آقایان و آقازادگان مملکت را به تاراج بردند!
دبیر کمیته تحقیق و تفحص قوه قضائیه "عباس پالیزار" روز شنبه 14/2/87 در جمع دانشجویان همدانی دست به افشاگری پشت پرده های مفاسد اقتصادی کشور زد. این افشاگری ها که ما از روی متن فیلم سخنرانی او استخراج کرده ایم به این شرح است:
1- یکی از اقایان علما آمد گفت یک پسرمعلول جسمی دارم و می خواهم یک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم زیر نظر خودم باشد. ما هم موسسه را ثبت کردیم. بعد آمد گفت که اقا من ساپورت مالی می خواهم فلان معدن سنگ دهبید فارس را که بهترین معدن سنگ دنیاست به من بدهید. بعد از چند وقت گفت کم است معدن دیگری در زنجان را هم به من واگذار کنید و تا به حال این اقا چهار معدن را تصاحب کرده به بهانه ساپورت یک موسسه توانبخشی. در این زمان دانشجویان با اصرار خواستند که نام این شخص چیست. پالیزار گفت آیت الله امامی کاشانی (عضو شورای نگهبان و یکی از 4 امام جمعه موقت اما پای ثابت تهران)
2- آیت الله… آمدند نزد مقام رهبری گفتند که می خواهیم یک دانشگاه قضایی بسازیم برای خواهران در قم. مجوز داده شد. بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی که بله کارخانه لاستیک دنا را مجوزش را بدهید . اقای نعمت زاده هم گفت کارخانه را در ازای 126 میلیارد به شما واگذار می کنیم. در حالی که قیمت واقعی ان 600 میلیارد بود. بعد این اقایان نامه نوشتند به نعمت زاده که تخفیف منظور فرمایید. بعد از بارها نامه نگاری برای گرفتن تخفیف، قیمت را از 600 میلیارد واقعی به 10 میلیارد رساندند. باز اقایان گفتند که ما پول نداریم. 80 درصدش را به اقساط می پردازیم. نعمت زاده قبول کرد. دوباره گفتند بیست درصد بقیه را هم الان نداریم بعد از فروش مستغلات کارخانه می پردازیم. خوب به همین راحتی اقای ایت الله کارخانه را صاحب شد و بعد از مدتی هم این کارخانه را در بورس فروخت.
(دوباره در پی اصرار دانشجویان که نام این ایت الله را میخواستند پالیزار گفت این شخص ایت الله یزدی رئیس سابق قوه قضاییه و دبیر جدید جامعه روحانیت حوزه علمیه قم است که چاپلوسانه ترین نامه تاریخ جمهوری اسلامی را اخیرا برای رهبر نوشت. او به همراه محمد علی شرعی نماینده مجلس خبرگان استان قم )
3ـ خوب مجددا آقای ایت الله یزدی نامه ای می نویسد برای اقای فروزش وزیر صنایع که پسرم حمید بیکار است. ترتیبی فرمایید از جنگل های شما در جهت صادرات چوب بهرمند شود. جالب است که حمید یزدی دراین زمان در قوه قضاییه مدیر کل بود. یعنی بی کار نبود. و به این صورت جنگل های شمال را به تاراج بردند. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی زندان در شمال شد.
4ـ کارخانه ایران خوردو بدون هیچ ضابطه ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا را به نصف قیمت داد و بقیه اش را هم به اقساط که خیلی که ماشین به نامشان شد این قسط را هم نپرداختند. اما همین بذل و بخشش باعث شد صدای خیلی ها در بیاید. مثلا یکباره بنیادی به نام بنیاد نهجالبلاغه آمد گفت که اقا ما هم 500 تا ماشین با این تسهیلات می خواهیم. حالا فکر می کنید چه کسانی هستند اعضای این بنیاد نهج البلاغه. آقای علی اکبر ناطق نوری. رفیق دوست. عسگر اولادی. حسین دین پرور. معزی
5ـ بعد از این ماجرا باشگاه پرسپولیس به سرپرستی عابدینی و بنیادی به نام همگرایی اندیشه هم صدایشان در آمد که آقا ما هم از این ماشین ها می خواهیم. لازم به گفتن است که بنیاد "همگرایی اندیشه" متعلق به حجت الاسلام فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات و ایت الله علم الهدی امام جمعه حجاب پرور مشهد است.
