمان داشتيم و ميلياردها دلار ضرر به كار زدند و براي همين ما رفتيم و دانش را به دست آورديم، اولا اين اتفاق هيچ ربطي به احمدي‌نژاد ندارد، روزي كه احمدي نژاد آمد اين دانش بود. ممكن است بگوييد كه سانتريفيوژها اين اندازه نبود، بله سه سال پيش طبيعي است دانش تازه توليد شده بود. در خصوص تدابير، ما معتقديم كه غربي‌ها به ما زور مي‌گويند ولي اين زورگويي چيز جديدي نيست. ما درزمان جنگ هم با غرب مشكل داشتيم ولي هيچ وقت مديريت سياسي كشور، اجازه نداد كه حتي در دوران دفاع مقدس قطعنامه‌هايي عليه ايران صادر شود.

*فارس: اتفاقا در زمان جنگ و تا مقطع قبول قطعنامه 598 ، قطعنامه هاي متفاوتي عليه ما صادر شد.
مرعشي: نه، به خود دروغ نگوييم. انقلاب با احمدي‌نژاد شروع نشده و با احمدي‌نژاد هم تمام نخواهد شد،‌هزار تا احمدي‌نژاد فداي نظام جمهوري اسلامي و انقلاب. يك رئيس‌جمهور آمده 4 تا شعار همراه با صد تا دروغ مي گويد و شما باورتان شده مي‌گوييد ارزشي است، كي مي‌گويد دروغ ارزش است؟ جمهوري اسلامي در زمان جنگ از خود دفاع كرد و هيچ قطعنامه‌اي در شوراي امنيت عليه ايران صادر نشد. ممكن است قطعنامه‌هايي كه براي پايان جنگ صادر شد مورد تاييد ما نبود و نمي‌پذيرفتيم تا قطعنامه 598 كه تا موردي موردتاييد ما بود گر چه براي احقاق حقوق ما كفايت نمي كرد. تفاوت اين است كه در انرژي هسته‌اي نبايد كشور را به سمتي ببريم كه قطعنامه‌هاي الزام آوري صادر شود و احمدي‌نژاد هم مي‌گويد كاغذ پاره است او دروغ مي‌گويد. كاغذ پاره نيست اينها الزام‌آور است به لحاظ حقوقي اينها در آينده براي رفع آن مصوبه شوراي امنيت مي‌خواهد و زمان و انرژي و امتياز براي رفع آنها از ما مي‌خواهند. معتقديم در سياست‌هاي هسته‌اي بايد به گونه‌اي حركت كنيم كه محكوميت هاي بين‌المللي نگيريم و مي‌توانستيم با اعتمادسازي اين كار را بكنيم. و معني اش هم اين نيست كه غرب هم دروغگو نيست و يا برخوردهاي دوگانه ندارد، اما برخوردهاي آنها دليل نمي شود كه كاري كه آنجا مي‌خواهند انجام بدهيم. اتفاقا برخلاف شعارهاي امروز معتقدم و تاريخ هم اثبات خواهد كرد كه متاسفانه بر اثر يك خداي نكرده خيانت يا اشتباه در دوران اخير راهي را رفتيم كه صهيونيست‌ها و آمريكايي ها مي‌خواهند. الان هم بايد تدبير كنيم، همانگونه كه طي ماه‌هاي اخير لاريجاني تمام تلاش خود را كرد كه قطعنامه سوم صادر نشود و موفق بود، همين امروز هم بايد بتوانيم جلوي قطعنامه سوم را بگيريم، ما به عنوان شهروند ايراني و عضوي از نظام حق داريم سوال كنيم كه لغو اين قطعنامه‌ها بعدها چه هزينه‌اي را بر كشور تحميل خواهد كرد و آيا ما خواهيم توانست بر موضعمان بمانيم يا نه؟

*فارس: اگر در دوران جنگ، شوراي امنيت قطعنامه صادر مي‌كرد كه بايد به جنگ پايان دهيد آيا بايد مي‌پذيرفتيم؟
مرعشي: در جاي خود قابل بحث است، ولي بهر حال...

*فارس:وقتي صحبت از حق ملت است،همانگونه كه در جنگ ايستاده‌ايم اينجا هم مي‌ايستم.
مرعشي: در ايستادگي آن بحثي نيست،بحث اين است كه مي‌گويم كم هزينه تر مي‌شد حالا كردند ببينيم چه مي‌شود،صبر مي كنيم ببينيم چي از توش در مياد.

*فارس: ظاهراً شما روند تصميم گيري هاي هسته اي فعلي را در چهارچوبهاي كلي نظام نمي دانيد؟
مرعشي: ما در بحث هسته‌اي معتقديم نبايد بحث جناحي شود، هر دو جناح كشور دستيابي اين دانش را افتخار براي كشور مي‌دانند، در مساله هسته‌اي ما بايد همه تلاشمان اين باشد كه يك مجموعه متحد ملي در برابر تهديدات غربي باشيم و آنرا هم مديريت كنيم تا موجب محكوميت‌هاي بين‌المللي نشود چون اين محكوميت ها به سادگي قابل حل نيست.انتقادمان به احمدي‌نژاد اين است كه اين موضوع را دارد خرج سياست‌هاي داخلي خود مي‌كند، چه در برابر رقيب كه ما باشيم، يا دوست كه علي لاريجاني باشد.

فارس: پس موفقيتي هست، چون شكست را كه خرج خود نمي‌كنند.
مرعشي: نه موفقيت نيست، احمدي‌نژاد فعلا سوار است، مي‌تواند در كار لاريجاني اخلال كند ، لاريجاني دارد بحث مي‌كند،مي گويد اين پيشنهاد را قابل بررسي مي دانيم، ولي احمدي‌نژاد مي‌آيد مي‌گويد تا آخر مرداد پيشنهادي نمي‌دهيم اخلال مي‌كند. به هر حال تاريخ قضاوت خواهد كرد كه چه ضررهايي به كشور وارد شد.

*فارس:برخي اسامي را مي گوييم بگوييد چه به ذهنتان مي آيد؟
-حداد عادل:آدمي نجيب
-علي لاريجاني: هواي تازه
-ناطق نوري: سمبل مردانگي
-خاتمي: نجابت و اخلاق
- هاشمي‌رفسنجاني: سياست و شجاعت
- حسين شريعتمداري: پاسبان بد اخلاق دفاع از ارزشها
-رحيم مشايي: چون جانشين خودم است چيزي نمي‌گويم
- حسن حبيبي: وقار و متانت و هوش
- فائزه هاشمي: زني شجاع
- ميردامادي : مردي قد كوتاه
- محمدرضا خاتمي : پزشكي سياست‌پيشه
- بهزاد نبوي: جوان قديمي
- مهدي كروبي: شيخ اصلاحات
- تاج‌زاده : كسي كه ما را به 1/1/58 برگرداند
- ‌غلامحسين كرباسچي: شهردارنوآور
- احمدي‌نژاد: معجزه هزار سوم و چهارم چون در هزاره چهارم هم مانند او به وجود نخواهد آمد
-غلامحسين الهام: كسي كه خدا چيزي به او الهام نكرده
- فاطمه رجبي: فرزند ناخلف پدر
- حسن روحاني: مدير لايق و قدري متكبر
- قاليباف: پليس 110
- محسني‌اژه‌اي: چيزي به ذهنم نمي‌آيد
- قاضي مرتضوي: الان دادستان است جرات نمي‌كنم چيزي بگويم
- محمدهاشمي: كارگزار اصولگرا
- مهاجراني :معاون پارلماني موفق
- احمد جنتي: هم قد احمدي‌نژاد.

***در اداره مباحثمان با شوراي نگهبان دچار اشكال بوديم

*فارس: گفتيد اراده‌اي در شوراي نگهبان بود كه نگذارند هيچ مصوبه ي مجلس ششم به نتيجه برسد ، با اين تلقي به چه اميدي دوباره مي‌خواهد در انتخابات شركت كنيد؟
مرعشي: مفهوم اين نيست كه ضعف در درون جبهه خودي را ناديده بگيريم، همانگونه كه در قضيه انرژي هسته‌اي نمي‌توانيم بگوييم مشكل فقط از غرب است هر امري هميشه دوطرفه است. اگر شوراي نگهبان مخالف مصوبات ما بود ما هم قادر به اداره بحثمان با شوراي نگهبان نبوديم .فكر مي‌كنم مجلس هشتم ضمن گرايش بارز اصلاح طلبي كه بايد داشته باشد،بايد بالاخره بتواند با همين شوراي نگهبان و همين واقعيت‌هاي موجود، كشور را به جلو ببرد.منصفانه اين است كه ما هم در اداره مباحثمان با شوراي نگهبان دچار اشكال بوديم من اگر مجلس ششم را اداره مي‌كردم اجازه نمي‌دادم كه سطح روابطمان با شوراي نگهبان قفل شود، ما به جايي رسيده‌ بوديم كه روابطمان قفل شده بود، بايد مديريت مجلس در رابطه با آن فكري مي‌كرد.

*فارس: با اين پيش فرض كه مجلس هشتم، مجلسي اصلاح‌طلب باشد مجلس ششم چه درس‌هايي براي مجلس هشتم دارد؟
مرعشي: من فكر مي‌كنم بايد برگرديم مجلس بزرگان نظام را تشكيل دهيم، چه از جناح اصولگرا و چه اصلاح‌طلب، مجلس جاي جوانان كم تجربه مثل من، حداقل من ديروز نيست، بايد سطح مجلس و پختگي آن افزايش يابد، من مجلس هفتم و ششم را از لحاظ كارشناسي براي كشور مفيد نمي‌دانم، مجلس نبايد با يك غوره سردي بگيرد و با يك كشمش گرمي، به نظر من چه اصلاح‌طلبان و چه اصولگرايان هر كدام برنده شدند اگر مجلس بزرگان باشد، كشور دچار مشكل نخواهد شد، شوراي نگهبان هم بايد خود را اصلاح كند،مثلاً يك وقت آقاي حبيبي و زواره‌اي حقوقدانان شوراي نگهبان بودند.يك وقت الهام و كدخدايي مي‌شوند، مي‌توانيد براحتي تفاوت تجربه‌هاي الهام و حبيبي را بدانيد، مي‌توانيد تفاوت‌ عزيزي و زواره‌اي را ببينند.من فكر مي‌كنم آنچه در شكل‌گيري مجلس ششم و هفتم رعايت نشد اين بود كه تجربه نظام در خدمت كشور قرار نگرفت مجلسي نياز داريم از افراد وزين و پخته آن مجلس مي تواند با شوراي نگهبان تعامل بهتري داشته باشد.

*فارس:جالب آنكه به همين آقايان الهام، عزيزي و كدخدايي مجلس ششم راي داد.
مرعشي: راي دادن به.... از اشتباهات حزب مشاركت بود، او به مشاركت گفته بود با شما هستيم آنها هم قبول كردند وگول خوردند اينها را ننويسيد آبروي هر دو مي‌رود! هر چه ما گفتيم ... را من مي‌شناسم مشاركت قبول نكرد.(خنده)

*فارس: پيش‌بيني شما از انتخابات آتي؟
مرعشي: انسان ها پيچيده‌اند ايراني‌ها پيچيده‌ترند ‌و وقتي كه جمع مي‌شوند، آراء شهر ستانها هم كه جمع شود، هيچ كس نمي‌تواند بگويد كه چه مي‌شود، اما تركيبي كه اكنون اصولگرايان دارند قابل دوام نيست، شايد جاي اقليت و اكثريت عوض نشود اما حتي اقليت، اقليت قدرتمندي خواهد بود.چون وضع اين اقليت امروز مرهون يك شرايط بحراني سياسي است يعني وضعي كه اصلاح‌طلبان دچار يك گسست در سياست‌ها و استراتژي‌ها شدند، مرهون يك شرايط ويژه است،چون آن شرايط ويژه از بين رفته اين مشكل نيز حل مي شود. اينكه عده‌اي ميگويند مجلس هشتم همانند هفتم است، سياست را نمي‌فهمند ولي علاقمندم كه يك مجلس وزين تشكيل ‌شود چون مجلس وزين خيلي مي‌تواند به كشور كمك كند و كشور را از اين مسايل سطحي رها كند و مي‌تواند عمق بيشتري به مباحث كارشناسي دهد حتي به حل و فصل همين موضوع جاري هسته‌اي.

*فارس: شما خود كانديدا مي‌شويد؟
مرعشي: قرار شد جوان‌هاي نا پخته مثل من نيايند!

*فارس: شما نه تنها پخته‌ايد،‌در مرز سوختگي هستيد!
مرعشي: خنده..

***يكي از اشتباهات انتخابات مجلس ششم تقابل غير ضروري و غيرمنصفانه عليه هاشمي بود

*فارس: آيا قبول داريد مجلس ششم خاستگاهش در تعارض با هاشمي شكل گرفت يعني با نقد دوران هاشمي به سر كار آمدند و هنوز هم بسياري از اصلاح طلبان به صراحت مي‌گويند به خاطر ناكامي‌هاي دوران 8 ساله سازندگي بود كه جبهه دوم خرداد در انتخابات رياست جمهوري ، شوراها و مجلس به پيروزي رسيد.آيا شما اين را قبول داريد كه مجلس ششم در تعارض با هاشمي شكل گرفت؟
مرعشي: نه، در برخي حوزه‌هاي انتخابيه مثلا كمتر از 20 درصد اينگونه بود، در تهران هم 20 نفر از آنها در ليست كارگزاران بودند، جبهه‌اي هم كه شكل گرفته بود درست است نام هاشمي در ليست آنها نبود و عليه هاشمي موضع مي‌گرفتند اما ليست، ليستي عليه هاشمي نبود.

*فارس: اما براي دو قطبي كردن انتخابات و راي آوردن، نقدهاي تندي عليه هاشمي انجام مي دادند.
مرعشي: بله، يكي از اشتباهات انتخابات مجلس ششم تقابل غير ضروري و غيرمنصفانه عليه هاشمي بود اما مجلس ششم آشكارا در تقابل با هاشمي نبود.

*فارس: به نظر مي‌رسد كه در طيف حاميان هاشمي برخي افراد مي‌خواهند كه انتخابات دو قطبي شود، آيا شما خود به دنبال دو قطبي شدن انتخابات با محوريت‌ هاشمي نمي‌رويد؟
مرعشي: نه، محور ما در انتخابات هاشمي نيست و خاتمي است؛ هاشمي هم در اين خصوص اظهار نظر رسمي نخواهد كرد.

*فارس: شما پرچمدار اصلاحات را چه كسي مي‌دانيد؟
مرعشي:‌آقاي خاتمي

فارس: برخي سران اصلاح‌طلب عامل ناكامي اصلاح‌طلبان را تندروي‌ و در مقابل برخي فرصت سوزي را عامل شكست اصلاحات مي‌دانند شما قايل به كدام نظريه هستيد؟
مرعشي: من قايل به هيچكدام نيستيم، الان وقت اين حرفها در ميان جبهه دوم خرداد نيست، به عنوان جبهه‌اي كه متعهد به حفظ و پايداري نظام جمهوري اسلامي هستيم معتقديم كه بايد به مشتركات فكر كنيم، مشتركات هم تشكيل مجلسي نيرومند است كه بتواند از نظام دفاع كند اين هدف را نبايد تحت شعاع اين حرفها قرار بدهيم كه حالا در گذشته چه كسي مقصر بود، هر كسي مقصر بود فرقي نمي‌كند، الان وظيفه ما اين است كه با اتحاد در انتخابات شركت كنيم و به تشكيل يك مجلس نيرومند كمك كنيم، ازجناح رقيب هم همين را خواستيم كه متحد و نيرومند وارد شوند، تا برآيند انتخابات هر كدام شد آنكه نفع اصلي را مي‌برد مردم و نظام باشند.

*فارس: اين اتحادي كه مي‌گوييد ميان اصلاح‌طلبان است تا چه اندازه محقق شده است؟
مرعشي: كامل است و هيچ مشكلي ندارد.

*فارس: ولي تا الان سه ليست از سوي اصلاح‌طلبان ارايه شده و تعدادي از سران اصلاح طلب هم به صراحت اعلام كرده اند ما با حداقل 5 ليست مواجه خواهيم بود.
مرعشي: نه چنين چيزي نيست، اين به جز اينكه دوستان بد سليقه ما در جناح رقيب كه اين را بي خودي بزرگ مي‌كنند نيست، واقعي نيست.

*فارس: آقاي راه چمني در مصاحبه با فارس از وجود 5 ليست خبر داد و يا شما مي‌خواهيد بگوييد ستاد ائتلاف مردمي وجود ندارد؟
مرعشي: وجود داشته باشد يا نه، اصلاح طلبان يك ليست خواهند داشت.

*فارس: ليست اعتماد ملي آقاي كروبي چه؟
مرعشي: نه آقاي كروبي اعلام كرده‌است كه 90 درصد ليست مشترك خواهد بود.

*فارس: حزب اعتماد ملي بدون هماهنگي ليست خود را اعلام و گفته 15 نفر آن اختصاصي اين حزب خواهد بود. سرليست اعتماد ملي هم در تهران منتجب‌نياست . ستاد ائتلاف قرار است چه كسي را به عنوان سرليست انتخاب كند؟
مرعشي: هنوز به ليست نرسيده‌ايم، فعلا بر ضوابط ومعيارها كار مي‌كنيم.

*فارس: نحوه تقسيم‌بندي كانديداهاي احزاب چگونه است؟
مرعشي: همه احزاب توافق كردند كه سهمي نخواهند. ممكن است ليستي ارايه شود كه هيچ كانديدايي از كارگزاران در آن نباشد اما چون توافق جمع است آن را قبول مي‌كنيم.

*فارس:و كميته‌اي كه بايد آنها را انتخاب كند؟
مرعشي:يك كميته اي است كه انتخاب مي كند، ليست تهران را هم ستاد مركزي تعيين مي‌كند كه 11 نفر هستند.

*فارس: از همه احزاب و گروه‌ها هستند؟
مرعشي: نه ،‌متعلق به احزاب نيست، احزاب در فرآيند انتخابات آنها نقش داشتند، اما تركيب حزبي ندارد.

*فارس: هزينه ستاد را كدام حزب پرداخت مي‌كند.
مرعشي: به تناسب، هر كس هر چقدر بتواند كمك مي‌كند.

*فارس: اين تناسب چگونه است؟
مرعشي: توانايي آنهاست. هر كس بيشتر كمك كند بيشتر در كار خير مشاركت مي‌كند.

*فارس: كانديداهايشان بيشتر مي‌شود؟
مرعشي: نه بحث كانديداها نيست، سبقت در انجام كار خير است.

*فارس: مايه دارترين آنها كارگزاران است؟
مرعشي: نه ما جزء ضعيف‌ترين هستيم.

*فارس:يك تلقي كه در جامعه وجود دارد اين است كه حزب كارگزاران علائق اقتصادي دارد و افرادي متمول هستند.
مرعشي: حالا كه بيشتر از همه ما داريم حرف سياسي مي‌زنيم، واقعي نيست اين ذهنيت بيشتر در سياسيون وجود دارد.

*فارس: اصلا مگر داشتن ثروت عار است؟
مرعشي: داشتن ثروت عار نيست، اما واقعا اينگونه نيست .كارگزاران ممكن است از اقتصاد آزاد دفاع كند، ما از توليد ثروت در جامعه دفاع مي‌كنيم فكر نمي‌كنيم توليد ثروت امري مذموم است، بلكه مقدس است، هر ايراني كه ثروتمند شود، همزمان جامعه هم ثروتمند مي‌شود و پشتوانه مي‌شوند براي اقتصاد كشور و نظام جمهوري اسلامي، شايد چون ما قبل از ديگران اين گرايش را تبليغ كرديم و از آن دفاع كرديم اين در اذهان باشد، والا به طور معمول اعضاي حزب كارگزاران در حد متوسط مردم ايران هستند. اگر كسي نتوانست زندگي خود را اداره كند آدم خوبي نمي‌دانيم بالاخره انسان اول مسئول زندگي خود است اگر حزبي نتواند اول مسئله اقتصادي خود را حل كند به چه دردي مي‌خورد؟ اينكه هي بياييم بگوييم نداريم البته ما هم واقعا نداريم يعني الان كارگزاران حتي در انتشار روزنامه خود مانده است و اين اصلا خوب نيست و يك خصلت منفي است.

