تبليغاتX
ایران در گرو
بنظر می رسد فشارها به دولت نهم بر عملکرد و سخنان رییس دولت بیش از پیش تاثیر منفی گذاشته است. تا جایی که سخنان و رفتارهای یک ماهه اخیر ایشان می تواند به واقع نگران کننده باشد.
گرچه احمدی نژاد پیشتر در دیداری که با آیت الله جوادی آملی در قم با نقل ماجرای هاله ی نور تعجب همگان را بر انگیخته بود اما سخنرانی اخیرشان در سفر به استان قم نیز در نوع خود کم نظیر و شاید بی نظیر است.
در این سخنرانی احمدی نژاد با وجود نام بردن از مافیای سیگار ، بانک و نفت ، از مافیایی که با واردات شکر بحران کارخانجات شکر را ایجاد و هزاران کارگر و کشاورز را متضرر نمود ، سخنی نمی گوید.
در حالی که سومین سال ریاست جمهوری احمدی نژاد در حال پایان است او وعده می دهد : «به ياری خدا و با پشتوانه شما در سال 87 دست همه‌ اين‌ها را از بيت‌ المال قطع خواهيم كرد» ، ادعایی که در سه سال قبل اتفاق نیفتاد و حتی یک نفر از افراد این باندها معرفی نشد.
اما این سخنان وقتی جالب تر می شود که توسعه کشور به «حضور فعال در عرصه اصلاحات جهانی» و «تغيير و اصلاح در مديريت جهان» حواله می گردد : «همه ملت‌های مستقل از سوی قدرت‌های بزرگ با برخورد و مقابله مواجهه می ‌شوند و به همين دليل امكان ندارد كه بدون تغيير و اصلاح در مديريت جهان به قله‌های پيشرفت برسيم.»
باید پرسید به استناد همین سخنرانی ، وقتی توان تعیین یک وزیر مورد نظر خود را در مجلسی که تمامن در اختیار دولت بود ندارید ، پس از سه سال حتی یک نفر از مافیاهای مورد ادعای خود را معرفی نکرده اید ، در تعیین وزرای کابینه ی خود آنچنان دچار خطا شده اید که بیش از نیمی از آنها را برکنار کرده اید ، چگونه می خواهند به اصلاح مدیریت جهان بپردازید.
می گویند سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است اما این سنگ بزرگی نیست ، این از صخره و کوه و رشته کوه هم عظیم تر است. وقتی احمدی نژاد می گوید: «ما دو مسووليت داريم كه هر دو لازم و ملزوم و پشتيبان يكديگر هستند؛ یکی ساختن ايران و ديگری اصلاح وضعيت جهان» باید پاسخ داد که آقا اصلاح امور جهان و ساختن ایران پیشکش ، لطفا دست از ویران نمودن این کشور بردارید.
برای من باورش سخت است که حتی عوام ترین و کم سوادترین مردمان این کشور نیز این سخنان را باور کنند و جدی بگیرند.
احمدی نژاد همچنین موضوع دیگری را مطرح می کند که از نظر بین المللی اهمیت ویژه ای دارد و می تو.اند حاوی پیام برای جهان باشد: «در اين حادثه [حملات 11 سپتامبر به آمریکا] ساختمانی [برج های تجارت جهانی] فرو ريخت و گفتند سه‌هزار نفر كشته شدند. اما هيچگاه اسامی اين افراد منتشر نشد و به بهانه اين اتفاق به افغانستان و عراق حمله كردند»
بیان این سخن که اسامی کشته شدگان اعلام نشده جای تعجب دارد ، با جستجو در اینترنت براحتی می توان به این سایت مراجعه کرد و اسامی این افراد را پیدا نمود. اما به هر حال اگر نسبت به این موضوع در ذهن ایشان تشکیک وجود دارد به چه علت سال گذشته در سفر به نیویورک اصرار داشتند برای ادای احترام به کشته شدگان 11 سبتامبر به محل قبلی برج های دوقلو بروند؟
تناقض گویی و شعارگرایی ، به شدت اعتبار دولت نهم را خدشه دار کرده اما این سخنان که تهدید امنیت جهانی محسوب می گردد و می تواند آثار زیانباری را برای ایران به دنبال داشته باشد که به سادگی نیز جبران نشود

 

نوشته مهدی محسنی

http://jomhouriyat.com/

 