6ـ دوازده معدن بزرگ در خراسان متعلق به آیت الله واعظ طبسی است و پرونده المکاسب هم که مربوط به اقازاده واعظ طبسی است.
7ـ قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام که هزار و صد پرونده قاچاق کالا دارد اما هنوز موفق به بازداشتش نمی شدیم چرا که تحت الحمایه اقای ناطق نوری بود.
8ـ در مورد قاچاق سیگار و اینکه اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج کرده و کارگران این کارخانه ها را بیکار.
9ـ موضوع مهم دیگر که او اشاره کرد در مورد سقوط دو هواپیما و دلایلش بود. یکی شهید کاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود. پرونده ای هزار صفحه ای این را می گوید. ( این که چه کسی در این ماجرا دست داشته حرفی نزد) اما در مورد سقوط هواپیمای شهید کاظمی (فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه که حدود دو سال پیش هواپیمایش در غرب ایران سقوط کرد) شهید کاظمی معدن خاک سرخ هرمز را که متعلق به آیت الله خزعلی بود به علت تخلفات مسدود کرد. بعد از این ماجرا هواپیمایش سقوط کرد. البته صد در صد مشخص نیست که سقوط هواپیما عمدی بوده یا نه!
10ـ در مورد سلطان شکر و مافیای شکر باید بگویم که آنها حاضر بودند 700 میلیارد بدهند که پرونده را از زیر ضرب بیرون ببرند. در مافیای شکر "مدلل" کارگزار و داماد یکی از علمای اعلام(آیت الله مصباح یزدی و یا مکارم شیرازی) است.
11ـ یک سوم جزیره کیش- پارک جنگلی چیتگر به پرونده مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بر می گردد.
در حال حاضر پول هندوانه مصرفی اصطبل اسب های دختر هاشمی روزی 100 هزار تومان است. شرکت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در کانادا را هم دیگر که قابل گفتن نیست.
پسر وسطی هاشمی به نام مهدی که در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت می کرد با استخدام زیباترین دختران از آنها سوء استفاده هایی می کرد که فیلم آن از اتاق او کشف شد. (مشروح این گزارش و فیلم سخنرانی را از اینجا می توانید ببینید)

نفر سمت راست گوشه، ابوالحسن بنی صدر است. او که با 11 میلیون رای نخستین رئیس جمهور ایران شده بود، با جمله تاریخی آیت الله خمینی در 25 خرداد 60:" 35 میلیون نفر بگویند بله، من میگویم نه." کنار زده شد. 7 تن از مشاورانش اعدام شدند، هزاران تن از هوادارنش به زندان رفتند و خودش رهسپار تبعید شد.