*فارس: و هيچ كس هم باور نمي‌كند! چرا مردم نمي توانند باور ‌كنند كه اوضاع كارگزاران اينقدر خراب است كه نمي‌تواند روزنامه داشته باشد؟
مرعشي نمي‌دانم شما نظر سنجي كنيد، حتما از بس دروغ شنيده‌اند.

*فارس: چرا مردم در سوم تير بين هاشمي و احمدي نژاد به سمت احمدي نژاد رفتند؟ تحليل شما چيست؟
مرعشي:موضوع قديمي است حالا ما كه در خصوص اصل انتخاب ايشان ترديد داريم، ولي از اين موضوع بگذريم موضوع گذشته است.

***احمدي نژاد بابت بي توجهي به نظرات كارشناسان اقتصادي بايد از مردم ايران عذر خواهي ‌كند

*فارس: نقطه مثبت و منفي احمدي نژاد را در چه مي‌دانيد؟
مرعشي: احمدي نژاد به كارشناسي اعتناي جدي ندارد هر كس در كشور مديريت را بر عهده مي گيرد وظيفه دارد كشور را براساس اصول علمي و واقعي اداره كند. اصول كارشناسي واقعي هستند، يك وقتي يك استانداري رفيق ما بود مي‌گفت:فلاني من كارشناس نيستم اما من هر چه مي‌گويم كارشناسان تصديق مي‌كنند، گفتم آنها مي‌خواهند نان بخورند ولي تو استانداري، نقطه قوت احمدي نژاد را هوادارانش بگويند،من چرا بگويم؟ احمدي نژاد به عنوان مدير، تصميم گيري‌هاي مديريتي را كه البته مدير بايد قاطعيت داشته باشد اين را بگيريد وجه مثبت، اما اين قاطعيت در مسائل كارشناسي نيست، در تصميم گيري است كه يك تصميم كارشناس را با قاطعيت بگيرد نه اينكه بگويد يك ساختمان ده طبقه بايد بسازيد ولي كارشناسان بگويند خاك زمين اجازه نمي‌دهد و او قاطعانه دستور دهد. اين بي توجهي هم خودش را گرفتار كرده هم كشور را، صريح بگويم كه احمدي نژاد بابت بي توجهي به نظرات كارشناسان اقتصادي بايد از مردم ايران عذر خواهي ‌كند و دير يا زود اين كار را بايد بكند او مديون مردم است. احمدي نژاد در يك شرايط اقتصادي بسيار مطلوب دولت را بر عهده گرفت و خوشبختانه پس از آن هم شرايط مطلوب ادامه پيدا كرد.
من خودم در دولتهاي متعدد از زمان دولت مير حسين موسوي يا استاندار بودم يا در مجلس و يا در نهاد رياست جمهوري، به عنوان يك آدم مطلع مي‌گويم در زماني كه احمدي نژاد دولت را تحويل گرفت كشور جز دغدغه تعديل نرخ سوخت هيچ دغدغه ديگري نداشت و كشور كاملا تجهيز بود براي يك توسعه اقتصادي و شكوفايي اقتصادي، ببينيد ما دو دغدغه اساسي داشتيم يكي وضع ارز بود كه حدود 7 ميليارد دلار هزينه از حساب ذخيره ارزي در مجلس ششم داديم تا تك نرخي شود، و دوم نرخ ماليتها به عنوان يك موضوع بسيار مهم در اقتصاد از نرخ شكننده 54 به 25 درصد تقليل پيدا كرد يعني روزي كه احمدي نژاد دولت را به عهده گرفت، ايران به لحاظ نرخ ماليت ها بهشت كشورها بود. يعني از نرخ همه كشورهاي آسيايي و اروپايي كمتر است، البته شما چند كشور حاشيه خليج فارس را در نظر نگيريد چون آنها در دسته بندي هاي معمول طبقه بندي نمي شوند، در اروپا بالاي 32 درصد است و در آمريكا 35 درصد در ايران 25 درصد است. قانون حمايت از سرمايه گذاري تدوين و تصويب شده بود كشور سه برنامه موفق توسعه را پشت سر گذاشته بود و يك ذخيره بسيار مطلوبي از نيروي انساني فني در كشور وجود داشت بالاخره ما سد ساز شده بوديم و الان پيمان كاران ما در مناقصه‌هاي بين المللي مي‌روند و پروژه‌ها را مي‌گيرند، در بخش نيروي انساني مديران پرورش يافته بودند مديران ما مثلا در دوران مير حسين موسوي مدير كل صنايع آن وقت تمام عشق او اين كه يك ساندويچي كه 5 تومان گران مي‌فروشيد او را جريمه كنيم. اما در پايان خاتمي همان مدير ما قادر بود يك پروژه يك ميليارد دلاري را تعريف، مديريت و اجرا كند كشور واقعا تجهيز شده بود.
مسير هم كاملا مشخص شده بود سياستهاي كلان برنامه مشخص بود، به اين ذخيره بسيار مطلوبي كه احمدي نژاد تحويل گرفت شما دو مطلب اساسي را اضافه كنيد بالا رفتن مدام قيمت نفت و رسيدن به بالاي 50 دلار و الان كه حدود صد دلار شده و ابلاغ سياستهاي اصل 44 را نيز اضافه كنيد. ببنيد آقاي جهانگيري يك وزير ارزشي دولت خاتمي بود و برادر دو شهيد است. چند بار رفت كسب اجازه كند براي واگذاري ذوب آهن اصفهان يا فولاد مباركه در بورس ولي در آن مقطع ارجاع داده شد به كارشناسان تا اين كارشناسي انجام شد. دوره خاتمي تمام شده بود، اينكه شما امروز مي‌توانيد برويد در بورس بانكهاي دولتي را در بورس بفروشيد شركتهاي بزرگي مثل فولاد را بفروشيد اين براي يك دولت امكانات كمي نيست،يك نكته كه فراموش كردم در بخش تجهيز كشور بگويم ببينيد ما در اول انقلاب تمام بانكهاي خصوصي را دولتي كرديم ما در برنامه سوم اجازه فعاليت بانكهاي جديد و بيمه‌هاي جديد را داديم بالاخره زماني كه احمدي نژاد آمد، بانك پارسيان هر سهامش 1300 تومان مي‌ارزيد حالا احمدي نژاد يك اشتباه خيلي خيلي ساده انجام داد كه چه؟ كه ما پول داريم خرج مي‌كنيم بله پول را بايد هزينه كرد اما نبايد آنرا خورد كرد و به ريال تبديل كرد و در ادارات دولتي هزينه كرد.
احمدي نژاد يادش رفت كه نظام ديوان سالاري اداري ايران، مثل همه جاي دنيا هر چه به آن بدهيد سير نمي‌شود ما در بحث مديريت در كارشناسي مي‌گوييم سيري اشتها ناپذير، شما به سيستم اداري هر چه بيشتر بدهيد بيشتر طلب مي‌كند احمدي نژاد يك مرتبه آمد فكر كرد كه بقيه عقلشان نمي‌رسيد كه 10 ميليارد دلار پول بيشتر به ريال تبديل كنند و بدهند به دستگاه‌هاي دولتي، همه كارشناسان گفتند اين بيماري هلندي مي‌شود احمدي نژاد اصرار كرد و بر مواضع خود، مجلس هم موافق نبود قدري ايستادگي كرد اما نتوانست، احمدي نژاد در دو سال نقدينگي را به دو برابر تبديل كرد و شد وضع موجود كه هم دامن خودش را گرفت هم كشور. مهمترين نقطه قوت احمدي نژاد قاطعيت در تصميم گيري است اما ضعف احمدي نژاد اين است كه قاطعيت در مديريت را با قاطعيت در كارشناسي اشتباه گرفت و خود را كارشناس همه چيز مي داند از انرژي هسته‌اي گرفته تا اقتصاد و غيره .

*فارس: كارشناسان به سياست هاي اقتصادي دولت سازندگي هم انتقادات زيادي داشته و دارند ولي ورود به مباحث اقتصادي و نقد عملكرد دولت سازندگي، توسعه سياسي و دولت نهم مجال وسيعي مي طلبد كه ما آماده ايم در فرصتي نزديك مصاحبه اي در اين باره با شما داشته باشيم.

***هاشمي در مقاطعي كه نياز به پشتوانه‌هاي سياسي اجتماعي داشت پشتش خالي بود

*فارس: نقاط ضعف و قوت آقاي خاتمي چه بود؟
مرعشي: نقطه قوت آقاي خاتمي توجه به حرف كارشناسان بود يعني ايشان فوق العاده به كارشناسي و اصول علمي اهميت مي‌دانند اما ضعف اگر بخواهيم بگوييم آقاي خاتمي بايد يك جاهايي در مديريت قاطع تر عمل مي‌كرد.

*فارس:و آقاي هاشمي؟
مرعشي: آقاي‌ هاشمي انصافا هم خوب گوش مي‌داد و هم خوب تصميم مي‌گرفت.

*فارس: و نقطه منفي؟
مرعشي: مشكل آقاي‌ هاشمي اين بود كه هيچ يك از دو جناح اصلي سياسي كشوري را با خود نداشت و تنها بود اشتباهش اتكاي بيش از حد به خود بود.

*فارس: و شايد هم اتكاي بيش از حد به يك جناح
مرعشي: اصلا اينطور نيست، آقاي هاشمي مدل سياسي‌اش بالانس بين جناحها بود نه كار نكردن با آنها.

*فارس: ولي وزراي يك جناح عملا در دولت ايشان حذف شدند
مرعشي: نه، مدل كاركرد هاشمي بالانس بود كه در يك مقطعي جواب نداد. در مقاطع زيادي البته جواب داد، اما هاشمي در مقاطعي كه نياز به پشتوانه‌هاي سياسي اجتماعي داشت پشتش خالي بود.

*فارس: با اين تفاوت عميقي كه بين اصلاح طلبان و دولت نهم وجود دارد اگر مجلس هشتم به دست اصلاح طلبان بيفتد آيا مردم شاهد كشاكش زيادي نخواهند بود؟
مرعشي: نه، ما مجلس را هدايت خواهيم كرد و دولت را هم هدايت مي كنيم كه به امور كارشناسي احترام بگذارد. اگر تمكين كند موانع بسياري از روي كشور بر داشته مي‌شود از جمله اين فشار تورمي كه بر ملت است.

*فارس: و اگر تمكين نكند؟
مرعشي: نمي‌تواند! دولت در موضعي نيست كه بتواند تمكين نكند حيات دولت دست مجلس است. مجلس هفتم بي‌خودي در قبال مواضع غير كارشناسي دولت مماشات كرد و مجلس هم بايد از مردم عذر خواهي كند.

فارس: آقاي عبد الله ناصري سخنگوي ائتلاف در مصاحبه اي شعار ائتلاف را "نجات ملي" عنوان كرده بود،واقعيت دارد؟
مرعشي: نه در ستاد چنين صحبتي نشد.

*فارس: و حرفهاي ارزشي كه قرار بود در خبرگزاري فارس بزنيد؟
مرعشي: حرفهاي ارزشي من يك جمله بيشتر نيست. آنچه من از جامعه درك مي‌كنم، مجموع نيروهاي حاضر در نظام و دو جناح حد معقول و نصاب خوبي از پايبندي به ارزش‌ها را دارند و هم حد معقولي از پايبندي به مردمسالاري را و همانطور كه حق نمي‌دهيم دوستان اصلاح طلب، رقيب را ضد مردمي تلقي كنند از رقيب هم گله داريم كه مي‌خواهد اسلام را و ارزشهاي اسلامي و انقلابي را به نفع خود مصادره كند و ما را يك مشت آدم هاي غير ارزشي بداند.
ما فكر مي‌كنيم كه در واقع ارزشهاي ديني متعلق به همه است و نبايد وجه المصالحه اختلافات جناحي قرار بگيرد، معقول اين است كه جناح‌ها در مورد توانايي‌هاي خود و در خصوص ضعف‌هاي كارشناسي رقيب حرف بزنند. اجازه بدهيم ارزشها متعلق به همه باشد سپاه و بسيج متعلق به همه است، در دفاع مقدس همه از كشور دفاع كردند در همين شرايط كه ما نسبت به دولت نقد داريم اگر خداي ناكرده اتفاقي براي كشور بيفتد من خودم اولين كسي هستم كه براي دفاع از كشور لباس رزم مي‌پوشم ،بگذاريم ارزشها محترم بماند نهادهاي موثر و مهمي مثل سپاه و بسيج همانگونه كه هميشه محترم بودند باز هم محترم بمانند، فكر مي‌كنم اين سوء استفاده از ارزشها و نهادهاي ارزشي كشور است كه يك عده‌اي بيايند اين نهادها را به نفع خود مصادره كنند، فكر مي‌كنم اگر كسي بخواهد خود را در عمل پايبند ارزش‌ها بداند او كسي است كه خود را فداي ارزش‌ها مي‌كند نه ارزش‌ها را فداي خود، خود را فداي نهادهاي اساسي و ماندگار نظام مي‌كند نه آن نهادها را فداي خود، برداشتمان اين است كه آماده بوديم و هستيم براي فدا كردن خود براي ارزش‌ها و فكر مي‌كنم با اين موضوع بايد نگاهي جدي‌تر و جديدتري داشته باشيم در اداره كشور ، نمي‌توانيم كسي را ارزشي‌ بدانيم كه بگويد به جز مقام رهبري بقيه افراد كشور همه فاسد هستند .
اينكه بگويم قوه قضائيه مشكل دارد، مجلس مشكل دارد، شما بعضي از نوشته‌ها را مي‌بينيد اينها هيچ چيز براي كشور نگه نمي دارند يعني جز يك آقاي احمدي نژاد را كه حسب ظاهر قبول دارند و رهبري را هم به نظر من چاره‌اي ندارند جز اينكه احترام گذارند مي‌گويند همه فاسد هستند. اصلا اينطور نيست نظام ما با اشكالاتي كه دارد و هر نظامي از آن مبرا نيست اما نظام، نظام پاكي است بالاخره ما نسلي از نيروهاي انقلابي و پاكدامن را پرورش داديم حتما در حدي هم خلل در آن هست اما بدنه نظام ما فراتر از اينكه افراد آن متعلق به كدام جناح باشند نظام پاك و سالم و قابل احترامي است. دليلي ندارد يك عده بيايند با ادعاي حمايت از نظام همه واقعيت‌ها را خراب كنند. هم تاريخ انقلاب را زير سوال ببرند و هم احياي ارزش‌ها را با يك فرد تلقي كنند. به نظر من شما كه لباس دفاع از ارزش‌ها را پوشيده‌ايد بايد هوشيارتر باشيد كه با يك سخنراني، شعار و موضع گيري ظاهري فكر نكنيد همه چيز درست مي‌شود. هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست، ما ارزشي بوديم هستيم و خواهيم بود و وفادار به جمهوري اسلامي نه يك كلمه نه يك كلمه زياد.
*فارس:فوريت مجلس هشتم را در چه مي‌دانيد؟
مرعشي:فقط رفع فتنه!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 9:13 توسط ایرانی |

 

نه در زمان پیامبر و حضرت علی و نه در هیچ زمان دیگری مجازاتی برای رعایت نکردن حجاب وجود نداشت

صدر در ادامه گفت، در سنت پیامبر، حکومت حضرت علی و خلفای بعدی هم هیچ جا نیست که زنی را به خاطر نداشتن حجاب مجازات کرده باشند. در تمام سالهایی که فقه شیعه رشد کرده و جلو رفته چنین چیزی نداریم. حتی در کتب فقها تا قبل از مشروطه اصلا چیزی به اسم حجاب نداریم بلکه احکام نگاه داریم که احکام نگاه هم مثل احکام طهارت و وضو جزو احکام عبادی است اینکه نگاه به چه کسانی و چه چیزهایی گناه است و مرد مسلمان نباید نگاه کند. بحث حجاب به تحولات بعد از مشروطه ایران برمی گردد که اولین آثار مدرنیته وارد ایران می شود. در دوره قاجار که یک سری مردهای ایرانی فرنگ رفتند و دیدند زنان آنجا حجاب ندارند آنجاست که فقها واکنش نشان می دهند که البته بازهم در زمره احکام عبادی است تا زمانی که جکومت جمهوری اسلامی سر کار می آید. من به کتاب آقای مطهری ارجاع می دهم که ببینید چه استثنائاتی حتی بر اصل حجاب وارد کرده اند یعنی دیدن سر بی حجاب چه زنانی گناه ندارد. یکی زنان اهل کتاب، دوم زنان یائسه که به ازدواج مجدد امیدی ندارند، سوم زنان برده و کنیزان. نه تنها برای زنان برده حجاب واجب نیست بلکه حرام است و در حال نماز خواندن نباید حجاب داشته باشد. در جامعه صدر اسلام زنان یهودی اقلیت قابل توجهی بودند و زنان برده هم به تعداد خیلی زیاد بودند و حدیث بسیار معتبر داریم که امام محمد باقر به کنیزی که در حال نماز روسری به سر داشت گفت تو حق نداری روسری به سر کنی زیرا تو را با زن آزاد اشتباه می گیرند. این نشان می دهد که حجاب برای تمایز بین زنان آزاد و برده و مسلمان و غیر مسلمان به وجود آمده است. استثنا آخر هم زنان بادیه نشینی هستند که هرچه به آنها تذکر داده می شود توجهی ندارند. در همین کتاب آقای مطهری آمده است که آیت الله خویی تفسیر خاصی از این حکم دارد و می گوید که این حکم شامل زنان شهری که توجهی به این حکم ندارند هم می شود. سوال این است که وقتی این همه استثنا وجود دارد و در عین حال هیچ مستند فقهی وجود ندارد که به حکومت اسلامی اجازه دهد واحب شرعی را به جرم تبدیل کند چرا این اتفاق می افتد؟ برخی میگویندحجاب از جمله احکامی است است که جنبه جبنه اجتماعی هم دارد. خمس و زکات هم جنبه اجتماعی و اقتصادی دارد چرا جمهوری اسلامی هیچ مجازاتی برای کسانی که خمس و زکات نمی دهند قرار نداده است؟ چرا هیچ مجازاتی برای مردهایی که ریششان را می تراشند نیست در حالیکه اجماع فقها بر حرام بودن این کار است؟ تا وقتی همه ما بدون هیچ سانسور و در آزادی مطلق نتوانیم راجع به حجاب به عنوان یک مساله اجتماعی حرف بزنیم و تنها یک گفتمان رسمی حاکم باشد تاکید و مواجهه فعلی زنان با حکومت در مورد حجاب اجباری وجود خواهد داشت

http://pooyak.net/More-202.ASPX

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 11:16 توسط ایرانی

http://www.autnews.info

خبرنامه امیرکبیر: تجمع بزرگ دانشجویان، دانشگاه آخرین سنگر آزادی، به دعوت دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران آغاز شد. گزارش ها رسیده حکایت از آن دارد جمعیتی بالغ بر ۱۵۰۰ نفر در لحظات ابتدایی این تجمع و تریبون آزاد در آن حضور یافته اند و رفته رفته به تعداد دانشجویان تجمع کننده نیز افزوده می شود.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر از ساعات ابتدایی صبح امروز جمعی از نیروهای انتظامات و حراست دانشگاه های امیرکبیر، علامه و… جهت ممانعت از ورود دانشجویانی که از دیگر دانشگاه ها قصد ورود به دانشگاه تهران را داشتند، به این دانشگاه اعزام شده بودند و مقابل کلیه درب ها حضور داشتند.

 

گزارش های رسیده همچنین حکایت از آن دارد نیروهای حراست دانشگاه ها لیستی از دانشجویان فعال دانشگاه خود در دست داشتند تا دانشجویانی که امروز در این تجمع شرکت کرده اند را شناسایی کنند. نیروهای امنیتی و انتظامی به همراه گارد ویژه از ساعت ۸ صبح امروز در اطراف دانشگاه تهران حضوری چشمگیر داشتند و هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر هم اکنون نیروهای امنیتی و انتظامی در خیابان های اطراف دانشگاه تهران، از یک سو تا میدان انقلاب و از سوی دیگر تا تقاطع وصال حضور دارند. از ساعت ۱۱ نیز مقابل سردر اصلی دانشگاه تهران به وسیله چندین اتوبوس پوشانده شده است. حضور گسترده نیروهای انتظامی و ایجاد جو امنیتی در اطراف دانشگاه موجب ترافیک شدید در خیابان های حول دانشگاه تهران شده است.