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 14:0 توسط ایرانی |

رسانه های خارجی نظیر الجزیره ،بی بی سی،آسوشیتدپرس،سی ان ان، العربیه،فرانس پرس و...پیش از رسانه ملی ایران به خبر انفجار در شیراز پرداختند ولی گویا برای برخی مسوولان صدا و سیما،کشته شدن چند نفر در حادثه رانندگی در کشور عربی لیبی مهم تر مرگ خونبار هموطنان ایرانی بوده است

http://www.asriran.com/

 


عصرایران- در حالی که حادثه غم انگیز انفجار حسینیه سید الشهدای شیراز ظرف چند دقیقه به یکی از مهم ترین خبرهای جهان تبدیل شد و دهها تلویزیون و خبرگزاری خارجی آن را پوشش خبری دادند سیمای جمهوری اسلامی ایران تا ساعت ها پس از این حادثه درباره آن سکوت کرد و آن را با سانسور خبری همراه ساخت .

این موضع حیرت انگیز  نه فقط در رسانه ملی که در واحد مرکزی خبر صدا و سیما نیز تکرار شد و این پایگاه خبری که اخباری مانند نتایج رقابت های فوتبال باشگاه های فرانسه و کشته شدن چند نفر در حادثه رانندگی در لیبی را پوشش داد کشته و مجروح شده بیش از یکصد ایرانی در انفجار مرموز شیراز را به محاق سپرد!

این رفتار غیرحرفه ای که از آن شائبه های سیاسی خاصی نیز استنباط می شود گزاره ممنوع التصویر شدن مسوول کانون رهپویان وصال (حسینیه سیدالشهدا) که توسط برخی سایت ها منتشر شده است را تقویت می کند.

گفتنی است رسانه های خارجی نظیر الجزیره  ، بی بی سی ، آسوشیتدپرس ، سی ان ان  ،  العربیه ، فرانس پرس و ... پیش از رسانه ملی ایران به خبر انفجار در شیراز پرداختند ولی گویا برای برخی مسوولان صدا و سیما  ، کشته شدن چند نفر در حادثه رانندگی در کشور عربی لیبی مهم تر مرگ خونبار هموطنان ایرانی بوده است.

 در حادثه انفجار حسینیه سید الشهدا(ع) بیش از یکصد تن از اعضای کانون مذهبی ره پویان وصال شهید و مجروح شدند .

هنوز رسماً‌ اعلام نشده است که آنچه روی داده یک رویداد تروریستی بوده است یا یک حادثه ؛ هر چند که گمانه زنی عمومی حول محور اقدام تروریستی می چرخد و برخی مقامات محلی نیز تصریح کرده اند که حادثه شیراز ناشی از بمبگذاری بوده است .

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:33 توسط ایرانی |

نواندیش: اکبر اعلمی نماینده مردم تبریز در تطق پیش از دستو امروز خود گفت : آنچه به حكومتها ارزش داده و آن را در زمره حكومتها خوب قرار می‌دهد، میزان پایبندی زمامداران و كارگزاران این حكومتها به تحقق حق و عدالت و دوری از ظلم و تبعیض و رضایتمندی مردم است.

یه گزارش "نواندیش" متن کامل نطق اکبر اعلمی که مستقیما از رادیو فرهنگ نیز پخش گردید ،  بشرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

فارغ از نوع و ماهیت حاكمیتها، از دیرباز تاكنون عملكرد حكومتها را به حكمرانی خوب و بد تقسیم كرده‌اند. در نزد یونانیان مجموعه الهه‌هایی كه مظهر جنگ و ستیر، بی‌نظمی، تبعیض، نفاق، ریاكاری و امثال آنها بودند حكومت بد را تشكیل می‌دادند. این دسته از الهه‌ها فاقد پدر بوده و مستقیماً از ظلمت و تاریكی زاده می‌شدند. اما پس از آنكه زئوس (خدای خدایان)‌ تنیس را به همسری خود اختیار می‌كند، دیكه یا الهه عدالت زائیده می‌شود و به همراه خواهران خود كه آنها نیز نتیجه همین وصلت هستند پایه‌های حكومت خوب را پی‌ریزی می‌كنند.

گرچه این حكایت افسانه‌ای بیش نیست، اما حكمرانی خوب و بد واقعیتی است كه نظریه‌پردازان معاصر و برنامه توسعه ملل (اسكات) و همچنین بانك توسعه آسیا نیز فهرستی از مختصات و ویژگیهای حكمرانی خوب را برشمردند تا از این طریق بتوان حكمرانی خوب را از بد آن تمیز داد.