درست بالای سر خمینی، مرد روحانی با عمامه سفید آیت الله لاهوتی است. او که از زندانیان با سابقه قبل از انقلاب به همراه منتظری و طالقانی بود، بعد از پیروزی انقلاب از سرسخت ترین هواداران رئیس جمهور بنی صدر، به شمار میرفت. به فاصله 2 ماه پس از کنار زدن بنی صدر توسط لاجوردی به زندان اوین برده شد و اعدام شد. جمله معروف او خطاب به سران حزب جمهوری(بهشتی،خامنه ای و رفسنجانی) این بود: "مردم انقلاب نکردند تا من وشما بر آنها حکومت کنیم . اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حکومت کنند قبل از شما آریامهر بود.حاکمیت تک حزبی است که صدای پای فاشیزم را به گوش میرساند. وای به حال آن انقلابی که 8 درصد به 80 درصد حکومت کنند. اگر زور میتوانست آدم را جای خودش بنشاند، پیش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اینکه خفقان ایجاد کنید و برای مردم مشکل درست کنید کار دیگری نمیکنید."( روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۲ فروردین ۱۳۶۰- انقلاب اسلامی، ۸آذر ۱۳۵۹)
نفرایستاده میان آیت الله مطهری و لاهوتی، صادق قطب زاده است. او که به همراه ابراهیم یزدی و بنی صدر راه انقلاب را در پاریس هموار کرده بود، 24 شهریور 1361، به اتهام توطئه انفجار جماران، زندانی و اعدام شد. آیت الله منتظری بعدها در خاطراتش نوشت:"بعدا شنيدم آقاي حاج احمد آقا در زندان سراغ آقاي قطب زاده رفته و به او گفته است شما مصلحتا اين مطالب را بگوييد و اقرار كنيد و بعد امام شمارا عفو ميكنند، ولي او را اعدام كردند. بعدها از طريق موثقي شنيدم كه جريان ريختن مواد منفجره در چاه نزديك محل سكونت مرحوم امام بكلي جعلي است و واقعيت نداشته است."(خاطرات آیت الله منتظری،ج۱،ص۴۸۵)
پی نوشت۱: آن که در کنار بنی صدر ایستاده، صادق طباطبایی است. سخنگوی دولت مهندس بازرگان بود. بعد به بازرگان پشت کرد و به صف حکومتی ها پیوست.در سال 61 به دلیل قاچاق 3.75 پوند تریاک توسط پلیس آلمان دستگیر و در دادگاه دوسلدورف به 3 سال زندان محکوم شد.( پس از بحران،خاطرات هاشمی رفسنجانی،صص ۳۵۹،۴۱۱،۴۱۹) با پادرمیانی وزیرخارجه آلمان و مصونیت سیاسی به عنوان عنصر نامطلوب از آن کشور اخراج شد. او همچنان به حمایت از جمهوری اسلامی ادامه میدهد.
منبع نقل قول ها: کتاب ایستاده بر آرمان، روایت فروپاشی یک انقلاب،علی غریب، انتشارات انقلاب اسلامی،دی ۸۵
دو برداشت از اين پيشنهاد ميتوان كرد:
1- برداشت خوشبينانه:
الف- با توجه به تركيب كشورهاى غير متعهد مامور ايجاد صلح ميتوان اينطور برداشت كرد كه روسيه سودى در ادامه جنگ نمىبيند و آماده است فشار به عراق بياورد كه صلح را با توجه به انعطاف ناپذيرى ما بپذيرد. قرينه هم وجود دارد، در خبرى كه حزب توده از جمله به دفتر امام فرستاده است، از قول مقامات امريكائى مىگويد كه جنگ و ادامه آن به نفع امريكا است.
ب- وضعيت عراق خصوص از نظر نظامى خراب است. پيشنهادهاى ما را نپذيرفت چون گمان مىكرد با ضربههائى كه مىزند و بقول خودش چند شهر ديگر را مىگيرد، خواهد توانست ما را وادار به تسليم به شرائط خويش كند. شكست او در همه جبههها و زيادى تلفات و اسيران باو معلوم كرده است كه ادامه جنگ، وضع را به زيان او تغيير خواهد داد. بنابر اين با اين پيشنهاد قانع شده است : قبول حداقل ضرر
2- برداشت بدبينانه:
الف- چون روانشناسى ما را مىدانند كه هر چه را بگويند عكس آنرا مىكنيم، پيشنهادى تا اينحد مساعد دادهاند باميد اينكه نمىپذيريم و پس از آنكه انزواى ما كامل شد ضربهئى كارى بزنند و به عمر جمهورى اسلامى پايان بدهند. امريكا هم كمال مساعدت را به عراق و ضد انقلاب بكند و رژيم را تغيير بدهد. قرينه هم وجود دارد و آن فعال شدن ضد انقلاب است.