 

دانشجویان ابتدا با تجمع در صحن دانشکده حقوق و خواندن سرود «یار دبستانی» به سمت سر در دانشکده فنی، محل برگزاری تجمع، حرکت کردند. تجمع کنندگان در حالی که تصاویر دانشجویان در بند را در دست داشتند شعار «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و… سر می دادند.

 

با حضور دانشجویان مقابل دانشکده فنی، دانشجویان کرد دانشگاه های تهران در حالی که تصاویر دانشجویان زندانی کرد را در دست داشتند به جمعیت حاضر مقابل دانشکده فنی پیوسته که مورد استقبال  تجمع کنندگان قرار گرفتند.

 

دانشجویان پلاکاردهایی با مضمون «تا که زندان هست، ما همه در بندیم»، «خواهان آزادی فعالان دانشجویی چپ هستیم»، «سلام بر سه آذر اهورایی، قصابان، توکلی، منصوری»، «می شونید؟! این صدای آزادی است»، «حقوق زن=حقوق بشر»، «دانشگاه زیر چکمه بنیادگرایان»، «سهم ما از مهرورزی، زندان، شکنجه و محرومیت از تحصیل»، «بشیریه را باز گردانید»، «تحصیل سهم من نیست، حق من است»، «حق تعیین سرنوشت اساس کرامت ملت ها»، «نابود باد دشمنی علیه مبارزات حق طلبانه ملت کرد» و… در دست داشتند.

 

تجمع کنندگان همچنین تصاویر دانشجویان در بند، یاسر گلی، هانا عبدی، روناک صفارزاده، هدایت غزالی، صباح نصیری، علی عزیزی، علی نیکونسبتی، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری را در دست داشتند. تصاویر مهندس مهدی بازرگان، محمد مصدق، عمادالدین باقی و… را در دست برخی از دانشجویان بود.

 

دانشجویان سپس در حالی که شعار می دادند «دانشجو دانشجو اتحاد اتحاد» به راهپیمایی در صحن دانشگاه تهران اقدام کردند و به سمت درب ۱۶ آذر حرکت کردند. جمع کثیری از دانشجویان که قصد داشتند در این تجمع شرکت کنند پشت درب ۱۶ آذر مانده بودند.

 

دانشجویان با سر دادن شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» اقدام به شکستن درب ۱۶ آذر کردند و دانشجویانی که پشت در بودند توانستند وارد دانشگاه تهران شوند. دانشجویان سپس به سمت درب خیابان قدس حرکت کردند و فشار جمعیت در دو سوی در باعث شکستن درب خیابان قدس نیز شد.

 

جمعیت حاضر در این تجمع بار دیگر به مقابل سردر دانشکده فنی حرکت کردند و تریبون آزاد «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی» با حضور جمع کثیری از دانشجویان آغاز شد. تریبون آزادی که به همت و دعوت اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان، دفتر تحکیم وحدت، برگزار شد هم اکنون ادامه دارد.

 

اخبار تکمیلی در خصوص تجمع و تریبون آزاد دفتر تحکیم وحدت متعاقبا ارسال خواهد شد.

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 16:9 توسط ایرانی

تجمع روز 18 آذر در دانشگاه تهران

خبر می رسد که از صبح امروز صدها دانشجوی دانشگاه تهران در اعتراض به وضع موجود سیاسی کشور و همچنین وضعیت مبهم زندانیان سیاسی و دانشجویی، به دعوت دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران آغاز شده است.

امروز دانشگاه آخرین سنگر آزادی مردمی است که بواقع قرار نیست انگار از خواب تاریخی خود بیدار شوند. امروز در حالی شاهد سکوت سیاسی جامعه هستیم که روز به روز اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور با توجه به فشارهای بین االمللی و افزایش تورم و زیاده خواهی اقتدار طلبان، وخیم تر می شود.

دولتی که با شعار مهرورزی و عدالت آمده بود اکنون جز به ارعاب و تحدید جنبشهای آزادیخواهی و حقوق بشری که عمده فعالان آن دانشجویان هستند، هیچ دغدغه امنیتی دیگری ندارد. گواه ما افزایش ناامنی اجتماعی و گسترش قتلهای گاه و بیگاه اشرار در سطح کلان شهرهاست.

امروز تنها یک سنگر باقیمانده است و آن دانشگاهیست که با وجود همه چالشهایی که توسط مدیران دست نشاندۀ آقای رئیس جمهور در آن ایجاد شده است، هنوز نفس می کشد و دفتر تحکیم وحدت و همه تشکلهای چپ با وجود امکانات زیاد نهادهای انتصابی، هنوز می توانند برای آرمانهای جنبش جمهوریخواهی موج ایجاد کنند.

اینان سهمشان از مهرورزی تنها زندان، شکنجه و محرومیت از تحصیل بوده است

http://nasouronline.blogfa.ir

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 16:8 توسط ایرانی

یک نماینده مجلس ادعا کرد: رییس جمهور اخیرا میلیاردها تومان پول از حساب ذخیره ارزی و به منظور پاسخ به مطالبات مردم که از طریق نامه در سفرهای استانی به هیات دولت رسیده برداشت کرده است.

ایرج ندیمی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با اعلام این مطلب در گفت و گو با عصرایران (asriran.com)، بیان داشت: ظاهرا رییس جمهور برای پاسخگویی به نامه های مردم در سفرهای استانی از وزارت نفت درخواست کرده است مبلغ 150 میلیارد تومان به یکی از نهادها بدهند تا آنها هم 50 میلیارد تومان دیگر به آن اضافه و در جهت پاسخ به نامه های سفرهای استانی هزینه کنند.

نماینده لاهیجان ادامه داد: البته رییس جمهور نمی تواند راساً از حساب ذخیره ارزی پول برداشت کند اما هنوز مشخص نیست در این رابطه با استفاده از چه سازوکاری از حساب پول برداشته شده است

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 16:5 توسط ایرانی

سها سيفي

احمدپورنجاتي در "دلتا" از اينکه مي بيند رئيس جمهور در هنگام استيضاح وزيرآموزش و پرورش دفاع جانانه ‏اي از او انجام مي دهد اما مدتي بعد با استعفاي او موافقت مي کند متحير است:‏

لابد سخنان استوار و متين و سرشار از صداقت آقاي احمدي نژاد در دفاع از عملکرد آقاي فرشيدي، تاثير شگرف ‏و تعيين کننده يي در اقناع اکثريت مجلس اصولگرا داشته که به رغم همه تلاش هاي موافقان استيضاح و نيز با ‏وجود انتقادهاي گسترده کارشناسان و دست اندرکاران باسابقه آموزش و پرورش و نيز اعتراض هاي فراوان ‏معلمان در اين دو سال، سرانجام بار ديگر آقاي فرشيدي موفق شد از مجلس هفتم راي اعتماد بگيرد.‏

اينک نمي دانم چه تغيير و تحولي در اوضاع و احوال کواکب رخ داده که ناگهان و در يک اقدام انقلابي، از آن ‏دست که در دولت نهم نمونه هاي مشابه داشته است، وزير مورد حمايت آقاي رئيس جمهور، آن گونه که رسماً ‏اعلام شده، استعفا مي دهد.‏


‎زنده باد فتوشاپ، زنده باد حرفه اي گري رسانه اي!‏‎

احمد جلالي فراهاني در "تحريريه خاموش" دو عکس، يکي دستکاري نشده و ديگري دستکاري شده توسط ‏خبرگزاري ايرنا از کنفرانس کشورهاي عربي حاشيه خليج منتشر کرده و چنين شرح کوتاهي بر آن نوشته است:‏
با مقايسه اين دو تصوير چه چيزي به ذهن شما متبادر مي شود؟‎ ‎
الف- زنده باد فتو شاپ‏‎.‎
ب – زنده باد حرفه اي گري در كار اطلاع رساني‎.‎
ج – زنده باد خليج هميشگي فارس‏‎.‎
د- حل مسئله با پاك كردن صورت مسئله‏‎.‎
ه - هيچ کدام‎.‎


‎فقط با يک کليک صداي هنيه قطع مي شود‏‎

"ميداف" به مناسب گذشت شصت سال از صدور قطعنامه سازمان ملل در مورد ماجراي اسرائيل و فلسطين و نيز ‏در حاشيه کنفرانس آناپوليس که به تازگي برگزار شد، مطلبي نوشته است مبني بر اينکه در شصت سال گذشته ‏اسرائيلي ها سرزمين شان را ساختند اما اعراب هرگز نتوانستند براي مردمان شان صلح و رفاه به ارمغان ‏بياورند:‏

شست سال از‌ آن تاريخ گذشت و هنوز درگيري‌هاي خانگي بين اقوام فلسطين به‌پايان نرسيده‌، که اوج تازه‌اي ‏نيزيافته است و هر کس در گوشه‌اي ساز خود را مي‌زند.‏

اسماعيل هنيه، سيراب از دلارهاي نفتي جمهوري اسلامي، در بخشي از سرزميني که فلسطين‌اش مي‌نامند، و با ‏تحجُر و با خشک‌مغزي، بيگانه با حقايق موجود و عاري از هرگونه آينده‌نگري، فرياد مي‌زند در ميکروفن: تا همه ‏سرزمين اسراييل را ضميمه فلسطين( بخوان غزه) نکرده‌ايم آرام نمي‌نشينيم.‏

هر چند اسراييل مي‌تواند، اگر اراده کند، يا يک " کليک "، برق ميکروفن‌اش را قطع، نان‌اش را آجر، آب‌اش را ‏سراب و با شليک يک موش کوچولو، از هليکوپتري بي‌صدا، به زياده‌خواهي عوامفريبانه‌اش پايان دهد و او را به ‏همانجا بفرستد که جمال عبدالناصرها و حافظ اسدها و عرفات‌ها با‌گنده‌گويي‌هاي‌شان براي هميشه بخُسبيدند.‏


‎شباهت در در بيشتر چيزها‎

"آزادنويس" از شباهت زندگي اجتماعي ايراني ها و ايتاليايي ها مي نويسد:‏

تا جايي که خودم ديده‌ام و مي‌توانم حرفش را بزنم، مدل کسب و کار و شيوه‌ي رونق دادن به کسب و کار در بين ‏ايراني‌ها و ايتاليايي‌ها خيلي شبيه است. في‌الواقع اگر جنبه‌هاي فرهنگي و مذهبي داستان زندگي ما دو ملت را هم ‏در اين محاسبات بگنجانيم- که من در مورد ديده‌هاي خودم گنجانده‌ام- ما هر دو ملت کاسبي‌مان وصل است به دين ‏و فرهنگ وگرنه خود دين و فرهنگ در ساير موارد نقش چنداني در زندگي‌مان بازي نمي‌کند. البته ادا و اصول ‏فولکلوريکش را داريم.‏

همه‌ي اين‌ها را بگذاريد در کنار مراکز عمده‌ي مذهبي در اين دو کشور که پول سرشار گردشگري مذهبي را ‏سرازير مي‌کند به شهرها و عبادتگاه‌ها. بنابراين کاسبي از راه اصول و فروع دين در ايران و ايتاليا خيلي به هم ‏نزديک است. متوليان دين هم که خلاصه سوارند و کاسب را هم که ملقب کرده‌اند به حبيب خدا!‏


‎چون راهم ندادند!‏‎

"نقطه ته خط" نامه طنزي خطاب به حسين شريعتمداري مديرمسئول کيهان نوشته است:‏

من نيز چون شما برادر انقلابي به شدت دشمن آمريكاي جهانخوار مي‌باشم. اولين بار كه دشمن آمريكا شدم همان ‏موقع بود كه مي‌خواستم به قبله‌ام يعني نيويورك بروم و من را راه ندادند و از آن موقع احساس كردم كه اين آمريكا ‏پيف پيف بو مي‌دهد. پس تصميم گرفتم دوشادوش شما عليه استكبار جهانخوار آمريكا مبارزه بكنم. البته مدتي است ‏احساس كرده‌ام اين فعل معكوس شده است، به همين علت دست به دامان شما شده‌ام كه با هم مبارزه بكنيم‎. ‎


‎خمير شدن مستندات برنامه چهارم‎

در حاشيه خمير شدن کتاب هاي مربوط به مستندات برنامه چهارم توسعه و نيز اظهارنظر معاون اول رئيس ‏جمهور در اين باره، سميه توحيد لو در "برساحل سلامت" پست مبسوطي دارد:‏

اين دو جلد کتاب مباني نظري و مستندات برنامه چهارم، که مجموعه ايست از مقالاتي که براي برنامه چهارم جمع ‏آوري شده، يکي از معدود کارهاي ماندگار و خوب سازمان برنامه و بودجه بود. کتابي که به مرحله پخش نرسيد و ‏با ادعاي غربي بودن جمع آوري شد. مشکل اساسي اش هم توجه به مالکيت خصوصي و امر سرمايه گذاري است. ‏

مسئله اصلي برنامه چهارم پيگيري سياست انقباضي براي دولت و افزايش سرمايه گذاري هاي خصوصي بوده و ‏نقد منتقدين به اين برنامه و اين کتاب پررنگ بودن مسئله سرمايه داري غربي است. حالا چرا غربي نمي دانم. به ‏نظر من که برنامه چهارم يکي از کامل ترين برنامه هاي ما محسوب مي شود. و ما چقدر راحت مي توانيم درباره ‏زحمات و عملکرد گروهي نظر بدهيم. ‏

البته آقاي داوودي حق دارند. خب نه برنامه را قبول دارند نه مستندات و مباني نظري اش را. به عبارتي اقتصاد ‏اين مملکت هم به همراه مستندات برنامه، به دستگاه خمير داده شده است!‏


‎ترسيدم کسي يادش نباشد‎

"معصومه ابتکار" به مناسبت يک سالگي وبلاگش براي خودش کارت پستال فرستاده:‏

شنيديد بعضي ها براي خودشان کارت پستال مي فرستند؟ فکر مي کنيد چرا؟ من فکر مي کنم اينها کساني هستند که ‏کسي برايشان کارت پستال نمي فرستد، پس خودشان دست به کار مي شوند. کار بدي هم نيست. بالاخره براي ‏سرگرمي که خوب است. ‏

راستش من هم دو سه روزيست در همين فکر هستم و بالاخره دلم طاقت نياورد و يک کارت پستال خوشگل براي ‏خودم انتخاب کردم و فرستادم اين بالا... براي چي؟ براي جشن تولد يک سالگي وبلاگم. ترسيدم هيچ کس تبريک ‏نگويد، خودم يادتان انداختم. حالا يک دوغ (چون نوشابه براي سلامتي مضر است) هم براي خودم باز مي کنم.‏


‎يادشانزده آذرهاي قديم به خير!‏‎

محمد ابطحي در "وب نوشته ها" به مناسبت 16 آذر روز دانشجو سري به وب سايت خبري دانشجويان زده و ديده ‏که در اين روز، خبر نخست اش مربوط به دلفين هاي جاسک است:‏

چندبار ‏F5‎‏ زدم. گمان کردم اشتباه ميکنم؛ ولي نه، اشتباه نمي کردم. خبر دستگيري و زنداني بودن دانشجويان را ‏که قبلاً مي دانستم با خودم مرور کردم. رابطه اي بين اين برخورد با دانشجويان و پاک کردن صورت مسئله ي ‏دانشجوي سياسي در همه ي عرصه ها حتماً وجود دارد. اگر چنين باشد حتماً طراحان آن اشتباه کرده اند. صورت ‏مسأله دانشجو و دانشگاه و جنبش دانشجوئي پاک شدني نيست. ۱۶آذر غريب هم موفقيتي براي حاکميت تلقي نمي ‏شود. فکر پاک کردن صورت مسأله ي جنبش دانشجوئي بارها تاکنون تجربه شده ولي هيچ گاه دانشجو و دانشگاه ‏از متن اصلي جامعه دور نيفتاده است. ياد همه ي شهداي دانشجو و ياد دستگيرشدگان دانشجو گرامي باد. کاش ‏جامعه ي دانشگاهي و خانواده دانشجويان زودتر شاهد آزادي آنان باشند.‏


‎کردند آنچه نبايد مي کردند!‏‎

ققنوس در "نگاه ديگران، نگاه ما" هم به مناسبت روز دانشجو چنين نوشته است:‏

معتقدم که اولين وظيفه دانشجويان "به دنبال دانش بودن" است. سال‌هاي سال قبل هم دانشجويان به‌دنبال سياست ‏رفتند و "سياستجو" شدند و "دانش" را در مراحل دوم و سوم اولويت خويش قرار دادند.‏

نتيجه آن شد که گروهي از آنان جان خود را در چريک‌‌بازي‌ها از دست دادند. گروه ديگر به آنچه مي‌خواستند ‏دست يافتند. ولي وقتي که قرار شد مملکت را اداره کنند ديدند که "دانش" و "تخصص" آن را ندارند. ‏

دسته ديگري که تا چانه در سياست غرق شده بودند، کردند آنچه نبايستي مي‌کردند و از ديوار سفارت آمريکا بالا ‏رفتند. مطلقا نمي‌خواهم اين اشتباهات يک دو نسل قبل را جوانان اين نسل ما تکرار کنند و در نهايت براي نسل‌هاي ‏بعدي خود بگويند که "تغيير" و "بهبود" در کشور ما يک آرزوي دست نيافتني است که در بهترين حالتش آدم مثل ‏‏… در يک دايره بسته بدور خود مي‌چرخد.‏


‎زندگي دوزيستي‎

جمليه کديور در "مکتوب" از نحوه زندگي يک دوست دو زيست اش مي نويسد و در اين باره توضيحاتي مي دهد ‏که خواندني ست:‏

دوستي دارم که خودش را دوزيست مي دونه. دوزيست بودنش هم حکمتي داره. علتش اينه که بين اين ور آب و ‏اون ور آب در رفت و آمده. چون اين تردد از حد معمول بيشتره، خودش را دوزيست معرفي مي کنه.هر وقت اين ‏ور آبه، وقت کم مي آره. بر عکس هر وقت اون طرف مي ره، از کش اومدن وقت مي ناله. ‏

راستم مي گه از ترافيک و تو صف رفتن براي خريد نون و شير ارزون و ميوه ميدون و بالا و پايين رفتن پله هاي ‏اداره جات براي امضاي نامه و تلفن هاي مکرر براي يه کار کوچيک و موندن توي سالن هاي انتظار فلان دکترو ‏دنبال عابربانک سالم گشتن براي گرفتن مبلغي پول و...که همه اينا انگار تبديل به عادت ثانويه اين دوست دوزيست ‏من و همه ما شده، علاوه بر کاراي رسمي دولتي و غير دولتي موظف ديگه، همچين وقت آزادي براي دوست من ‏باقي نگذاشته که به کاراي غير معيشتي برسه. ‏


‎سيروس آتاباي هم در سکوت و بي خبري مرد‏‎

"يداله رويايي" درباره مرگ بي سروصداي سيروس آتاباي در آلمان مي نويسد:‏

اما اينکه حالا واقعا مرگش در همه جا به صبرو سکوت گذشت و کسي از آن حرفي نزد جز در آلمان، که اين ‏خودش از تاسف هاي روزگار ماست، اينکه در اينجا هم مرگ شاعر است که باعث مي شود که شعرهاي او و ‏نوشته هاي اورا به زبان هاي ديگر ببرند.يعني بايد منتظر مرگ بود تا شعر ها ونوشته هاي کسي از زباني به ‏زباني برگردد. ‏

به هرحال اين را بايد گفت که شعر آلمان با مرگ سيروس آتاباي يکي از چهره هاي معتبر خودرا از دست داد. و ‏حتي براي جنبش شعر حجم هم بايد بگويم که ضايعه اي بود مرگش. ‏