قرآن نیز حكومت را به طاغوت و الله تقسیم كرده و مولا علی به زیبایی آن را به نیك‌كردار و بدكردار تفكیك می‌كند. پس وجه مشترك بینش اسطوره‌ای یونانیان، دیدگاه اسلام و نظریه‌پردازان معاصر و نیز مدلهای مؤسسات و نهادهای بین‌المللی در مورد حكمرانی خوب این است كه لازمه استقرار حكومت خوب معطوف و منحصر به تحقق عدالت و اجتناب از هر گونه ظلم و تعدی است. لذا از این منظر، شكل و قالب حكومت و اینكه نام حكومت «جمهوری اسلامی»، «رژیم شاهنشاهی» و «جمهوری دموكراتیك» و نظایر آن باشد خیلی مهم نیست، مهم آن است كه محصول رویكرد این حاكمیت منطبق بر ظرف و قالب منتخب و لاجرم مطابق با خاستگاه ملت و توأم با انصاف و عدالت باشد. در غیر این صورت مانند آن است كه نام بخیل را احسان یا حاتم طایی و نابینا را چراغعلی نهند.

به این اعتبار، چه بسا حكومتهایی بودند كه نام اسلام را بعنوان پیشوند و یا پسوند خود اختیار كردند، اما بدلیل كارنامه اعمالشان گرفتار لعن و نفرین ابدی ابوالبشر و برعكس، حكومتهایی نیز بوده و هستند كه بدون داشتن پیشوند و پسوند اسلامی فقط به خاطر تأمین رضایتمندی ملت خود و استیفای حقوق آنان برای همیشه در خاطره‌ها ماندگار شدند و پیوسته از آنان به نیكی یاد می‌شود.

در واقع آنچه به حكومتها ارزش داده و آن را در زمره حكومتها خوب قرار می‌دهد، میزان پایبندی زمامداران و كارگزاران این حكومتها به تحقق حق و عدالت و دوری از ظلم و تبعیض و رضایتمندی مردم است و این همان واقعیتی است كه در كلام معصوم نیز تجلی می‌یابد، آنجا كه می‌یابد "هیچ اموری اصلاح نخواهد شد مگر اینكه بر محور عدل استوار گردد"، در غیر این صورت دیر یا زود به حكم "الملك یبقی مع الكفر و لا یبقی مع الظلم" سرنوشت محتوم هر حكومت بد و مبتنی بر ظلم، سرنگونی است.

از آنجا كه حد فاصل میان حكمرانی بد و خوب به فاصله میان ظلم و عدالت می‌باشد، پرواضح است كه هر گونه غفلت از این واقعیت حتی می‌تواند كسانی را كه به گمان انقلابی بودن، عدالت‌خواهی و خود را حقیقت مطلق پنداشتن، تصدی عالیه حقوق در كشور انقلاب‌دیده‌ای نظیر ایران را عهده‌دار هستند، به ضدانقلاب و ضد آرمانهای انقلابی مبدل كرده و بدین وسیله یك انقلاب و نظامی را كه به پشتوانه آراء بیش از 90 درصد شهروندانش حیات یافته است، از درون استحاله و فرجام آن را به فنا و نیستی رهنمون سازد.

تقابل ضد انقلاب مصطلح با انقلابی‌ها امری طبیعی است. اما تاریخ نشان داده است كه انقلابها بیش از آنكه در اثر كارشكنی و چالش ضدانقلابها به زانو درآیند، در اثر اندیشه و عملكرد انحرافی آن دسته از انقلابیون و زیاده‌خواهان و میراث‌خوارانی شكست خورده است كه برای حفظ قدرت و متناسب با كج‌فهمی و ذائقه خویش، شعارهای انقلاب را استحاله كرده و بعنوان آرمانهای به خورد نسلی داده‌اند كه اساساً یا انقلاب را ندیده‌اند و یا اینكه با آن بیگانه‌اند و جالب اینجاست كه استحاله هر انقلابی با حفظ ظاهری اصول اولیه آن و افزوده شدن تبصره نانوشته "نه برای همه" و الحاق آن به منشور و 10 فرمان آن انقلاب روی داده است.

