ديروز ، بخش هاي مختلف خبري سيما ، سخنان وزير نفت را در جمع خبرنگاران پخش كردند كه به گفته خودش حامل خبر خوش ديگري براي مردم بود . خبر خوش جناب وزير ، كشف يك ميدان نفتي جديد در منطقه عسلويه بود . در طول ماههاي اخير اين چندمين بار است كه وزير نفت از كشف يك ميدان جديد نفت و يا گاز خبر ميدهد .بخش خنده دار ماجرا اينجاست كه اينگونه اخبار را خبري خوش براي مردم عنوان مي كنند !!
جناب آقاي وزير !! اين گونه اخبار براي شما و دارو دسته تان خوش است كه از اين به بعد با دست بازتر مي توانيد به اربابان اروپايي و آمريكايي تان باج بدهيد تا حكومت فاسد شما را نگه دارند و چشمانشان را بر روي اين همه نقض حقوق مردم ببندند(1) . براي عراق و افغانستان و سوريه و لبنان و ونزوئلا و...... خوش است كه برايشان جاده و اتوبان و تونل و مدرسه و..... بسازيد . براي سيد حسن نصرالله و امثال او خوش است كه با دلارهاي نفتي ايران بتواند با صداي بلندتر پشت ميكروفن بايستد و عربده بكشد .
اتفاقا براي مردم ايران اينگونه اخبار عذاب آور است چون كه امروز همه مردم مي دانند كه همين نفت بلاي جان آنان شده است و تا نفت و دلارهاي نفتي در دست جماعت نالايقي چون شما باشد وضع از اين بهتر نخواهد شد .
هر وقت خبرهايي از اين دست مي شنوم ، حسرت مي خورم كه اي كاش فلان معدن و يا ميدان نفت و گاز كشف نمي شد و به دست اين حكومت نمي افتاد چون مطمئنم كه به تاراج خواهد رفت .
بايد بپذيريم تا هنگامي كه منابع عظيم نفت و گاز و منابع طبيعي ديگر در اختيار اين حكومت باشد ، نه انقلاب، نه اصلاح ، نه شورشهاي مردمي ، راه خارج شدن از اين وضعيت نيست مگر اينكه مانند سي سال پيش برايمان از خارج تصميم بگيرند و اجازه بدهند چند سالي را نفس راحت بكشيم . باور كنيد واقعيت همين است هر چند تلخ است .
پي نوشت :
1- به گفته يك ديپلمات غربي طرفدار مذاكره ، اگر ايران طرح هسته اي را متوقف كند ، ما ايراد چنداني درباره حقوق بشر نخواهيم گرفت . ( فيگارو – 4 آوريل 2008 )
به نام خداوند جان و خرد
اعلام نگراني نسبت به نابودي ميراث فرهنگي
بدينوسيله، نگرانی شديد خود را از رويدادهای تلخی که اين روزها در کشورمان رخ داده و گنجينههای باستانی و گرانبهای ميهنمان را يکی پس از ديگری به نابودی میکشد، اعلام نموده و ضمن يادآوري وظيفهي دولت يعني نگهداری و پاسداری از گنجينههای اين سرزمين، از ميان انبوه ويرانیهايی که اين روزها دل هر ايرانی پاکنهادی را به درد آورده است ، پنج پارهي زير را نگرانکنندهتر از همه دانسته و آنها را به آگاهی ملت گرامی ايران میرسانيم:
1. ما از هماهنگیهای انجامشده ميان سازمان ميراث فرهنگي و مديريت بريتيشميوزيوم لندن برای بازگشت – اگرچه موقت – استوانه خشتی کوروش بزرگ (منشور حقوق بشر کوروش) از موزهي بريتانيا به گنجينهي ملی ايران و نمايش همگانی آن، به شدت نگران بوده و از هماکنون دلواپسی ژرف خود را از اين موضوع، به آگاهی همميهنان و نيز همهي نهادهای فعال فرهنگي میرسانيم.
زيرا بر اين باوريم که سازمان ميراث فرهنگي، هرگز کارنامهي روشنی در پاسداری از گنجينههای کشورمان نداشته و ندارد، و برای نمونه همان بس که نتوانسته تا از سنگنوشتهي ارزشمند جزيرهي خارک ، بيش از 199 روز نگهداری نمايد. همچنين هنوز هم مردمِ بزرگوار ايران ، خاطرهي تلخ ربوده شدن «لوح زرين تختجمشيد» از همين گنجينهي ملی ايران و و سپس پخش خبري مبني بر آب کردن آنرا ، از ياد نبردهاند.