من يکي از شعر هاي سيروس راکه از آن زمان، سالهاي چهل، در ذهن من مانده و از کار هاي حجمي اوست، ‏برايت مي خوانم، يادم نمانده تماما، ولي اين تکه اش برايم جالب بود که مي گويد : ‏

بر چهره تو روزگار ‏
سالکي به جا گذاشت ‏
و صورت تورا ‏
وزن شکوفه اي دگر گون کرد‏


‎سرد و گرم کردن هاي ناگهاني‎

"محمدآقازاده" در حاشيه گزارش امنيتي امريکايي ها چنين نوشته است:‏

امريکا به هيچ عنوان قصد سرنگوني رژيم حاکم بر ايران را ندارد. چون امکان اين کار را در شرايط حاضر ‏ندارد. دليل اين امر را بايد درصورتبندي معادلات جهاني منطقه اي و توازن قدرت در داخل ايران جستجو کرد. به ‏همين دليل به هيچ عنوان جنگي در ميان مدت بين ايران وامريکا رخ نخواهد داد. ‏

ولي امريکا بجاي ساختار زدايي از نظام حاکم بر ايران، قصد نرم کردن ساختارهاي سفت اين نظام را دارد. ‏بهترين راهبردي که براي خود براي دستيابي به هدف برگزيده است تکنيک سرد و گرم کردن رقيب در دوره هاي ‏مشخصي است که در پي هم مي آيند. ‏

ولي اين گزارش و همان توصيه به گونه اي نوشته مي شوند که فضا را براي التهاب بعدي آماده کنند. هدف امريکا ‏از اين تکنيک چيست. به طور مشخص آنها مي کوشند فضاي بين المللي رابراي ايران ملتهب نگاه دارند وازسوي ‏ديگر توجه نظام را ازطرحهاي توسعه اي و رفاهي منحرف کنند و از اين طريق بنيادهاي اقتصادي کشوررا از ‏نظارت و مديريت رها سازند تا اين بنيادهاي نتوانند به نيازهاي متراکم جامعه پاسخ لازم را بده‏


‎مسئله جنگ مسئله بغرنجي ست‏‎

"خسرو ناقد" از نخستين نامه جمالزاده به خودش روايت مي کند:‏

اولين نامه‌اي که سيد محمدعلي جمال‌زاده از ژنو براي من فرستاد درباره کتابچه‌‌اي بود که پيرامون مسئله‌ي جنگ ‏منتشر کرده بودم و نسخه‌اي از آن را همراه با نامه‌اي براي پيرمرد هم فرستاده بودم. در بحبوحه‌ي جنگ ايران با ‏عراق، مطالبي را به‌طور کلي درباره جنگ گردآورده و ترجمه کرده بودم و چون امکان انتشار آن در ايران و در ‏آن زمان وجود نداشت، به‌‌تعدادي محدود و به‌صورت کتابچه‌اي در آلمان منتشر کردم و براي برخي از دوستان و ‏آشنايان فرستادم.‏

جمال‌زاده در ۸ مهرماه ۱۳۶۶ در پاسخ، نامه‌اي برايم فرستاد که از جمله در آن نوشته بود: "براي منِ هيچ‌ندان ‏مسئله‌ي جنگ و صلح که از مغز انساني و روح آدميان ريشه مي‌گيرد، مسئله‌ي بغرنجي است."‏


‎زنده باد جهان؛ زنده باد زندگي؛ زنده باد عشق‏‎

کريسمس نزديک مي شود و مهاجران ايراني و از جمله "منيرو رواني پور" را با خودش درگير مي کند:‏

يک خانواده ايراني را مي شناسم که مرد خانه با خريدن کاج مخالفت مي کند و اصرار دارد که همان نورزو را ‏بگيرند. باهاش حرف زدم گفتم اولا تو و بچه هايت داريد اينجازندگي ميکنيد. دوما اگرمن مي توانستم تمام عيدهاي ‏دنيا مال تمام مليتها را جشن ميگرفتم. گفتم اين وطن دوستي نيست که تو ميکني. اين حماقت محض است. ‏

وقتي بچه هايت دارند اينجا درس مي خوانند و تو ازتمام امکانات اين جا داري استفاده ميکني و توي مملکتت جايي ‏نداشتي و سران مملکتت با نوروز هم مخالفند، چطور دلت مي آيد به بچه هايت سخت بگيري. گفتم اين نشانه ‏ناتواني تو در دوست داشتن جهان و مردم جهان است گفتم اگر به تو در ايران قدرتي مي دانند چه بسا با چهارشنبه ‏سوري و نو روز هم مخالفت ميکردي و آن را نشانه مجوس و گبر بودن مي دانستي. گفتم زنده باد جهان؛ زنده باد ‏زندگي؛ زنده باد عشق.‏


‎گويي کارد به استخوانش رسيده بود‎

مرضيه در "بدون سانسور" از سفر خاتمي به مشهد روايت مي کند:‏
چهارشنبه مشهد ميزبان شيخ آرام و صبور اصلاحات بود. اما اين بار شيخ، نه با عبايي شکلاتي رنگ و لبخندي ‏بر لب که با لباسي سراسر مشکي و نشانه هاي آشفتگي کمرنگي در چهره به ميان بيش از 3000 شهروند اصلاح ‏طلب مشهدي آمد تا ناگفته هاي بسياري را به زبان آورد. ‏

شيخ اصلاحات سخن خود را با اشارتي به حاکميت پر از استبداد و دو رويي مامون (حاکم هم عصر علي بن ‏موسي الرضا) آغاز کرد و با گلايه اي سخت کوبنده از دولت مدعي عدالت محوري اما به واقع تشديد کننده بي ‏عدالتي و تضاد طبقاتي به پايان رساند.‏

خاتمي که گويي کارد بي فکري برخي حضرات به استخوانش نشسته بود بي پروا، ريسمان هايي که گلوي ملت را ‏مي فشارد را با سر انشگشت اشارت نشان داد.‏


‎بايد خيابان را گشاد کرد!‏‎

حسين نوري نيا در "دنياي آبي" به بهانه نوشتن در باره مدرس، درباره دشواري هاي جامعه ايراني در مواجهه با ‏ابزارهاي دنياي مدرن مي نويسد:‏

ظرافتي كه مدرس به خرج مي‌دهد اين است كه طرح مي‌كند با داشتن نهاد مدرن، نمي‌توان جامعه‌اي مدرن داشت. ‏بلكه اساس، همان روابط و نوع ارادة حاكم است. او با دقت طرح مي‌كند كه اين امكان وجود دارد در نهاد مدرن ‏نيز ارادة شخصي حاكم شود و آن را رجوع مجدد و بازتوليد استبداد مي‌داند. ‏

در اين باره به سازمان و عملكرد بلديه اشاره مي‌كند كه سازماني مدرن و متعلق به مشروطه است ولي عملكردش ‏برآيند ارادة شخصي برآمده از كودتاست. براي همين در انتهاي همان نطق در نتيجه‌گيري مي‌گويد: بايد خيابان را ‏گشاد كرد، ولي توسط بلدية مشروطه نه بلدية كودتا.كه صبح بگويد خراب كن، تا شب خراب كند كه نداند خاكش را ‏كجا بريزد‎.

http://www.roozonline.com

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 9:27 توسط ایرانی

خبرگزاري فارس: مبلغ يك ميليارد و 795 ميليون ريال از سوي بسيجيان سراسر كشور به نماينده حزب‌الله لبنان اهدا شد.

به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، در مراسمي كه صبح امروز سه‌شنبه در سالن 5 آذر نيروي مقاومت بسيج و با حضور فرماندهان گردان‌هاي عاشوراي سازمان بسيج كارمندان، كارگران و اصناف كشور برگزار شد، حسين طائب جانشين فرمانده نيروي مقاومت بسيج به نمايندگي از بسيجيان سراسر كشور مبلغ جمع آوري شده توسط آنان را كه شامل مبلغ يك ميليارد و 795 ميليون ريال و نير 240 تخته فرش به همراه 376 تخته پتو بود را به «علي زاتر» نماينده جنبش حزب‌الله اهداء كرد.
زاتر نيز با تقدير از اين كمك بسيجيان گفت: از طرف حزب‌الله و مردم لبنان اعلام مي‌كنم كه مهم‌تر از حمايت‌هاي مادي، حمايت‌هاي معنوي بسيجيان ايران است كه هم ارزش بيشتري دارد و هم باعث مايوس شدن دشمنان مي‌شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 11:43 توسط ایرانی

در حالیکه امروز رسانه های کشورهای عربی منطقه با بازتاب گسترده شرکت رئیس جمهوری اسلامی ایران در بیست و هشتمین کنفرانس سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، با بیان اینکه پیشنهادهای رئیس جمهوری ایران در این نشست،سران شورای همکاری را غافلگیر کرد، احمدی نژاد را «ستاره نشست دوحه» توصیف کردند، دامنه اعتراضات ایرانی ها به عدم اعتراض استفاده از نام مجعول "خلیج عربی" توسط احمدی نژاد، بالا گرفته است.

در یکی از این تصاویر که توسط رسانه های بی طرف منتشر شده است، رئیس جمهور و وزیر امور خارجه ایران با لبخند در زیر تابلویی که در آن از عبارت "خلیج عربی" استفاده شده، نشسته اند.

استفاده از نام مجعول "خلیج عربی" و حتی "خلیج" به جای "خلیج فارس"، یکی از موارد بسیار حساسیت برانگیز در ایران است و عموم ایرانی ها به شدت نسبت به آن واکنش می دهند.

با این حال گویا رئیس جمهور ایران بیش از این مسائل، در دوحه نیز همچون همیشه به فکر غافلگیری است. روزنامه الحیات چاپ لندن نیز با اشاره به سخنرانی احمدی نژاد در نشست روزگذشته دوحه و 12 پیشنهاد رئیس جمهوری ایران نوشت: "احمدی نژاد با پیشنهادهای خود برای همکاری امنیتی و اقتصادی با شورای همکاری خلیج فارس، سران این شورا را غافلگیر
می توان نتیجه گرفت که با توجه به آگاهی میزبانان از حساسیت ایران در مورد نام خلیج فارس، ذکر نام مجعول "خلیج عربی" در تمام تابلوها و پرچم ها تعمدی بوده باشد.
کرد."
 
احمدی نژاد دوست شیخ نشین هاست
روزنامه الشرق الاوسط با اشاره به حضور محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران درنشست سالانه سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و مضمون سخنرانی وی در این نشست، خبر اول خود را به این موضوع اختصاص داد و کنفرانس دوحه را به روز بحث برانگیز ایران تشبیه کرد.

همچنین تصویر "احمدی نژاد" درحالی که "عبدالله بن عبدالعزیز" پادشاه عربستان دست وی را به همراه دست سلطان قابوس شاه عمان می فشرد، مورد توجه همه روزنامه ها قرار گرفت.

روزنامه النهار لبنان هم با بیان این مطلب که "احمدی نژاد ستاره نشست دوحه بود"، نوشت: «رئیس جمهوری ایران در سخنان خود به دو موضوع مهم کشورش یعنی موضوع جزایر سه گانه ایرانی و مسئله هسته ای ایران نپرداخت. هرچند که درکنفرانس مطبوعاتی که بعد از برگزاری مراسم افتتاحیه نشست دوحه برگزار شد، براین مسئله تاکید کرد که مسئله هسته ای ایران به پایان رسیده است و روابط ایران را با دولت امارات بسیار طبیعی و دوستانه خواند.»

در عین حال خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه الوطن کویت هم با اشاره به سخنرانی امیر قطر درآغاز نشست 'گزارش داد که "دراین نشست برای رعایت حضور محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران، امیر قطر از آوردن صفت عربی برای کلمه خلیج خودداری کرد." از این رو می توان نتیجه گرفت که با توجه به آگاهی میزبانان از حساسیت ایران در مورد نام خلیج فارس، ذکر نام مجعول "خلیج عربی" در تمام تابلوها و پرچم ها تعمدی بوده باشد.

پیش بینی می شود این اقدام رئیس جمهور و وزیر امورخارجه ایران باعث اعتراضات وسیعتری در روزهای آینده شود.
دیدن عکس: زیر سایه خلیج عربی
http://www.fararu.com
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 17:37 توسط ایرانی

گزارش لحظه به لحظه"آوای دانشگاه" از تجمع 13 آذر در مقابل دانشکده فنی

متاسفانه تمام ارتباطات موبایل و تماس های دیگر از درون دانشگاه قطع شده است در خبر رسانی ا ساعت ۱۳ به بعد  چندان دقیق نیست . پوزش می خواهیم.

از صبح تا ساعت ۱۴ توانستیم خبر رسانی کنیم!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از ساعات ابتدایی صبح تا ساعت 11

بعد از فراخوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب( وبلاگ آزادی و برابری+) و همچنین "چپ کارگری دانشگاه های ایران"( فراخوان+ بیانیه+) مبنی بر برگزاری تجمع و مراسم روز دانشجو در روز سه شنبه 13 آذر ساعت 12 در مقابل دانشکده فنی! موج گسترده ای از احضار ها و بازداشت ها و ربودن های فعالان دانشجویی که اکثرا گرایشات چپ گرایانه دارند آغاز شد. در همین راستا تا صبح امروز دست کم 20 تن از فعالان دانشجویی بازداشت شده اند.(خبر آوای دانشگاه+)

از صبح امروز نیز در اطراف دانشگاه تهران تدابیر امنیتی شدیدی اتخاذ شده است. در تمام درب های ورودی نیرو های حراست به شدت مشغول کنترل رفت و آمد های دانشجویان هستند و کارت دانشجویی و عکس آن را با چهره تک تک دانشجویان تطبیق می دهند. همچنین از درون دانشگاه گزارش می رسد که جو تا حدی امنیتی است. در حدود ساعت 10 صبح امروز گزارش مبنی بر بروز درگیر مختصر بین حراست و تعدادی از دانشجویانی که قصد ورود به دانشگاه را داشتند،رسید. 

با وجود تمام این سرکوب ها و اتخاذ تدابیر شدید امنیتی دانشجویان بر عزم خود برای برگزاری مراسم و تجمع روز دانشجو استوار هستند و در دانشگاه تراکت ها ی تجمع را پخش می کنند و پوستر ها فراخوان این تجمع را بر در و دیوار می چسبانند و در گفت و گو های رودررو از دانشجویان دعوت می کنند با شرکت در تجمع به حمایت از دانشجویان بازاشت شده بپردازند. دانشجویان در تدارک آغاز تجمع هستند.

از ساعت ۱۱ تا ۱۲

فضای دانشگاه تهران شدیدا امنیتی است. تمام درب های ورودی کنترل می شود. از ورود دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران جلوگیری می شود. تعدادی از دانشجویانی که از دیگر دانشگاه های تهران  و بعضا از برخی شهرستان ها آمده اند پشت درب های دانشگاه گرفتار شده اند.

دانشجویان در جو شدید امنیتی مشغول تهیه پلاکارد ها و بیانیه ها و تدارک شروع تجمع هستند که هر لحظه بین دانشجویان و ماموران امنیتی و حراست تنش هایی صورت می گیرد. بنا به گزارشات رسده به "آوای دانشگاه" برخی از فعالان دانشجویی به وسیله حراست دانشگاه تهران بازداشت شده اند و به دفتر مرکزی حراست دانشگاه تهران منتقل گردیده اند.  همچنین بیم آن می رود که با هماهنگی های صورت گرفته بین حراست و نیرو های امنیتی خارج دانشگاه، دانشجویان بازداشت شده به نیرو های امنیتی تحویل داده شوند.

با تمام این وجود دانشجویان سعی در برگزاری تجمع دارند. اما بیم آن می رود که با بازداشت های گسترده وادامه سرکوب و بازداشت فعالان دانشجویی هر لحظه بر تعداد فعالان دانشجویی چپ بازداشت شده افزوده شود.

 از ساعت ۱۲ تا ۱۴

در ادامه موج بازداشت گسترده دانشجویان و فعالان چپ موج این بازداشت ها به درون دانشگاه نیز رسید. در حدود ساعت ۱۲ و در حین آغاز تدارک شروع تجمع چندتن دیگر از دنشجویان در درون دانشگاه بازداشت شدند. که تاکنون نام ۳ تن از آنان( حسین بابایی، روزبه فقیهی، کریم آسایش ) به دست "آوای دانشگاه" رسیده است.

با توجه به جو سرکوب و بازداشت گسترده دانشجویان امکان خبر رسانی به سختی از درون دانشگاه ممکن است. با این وجود اخبار تایید نشده ای حاکی از آن است که جمعی از دانشجویان توانسته اند در مقابل دانشکده فنی تجمع کنند و بیانیه بخوانند و نام دانشجویان بازداشت شده را اعلام کنند. همین اخبار تایید نشده حکایت از آن دارد که احتمالا دانشجویان دیگری نیز به این جمع افزوده خواهند شد.

به خاطر مشکلات و اختلالات مخابراتی ایجاد شده که گویا عمدی نیز است، نمی توانیم اخبار دقیقی از درون دانشگاه بگیریم. اما تمام تلاش خود را خواهیم کرد.

طبق آخرین خبر رسیده از دانشگاه تاکنون بازداشت ها وسیع تر شده است و هر لحظه نام یک دانشجوی جدید جز بازداشتی ها اعلام می شود. با این وجود بنا به اخبار تایید نشده گویا تجمع ادامه دارد و چند تن توانسته اند برای لحظاتی سخنرانی کنند اما جو دانشگاه شدیدا امنیتی است.

بنا به گزارش سایت سلام دموکرات: "

خبرهای رسیده از مقابل دانشکده فنی حاکیست که علیرغم تدابیر شدید امنیتی و انتظامی تعداد زیادی از دانشجویان گرد هم آمده و مشغول سخنرانی می باشند. گزارشگران سلام دمکرات خبر می دهند که به علت جو نظامی موجود و پرهیز از درگیری و دادن بازداشتی بیشتر دانشجویان از بالا بردن پلاکارد و دادن شعار تا این لحظه خودداری کرده اند.

گزارشگران ما همچنین از دشواری انتقال خبر گفته و حساسیت شدید نیروهای سرکوبگر حاضر به مکالمات تلفنی شان را گوشزد کرده اند و معتقدند که در صورت طولانی شدن این مکالمات احتمال شناسایی و بازداشت شان می رود.

12:30 تا 1:00 بعداز ظهر

طبق آخرین گزارشات تعداد شرکت کنندگان در این تجمع تا کنون به 600 نفر رسیده است. همچنین دانشجویان موفق شده اند تا پلاکاردهایی به حمایت از جنبش کارگری بالا ببرند. سخنران اول بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را قرائت کرده است و سایتی را که پیوند دهنده ی مخالفان جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران در سراسر جهان می باشد، معرفی نموده است. سخنران دوم توجه خود را به معضلات جنبش دانشجویی و جو سرکوب فعالان دانشجویی و لزوم پیوند این جنبش با دیگر جنبش های اجتماعی اختصاص داده و خواهان تشکیل تشکلات مستقل دانشجویی در پیوند با خواست های توده ی دانشجویان و آزادی فوری دستگیر شدگان کلیه جنبش های اجتماعی بخصوص فعالین کارگری و دانشجویان چپ شده است. سخنرانان بعدی نیز به افشاء سیاست سرکوب حکومتی و مقاومت جنبش دانشجویی پرداخته اند."

 بنا به آخرین خبر رسیده به "آوای دانشگاه" دانشجویان برای پرهیز از درگیری بیشتر  و دادن بازداشتی بیشتر  تجمع و تظاهرات خود را به پایان رساندند و هم اکنون پراکنده شده اند. اما بیم بازداشت تعداد دیگری از دانشجویان می رود. "آوای دانشگاه" سعی دارد لیست کامل بازداشتی ها را منتشر کند  برای همین از تمام دوستان می خواهد که در قسمت کامنت های وبلاگ اسامی بازداشتی ها را بنویسند البته موثق!