اگر پیش از این امری خوب و یا بد محسوب می‌شد، نانوشته "نه برای همه" كه ناشی از اراده صاحبان قدرت است، خوب را بد و بد را خوب تفسیر و به نحوی به توجیه رفتارهای حاكمان مبادرت كرده است و از این طریق منشاء انحراف همه انقلابها از اصول اولیه‌ای شده است كه دستیابی به آنها موجب و موجد آن انقلاب بوده است.

"جرج ارول" در كتاب طنزآمیز خود بنام "مزرعه حیوانات" و "برینتون" در كتاب ارزشمند "كالبدشكافی چهار انقلاب" به خوبی به بررسی این سنت نامیمون و مشترك همه انقلابها و نتایج حاصل از آن پرداخته است تا شاید برای سایرین درس عبرتی شود.

حال اگر منصفانه به واكاوی اجمالی بایدها و نبایدها انقلاب اسلامی بپردازیم، به وضوح می‌توان فاصله انقلاب تا زوال و انحطاط احتمالی آن را سنجید و به معنای واقعی ملتزم و ناملتزم به اسلام و نظام موعود جمهوری اسلامی پی برد، همان عاملی كه به ناحق و جفا دستاویزی برای شورای نگهبان شده است تا فرزندان مدافعان راستین این مرز و بوم را از ورود به خانه‌ای كه متعلق به ملت است محروم نماید.

نظر به اینكه سند نظام جمهوری اسلامی و منشور معتبر انقلاب، "قانون اساسی" است، با وجود الحاق تبصره‌های پس از بازنگری به آن بعد از انقلاب، همچنان قابل استناد بوده و لذا می‌تواند بعنوان یك سنجش و شاخص خوب، كاشف آرمانهای اولیه انقلاب و تعهدات مهندسین نظام موعود باشد.

طبق این سند، بانیان انقلاب و نظام تعهد كرده‌اند كه هیچ مقامی حق ندارد بنام حفظ استقلال و تمامیت ارضی كشور، آزادیهای مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب كند. پذیرفته‌اند كه خدا انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاكم ساخته است و هیچكس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب كند. پیمان بسته‌اند كه امور كشور باید به اتكاء‌ آراء عمومی و از راه انتخابات اداره شود. مردم ایران از هر قوم و قبیله‌ای كه باشند از حقوق مساوی برخوردار شوند. در نظام موعود، نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند و تفتیش عقاید ممنوع است و هیچكس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و موآخذه قرار داد.

در نظامی كه من و همفكرانم همچنان به آن التزام عملی داریم، هر نماینده در برابر تمام ملت مسؤول است و حق دارد در همه مسایل داخلی و خارجی كشور اظهار نظر نماید و نمی‌توان آنها را به سبب اعلام نظراتشان تعقیب و یا توقیف كرد. به موجب این سند، تشكیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها نه در پیروی از دست‌اندركاران حكومتی و برای مجیزه‌گویی و تأیید و توجیه تصمیم و عملكرد متصدیان امور، بلكه برای اعتراضات مشروع و غیرمسلحانه خود به رفتار حاكمان و مطالبه حقوقشان آزاد است. در نظامی كه اكثریت قابل توجه یك ملت برای ایجاد استقلالش قیام كرده و برای حفظ آن دهها هزار شهید و جانباز تقدیم كرده‌اند، پذیرش ظلم همان قدر قبیح است كه وارد كردن آن.

در نظام دلخواه منتقدین مشفق، وعده‌های بنیانگذار این نظام حجت است. آنجا كه می‌گوید: "در منطق رژیم گذشته آزادی یعنی به زندان كشیدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههای تبلیغاتی بود و در آن منطق، تمدن و ترقی یعنی تبعیت تمام شریانهای مملكت از فرهنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاههای قانونگذاری و قضایی اجرایی از یك مركز واحد محسوب می‌شد".

در نظامی كه ما به آن ملتزم هستیم، در شرایطی كه یك فرد عادی به دلیل انتساب یكی از اعضای خانواده‌اش به یكی از گروههای غیرقانونی در هزار توی گزینشها گرفتار شده و اجازه نمی‌یابد حتی بعنوان یك كارگر و كارمند ساده در اداره‌ای مشغول كار شود، به طریق اولی شخصی كه پسرش عضو سازمان مجاهدین خلق بوده و در بهمن سال 60 در اثر درگیری با پاسداران كشته شده است و عروسش نیز پس از متواری شدن به خارج از كشور در بالاترین رده‌‌های سازمان مذكور به فعالیت ادامه می‌دهد، مجاز نیست تا با قرار گرفتن در رأس نهادی و به كمك همفكرانش از جایگاه خدایی در چشم بر هم زدنی فرزندان انقلاب و كشور را به بی‌دینی متهم كند.