ب- پس از آنكه جنگ بپايان رسيد، روسيه بعنوان اينكه اين خدمت بزرگ را به ما كرده است، از طرفى توقع سياست مساعد با خود را از ما داشته باشد و از طرف ديگر با توجه باينكه ما بايد تجهيزات فراهم بياوريم تا نكند عراق تجديد قوا كند و از سر مزاحم بشويم [بشود كه] قادر به هيچ كارى در افغانستان نگرديم .
بهرحال، اگر بنا را بر صلح بگذاريم بهتر از اين پيشنهاد، پيشنهادى ممكن نيست بما بكنند. براى اينكه يك منطقه غير نظامى در ايران و عراق بوجود مىآيد.و در نتيجه:
1 – شط العرب در كنترل كامل ما مىماند و عراق هم از استفاده از آن محروم است و هم نميتواند از خليج فارس نفت خود را صادر كند. بنابراين چيزى بدست نياورده بلكه وضع بدترى هم پيدا كرده است كه قابل تحمل نيست. خصوص با تمام شدن جنگ و ضرورت بازسازى.
2 - از مرزهاى خاكى هم عقب ميرود يعنى زمينهائى را هم كه طبق موافقتنامه 1975 بدست مىآورد فعلاً محروم مىگردد و ابتكار عمل در همه زمينهها بدست ما مىافتد. ما خواهيم بود كه شرائط و موضوعات گفتگو را معين خواهيم كرد.
در واقع ما خود را به موافقتنامه 1975 مقيد كرده بوديم حتى آنرا شرط قرار داده بوديم، اما حالا آزاديم در پيش كشيدن مطالب ديگر.
اگر اين پيشنهاد را دليل بر ضعف كامل ارتش عراق بگيريم و بنا را بر ادامه جنگ بگذاريم در اين صورت:
الف- بايد بدانيم كه انتشار اين پيشنهاد و عدم قبول آن از نظر افكار عمومى خود ما كه موافق ادامه جنگ نيست، خوشايند نيست مگر اينكه ما اطمينان به پيروزى كامل داشته باشيم و اين اطمينان را به مردم بدهيم. وگر نه اگر اين پيشنهاد را نپذيريم و خداى ناكرده عدم موفقيت حاصل گردد،كار رژيم جمهورى اسلامى و كشور ساخته است.
ب- براى موفقيت كامل يك انسجام تمام عيار لازم است. صاف و صريح بگويم كه حاكمان نادان سود خود را در ادامه جنگ توام با ناكامى مىبينند چرا كه ادامه جنگ موجب تحكيم موقعيت آنها مىشود و ناكامى سبب مىشود كه آنرا بگردن رئيس جمهورى بيندازند و كار او را يكسره كنند. و نمىدانند كه كار كشور و رژيم جمهورى اسلامى يكسره مىشود.
ج- بنابراين لازم است يك دولت معرف هماهنگى عهدهدار امور شود.
د- حداقل بايد سياست حذف تدريجى رئيس جمهورى و بى اعتبار كردن وى و پى در پى لايحه حذف اختيارات ناچيز او را تصويب كردن پايان پذيرد و اگر اين كار مهم از جانب امام بعنوان حداقل حمايت سياسى از فرماندهى جنگ عمل نميشود، عدم دخالت كامل را رويه بفرمايند تا اختلاف در افكار عمومى حل بشود و رئيس جمهورى بتواند آزادانه حرف بزند و برخورد كند.
ه- مهمات و اسلحه و تجهيزات بقدر كافى خريدارى و در اختيار قرار بگيرد.
اميد بفضل خدا، كه با توجه كامل به همه جهات تصميمى در مصلحت اسلام و كشور اتخاذ فرمائيد.
ابوالحسن بنىصدر
60/2/21