 

http://avayedaneshgah.blogfa.com

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 17:34 توسط ایرانی

مسعود بهنود m.behnoud@roozonline.com

گرچه خواندن خبرهای عجب از مبدا ایران برای خبرخوانان جهان در سه سال اخیر عادی شده است، اما گاه خبرهائی هست که دقایقی و یا ساعت هائی آدمی را مشغول می دارد. از آن جمله این خبر که دبیر جدید شورای عالی امنيت ملی در اولین دیدار مستقل خود به سولانا گفته سخن های علی لاریجانی را قبول ندارم، دیگر این که رییس جمهور در اجلاسی زیر آرم خلیج عربی نشسته و با لبخند، وعملا سند و مدرک مهمی به دست همسایگان جنوبی داده است، کاری که می تواند فاجعه ای باشد اما دستگاه تبلیغاتی دولت ببا دروغ و تبدیل آن نام به خلیج فارس، سفر وی را تبدیل به فتح الفتوحی دیگر کرده اند.

چه جای شگفتی وقتی آقای جلیلی که برخی شک دارند در حالی که عضو شورا نیست بتواند دبیر آن باشد در اولين دیدار مستقل خود با کمیسر خارجی اتحادیه اروپا به قول دیپلوماتی فاجعه آفریده است، رییس دولت بدون نگرانی از سئوال و استیضاح مجلس در اجلاس دوحه زیر تابلو مجلس تعاون خلیج العربیه بنشیند. یعنی به همین سادگی همه آن تلاش ها برای جلوگیری از تعویض نام خلیچ فارس و کاربرد این اسم مجعول، به همین سادگی رفع شد.

هر کدام از این دو خبر را باید خواند.

البته وقتی دولت جدید بر سر کار آمد آقای علی لاریجانی با همه انتقادی که به روند گذشته پرونده هسته ای داشت اما در جائی ثبت نیست که به طرف خارجی گفته باشد که سخن های مذاکره کننده قبلی را قبول ندارم،که اگر چنین امری متداول جهانی بود سنگ روی سنگ بند نمی شد. و فقط تجسم کنید که مناقشات جهانی تا چه اندازه انبوه می شد در حالی که الان با توافق و تفاهمی تمام می شود و اگر دولتی هم عوض شد، جانشینانش به طور طبیعی همان ها را ادامه می دهند. چنان که از جمله سیاست ورزی ها و تدبیرهای سران اولیه جمهوری اسلامی یکی هم این بود که چند روزی بعد از انقلاب همین که یکی از روحانیون سخن از ادعاهای ایران بر بحرین گفت دولت اعلام داشت که جمهوری اسلامی به توافق های دوران پادشاهی متعهدست و بحرین را به رسمیت شناخته است. بر همین منوال بود که صدام نتوانست لغو قرارداد 1975 را از جمهوری اسلامی بخواهد. و باز بر همین منوال طلب ها و سرمایه گذاری های خارجی دوران پادشاهی تحویل جمهوری اسلامی داده شد. حالا چگونه باید سخن دبیر جدید شورای امنیت ملی ایران را به گوش دنیا رساند، بی آن که تعجبی بدان دست دهد.

نه تمام گروهی که در دولت فعلی بر سر کار آمده اند بلکه تا این جا می توان گفت که آقای احمدی نژاد حتما معتقد به تولید مدام عجب است و برای این کار برنامه هر روزه دارد بی توجه به مصلحت ها. دستگاه عجب سازی وی از جمله بر بنیاد این اصل بنا می شود که می توان با تبلیغات این عجب ها را به غرور ملی تبدیل کرد. وی در بازگشت به روش ها و هنرهای اوايل انقلاب، چنان که به صراحت در مبارزات انتخاباتی اش وعده داد و کس نشنید، فرمان را برگردانده به دوران عجب. به دورانی که هر روز خبری شگفتی ساز از ایران می رسید. مگر نه که لوموند فردای تشييع جنازه سه میلیونی آیت الله خمينی نوشت "آخرین شگفت آفرینی مردی که ده سال برای دنیا شگفتی ساخت". احمدی نژاد بر همین اساس در همین دو سال و نیم است که این را تسری داده که نفس کار خارق عادت مثبت است.نفس شگفتی زیباست و نفس شگفت زده شدن دیگران باعث پیروزی است.

اول بار که ایرانی ها نشان دادند که سیاست خاصی در برابر مسائل چهانی دارند همان زمان انقلاب بود و در گزارش های رمزی کلارک و ماموران انگلیسی و دیگران که به نوفل لوشاتو فرستاده شده بودند، درج است. این اسناد نشان می دهد که در برابر شگفتی آفرینی های ایرانيان، جهانیان به ظاهر معقول هم دست به کارهای محیر العقول زده و سخن های نگفته گفته اند. از نوشته تحسین آمیز و باورنکردنی ژیسکاردستن درباره انقلاب ایران [ که طلوع تمدنش خواند و هنوز گاهی، چپ های بدجنس فرانسوی، این تعبیر را به رخ او می کشند] تا دو هفته بعدش که رییس سازمان اطلاعات همان فرانسه برای شاه پیام فرستاد که تنها راه رهائی آن است که آیت الله را برای تفریحات از پاریس به ایتالیا بکشانیم و در آن جا به ترتیبی تیری در کنیم که چون شلوغ است و چپ ها هم از این کار می کنند، همان طور که در مورد الدومورو معلوم نشد این جا هم کمی سروصدا می شود و تمام. فرانسوی ها حتی توجه نکردند که مخاطب این پیام که قرار بود بابتش از آن ها متشکر شود، از یادآوری همان دو روزی که در دوران کودتای 28 در رم بود هنوز برخود می لرزد و شب ها کابوس می بیند. چه رسد به چنین طرح ماجراجویانه ای که یک سر آن درسرزمین مافیا و پاپ، و سر دیگرش در اسناد فرانسوی های دهن لق باشد که وقتی در کافه می نشیند رنگ لباس خواب همسرانشان را هم لو می دهند.

از همان زمان حضور رهبر انقلاب ایران در زیر درخت سیب نوفل لوشاتو بود که غربی ها دریافتند که با یک بازی نوع تازه روبرو هستند که برنامه و وسیله کشفش در کامپیوترهای وزارت دفاع شان نیست. ایشان به تهران آمد و انقلاب پیروز شد و آن ها هنوز مشغول کشف رمز بودند که خبر رسید بعد از خداحافظی پرسوز و گداز ماشالله قصاب با ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریکا در تهران، این دفعه گروه دیگری از ایرانیان که کتاب های فلسفی در زیر بغل دارند ریخته اند به سفارت آمریکا و چشم ماموران آن ها را بسته اند. بعضی هایشان کتاب فلسفی می خوانند و برخی هم مانند خانم ماری مترجمشان گاهی از فرصت استفاده می کند و خود را برای کندن انار به بالای درخت ضلع شرقی سفارت ايالات متحده آمریکا می رسانند. آمریکا سرگرم پیدا کردن واسطه هائی برای نجات گروگان های خود بودند که شنیدند پرسروصداترین عضو شورای انقلاب که نشریه معتبر کریشن سانینس مانیتور خبر داده بود که با سازمان های اطلاعاتی شوروی ربطی دارد، گریم کرده، در پاریس به ملاقات هامیلتون جردن فرستاده ویژه جیمی کارتر رییس جمهوری رفته است. البته دوست دختر فرانسوی صادق قطب زاده بعدا در کتابی که به سبک فاسق خانم چاترلی نوشته شده فاش کرد که وزیر خارجه جمهوری اسلامی فقط هم برای آن ملاقات پنهانی به پاریس نرفته بود بلکه کارهای مهم تری داشته است. چنان که هامیلتون جردن هم آن طور که برای جیمی کارتر مبلغ سابق مذهبی وانمود می کرد فقط برای نجات گروگان های آمریکائی سفر نمی کرد بلکه وقتی با هواپیمای اختصاصی کاخ سفید به پاناما رفت فقط برای آن نبود که جلو شاه را بگیرد که برای معالجه به نیویورک نرود بلکه در عین حال لازم بود که در کنار استخر یخ بزرگی را در لیوان ویسکی خود بگرداند، و زیر آفتاب درخشان پاناما سیتی با توریخوس دیکتاتور بدنام پاناما آن قدر شنگولی کند که بفهمد که وی نظر سوئی با ملکه سابق ایران دارد که همان زمان چند صد متر آن طرف تر مشغول اسکی روی آب با فرزندان خود بود. و این همان ملاقاتی است که درش فرستاده ويژه کاخ سفید فهمید که حال پادشاه ایران هم چندان بد نیست و دو روز قبل به هوای معالجه دندان، به دستیاری فرستاده ویژه راکفلر، دمی به خمره دخترکان پانامائی زده است.

همین مقدار اطلاعات از ایرانی ها، حتی قبل از آن که خبر گیر کردن هلی کوپترهای مجهز و صد میلیون دلاری وزارت دفاع آمریکا در توفان شن به فروشنده سابق بادام زمينی برسد، گیج کننده بود چه رسد که نیمه شبی به رییس جمهور که در کاخ سفید خواب نداشت خبر دادند بین ایرانی ها که مسوولیت لجستیک عملیات روباه صحرا را به عهده گرفته اند، در صحرای پشت بادام دعوا شده و آمریکائی ها را ول کرده اند و دارند راننده یک وانت را بازجوئی می کنند که مقداری گازوئیل قاچاق کرده و از یزد به نطنز می برد. آمریکائی برای نشان دادن میزان دقت و صحت گزارش های خود از منطقه پشت بادام، در انتهای گزارش تاکید کرده بود که ممکن است راننده وانت که در همان فاصله از دست ماموران کلنل بک ویچ گریخت در حال حمله گازوئیل از یزد به نطنز باشد نه برعکس. و از این زمان به بعد مشکل کاخ سفید و تمام اجزایش این بود که رییس جمهور "پشت بادام" را نمی توانست ادا کند. در آن زمان آمریکائی ها خیلی به فن بیان اهمیت می دادند و اصلا قابل تصور نبود که چهار پشت بعد از کارتر کسی وارد همان کاخ سفید می شود که حتی واشنگتن را هم نخواهد توانست تلفظ کند.

به اين ترتیب داستان پرآب چشم ایران و آمریکا در صد و پنجاهمین سال از آغاز خود همواره مشحون از خبرهای شگفتی آور بوده است تا حالا که بزرگ ترین مفسران جهان را به این فکر انداخته که داستانی که انتهایش از پیش قابل حدس و گمان است اصلا نیازی به تحلیل و تفسیر ندارد. و می توان گفت در عمر دویست و پنجاه ساله آرشیو ملی آمریکا هیچ کشور دیگر جهان چنین گزارش های وجود ندارد که این همه ضد و نقیض، و در عین حال نشان دهنده طنز و ذوق هنری باشد.

آخرین تحول عجب وقتی بود که سیا در یک پیروزی بزرگ اطلاعاتی که در پنجاه سال گذشته از این سازمان دیده نشده دریافت آن جوان سیاه مو که در تیر سال 1384 رییس جمهور ایران شد همان جوانی است که روز پنج نوامبر 1980 در محوطه سفارت آمریکا در تهران، قبل از آن که چشم بند کارکنان سفارت باز شود، با دو تا جوان سیاه موی دیگر جر و بحث می کرد و می خواست اول به سفارت شوروی حمله ببرند و گروگان بگیرند بعد به سفارت آمریکا. همان دانشجوئی که آن زمان همیشه ساکت و اخمو بود و حالا مدام می خندد. و این در حالی است که هنوز آن اختلاف بیست و هشت قبل ادامه دارد و اين رییس جمهور جدید به کسانی که سرانجام حرف وی را نشنیدند و سفارت آمریکا را برای اشغال ترجیح دادند حالا می گوید آمریکائی های طرفدار غرب و وابسته وتسلیم شده ... و آن گروگان گیرندگان که از کار خود چندان راضی به نظر نمی رسند در جواب محمود احمدی نژاد [که احتمال تلفظ نامش برای باهوش ترین رییس جمهور تاریخ آمریکا یعنی بیل کلینتون هم وجود ندارد] می گویند دولت بهترست مواظب مسکو باشد. و چرا این را می گویند چون که گویا احمدی نژاد از خوشحالی این که پیشنهادش قبول نشد و سفارت روسیه در تهران اشغال نشد، رفته و با جانشین برژنف دل داده و قلوه گرفته و نگرانی وجود دارد که این وسط، و در حالی که ژاندارمی خلیج فارس از دست ایران به در رفته و شده نمایشگاه زراخانه های جهان، بحرخزر هم با همه خاویار و اشپل ماهی هایش وجه المصالحه سیاست بشود.

عجب دوم

اما خبر شگفت آور دوم که به نوعی به اولین ربط هم دارد همان صدها خبری است که صدا و سیما و روزنامه های هوادار دولت منعکس کرده اند.چنین وانمود کرده اند که رییس جمهور در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس شرکت کرده است در حالی که به شهادت عکس ها و آرم بزرگ نمائی شده آن جا "مجلس تعاون خلیج العربیه" است. رسانه های داخلی عکس های دوحه را هم سانسور کنند تا معلوم نشود رییس جمهور زیر تابلوئی نشسته که روی آن به درشت [و ظاهرا به عمد] نوشته شده خلیج عربی. جالب این که در آرم رسمی شورا همین نوشته هست منتهی آن آرم دورتر از نقطه ای است که آقای احمدی نژاد نشسته، به همین جهت خلاف اصل و قاعده نوشته درشت و روشنی آورده اند بالای سر هیات ایرانی با لبخند، نصب کرده اند که دیگر جای هیچ انکار نداشته باشد.

چنین تصميم و عملی بدون شک عقوبت دارد و اثرگذارست و خواهید دید که بزودی زود به آن استناد خواهد بود. اما خطائی چنین می توانست سهل انگاری ماموران وزارت خارجه و سفارت ایران عنوان شود و با توضیحاتی متداول برای پوشاندن حقیقت، پرده پوشی شود، اگر تبلیغات کیهان و روزنامه های هوادار دولت نبود. کیهان در سرمقاله خود همان شگردی را به کار برده که در مورد اجلاس سران بحرخزر به کار برد. آن جا هم از پیروزی بزرگ خبر داد، و خواستار برپائی چشن ملی شد. هر چه جماعت پرسیدند چه شده است که چنین جشنی لازم است گفت نفس برپائی اجلاس در تهران خبرسازست. امروز هم کیهان در عنوان بزرگ خود نوشته "اجلاس دوحه دهن کجی به آناپولیس" و به این ترتیب لبخند آقای احمدی نژاد در میان شیوخ و سلاطین عرب معنادار شده است. کیهان در سرمقاله خود هم همین مضمون را تکرار کرده و چندان حضور احمدی نژاد را در این اجلاس موفقیت قطعی دانسته که پرسیده "آیا با اين اوصاف آيا ائتلافي بين كشورهاي عربي با همراهي آمريكا عليه ايران شكل گرفته و يا خواهد گرفت؟! بي ترديد دعوت از احمدي نژاد براي حضور در اجلاس دوحه اگرچه به مفهوم آن نيست كه تمامي موانع اتحاد و يكپارچگي ميان ايران اسلامي و ساير كشورهاي حاشيه خليج فارس به طور كامل رفع شده است ولي رخداد اخير را مي توان گام بلندي در اين مسير تلقي كرده و نشانه روشني از ناكامي آمريكا در دور كردن كشورهاي منطقه از يكديگر ارزيابي كرد. نبايد از نظر دور داشت كه آمريكا در انديشه شكست و انزواي ايران است و در اين مسير شوم از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد، اما هرگز قادر نخواهد بود مانع ظهور ايران به عنوان سمبل اقتدار اسلامي در خاورميانه و جهان شود. جاده دشمني با ايران هر روز باريكتر مي شود"

گرچه کیهان انتظار جواب به سئوال خود ندارد اما می توان نوشت " ائتلافی علیه ايران عملا با وجود سیاست هائی مانند دولت احمدی نژاد شکل گرفته است اما بزرگی ایران که هیچ ربطی به این دولت و هیچ دولت دیگری ندارد، مانع از آن می شود که شیوخ آمال خود را به اجرا نزدیک کنند. اما شما هر چه توانستید برای ضعف ایران انجام دادید که اگر دنیا به جیغ و تبیلغ و فریاد بود به قاعده موسولینی با لباس سرباز دشمن دستگیر و تیرباران نمی شد. اگر تاریخ سیاست با فریاد نوشته می شد و قدرت بر همین قسم تقسیم می شد هیتلر در برچسگادن خود را نمی کشت. تصویری که دیروز از ایران در چشم شیوخ جنوب خلیج فارس نقش بست تصویری کوچک نمائی شده از ایران واقعی است. تصویر کشور ترسیده از مردمان خود که ناگزیرست نام اجلاسی را که رییس دولتش در آن شرکت کرده از مردم پنهان کند. دروغ بگوید و به مردم جور دیگر وانمود کند. با این همه در ازای راه دادن خود به آن ها که با استفاده از ضعف دولت مرکزی ایران، گاز منطقه پارس جنوبی را می برند، از ادعاهایشان در مورد سه جزیره دهانه هرمز هیچ کم نمی کنند، باز در فاصله مدت کوتاهی نماینده دولت ایران به حضورشان می رود و تازه به آن ها وعده می دهد که آب آشامیدنی و گاز به آن ها بدهد. باید پرسید مگر مردم دوبی و دوحا از مردم تشنه خرمشهر و آبادان که تابستان ها ساعت ها آب ندارند، تشنه ترند. گناه میلیون ها مردم جنوب ایران چیست که با دست خالی همین بیست و پنج سال پیش از کشورشان و خانه شان دفاع کردند، حالا پاداششان این شده که آب شیرین کارونی آن ها قطع شده یا در لوله به یزد و کرمان رفته و به جایش آب شور در لوله هایشان سوار شده و قرارست دستگاه آب شیرین کن برایشان بخرند که هنوز نخریده اند، حالا آبشان را به ساکنان جنوب خلیج فارس وعده می کنید که همه چیز دارند و رشک منطقه اند.

از بین تملق گوئی های مشمئز کننده جناح راست به دولت حاضر، که در آرزوی دست داشتن در قدرت صورت می گیرد، بخوانید استدلال های حميدرضا ترقي (مسوول كميتة سياست خارجة حزب موتلفه) را که با تاييد كامل سياست‌هاي دولت نهم در قبال برگزاري شوراي همكاري خليج‌فارس مي‌گويد: «با توجه به اين‌كه اين شورا عمدتا در انحصار كشورهاي عربي حوزة خليج‌فارس بوده است، دعوت از رييس‌جمهوري اسلامي ايران به معناي پذيرش ايران به عنوان يك عضو همسايه و همچنين پذيرش اين امر است اين خليج‌فارسي هم هست كه اين خود به معناي عقب‌نشيني اين كشورها از مواضع گذشته‌شان در قبال ايران است.»

چه صفت می تواند داد به کسی که گفته "عدم حضور ايران در اجلاس‌هاي پيشين اين شورا موجب شده است كه ايران نتواند به طور كامل از منافع ملي خود در ميان كشورهاي عربي دفاع كند اما حضور احمدي‌نژاد در اين اجلاس، زمينه‌هاي دفاع ايران از حقوق و منافع ملي خود را فراهم خواهد کرد." این به ابتذال کشاندن رقابت های سیاسی است.

در خبرها به تواتر آمده که در سال 1342 که آیت الله خمینی در زندان بود و با شورش مردم آزاد شد سپهبد پاکروان که ریاست ساواک را به عهده داشت در ملاقاتی به ایشان گفت ما از قول شما اعلام کرده ایم که سیاست چون پدرسوختگی و دروغ است ما با آن وداع کردیم. جواب این بود که " ما آن سیاست را به شما واگذار کردیم و سیاستی می خواهیم که عین دیانت و نماز ما باشد"

پانزده سالی بعد از آن تاریخ، سپهبد به دست نیروهای مرید آیت الله اعدام شد و 42 سال بعد که عفریت قدرت در بغل مریدان آیت الله افتاد آشکار گردید که از آن سخن ها و ادعاها کدام درست است، از جمله به یادآورده شد که وقتی در زمان حیات آیت الله اختلافات درونی فراوان شد وی به صدا در آمد و گفت "من پیرمرد تا به حال یک بار نماز برای خدا نخواندم، نگوئید برای اسلام است که اختلاف داریم، بگوئید برای خودمان است، برای دنیا

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 17:33 توسط ایرانی

دیشب وقتی اخبار رسانه به اصطلاح ملی را داشتم میدیدم و سخنان جناب آقای(!!!) سردار رادان ریاست پلیس تهران را دیدم از تعجب شاخ در آوردم!!!!!!!!