در نظام مطلوب ما، به حكم النصیحه ائمه المسلمین دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منكر بیش از هر چیز بعنوان وظیفه‌ای بر عهده مردم نسبت به دولت بكار گرفته می‌شود، نه آنكه چند نفر به اعتبار قدرتی كه ناشی از اراده مردم است، همواره با استفاده از همه تریبونهایی كه متعلق به مردم است، یكطرفه موعظه كرده و خود را از پند دیگران بی‌‌نیاز بدانند.

در نظام مطلوب و دلخواه ما، برای تحقق آزادی حداكثر فرد و تضمین حقوق اولیه او در اجتماع، همه باید تن به قانون داده و قانون را بعنوان منشاء بایدها و نبایدها و فصل‌الخطاب بپذیرند. به همین سبب ذیل اصل 107 قانون اساسی حتی رهبری هم در برابر قانون با سایرین یكسان است و این امر مستلزم آن است كه قانونگذاران نظام با تدوین مدلهای عادلانه برای ساختار توزیع قدرت، از هرگونه اعمال نفوذ قدرتمندان به نفع خود جلوگیری كنند و برای متصدیان مقامات سیاسی و اجتماعی به ازای برخوردارشدن از هرگونه حق و اختیاری برای اعمال اقتدار، تكالیف قانونی درنظر گیرند تا در صورت سوء مدیریت و تخطی از وظایف قانونی آن، در هر سطحی كه هست او را متهم كرده و با احراز اتهاماتش محكوم به پرداخت غرامت كنند.

برابر بودن رهبر در برابر قانون به این معنا است كه هیچكس فراتر از قانون نیست و از همان حقوق شهروندی برخوردار است كه یك فردی عادی بهره‌مند است.

هرمقامی كه از قانون تخطی كرده و باعث ضایع‌شدن حقی شده است، آن فرد حق دادخواهی و اعلام شكایت دارد و اینان باید در همان دادگاهی محاكمه شوند كه من و امثال من محاكمه می‌شویم. همچنان كه علی در اثر شكایت یك یهودی در نزد قاضی‌ منصوبی محاكمه می‌شود كه افراد عادی محاكمه می‌شدند.

من فقط یك جمله آخر را بعنوان مطلب آخر بگوییم.

تاریخ گواهی می‌دهد كه اگر در انقلاب فرانسه "روبسپیر دانتون" را كه همچنان بر اصول اولیه انقلاب و آزادی پافشاری می‌كرد، به شورای گیوتون سپرده شد تا بعنوان ضدانقلاب سرش را تیغهای بی‌رحم گیوتین از تن جدا كند، بنظر می‌رسد كه امروز شورای }...{ و حامیان آشكار و نهان آن، این مسؤولیت را برعهده گرفتند تا نیروهای انقلاب را كه به تحقق نظام معهود اصرار مِی‌ورزد، با برچسب ناچسب مخالف اسلام و نظام از صحنه خارج نمایند

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 15:23 توسط ایرانی |

‏‏

آرش سيگارچي     http://www.roozonline.com

امام جمعه مشهد كه در هفته هاي اخير نظريات خاصي درباره مسايل فرهنگي و اجتماعي مطرح كرده، در تازه ترين ‏اظهار نظر خود از مسوولان قضايي و امنيتي كشور خواست با "معضل بي‌حجابي" موجود در جامعه "با قاطعيت" ‏برخورد كنند. خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران با پوشش سخنان حجت الاسلام سيداحمد علم‌الهدي به نقل از وي ‏آورده است: "بي‌حجابي در جامعه اسلامي ما يك جرم است و افراد بي‌حجاب بايد به عنوان يك مجرم تحت پيگرد قانوني ‏قرار گيرند‎.‎‏ بي‌حجابي منشا اكثر ناهنجاريهاي اجتماعي است." ‏

 