دیگر این آقا از حجاب و اسلام فرا تر رفته است و با کمال بی شرمی حرفهایی زد که مفهوم آن این بود که خوشتیپی و خوش پوشی برای خانمهای ظلم کشیده تهران ممنوع!!!

واقعا به نظر شما اگر خانمی شلوار خود را در پوتین (بوت) خود بگذارد این خلاف شرع و اسلام است؟

این خلاف عرف جامعه است؟جناب آقای رادان آیا واقعا دغدغه شما اسلام است؟

آیا شنیده اید کافر همه را به کیش خود میپندارد؟اگر شما از دیدن شلوار در پوتین خانم ها به علت دوری از تمدن تحریک میشوید باور کنید مردان تهران اینگونه نیستند.

چرا خود را راحت نمیکنید و یه اطلاعیه نمیدهید که مثلا از فردا همه خانم ها باید شلخته کثیف و با بوی بد در جامعه ظاهر شوند؟!؟؟!؟

عالیجنابان چرا مثل اجداد و نیاکان خود دخترها را زنده به گور نمیکنید که هم آنها راحت شوند و هم شما!!!!!

من مانده ام چرا هیچکس هیچ اعتراضی نمیکند.

امروز مطمین بودم در بالاتریت اعتراض های زیادی خواهم دید و لینک آنها را در وبلاگم خواهد گذاشت

ولی متاسفانه دریغ از یک نوشته!!!! و خودم دست به کار شدم تا یه اعتراضی شروع شده باشد.

و از حکام خواهش کنم خانم ها را زنده به گور کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 10:18 توسط ایرانی

 

http://www.farsnews.com

به گزارش خبرگزاري فارس از زنجان، عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم ديشب در جمع اصلاح طلبان استان زنجان به انتقادهاي تند و شديد از احمدي نژاد پرداخت و گفت: زمان خاتمي هم انتقاد مي‌كرديم.
وي افزود: امروز هم انتقاد مي‌كنم، من يك معيار دارم آقاي خاتمي كه ببخشيد، امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد،براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خورده‌ام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم، مقلدوار عمل نمي‌كنم.
وي يادآور شد: اگر به اين نتيجه رسيدم كه كادر كابينه امام حسين (ع) تشكيل شود و از آن معيارهايي كه من در نظر دارم و در قانون اساسي آمده عدول كرده، كابينه‌ امام حسين (ع) را مي‌كشم مي‌آورم مجلس.
نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي، گفت: امروز اگر بخواهيم واقع بينانه به وضعيت كشور نگاه كنيم ايران اسلامي اصلا در شرايط خوبي قرار ندارد.
وي مشكل ايران و آمريكا را مشكل انرژي هسته‌اي ندانست و گفت: آمريكا با نظام ما مخالف است و تلاش دارد كه ما را در جهان منزوي كند.
اعلمي با اشاره به اينكه فعاليت هسته‌اي ما خط قرمز امنيت آمريكاست گفت: عقب‌نشيني و تعطيلي اين برنامه نيز در ايران خط قرمز كشور ماست.
وي افزود: سياستهاي احمدي نژاد باعث منزوي شدن ايران و اجماع جهاني عليه كشور شده است.
اين نماينده مجلس هفتم با اشاره به اينكه من به هيچ وجه آمريكايي يا اسرائيلي نيستم و اين حرفهايم حمايت از آنها نيست، گفت: متاسفانه در كشور ما به راحتي به افراد برچسب‌‌هاي مختلف زده مي‌شود.
وي با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري، گفت: ايشان فرمودند كه اگر در مسئله‌اي كوتاه بياييم آنها هرگز دست از سر ما نمي‌كشند و نبايد هيچ امتيازي به آنها بدهيم.
عضو فراكسيون اقليت مجلس با اشاره به مولفه‌هاي مختلف آمريكا در ابعاد نظامي و اقتصادي گفت: تنها موئلفه‌اي كه ما را نسبت به آمريكا در موضع قوي‌تري قرار داده حمايت و اقتدار مردمي است.
وي در مورد دولت نيز افزود: وزراي احمدي نژاد به هيچوجه به تنهايي تصميم‌گير نيستند و دولت احمدي نژاد يعني احمدي نژاد.
اعلمي، تورم و گراني را باعث فشار هرچه بيشتر به مردم اعلام كرد و گفت: مسكن يكي از مواردي است كه امروز به مردم فشار مي آورد.
وي با اشاره به اينكه قواي سه‌گانه مانند يك پايه هستند كه نيروي محركه آنها مردم است گفت: اين سه پايه بايد هماهنگ و مقتدر باشد و ضعف يكي باعث ضعف همه آنها خواهد شد.
نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي، با ناموفق اعلام كردن مجلس هفتم گفت: امروز مجلس در حاشيه قرار گرفته است و اگر قدرتمند بود راي به عدم كفايت رئيس جمهور را صادر مي‌كرد.
نماينده مجلس هفتم گفت: امروز ما به عنوان نمايندگان مردم نمي‌دانيم كه ده‌ها ميليارد تومان از صندوق خيره ارزي به كجا رفته است.
وي با اشاره به اينكه من از دولت خاتمي نيز انتقادهاي شديد كردم، گفت: من به دنبال منافع مردم هستم.
اعلمي با بيان اينكه بايد افراد شايسته بتوانند وارد مجلس شود كه برنامه‌ريزي مناسب داشته باشند گفت: بايد شاخص‌ترين افراد به مجلس بروند و مهم نيست كه اصولگرا يا اصلاح طلب باشد.
وي افزود: انتقاد من از دولت خاتمي را صدا و سيماي لاريجاني چند بار پخش كرد، ولي بارها در مورد دولت نهم انتقاد كرده‌ام ولي صدا و سيماي ضرغامي آنرا پخش نكرد.
عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم افزود: صدا وسيما از دولت مدح گويي مي‌كند و هر كانالي را كه مي‌زنيم مي‌گويد دولت اين كار را كرد و احمد نژاد اين را گفت، بدون اينكه حتي به نمايندگان مردم زمان لازم را براي بيان نظراتشان را بدهند،بايد صدا و سيما به عملكرد خود پاسخگو باشد.

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 14:13 توسط ایرانی

 

در سایت زیر مشاهده میکنید که پلیس بین الملل در وب سایت خود به دنبال علی فلاحیان میباشد

و به اصطلاح wanted است.

حالا اینکه دلیلشون درست است یا نه من نمیتونم نظر بدم.تحقیق در باره اونش با شما.ولی قبل از تحقیق کتاب سونای زعفرانیه علیرضا نوری زاده را هم بخونید لطفا.

http://www.interpol.int/public/Data/Wanted/Notices/Data/2006/54/2006_34754.asp

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 9:10 توسط ایرانی

مريم کاشاني
m.kashani@roozonline.com

http://www.roozonline.com

فرزندان عماد الدين باقي، دوشنبه بعد از 45 روز "توانستند پدرشان را در آغوش بگيرند"؛ البته در حضور دو ماموري ‏که "يكي از آنها بالاي سر آقاي باقي ايستاد و ديگري بالاي سر خانواده". بعد از اين ديدار که آنها "بغض‌هايشان را از ‏تكيده شدن پدرشان در گلو شكستند" باقي به سلولي برگشت که پيش از اين هم آن را تجربه کرده بود: سلول انفرادي. ‏همان جايي که درباره اش گفته بود: "پديده زندان انفرادي از مصاديق بارز شكنجه است و بايد به هر نحوي موقوف ‏شود."‏

‏ از نظر باقي "بدترين چيز با توجه به تجربه شخصي و تجربه بسياري از افراد ديگر در زندان، شكنجه سفيد يا سلول ‏انفرادي است يعني وقتي كه افراد ايزوله مي شوند.سلول انفرادي، آن هم در مدت طولاني، روان افراد را از هم ‏مي‌پاشاند".[ ازگفتگو با شنوندگان برنامه روزهفتم بي بي سي]‏

يک انفرادي در بند 209 اوين؛ جايي که باقي آن را به "قبرستان" تشبيه مي کند: "درواقع ما وارث سلول‌هايي هستيم كه ‏اسرائيلي‌ها در كشور ما ساخته‌اند.بندي با ديوارهاي سيماني ؛ مساحت مفيد هر سلول يك متر و هفتاد در يك مترو نود ‏است كه البته به اين دليل مي‌گويم مساحت مفيد كه قسمتي از آن سرويس بهداشتي گذاشته بودند و به نظر من به گورستان ‏زندگان شباهت دارد".‏

او حالا دوباره در همين "قبرستان" است و 5 نامه اش به رييس قوه قضاييه، رييس دادگستري استان تهران، وزير ‏اطلاعات، رييس مجلس و قاضي پرونده هم بي ثمر بوده است. رفتارها در زندان با وي به گونه ايست که انگار ‏‏"قاچاقچي" گرفته اند. خانم فاطمه كمالي احمدسرايي، همسر باقي، از اين رفتارها چنين گفته است:"دختران من بعد از ‏‏45 روز توانستند پدرشان را در آغوش بگيرند، اما بغض‌هايشان را از تكيده شدن پدرشان در گلو شكستند.آقاي باقي به ‏شدت لاغر شده بود، او با دو مأمور وارد سالن ملاقات شد. ما گمان مي‌كرديم كه او را تا سالن همراهي مي‌كنند و كنار ‏مي‌ايستند، اما با كمال تعجب به همه خانواده گفتند كه دور ميز بنشينيد و بعد يكي از آنها بالاي سر آقاي باقي ايستاد و ‏ديگري بالاي سر خانواده. آقاي باقي که از اين رفتار شديدا دلخور شده بود، گفت: "ما مثل تمامي زندگيمان شفاف هستيم ‏و اين رفتار شما توهين‌آميز است". اما با تقاضاي خانواده، آقاي باقي حضور آنها را ناديده گرفت. اما با اينكه اين دو ‏مامور يكسره بالاي سر ما بودند، متاسفانه هنگام خروج از سالن ملاقات، من و دخترانم را به سمت اتاقي هدايت كردند ‏تا بازديد بدني كنند. اين كار بسيار مورد تعجب و سؤال ما بود؛ زيرا اگر قبل از رفتن به ملاقات بازديد بدني مي‌كردند، ‏شايد كمي قابل توجيه بود مثلا اينكه آنها با نگاه منفي و توهم توطئه‌اي كه نسبت به ما دارند، بخواهند جلوي خبررساني ‏مكتوب به آقاي باقي را بگيرند اما گشتن به هنگام خروج چه منطقي به جز اين مي‌تواند داشته باشد كه مبادا ما مكتوبي از ‏باقي به بيرون زندان منتقل كنيم، آن هم در شرايطي كه باقي كاغذ و قلم در اختيار ندارد؟ وضع طوري بود كه دختر ‏كوچكم به من گفت: "مادر! با اين ملاقات من بيشتر نگران شدم. ببين چه فشارو شكنجه رواني به بابا تحميل مي‌كنند كه ‏با آن همه مراقبت هراس دارند از اينكه بابا به ما گزارش مكتوبي از وضعيت خود را بدهد". ما درباره اين بازرسي از ‏مسؤولان زندان توضيح خواستيم اما خانمي كه ما را به سمت اتاق راهنمايي كرده بود، با تحكم از ما خواست به صف ‏شويم. رفتار تند او با مادر باقي براي به صف شدن موجب رنجش دخترانم شد و بعد از آنكه كيف دخترم را گشت و ‏بازرسي بدني كرد، دستكش به دست كرد و از او خواست كه لباس زيرش را هم در بياورد. دخترم كه باور نمي‌كرد، با ‏تعجب به من نگاه كرد و به آن مامور گفت: "تو گفتي چه كار كنم؟" و وقتي مامور با جسارت و خشونت تكرار كرد، ‏دخترم ناگاه به هم ريخت و شروع به گريه و اعتراض كرد. او به‌شدت اعتراض مي‌كرد ومي‌گفت: "من اجازه اين كار ‏شنيع را به شما نمي‌دهم. مگر شما قاچاقچي را ملاقات داده‌ايد؟ شما از چه مي‌ترسيد كه حتي چند سانتيمتر كاغذ را از ‏پدرم دريغ كرده‌ايد؟ مدام با لاي سر ما چشم به دهان ما دوخته بوديد و دست و پاي ما را مي‌پاييديد. ما با حضور دو ‏مأمور مرد چه طور مي‌توانستيم چيزي را آن هم اين چنين، جاسازي كنيم؟ من هرگز به شما اجازه نمي‌دهم به من اين ‏همه توهين كنيد. چرا در شأن افراد با آنها رفتار نمي‌كنيد؟ آيا اينكه بنا را بر آزار روحي پدر من گذاشته‌ايد، كافي ‏نيست؟" گريه و بغض دخترم به گونه‌اي بود كه خواهرانش و همه را متأثر كرد. فضا به گونه‌اي بود كه من به‌سختي ‏توانستم آرامشم را حفظ كنم؛ بخصوص اينكه برادر باقي به تازگي دچار سكته مغزي شده و عصبيت و هيجان برايشان ‏خوب نيست. ايشان چون نگران حال آقاي باقي بودند به سختي به ملاقات آمده بودند تا شايد با ديدن برادر خود، آرامش ‏بگيرند اما متاسفانه ديدن باقي و منقلب شدن برادرزاده‌هايش وضعيت او را به گونه‌اي دگرگون كرده بود كه من فكر ‏مي‌كنم خدا او را براي ما نگه داشت. من بسيار متأسفم از اين همه ظلمي كه در يك ملاقات 20 دقيقه‌اي به بچه‌ها و ‏خانواده او روا داشتند. من نمي‌فهمم چرا اينقدر حرمت‌شكني مي‌كنند؟ كاش يكي بود و به اين سوال پاسخ مي‌داد. با توجه ‏به اينكه باقي قلم و كاغذ ندارد و حتي چند سانتيمتر كاغذ را براي نوشتن شماره‌هاي آيات قرآني كه تلاوت مي‌كند، از او ‏دريغ كرده‌اند، چگونه مي‌تواند به ما چيزي بدهد؟ اين بازرسي چه به وسيله وزارت اطلاعات و چه به وسيله زندان ‏صورت گرفته باشد، چه معنايي جز اذيت رواني خانواده مي‌تواند داشته باشد".‏

با اين حال "وضعيت روحي باقي خيلي عالي بود" چرا که: "به هر حال من فكر مي‌كنم كه انسان مي تواند بدترين شرايط ‏را براي خودش تبديل به فرصت كند حتي زندان را."[ از مصاحبه باقي] هر چند اين مانع از آن نيست که وي حقوق ‏زنداني را طلب نکند: "ايشان گفت درخواست قلم و كاغذ كرده است تا به مسئولان نامه بنويسد. اول گفته‌اند خودكار ‏ممنوع است. اما بعد از اعتراض باقي به غيرقانوني بودن اين رفتار، تنها براي نوشتن نامه قلم و كاغذ داده‌اند و بعد از ‏نوشتن، از باقي گرفته‌اند...."‏

و باقي مي داند که نه فقط کاغذ و قلم، که بسياري چيزهاي ديگر جزو حقوق اوليه زندانيست: "در آيين نامه زندان ها ‏حقوقي در مورد بهداشت، درمان، تغذيه، حقوق فرهنگي مثل استفاده از راديو، تلويزيون، ارتباطات، ملاقات، مرخصي ‏وتمام اينها به تفکيک ذکر شده و زندانيان اساساً نمي دانستند که چنين چيزي داريم.وقتي حتي با آنها بدرفتاري شده بود، ‏ضرب و شتم نسبت به آنها صورت گرفته بود، فکر مي کردند که حق شان بوده که اينجوري با آنها رفتار شود و کسي ‏هم که با آنها اينگونه رفتار کرده محق بوده اين کار را با آنها انجام دهد. جالب است که زندانيان سياسي هم من ديده ام ‏يعني اغلب کساني که با آنها سرو کار داشته ايم كه اساساً اطلاع نداشتند ويک دور آيين نامه زندان را نخوانده بودند..."‏

ولي باقي اين آيين نامه ها را خوانده: "هم طبق موازين بين المللي حقوق بشر، هم طبق تمام قوانين داخلي ايران، هم طبق ‏شريعت اسلام، اساساً هر کسي که وارد زندان مي شود با هر جرمي اعم از قتل وغيره حق و حقوقي داردو اگر محکوم ‏شود فقط در رابطه با آن جرم مجازات مي شود وساير حقوق او ساقط نمي شود؛بنابراين تمام زندانيان از حقوقي ‏برخوردارند و با هر جرمي اين حقوقشان بايد محفوظ باشد، حقوقي در زمينه هاي ملاقات، مرخصي، فرهنگي، استفاده ‏از روزنامه، راديو، تلويزيون يا حق حفظ حرمت و شخصيت شان که طبق قانون اساسي ممنوع است که حتي اگر کسي ‏مجرم است و فرض کنيد به دليل قتل محکوم به اعدام است کسي نمي تواند هتک حرکت نسبت به حيثيت او انجام دهد".‏
و اينها تجربه دوره اوليه زندان اوست كه سه سال به طول انجاميد. در آنجا بود که: " وقتي شرايط زندان ها و زنداني ‏ها را ديدم به اين نتيجه رسيدم که بيرون، هيچ نهاد حمايتي يعني حمايت از حقوق آنها وجود ندارد.بيرون که آمدم بنا ‏رابراين گذاشتم که فراموش نکنم زماني آنجا بودم و کساني را در آن وضعيت ديدم. از توي زندان تصميم گرفته بودم که ‏چندنهاد مدني راه اندازي شود.يکي از آنها انجمن دفاع از حقوق زندانيان بود يکي ديگر انجمن حق حيات. که اين دومي ‏اختصاصاٌ در مورد اعدام کار مي کند. از يکي دوماه بعد از بيرون آمدن از زندان آستين بالا زدم و کار شروع شد و ‏الان چهارمين سال فعاليت انجمن دفاع از حقوق زندانيان است.موضوعش هم عام است و منحصر به زنداني سياسي ‏نيست، هر زنداني با هر اتهام و يا هر جرمي موضوع کار ماست".‏

و همين آستين بالا زدن بود که پس از زندان و دستگيري مجدد به23 بار احضار وي به دادگاه منجر شد که "آخرين آن ‏روز يكشنبه 22 مهرماه 1386 بوده است. در اين جلسه وي به عنوان رئيس‌ هيات‌مديره انجمن دفاع از حقوق زندانيان ‏به اتهام "تبليغ عليه نظام و انتشار اسناد محرمانه دولتي از طريق همايش‌ها و سخنراني‌ها از قول زندانيان بندهاي ‏امنيتي" مورد بازپرسي قرار گرفت و در نهايت رئيس شعبه ششم دادگاه انقلاب اسلامي براي عمادالدين باقي وثيقه‌اي به ‏مبلغ 50 ميليون تومان صادر كرد. وثيقه موردنظر در حال تامين از سوي خانواده بود كه ماموران اجراي احكام زندان ‏اوين در محل شعبه حاضر شدند و اعلام كردند آقاي باقي از سال 1382 تاكنون يك سال حكم تعليقي اجرا نشده دارد كه ‏بايد همين امروز اجرا شود..."[از نامه خانواده باقي]‏

و اين حکم در حال اجراست؛بدون اينکه کسي پاسخ دهد: "چرا يک زنداني که بايد حکم تعليقي خود را بگذراند باز در ‏انفراديست" و چرا "فرزندانش بايد بازديد بدني شوند؟" با اين حال: "هنر ما اين است كه بتوانيم درهمين شرايط سخت ‏كار كنيم و به ديگران بفهمانيم و بباورانيم كه ما واقعا هدفمان يك كار انساني است."‏