نماز جمعه مشهد در حالي در كنار مقبره امام رضا برگزار شد كه اين هفته نيز نمازگزاران مشهدي، شنونده انتقادات تند ‏و تيز امام جماعت شان بودند. به نوشته سايت اينترنتي "شهاب نيوز"، علم الهدي در سخنان خود از مسوولاني كه ‏‏"معتقد به برخورد فرهنگي با مقوله بد حجابي هستند و برخوردهاي سخت افزاري و قضايي را راهگشا نمي دانند"، ‏انتقاد شديد كرد و گفت: "برخي مسوولان بر اساس يك منطق غلط عنوان مي‌كنند معضل بي حجابي را بايد با يك سري ‏فعاليتهاي فرهنگي برطرف كرد در صورتي كه بي حجابي بايستي به عنوان يك جرم با قاطعيت و قدرت براندازي ‏شود‎."‎

به نوشته "ايرنا"، علم الهدي تاكيد كرد: "آقاياني که مي‌گويند حجاب را بايد با مسائل فرهنگي نهادينه کرد، در اصل از ‏زير بار مسووليت خود شانه خالي مي‌کنند."‏

به گزارش سايت "شبستان" هم كه منعكس كننده تخصصي اخبار دين است، ‌اين امام جمعه شهر مشهد و عضو مجلس ‏خبرگان رهبري منشا همه ناهنجاري ها و فسادهاي اخلاقي در جامعه را "بي حجابي زنان و دختران" دانسته و گفته ‏است: "فرد بي حجاب آتشي است که همه چيز را سوزانده و پسران تربيت شده در بستر خانواده هاي متدين را به ‏درندگاني مبدل مي کند، که هيچ چيز نمي تواند جلو دارشان شود. بي‌حجابي مثل جرقه است. زن بي‌حجاب مثل آتشي ‏است که همه چيز را خاکستر مي‌کند. آن جوان معصوم که در بستر خانواده متدين خود پرورش يافته، متاسفانه با ديدن ‏زن آلوده، شهوت در دلش ايجاد مي‌شود."‏

امام جمعه مشهد همچنين مدعيان وجود بي حجابي در زمان پيامبر را "افراد بي سواد" ناميده و گفته است: "اين افراد يا ‏تاريخ را نمي دانند و يا به تفاسير قرآن مراجعه نکرده اند چون در آنها هم به نوع حجاب و رنگش در آن دوران اشاره ‏شده است."‏

علم الهدي با مقايسه حجاب در ايران و ساير كشورها يادآور شده است: "اين براي ما ننگ است که در کشور لائيکي ‏مانند ترکيه 80 در صد زنان با حجاب به معناي واقعي هستند و حال در کشور اسلامي ما که مردمش براي حاکميت ‏اسلام خون خود و فرزندانشان را داده اند يک عده ژست دمکراتيک به خود گرفته و در سخنان خود از بي حجابي سخن ‏گفته و يک مشت افراد هرزه باعث بي حجابي شوند."‏

همچنين به نوشته شهاب نيوز، امام جمعه مشهد مدعي شده كه "چيزي به نام بدحجابي وجود ندارد و اين عبارت ‏من‌درآوردي است". وي در اين مورد توضيح داده است: "ما اصلاً مساله‌اي به نام بدحجابي نداريم. اينکه يک زني يک ‏لچکي بيندازد بالاي سرش، اينکه حجاب نيست، بي‌حجابي است. اين طور نيست که حجاب داشته باشد و بد باشد، بلکه ‏بي‌حجاب است."‏

وي همچنين گفته است: "يک مشت افراد بي‌بند و بار با رنگ‌هاي زننده و مهيج بيرون مي‌آ‌يند که از صد بي‌حجابي هم ‏بدتر است. تمام زناني كه موهايشان بيرون است و تمام زنان لاابالي كه با پاي برهنه تا ساق پا، پاچه شلوارشان را ‏ورماليده‌اند، بي‌حجاب محسوب مي شوند و بايد تعقيب قانوني شوند."‏

علم الهدي با اشاره به جرم بودن بي حجابي يادآور شده است: "بي‌حجابي در مملکت جرم است و قانون نيز براي مقابله ‏با آن وجود دارد. دولت مکتبي جناب آقاي احمدي‌نژاد در دو سال گذشته مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را به ‏شکل قانون درآورده است. بنابراين، بي‌حجابي يک ناهنجاري است که بايد با قدرت براندازي شود و دستگاه‌هاي دولتي ‏آن‌ را با اقتدار براندازي کنند."‏