‏ هدفي که از جانب زندانبانان به "تقديم کردن دودستي کشور به آمريکا" تلقي مي شود، در صورتي که: "امريكا خيلي ‏استقبال مي‌كند از كساني كه با مرام و انديشه ما مخالفند چون هر چه نيروهاي خشن‌تر مسلط شوند بيشتر كمك به اهداف ‏ضد ايراني آمريكايي ها مي‌شود، ولي وقتي كه نيروهاي اصلاح‌گر در ايران موقعيت پيدا مي‌كنند آنها ديگر هيچ بهانه‌اي ‏براي محكوم كردن ايران به عقب‌ماندگي، به ضد دمكراتيك بودن و به نقض حقوق بشر پيدا نمي‌كنند و در نتيجه دست ‏شان براي پروژه‌هاي سياسي شان در كل منطقه بسته مي‌شود."‏

و در باز بودن اين دست هاست که باقي ترجيح مي دهد در زندان ـ اگر بتواند ـ اين آهنگ ها را بيشتر گوش کند: "اندك ‏اندك جمع مستان مي‌رسند و خدايا بي پناهم ز تو جز تو نخواهم".‏

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 8:59 توسط ایرانی

شهرام رفيع زاده      http://www.roozonline.com 

جدال سخنگويان قواي مجريه و قضائيه بر سر پرونده ديپلمات ارشد هسته اي در تهران روز گذشته با انتشار خبر ‏تبرئه حسين موسويان به اوج رسيد. ديروز در حاليکه سخنگوي قوه قضائيه در جمع خبرنگاران اعلام کرد حسين ‏موسويان‎ ‎‏"در مرحله‌ دادسرا، از اتهام جاسوسي و نگهداري اسناد‎ ‎محرمانه، تبرئه و در اتهام تبليغ عليه نظام ‏گناهكار شناخته شده‎ ‎است" سخنگوي دولت در کنفرانسي خبري اظهار داشت: "ما معتقديم كه بايد‎ ‎يك دادگاه علني ‏در اين مورد تشكيل شود تا همه‌ مسائل روشن شود".‏

 

‎جدال سخنگويان‎

سخنگوي قوه قضائيه در نشست خبري سه شنبه 6 آذر، و درست يک روز پس از آنکه بسيجيان دانشجو با ‏برگزاري نشستي تحت عنوان"جاسوسي هسته اي" به حمايت از جناح احمدي نژاد وارد معرکه شده و از مسئولين ‏قضايي خواسته بودند که در اين زمينه "گوش به فرمان دولت باشد" با اشاره به اينکه "آخرين دفاع از موسويان ‏اخذ شده"، گفت: "اين پرونده مراحل‎ ‎نهايي را در دادسرا سپري مي‌كند و اميدواريم هر چه زودتر اين پرونده نهايي ‏شود".‏

وي با اشاره به اينکه سه اتهام "جاسوسي"، "نگهداري اسناد‎ ‎محرمانه" و "تبليغ عليه نظام" پس از بازداشت به ‏موسويان وارد شده خبر داد که"وي در دو اتهام "جاسوسي" و‏‎ ‎‏"نگهداري اسناد محرمانه" بي گناه شناخته شده و ‏در مورد اتهام "تبليغ عليه نظام" بي گناهي وي تا اين مرحله در دادسرا رد نشده و نتيجه نهايي اعلام خواهد شد.‏

جمشيدي در عين حال گفت: "در مورد اتهام «تبليغ عليه‎ ‎نظام» هم كه وي گناهكار شناخته شده، قرار تعليق صادر ‏شده و در صورت اعتراض دادستان به‎ ‎اين قرار ممكن است كه قرار مجرميت صادر شود".‏

وي البته اين را نيز افزود که: "وقتي پرونده به اين مرحله‎ ‎مي‌رسد بايد به تاييد دادستان برسد و دادستان حق ‏اعتراض دارد، اگر موافق بود كه‎ ‎تمام مي‌شود وگرنه در آن بخشي كه مدنظر دادستان است با كيفرخواست به ‏دادگاه ارسال‎ ‎مي‌شود".‏

در پي اعلام تبرئه حسين موسويان از سوي قوه قضاييه، روزنامه کيهان که در طول ماه هاي گذشته تبليغات ‏پرحجمي را در انتشار اتهام "جاسوسي" عليه نامبرده انجام داده بود، به انعکاس خلاصه اي از اظهار نظر ‏سخنگوي دستگاه قضايي در اين زمينه اکتفا کرد و در ذيل آن، گزارشي را تحت عنوان اعتراض دانشجويان به ‏تبرئه موسويان" به چاپ رسانيد. کيهان در ابتداي گزارش خود از اين تجمع 20 – 30 نفره (به شهادت عکس ‏هاي منتشر شده در خبرگزاري ها) آورد: "گروهي از دانشجويان دانشگاههاي تهران پس از اعلام خبر تبرئه ‏حسين‎ ‎موسويان، عضو سابق تيم هسته اي، در اقدامي خودجوش، تجمعي اعتراض آميز در‎ ‎مقابل ساختمان اصلي ‏قوه قضاييه برپا كردند‎.‎‏" اين روزنامه از قول يکي از حاضران در تجمع نقل کرد که "بايد مشخص شود قاضي ‏پرونده موسويان در طي هفته گذشته با چه كساني ملاقات‎ ‎داشته و تحت تاثير چه كساني حكم صادر كرده است"، ‏واز قول نماينده بسيج دانشجويي در اين تجمع آورد: "وقتي بالاترين مسئول اطلاعاتي كشور اعلام مي كند جرم‎ ‎موسويان اثبات شده تبرئه از سوي قوه قضاييه به چه معناست!"‏

‎مرتضوي به کمک دولت مي آيد؟‎

درست ساعتي پس از انتشار اين خبر بود که خبرگزاري فارس، نزديک به نهاد هاي امنيتي به نقل از "يك مقام ‏آگاه قضايي" نوشت که "دادستان [مدعي‌العموم] مي‌تواند به نحوه رسيدگي قاضي در اين پرونده اعتراض كند".‏

اين خبرگزاري در ادامه به نقل از همين "مقام آگاه قضائي" که نامي از وي در ميان نيست، خبر دادکه دادستان ‏هنوز حکم تبرئه حسين موسويان را امضاء نکرده است: "دادسرا نمي تواند متهم را تبرئه كند چرا كه هر گونه ‏تصميم در اين مرحله با امضاي دادستان ارزش و اعتبار پيدا مي كند".‏

اين مقام آگاه همچنين با اشاره به اينکه "نتايج بررسي و رسيدگي در مرحله دادسرا با نظر دادستان قابليت اجرا پيدا ‏مي كند به طوري كه دادستان مي تواند قرار صادره را تائيد و يا رد كند"، به صراحت اظهارات سخنگوي قوه ‏قضائيه را رد کرد و گفت: "تبرئه از خصوصيات دادگاه است و حال آنكه پرونده اتهامي موسويان در مرحله ‏دادسرا مي‌باشد."‏

و به اين ترتيب بار ديگر نام سعيد مرتضوي بر زبان ها جاري شد، در حاليکه سايت نوروز، ارگان جبهه ‏مشارکت بر اين باور است که :"به نظر مي‌رسد انتشار اين دست اخبار از سوي رسانه‌هاي حامي دولت براي ‏كمرنگ كردن ابعاد ناكامي احمدي‌نژاد براي برخورد قضايي ـ امنيتي با منتقدان خود در پرونده هسته‌اي صورت ‏مي‌گيرد و با توجه به حمايت گسترده طيف‌هاي مختلف سياسي [و حتي محافظه‌كاراني چون ناطق‌نوري، باهنر، ‏محسن رضايي و حزب مؤتلفه] از موسويان، در كنار دفاعيه مستدل و مستند او، حتي احتمال وارد ساختن افرادي ‏چون مرتضوي به اين پرونده و پيچيده‌تر كردن آن را دور از ذهن مي‌سازد".‏

در پاسخ به همين اظهار نظرهاست که غلامحسن الهام بدون اشاره به اظهارات چندي قبل احمدي نژاد در مورد ‏پرونده حسين موسويان، با اين ادعا که"رييس‌جمهور و دولت به استقلال دستگاه‎ ‎قضايي و قضات معتقد هستند"مي ‏گويد: "سخنان ما خطاب به كساني است كه سعي مي‌كنند به قاضي و‎ ‎دستگاه قضايي در اين ارتباط فشار بياورند كه ‏اين خلاف قانون است".‏

سخنگوي دولت در حالي از فشار بر قوه قضاييه سخن مي گويد که روند طي شده در مورد پرونده موسويان، ‏بسياري از چهره هاي جناح راست را نيزبه واکنش واداشته که مهم ترين آنها علي اکبر ناطق نوري، رئيس ‏بازرسي ويژه مقام رهبري است. وي ديروز رسما اعلام کرد که "اتهامات مطرح شده عليه موسويان صحت ‏ندارد".‏

او با اشاره به اينکه "پيش داوري و اصرار بر اتهام بستن حتي به افراد عادي جامعه و به ويژه چهره هاي موثر ‏کشور از جمله موسويان اشتباه و خلاف مصلحت نظام است"، گفت:"موسويان يکي از قديمي ترين مديران انقلاب ‏است که در بخش هاي مختلف و حساس وظايف خود را به خوبي انجام داده و اگر هم ابهامي در بخشي از اقدامات ‏وي وجود داشته اين ابهامات بايد از مجراي اخلاقي و قانوني روشن شده و جز دستگاه قضايي کسي در اين زمينه ‏اجازه اعلام مجرميت افراد را ندارد".‏

آقاي ناطق در حالي از پيشينه "موثر" حسين موسويان سخن گفت که محمود احمدي نژاد و ديگر مقامات دولت وي ‏طي‎ ‎روزهاي گذشته و پيش از صدور حکم تبرئه، موسويان را با الفاظي نظير "عنصر خائن" و "عامل دشمن" ‏مورد خطاب قرار داده بودند.‏

احمدي نژاد خود به صراحت در اين مورد گفته بود: "بعد از اينکه يک نفر را به دليل‎ ‎جاسوسي دستگير کرديم، از ‏آن زمان قاضي را آن چنان تحت فشار سنگين گذاشته‌اند تا‎ ‎جاسوس را تبرئه کند. اما همين جا اعلام مي‌کنم که ملت ‏ايران اجازه نخواهد داد اين‎ ‎گونه افراد و گروه‌ها با نفوذ سياسي و اقتصادي خود محرمان را از دست عدالت نجات‏‎ ‎دهد‎.‎‏"‏‎

اما ناطق نوري که در واقع از جانب رهبر جمهوري اسلامي براي بررسي تخلفات مسئولين مملکتي به اين کار ‏گمارده شده، بدون توجه به سخنان وي و يا اظهارات وزير اطلاعات مبني بر اينکه "وزارت اطلاعات موسويان ‏را مجرم مي داند"، تاکيد کرد: "بنده شخصا از ابتداي تشکيل اين پرونده و مباحث مطرح شده با حساسيت موضوع ‏را پيگيري کرده ام و مطلع هستم که چنين اتهامي از ابتداي پرونده مطرح نبوده و هر کسي هم آن را مطرح کرده ‏خود بايد پاسخگو باشد".‏

سخنگوي قوه قضائيه نيز در جمع خبرنگاران بر اين نظر مي افزايد: "به نفع ما نيست كه نظام قضايي را تضعيف ‏كنيم و چه مثبت و چه‎ ‎منفي، قاضي را تحت فشار قرار دهيم."‏

سخني که قاعدتا، دولتمردان نهم را مد نظر دارد و از جمله سخنگوي دولت را که خواستار "برگزاري دادگاه علني ‏براي موسويان" شده است: "در مورد پرونده‌هاي قضايي، امنيتي و پرونده هاي اين‌چنيني‎ ‎كه مورد حساسيت است، ‏نبايد پيشاپيش در مجامع، مسايل به اين شكل مطرح شود؛هم از سوي‎ ‎كساني كه به نفع وي و هم كساني كه عليه وي ‏صحبت مي‌كنند... نبايد با اين صحبت‌ها‎ ‎پرونده را از مسير خود خارج كنيم".‏

سخنگوي قوه قضائيه البته در مورد اظهارات محمود احمدي نژاد مبني بر اينکه "برخي با قاضي پرونده موسويان ‏تماس گرفته و قاضي را تحت فشار قرار داده اند" به صراحت چيزي نگفت، اما معاون اول قوه قضاييه در واکنش ‏به درخواست سخنگوي دولت مبني بر تشکيل دادگاه علني براي موسويان گفت: "همه بايد به آنچه كه دادگاه در اين ‏رابطه تصميم مي‌گيرد، احترام بگذارند".‏

او تنها به اين دليل نبود که همگان را به احترام به تصميم دادگاه فرا مي خواند. به هر حال حسين موسويان، به ‏نوشته نوروز "دفاعيه مستند و مفصلي تهيه كرده كه انتشار آن مي‌تواند نكات مهمي را درباره عملكرد تيم جديد ‏هسته‌اي و اشتباهات آن و نيز بي‌پايه و اساس بودن اتهامات وارده را روشن سازد." و گفته مي‌شود "به دليل ابعاد ‏اين دفاعيه، انتشار آن تحت عناوين ممنوع خواهد شد و دادگاه هم با استناد به آن، تاكنون در برابر فشارها و ‏اتهام‌زني‌هاي دولت مقاومت كرده است".‏

دفاعياتي که هم حسن روحاني، مسئول سابق تيم هسته اي از آن خبر دارد و به همين علت است که به دفاع از ‏موسويان برخاسته و هم آنان که دادگاه را "غيرعلني" برگزار کرده اند. دفاعيه اي که باعث مي شود محمد نبي ‏حبيبي، دبير کل حزب موتلفه نيز دولتيان را به سکوت فرا بخواند: "به نظر من در مورد اتهاماتي که به اشخاص ‏وارد‎ ‎مي‌شود، حرف آخر را بايد قوه قضاييه بزند و سخن قوه قضاييه بايد فصل‌الخطاب تلقي‎ ‎گردد."‏

اگر به جاي‎ ‎قوه قضاييه، اشخاص و گروه‌هاي سياسي در مورد اتهامات افراد، اظهارنظر کنند راه‎ ‎نادرستي را ‏انتخاب کرده‌اند‎.‎‏... همه ما‏‎ ‎موظفيم در مقابل صدور حکم نهايي قوه قضاييه تمکين کنيم، در غير اين صورت از ‏حالت‎ ‎قضايي خارج و غيرقضايي مي‌شود‎.‎

او همچنين سخنان دولتيان را "ادعا" مي خواند و مي گويد: "هر کس ادعايي عليه قوه قضاييه يا‎ ‎هر دستگاه يا ‏نهادي دارد، بايد با استدلال منطقي مطلب خود را بيان کند و اگر ادعايي‎ ‎مبني بر فشار برخي افراد به قاضي ‏پرونده وجود دارد، در صورتي قابل قبول است که با‏‎ ‎مدرک و منطق آن را ثابت کنند‎.‎‏"‏

موضعي که طرفداران ديگري هم دارد: "در صحبت‌هاي‎ ‎خصوصي که پيش از صدور حکم، ‌با دوستان قوه ‏قضاييه ‌داشتيم ابراز مي‌کردند که سند و‎ ‎مدرکي دال بر مجرميت آقاي موسويان در اختيار ندارند....مطالبي که به ‏موسويان نسبت داده شده‎ ‎بود بيشتر بحث‌هاي سياسي و جناحي بود.... اما بااين همه بايد گفت که قوه قضاييه به‎ ‎وظيفه خود در اجراي عدالت عمل کرده و اجازه نداده است که برخي نسبت‌هاي ناروا به‏‎ ‎بيگناهي داده شود." ‏‏[داريوش قنبري، عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي]‏

در اين شرايط است که سعيد مرتضوي به ميدان آمده است. هر چند به گفته محمود عليزاده، وکيل دادگستري در ‏اين مرحله "اگر‎ ‎دادستان قرار منع تعقيب بازپرس را تاييد نکند پرونده به دادگاه ارسال مي‌شود، اما‎ ‎در دادگاه ‏انقلاب کليه وظايف دادستان بر عهده معاونت امنيت قرار دارد که در اين‎ ‎مورد معاونت امنيت نظر بازپرس را ‏تاييد کرده و قرار منع تعقيب در مورد رد اتهام‎ ‎جاسوسي قطعي شده است."‏

به اين ترتيب به نوشته آفتاب "احمدي‌نژاد و رسانه‌هاي حامي دولت، که با به کارگيري استراتژي‎ ‎فرار به جلو و ‏اظهار سخناني از قبيل «فشار به قاضي پرونده براي تبرئه موسويان» سعي‎ ‎کردند با القاي فشار سنگين بر قاضي، ‏ادعاي خود را براي مردم و افکار عمومي ثابت‏‎ ‎کنند" با صدور اين حکم در شرايطي قرار گرفته اند که ناظران ‏بر آن يک عنوان مي گذارند: شکستي سنگين براي دولت نهم. ‏

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 8:57 توسط ایرانی

http://www.roozonline.com     محبوبه نيك نهاد

بيش از 200 روزنامه‌نگار اصلاح طلب با امضاي نامه‌اي اعتراض‌آميز، اعطاي جايزه و عنوان "روزنامه‌نگار ‏منتقد منصف" به "حسين شريعتمداري" مديرمسئول روزنامه كيهان را توهين به همه منتقدان صادق و و منصف ‏قلمداد كردند و چند تن از همكاران خود را كه در حال حاضر در زندان هستند، منتقدان واقعي دولت دانستند.‏

امضاكنندگان اين نامه همچنين با بيان اينكه اين كار "نوعي به استهزاء گرفتن تلاش‌هاي صادقانه اصحاب رسانه و ‏ناديده گرفتن مفاهيم واقعي ادبيات سياسي- اجتماعي در عرصه فعاليت‌هاي رسانه‌اي" است، نسبت به اينكه چنين ‏اقدامي "زمينه‌ساز ايجاد محدوديت‌هاي بيشتر و انسداد بيش از پيش مجاري اطلاع‌رساني" و يا "زمينه‌ساز ‏برخوردهاي امنيتي و قضايي بيشتر با روزنامه‌نگاران منتقد و در عين حال ملتزم به قانون" شود، ابراز نگراني ‏كردند.‏

اشاره اين روزنامه‌نگاران به اقدام دولت در جشنواره اخير مطبوعات است كه روزنامه‌نگاران اصلاح طلب آن را ‏‏"جشنواره دولتي" خوانده‌اند. صفار هرندي، وزير ارشاد دولت احمدي نژاد و همكار پيشين شريعتمداري در ‏روزنامه كيهان، در اختتاميه اين جشنواره بر اساس وعده‌اي كه احمدي نژاد در خصوص دادن جايزه به منتقدان ‏دولت داده بود، شريعتمداري (از روزنامه كيهان)، انبارلويي (از روزنامه رسالت) و چند تن ديگر از نويسندگان ‏ديگر رسانه‌هاي حامي دولت يا خنثي را به عنوان "منتقد منصف" معرفي كرد و به آنها جايزه داد.‏

اين اقدام عجيب، حتي اعتراض تعدادي از روزنامه‌نگاران اصولگرا را نيز برانگيخت؛ به طوري كه روزنامه ‏جمهوري اسلامي اين انتخاب را با اين تعبير طعنه‌آميز توصيف كرد كه: "كاملا درست است كه دوره آخرالزمان ‏فرا رسيده؛ چون همه چيز جابه‌جا شده، از جمله اينكه منتقد و حامي جايشان را با هم عوض كرده‌اند." و عباس ‏سليمي نمين، از چهره‌هاي شاخص مطبوعاتي جناح اصولگرا كه نزديكي‌هايي با محافل امنيتي دارد و در اين ‏جشنواره نيز يكي از داوران نهايي بود، به منتقد ناميده شدن كيهان و رسالت اعتراض كرد و گفت: "اينها كه حامي ‏رئيس‌جمهور هستند... شاخص انتقاد در ميان ‏مشاوران مطبوعاتي رئيس‌جمهور چگونه است؟ اگر رئيس‌جمهور بنا ‏داشتند انتقاد را در جامعه مطبوعاتي تقويت كنند بايد لااقل ‏گزينش‌ مقام اول و دوم به گونه‌اي ديگر مي‌بود."‏