ايرنا نيز اين بخش از سخنان امام جمعه مشهد را اينگونه منعكس كرده است: "در طرح عفاف و حجاب مصوب شوراي ‏عالي انقلاب فرهنگي در دو سال گذشته، براي همه دستگاه‌هاي اجرايي، قضايي و امنيتي وظايف قانوني به منظور ‏برخورد و ريشه‌كني معضل بي‌حجابي پيش بيني و تنها ‪ ۲۱‬وظيفه قانوني براي نيروي انتظامي تعيين شده است‏‎.‎هر يك ‏از دستگاه‌هاي اجرايي، قضايي و امنيتي از وظايف قانوني خود در برخورد با معضل بي‌حجابي كوتاهي كند قانون شكن ‏هستند و مردم آنها را بازخواست مي‌كنند‎. ‎

امام جمعه مشهد در بخش پاياني سخنانش، در مورد "حجاب برتر" نيز گفت‌: "يک عده مي‌گويند که چادر حجاب برتر ‏است و يک عده هم مي‌گويند که مقصود از حجاب، پوشش است، نوع و رنگ آن مهم نيست. اين افراد با اين حرف‌ها ‏شرعي بودن حجاب را تنزل دادند. در صورتي كه در نص صريح قرآن هم چادر حجاب هست. براي حجاب در آ‌يات ‏قرآن لباس مشخص شده است."‏

امام جمعه مشهد همچنين با ذكر خاطره اي از آيت الله خميني سخنانش را در مورد بي حجابي پايان داد: "امام ‏خميني(ره) در فرانسه خطاب به دختر خانمي كه پوشيده اما با مانتو و روسري خدمت ايشان رسيده بود ‌گفت، اينجا بلاد ‏کفر است اشکالي ندارد، اما ايران که رفتيد چادر سرتان کنيد. نوار اين اظهارات موجود است. اين نشان مي‌دهد که امام ‏هم حجاب را چادر مي‌دانستند."‏

‎خرابكاري ها زير سر آژانس هاي گردشگري‎

امام جمعه مشهد هفته گذشته نيز حملات تند و تيزي به مسوولان ورزشي و فرهنگي كشور براي برگزاري مسابقات ‏ورزشي و كنسرت هاي موسيقي در شهر مشهد بيان كرده بود.‏

وي در مصاحبه با روزنامه خراسان از فضاي فرهنگي و ورزشي كشور انتقاد كرده بود. سايت فردا نيز اين موضوع ‏را در مطلبي منعكس كرد. به نوشته "فردا"، حجت الاسلام علم الهدي امام جمعه مشهد مقدس ضمن‏‎ ‎انتقاد از برخي ‏سازمان هاي دولتي گفت: "آن استراتژي که در سياست خارجي و‏‎ ‎اقتصاد[دولت]داشته در عرصه فرهنگي نداشته است. ‏انتظار ما هم از دولت احمدي نژاد که‏‎ ‎مي گويد دولت من دولت انتظار است، بيشتر از اين است. بنده هم اکثر نقد هايي ‏که به‎ ‎دولت داشته ام در حوزه مسائل فرهنگي بوده است‏‎.‎‏"‏

علم الهدي در بيان دلايل پيرامون انتقاداتش افزوده بود: "ببينيد اين ها همه چيزها‎ ‎را توسعه داده اند و دنبال همه چيز ‏هستند، فقط دنبال يک سري معيار هاي غربي پوسيده‎ ‎هستند. توريستي که آقايان ادعا مي کنند به هيچ وجه د رکشور ما ‏قابل توسعه نيست زيرا‎ ‎جواب نمي دهد. آن چيزي که در کشور ارزش دارد ولي به دنبال آن نرفته اند و براي آن‏‎ ‎استراتژي ندارند، و اصلا به نظر مي رسد هيچ علاقه اي به آن نداشته باشند، حضور‎ ‎زائران خارجي در مشهد است‏‎.‎‏ ‏سال قبل حدود 700 هزار زائر خارجي به‏‎ ‎مشهد آمده بودند که اين تعداد به مراتب بيش از آمار بسياري از کشور هاي ‏اسلامي و‎ ‎آسيايي ديگراست. سازمان گردشگري هيچ کاري براي توسعه زيارت خارجي ها نکرده است. اين‎ ‎کارهايي ‏هم که شده توسط سازمان گردشگري نبوده است. سازمان گردشگري علاوه بر اينکه‎ ‎در اين زمينه ها قدمي برنداشته ‏علاوه بر آن در توسعه مفاسد اولي بوده است. در اين‎ ‎شهر خيلي از خراب کاري ها زير سر آژانس هاي گردشگري ‏است‎.‎‏ تربيت بدني هم همينطور است. البته آقاي علي آبادي در راس اين سازمان يک فرد‎ ‎ارزشي است ولي اين آدم ‏خوب نتوانسته حتي يک سر سوزن جريان تربيت بدني را به سمت‏‎ ‎ارزش ها هدايت کند‎.‎‏"‏