‎مهرورزي مفرط به منتقدان‎

احمدي نژاد در حالي به شريعتمداري و انبارلويي به عنوان منتقدان خود جايزه داد كه چند روز قبل در سخنراني ‏خود در بيرجند، منتقدان سفرهاي استاني و ديدگاه‌هاي خود را "بزغاله" ناميده بود. هرچند بعدها مشاور او براي ‏توجيه اين تعبير توهين‌آميز وي به ميدان آمد، اما به نظر مي‌رسد "بزغاله" ناميدن منتقدان كمتر از "منتقد" ناميدن ‏شريعتمداري توهين‌آميز است؛ موضوعي كه روزنامه‌نگاران امضاكننده نامه اخير به شدت به آن انتقاد دارند و ‏معتقدند چنين كاري در شرايطي كه روزنامه‌نگاران منتقد در زندان به سر مي‌برند، "توهين و به استهزاء گرفتن ‏اصحاب رسانه" است.‏

ديروز روزنامه‌نگاران در حالي به منتقد ناميدن حسين شريعتمداري اعتراض كردند كه روز قبل از آن، تنها ‏خبرگزاري موجود كه تا حدي مواضع و اظهارات جناح هاي منتقد دولت را نيز پوشش مي‌داد، از دست ‏‏"مهرورزي" هاي دولت نهم در امان نماند؛ و اين شد كه براي بار دوم در دو سال اخير، خبرگزاري ايسنا شاهد ‏تغيير مدير خود بود، تا بلكه اخبار منتقدان واقعي دولت را روز به روز كمتر انعكاس دهد.‏
علاوه بر مديرعامل ايسنا، مديرمسئول اصولگرا، روحاني و به شدت انقلابي روزنامه جمهوري اسلامي نيز از ‏توجه ويژه دولت احمدي نژاد و حاميانش به منتقدان در امان نماند و پس از آنكه اين روزنامه يكي دو انتقاد جدي به ‏احمدي نژاد منتشر كرد، سايت‌هاي حامي احمدي نژاد و حتي روزنامه دولتي ايران خواستار عزل او از اين ‏مديريت روزنامه و برخورد قضايي با وي شدند.‏

‎منتقدان رسانه‌اي، دانشجويي، كارگري و سياسي در زندان‎

روزنامه‌نگاران در نامه خود به منتقد ناميده شدن حاميان دولت احمدي نژاد در حالي كه روزنامه‌نگاران واقعا منتقد ‏در زندان‌اند، اعتراض كرده‌اند. آنها در اين نامه به نام "مريم حسين‌خواه" روزنامه‌نگار و وب‌نگاري با تعيين ‏يكصد ميليون تومان وثيقه دوران بازداشت موقت خود را در زندان اوين سپري مي‌كند، "ابوالفضل عابديني" ‏خبرنگاري كه در جنوب ايران بازداشت شده است، "عمادالدين باقي" كه به دليل نوشتن مقالاتي در خصوص ‏قتل‌هاي زنجيره‌اي در زندان به سر مي‌برد و "اجلال قوامي"، "آكو كردنسب"، "محمدصديق كبودوند" و "ياسر ‏گلي" از روزنامه نگاران كرد كه در زندان به سر مي‌برند، اشاره كرده‌اند و علاوه بر اينها به لغو امتياز فصلنامه ‏‏"مدرسه" از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات در 15 آبان امسال، لغو پروانه نشريه "ديلماج" و توقف فعاليت ‏خبرگزاري كار ايران (ايلنا) به دستور مرجع قضايي اشاره مي‌كنند.‏

اين در حالي است كه تعدادي از فعالان دانشجويي نيز در حال حاضر در زندان به سر مي‌برند و براي سه تن از ‏آنها احكام زندان دو تا سه سال صادر شده است؛ در حالي به عقيده دفتر تحكيم وحدت، بزرگترين تشكل دانشجويي ‏منتقد دولت، محكوميت و شكنجه آنها در زندان، تاوان اعتراض دانشجويان به حضور احمدي نژاد در دانشگاه ‏اميركبير است.‏

تنها دانشجويان نيستند كه زندان به عنوان جايزه انتقاد آنها از دولت تعيين شده است؛ چرا كه پيش از آنها چندين نفر ‏از معلمان معترض نيز پاسخ انتقاد خود را با زندان دريافت كرده بودند و نه تنها تجمع آنها در برابر ساحتمان ‏مجلس برخلاف دوران اصلاحات با استقبال گرم نمايندگان اصولگرا مواجه نشده بود، بلكه سخنگوي دولت ‏اصولگرا و مهرورز، آنها را "عامل خارجي" ناميده و اعتراضاتشان را به بيگانگان منتسب كرده بود.‏

در اين وضعيت، حساب منتقدان سياسي ديگر روشن است و اين پرسش كه چرا احمدي نژاد به معرفي منتقدان ‏واقعي خود نمي‌پردازد، كمي بيجاست؛ چرا كه منتقدان سياسي احمدي نژاد اكنون روزنامه‌اي در اختيار ندارند كه ‏روزنامه‌نگاران شاغل در آن پس از تاييد "انصاف" از سوي صفار هرندي، از دست احمدي نژاد جايزه بگيرند!‏

با اين حال اعتراض روزنامه‌نگاران به اين اقدام همچنان باقي است. آنها معتقدند "ديدگاهها و اقدامات آقاي ‏شريعتمداري و تيم همراه وي در سالهاي گذشته همواره به گونه‌اي بوده است كه فضا را براي برخورد با رسانه‌ها ‏و روزنامه‌نگاراني كه متفاوت از آنان مي‌انديشيده‌اند، فراهم كرده و اين عرصه را به حوزه‌اي پر خطر براي ‏اصحاب رسانه - به ويژه در دوران زمامداري دولت نهم - تبديل كرده است. اعطاي عنوان "روزنامه نگار منتقد ‏منصف" به چهره شاخص حامي دولت نهم در عرصه مطبوعات به ايجاد ابهام و ايهام بسياري در اذهان اهل قلم ‏منجر شده است."‏

و از اين روست كه آنها در پايان نامه خود از همه روزنامه‌نگاران ايراني مي‌خواهند: "در مقابل اين بدعت ‏نامتعارف و تغيير معناي واژگان سكوت نكرده و با كمك و همياري انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، ضمن ‏تلاش براي آزادي همكاران منتقد دربند، خواهان پاسخگويي متوليان امور فرهنگي كشور در قبال بذل و ‏بخشش‌هاي اينچنين بي‌پروا از انبان ادبيات روزنامه‌نگاري باشند."‏

چرا كه از نگاه آنان: "اعطاي اين عنوان به حاميان دولت نهم اهانت آشكار به همه منتقداني است كه صادقانه و به ‏منظور سربلندي و آباداني ايران قلم انتقاد، منصفانه به دست گرفته وعمر و تمام هستي خود را بر سر آزادي بيان ‏مي‌گذارند."

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 9:51 توسط ایرانی

 

به گزارش بخش فارسی شبكه خبري" ورلد نيوز " (World-news.org/persian ) مدیرمركزنظارت وكنترل ترافیك تهران اعلام كرد: حجم ترافیك تهران درآبان امسال درمقایسه با مدت مشابه پارسال 4 / 10 درصد افزایش یافت.

مسعود نعمت اللهی افزود: بر اساس آمارهای شبكه كنترل هوشمند مركزی و چراغ های راهنمایی مرسوم به (SCATS)، مقایسه آماری حجم ترافیك روزانه عبوری از تقاطع های اصلی شهر از افزایش حجم ترافیك تهران در ماه های اخیر به ویژه پس از بازگشایی مدارس در مقایسه با مدت مشابه در سال 85 حكایت دارد .

وی افزود: به رغم كاهش اولیه حجم ترافیك در هفته های نخست در ماههای تیر و مرداد امسال به ترتیب با 9 / 3 و 2 / 3 درصد در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ،حجم ترافیك در ماه های شهریور،مهر و آبان سال 86 به ترتیب 8 ، 2 / 9 و 4 / 10 درصد در مقایسه با ماه های مشابه سال 85 افزایش داشته است .

وی با تاكید بر این كه در حالی كه بعد از سهمیه بندی بنزین تعداد نقاط درگیر ترافیك سنگین كاهش چشمگیری داشته است تصریح كرد: در هفته های اخیر معابر شهری شاهد بازگشت ترافیك است به طوری كه اوج ترافیك عصر گاهی در هفته سوم آبان از قبل از سهمیه بندی بنزین در هفته اول خرداد نیز بیشتر شده است .

گفتنی است تعداد نقاط درگیر ترافیك سنگین در نیمه اول آبان در مقایسه با نیمه دوم مهر در ساعات اوج ترافیك عصرگاهی 15 درصد افزایش یافته است .

 

http://www.world-news.org

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 9:54 توسط ایرانی

http://asreiran.ir

 


 با گذشت 40 روز از درگذشت مشکوک دکتر زهرا بنی یعقوب در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان، پرونده مرگ این پزشک 27 ساله همچنان در هاله ای از ابهام است.

، دکتر زهرا بنی یعقوب بیستم مهر ماه امسال در حالی که در یکی از پارک های همدان با نامزدش در حال گفت و گو بود، توسط یکی از ماموران ستاد امر به معروف و نهی از منکر دستگیر، به بازداشتگاه منتقل و دو روز بعد، جسد وی تحویل پدرش شد و پس از آن مسئولان  بازداشتگاه مدعی شدند وی خودکشی کرده است.

این در حالی است که هنوز تقاضای وکیل این پرونده برای دریافت پرینت مکالمات دکتر بنی یعقوب از سوی مسئولان اجابت نشده است.

شیرین عبادی که وکالت این پرونده را برعهده دارد، معتقد است که پرینت آخرین مکالمه تلفنی دکتر با برادرش که گویا دقایقی پیش از مرگ وی صورت گرفته، می تواند به روشن شدن قضیه بینجامد.

اولیای دم، همچنین خواستار آنند که پرونده از همدان به تهران بیاید زیرا کسانی که در حال بررسی پرونده هستند به نحوی مورد شکایت خانواده بنی یعقوب اند.

در همین حال، روزنامه سرمایه به نقل از پدر دکتر زهرا بنی یعقوب نوشت: " فردی که دخترم را دستگیر کرده بود، یک بنای کم سواد است که به صورت تمام وقت با ستاد امر به معروف همکاری نمی کرد، یعنی شغل دیگری دارد و عصرها به صورت نیمه وقت با ستاد همکاری می کرده است؛ آیا او در حدی هست که یک دکتر را بازداشت کند؟ 

وی همچنین از تحریف در پرونده دختر مرحومش خبر داد و گفت: پرونده را دیدم. در پرونده روز دستگیری دخترم 21 مهر ذکر شده است در حالی که از همان ابتدا عنوان می شد که 20 مهر دستگیر شده است و این یک روز تاخیر یعنی توجیه بازداشت 48 ساعته، یعنی او فقط 24 ساعت در بازداشت بوده است.

گفتنی است نگهداری هر متهمی در بازداشتگاه به مدت بیش از 24 ساعت بدون اجازه ویژه قضایی غیرقانونی است. 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 9:52 توسط ایرانی

آقای احمدی نژاد و وزیر علوم کاملا متدین (از پیشانیشان معلوم است) ببینید انقدر وعده دانشگاه تو این شهر و اون شهر میدهید آخرش این میشه!!!

تعداد کم دانشگاه داشته باشیم ولی مثل تمام دنیا توش تحقیق بشه و نتیجه داشته باشه نه اینکه پایان نامه بخرن!!!

[IMG_1357.jpg] 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 9:51 توسط ایرانی

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 9:48 توسط ایرانی

دیروز وقتی راننده تاکسی  هفتاد و پنج ساله ای را دیدم که فقط گریه نکرد برایم٬ دلم نیومد که حرف دلش را در اینجا ننویسم تا حداقل همین عده محدود خوانندگان این وبلاگ حرفش را بشنوند.

راننده تاکسی که با موهای سفیدس هرس میخورد و حرف میزد.و تمام افتخارش این بود که تا کنون دلش نیومده که مسافر دربست سوار کند.

میگفت اگه هم سوار کنم اولش میگم که اگه زن و بچه مردم رو دیدم که منتظرن حتما سوار خواهم کرد.

بنده خدا خودش فکر میکرد فقط چشمهایش ضعیف است ولی اصلا لازم نبود دقت کنی که ببینی ضعف عمومی همه جای اورا فرا گرفته !! و با این حال مجبور به کار برای بقا میباشد.

با عصبانیتی داد میزد اینها اصلا به فکر مردم نیستند که که دل مرغان آسمان هم برایش میسوخت.

در ترافیک سنگین روز تعطیل که گیر کردیم میگفت:

در ابتدای سهمیه بندی بنزین این آقایون فریاد میزدند مشکل تراقیک حل میشود و الان با این ترافیک های سرسام آور هیچ کدامشان حرفی نمیزنند (یا حداقل بگویند اشتباه کردیم) حرفهایش را اینجوری ادامه داد که یکسری فقط به خاطر بنزین ماشین را خط نارنجی کشیده ان ولی اصلا مسافر سوار نمیکنند و آخر شب هم یک شغل جدید ابداع شده است به اسم بنزین آزاد فروشی با نرخهای متفاوت!!!!(اینم از کار آفرینی دولت و مجلس ).

نمیدونم پیر مرد از دیده خودش به مساله نگاه میکرد ولی از دیروز تا حالا این حرفش که اصلا به فکر مردم نیستند در گوشم میپیچد.

نمیدونم این همه سفرهای استانی و شعار و ... به مردم چه رسیده است؟چه اتفاق خاصی افتاده اشت؟عالیجنبان این کارهایی که شما انجام میدهید احتیاج به رییس جمهور ندارد٬ 4 سال مملکت را ول کنید ببینید همه این کارها رخ خواهد داد!!

شما چه راهکار جدیدی را ارایه داده اید؟به نظر شما ماهی چندر غاز سود سهام به اصطلاح عدالت گره ای از کسی گشاده است؟ و آیا به نظرتان این یعنی خصوصی سازی؟

پیر مرد راننده تاکسی 30 سال است که راننده است و عین 30 سال را بدبخت!!!! به نظر شما زندگی ایشان چه تغییری کرده است؟

نمیدانم فقط حرف حرف حرف

به نظر میرسد کنترل از دست همه در رفته است!! به نظر میرسد این مملکت مدیریت ناپذیر شده است!!

به نظر میرسد کل مشکل اون راننده تاکسی انرژی هسته ای و هولوکاست میباشد.به نظر شما هولوکاست باشد یا نباشد زندگی او نغییری خواهد کرد؟

به نظر شما این باجهایی که به روسیه و چین میدهیم برای مسیله هسته ای مستقیم برای مدیریت درست خرج میکردیم بیشتر به درد این پیر مرد میخورد.

زندگی بی دقدقه همانند انرژی هستهای حق مسلم اون پیرمرد است٬بازنشستگی در این سن هم حقش است.

آقایان با خودتان روراست باشید و بیشتر فکر کنید.به این پیرمرد راننده تاکسی ٬به کسانی که حتی همان تاکسی هم ندارند.

ادای دین کردم به اون پیر مرد فقط همین و بس!

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 17:33 توسط ایرانی

وبلاگ مسیح علی نژاد:

مدتي است  كه سربار سرويس سياسي روزنامه شدم تا اساتيد شوراي سردبيري، مطلب آخرم را قابل چاپ در  ستون دماسنج بيابند، گناهي ندارند، فصل انتخابات است و بهانه اي كوچك ممكن است دليلي بزرگ  شود براي حذف  روزنامه اي ديگر و از اين روست كه هر روز نكته اي جديد در مطلب مي يابند و من نيز هر روز به مرز قابل چاپ شدن نزديكترش مي كنم تا مبادا "تشويشي" رخ دهد و ستون يكي از همين نهادهاي نزديك به "نرمي" بلرزد و "خلل" در " امنيت " ملتي ايجاد شود و كاخي "براندازد". اما اين حسن نيت اهالي روزنامه تا كجا مقبول تحمل حضرات مي افتد ،  كسي نمي داند.

ماجرا از اين قرار بود كه تصوير اول ستون دماسنج، سخنان رئيس دولتي بود كه در جمع فرماندهان سپاه  براي  بازگو كردن خاطرات سفرش به نيويورك، با شوق و شعفي وصف ناشدني مي گفت:

"وقتي ما رفتيم نيويورك ، نزديك چهل تا ماشين آمدن دنبال ما كه همشون سياه بودند، آخه  مي خوان وحشت ايجاد كنند، از سازمان ملل تا اونجايي كه بايد مي رفتيم همش پنج دقيقه راه بود كه ما را با ماشين مي بردند، مردم اونجا هم مي آن توي خيابان براي ديدن ما و تا چشمشون يك لحظه به چشم من مي‌افته، هي اينطوري مي كنن( در اينجا احمدي نژاد دستش را به نشان پيروزي به جمعيت نشان مي دهد) و براي اينكه به ما ثابت كنن، يك آقايي دوستش رو صدا مي كنه و منو به دختر بچه اي كه تو بغلش هست نشون مي ده مي گه اين كيه ؟  زبان اونها اسپانيولي بود ولي دختر بچه تا منو مي بينه مي گه " اين محموده ، اين محموده."

 چون اين فيلم تاكنون در هيچ يك از سايت ها ، خبرگزاري ها و تلويزيون رسمي ايران  بخش نشده است ، روزنامه اعتماد ملي نيز نتوانست  مطلبي در اين مورد چاپ كند ، چرا ؟  چون فردا به همان راحتي كه فيلم مربوط " هاله نور " تكذيب شد ، ماجراي "دختربچه دوساله اسپانيولي زبان كه محمود ، محمود مي كند" نيز تكذيب مي شود و آنگاه روزنامه مي ماند و اتهام " كودتاي خزنده" اي كه يك سرش لابد در انگليس است.

حالا اينجا نه روزنامه است و نه قرار است كه نويسنده يك وبلاگ با مخاطب محدودش از چنين تعهد بزرگي  برخوردار باشد با اين همه اما من هم از گذاردن فيلمي ديگر در اينجا منصرف شدم.

فيلمي كه درست در روز اهداي هديه " منتقد منصف " به جناب شريعتمداري" از سوي  " محمود احمدي نژاد"  ، وسوسه ات مي كند تا فقط دقايقي كوتاه به نظاره بنشيني و ببيني وقتي " اولمرت جنايتكار و خون آشام" در دل دولت صهيونيستي اسراييل به يك روزنامه نگار منتقد جايزه مي دهد چه اتفاقي رخ مي دهد:

" ديويد گروسمن " نويسنده اي  كه براي گرفتن جايزه روي سن مي آيد، پيش شرطش آن است كه هرگز با جناب نخست وزير دست ندهد، و لحظه اي كه جايزه را دريافت مي كند به  اولمرت كه مثل يك آدم ترسخورده در گوشه اي از سن نشسته و برايش دست مي زند، نگاه هم نمي كند.

اعتماد ملي از نوشتن در مورد آن فيلم ابا كرد  و من نيز از گذاردن اين فيلم در وبلاگم منصرف شدم و چه خوشحالم از آنكه علي رغم تمام بدبيني هاي حضرات ، اهالي روزنامه  تا مادامي كه خود آقايان اصولگرا و رسانه هاي مورد تاييد شان خبري را تاييد نكنند به مچ گيري بر نمي آيند و بشكن و بازار به راه نمي اندازند آنچنان كه من هم سعي ام بر اين شد تا اينجا چنين نكنم .

لذا حتي اگر اين فيلم دوم را سايت ها و خبرگزاري هاي رسمي ايران هم منتشر كنند من هرگز چنين نخواهم كرد تا ثابت كنم كه يك "احمدي نژاد" را با  هزار" اولمرت" هم عوض نخواهم كرد حتي اگر انتهاي تحمل اين مرد حسين شريعتمداري، بزرگترين مديحه سراي دولت جناب ريس جمهور  باشد  و  انتهاي تحمل آن ديگري ديويد گروسمن، بزرگترين منتقد دولت جناب نخست وزير باشد!

حسن نيت مان ثابت مي شود؟

 

http://masih.malakut.org/

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 14:0 توسط ایرانی