‎كنسرت موسيقي در مشهد، ممنوع‎

حجت الاسلام علم الهدي در بخش ديگري از آن مصاحبه به "بررسي فعاليت گروههاي‎ ‎موسيقي در شهر مشهد" ‏پرداخته و گفته بود: "در مورد اجراي کنسرت موسيقي در مشهد، اين کار مثل‎ ‎نواختن موسيقي در کنار حرم امام رضا ‏‏(ع ) است. با آن مطالبي که گفتم و حديث پيامبر‎ ‎اکرم (ص) «بين الجبلين روضه من رياض الجنه» شهر مشهد همه اش ‏جزو حرم امام رضا (ع) ‏‎ ‎است و همانطوري که هيچ موسيقيداني به خود اجازه نمي دهد در حرم امام رضا (ع) به‎ ‎نوازندگي بپردازد لذا در مشهد نيز نبايد کنسرت موسيقي اجرا شود‏‎.‎‏"‏

علم الهدي در ادامه اين مصاحبه به بيان‎ ‎نظراش درباره موسيقي پرداخته و گفته بود: "نظر کلي من در مورد موسيقي ‏اين است که اين هنر‎ ‎نمي تواند ارزش هاي ديني ما را زيبا کند زيرا اگر اين ابزار در زيباسازي ارزش هاي‎ ‎ديني موثر ‏بود ائمه (ع) قبل از همه از اين ابزار استقاده مي کردند‏‎.‎با اين حال مي بينيم ائمه (ع) با وجود اينکه پول هاي گزافي به ‏شاعراني نظير‎ ‎فرزدق و کييت داده اند، چنين حمايتي را از موسيقي نکرده اند. اهل بيت ضد هنر نبوده‎ ‎اند. پيامبر اکرم ‏‏(ص) به حسان بن ثابت مي گويند: روح القدس در تو دميده شده است.‏‎ ‎معصومين در مقام استخدام شعر در حوزه ‏معارف ديني اين گونه عمل کرده اند. پس معلوم‎ ‎مي شود موسيقي نمي تواند در راستاي ترويح معارف ديني مورد ‏استفاده قرار گيرد. البته‎ ‎آنچه در نظام اجرا مي شود بايد مبتني بر قتواي امام راحل (ره) اجرا مي شد و مقام‏‎ ‎معظم ‏رهبري باشد‏‎.‎

با اين حال امام جمعه در پايان سخنانش نويد داد كه كلاس هاي موسيقي مي توانند در شهر مشهد به كار بپردازند.‏

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 10:13 توسط ایرانی |

فقط میخواستم به مناسبت روز ۱۲ فروردین .سالروز رای مردم به جمهوری اسلامی توضیح کوتاهی بدهم:

این رای گیری ۲۹ سال پیش انجام شده است و اگر سن رای را در آن زمان حتی ۱۵ سال هم بگیریم (زیاد مطمین نیستم شاید هم ۱۸ سال بوده است) پس کوچکترین فردی که به جمهوری اسلامی رای مثبت داده است الان میبایست ۴۴ سالش باشد.

نتیجه:

۱-افراد زیر ۴۴ سال که افراد جوان هم نامیده میشوند به جمهوری اسلامی رای نداده اند  و الان دارند بر اساس رای افرادی که ۲۹ سال پیش رای داده اند زندگی میکنند

۲-آیا ۷۰ سال بعد هم که تقریبا هیچ کس از افرادی که به جمهوری اسلامی رای داده اند زنده نیستند مردم باید بر اساس رای مردگان زندگی کنند

۳-آیا رای گیری مجدد برای جمهوری اسلامی ضروری به نظر نمیرسد؟

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 10:18 توسط ایرانی |