2. همانگونه كه كارشناسان غيردولتي از همان آغاز پيشبيني كرده بودند، رطوبت سنجهاي پاسارگاد نمِ بسيار بالايی را پيرامون آرامگاه کوروش بزرگ نشان دادهاند و با آنکه همهي گروههای ميهنپرست، پيش از آبگيری سد سيوند، بارها و بارها درباره اثرات ويرانگر اين آبگيری هشدار داده بودند،ولي هنوز هم- و بر خلاف وعدههاي دادهشده – شاهد اقدام مثبتي براي تخليهي آبهاي آن سد نبودهايم ، تا پس از قطع شمار بالايي درخت منحصر بهفرد و نابودي محوطههاي باستاني تنگِ چشمه (تنگ بلاغي)، دست كم اينك از شدت آسيبهاي پيشِ رو بكاهيم.
3. شنيده ميشود كساني به جرم ويران نمودن سنگنوشتهي جزيرهي خارک دستگير شدهاند. هر چند پيرامون علت دستگيري دستكم يك تن از آنها ابهامهايي وجود دارد ولی در ميان شگفتیِ همگان، منابع رسمی تا كنون به بهانهي امنيتی بودن مسأله، از شناساندن آنها به مردم و روشن شدن علت مسأله سر باز زدهاند. و اين در حالی است که ميدانيم به دليل نفتخيز بودن جزيرهي خارک و دارا بودن تأسيسات نفتی بسيار، هيچکس نمیتواند بدون داشتن پروانه از مسؤولان مربوطه، به آنجا آمدوشد نمايد.
آشكار است كه براي جلوگيري از گسترش شايعات پيرامون اين رويداد – كه چندان خوشايند نيز نبوده و ميتواند اعتماد دوستداران ميراث فرهنگي نسبت به دولت را كمتر نمايد – ضمن بركناري مديريت سازمان ميراث فرهنگي استان بوشهر، شايسته است نتايج پيشرفت پرونده ، گام به گام اعلام گردد.
4. در خبرها آمده است كه در كمال شگفتي بخشي از محوطهي کاخ آپادانای شوش، آن گنجينهی کهن و گرانبهای کشورمان و يادمانِ روزگار داريوش بزرگ، به پيست موتورسواری بدل گشته است. آشكار و بديهي است كه ميبايست ضمن برچيدن چنين وضعيتي، هرچه زودتر حريم آن اثر ارزشمند مشخص و مورد نگاهباني قرار گيرد تا ديگر بار فجايعي همچون تخريب پاي ستونهاي دروازهي شرقي همان كاخ ونيز نابودي كتيبهي خارك را شاهد نباشيم .
5. و باز از خوزستان و ديگر كهنشهر آن، ((اهواز))، خبري دال بر كاوش و رسيدگي به شهر باستانی هرمزداردشير که خود يادگاری 1700 ساله از روزگار ساسانيان و از آثار ثبتِ ملي شدهي آن استان است به گوش نرسيده و نميرسد. ما چنين كوتاهيهايي را تنها و تنها از ناكارآمدي مديريت سازمان ميراث فرهنگي آن استان ميبينيم و خواستار بازبيني در رفتار و عملكرد اين سازمان ميباشيم .
ضمن شادباشِ فرا رسيدن جشن كهن تيرگان و بزرگداشت ياد و نام آرش و همهي سرداران، سربازان، جانباختگان و شهيدان راهِ ميهن، بهويژه شهيدان هشت سال دفاع مقدس، داوری در اين باره و بارههای ديگر را به ملت ايران ميسپاريم . و نيز توجه دولت را به موارد يادشده و پند و اندرزهايي كه ميتواند از شدت دردها بكاهد، جلب ميكنيم.
چو ايران نباشد تن من مباد
تيرماه 1387 خورشيدي
پيشاپيش از همكاريتان سپاسگزاريم.
بنياد دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران) انجمن فرهنگي بيستون (تهران)
انجمن بارگاه مهر(اصفهان)
انجمن فرپاد (شيراز) انجمن انديشه جوان (اصفهان)
انجمن دوستداران و حافظان خشت خام ( يزد ) كانون دوستداران شاهنامه (توس)
كانون جوانان پاسارگاد (گرگان) گروه جوانان شكوه هخامنشي (خراسان)
جمعيت عصر سبز (يزد) انجمن فرهنگي سرزمين پارس (خراسان)
جمعيت دوستداران ميراث فرهنگي يادگار (يزد) خانه سيمرغ (تهران)
خانه ماوراي جوان (گرگان) اانجمن ديده بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران (تهران )
انجمن كهندژ (همدان) كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ ( اصفهان )
انجمن هخامنشيان (تهران) انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري امرتات (اصفهان)
انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا (خوزستان) كانون سيمرغ انديشه (نجف آباد)
خانه ادب مهر (اصفهان) كانون فرهنگي لر بختياري ايرانيان
انجمن ايلام شناسي ايران ( تهران ) انجمن فرهنگي كوروش بزرگ و
انجمن اسپادانا ( تهران ) گروهي از فرزندان ايران زمين
هفته دوم تيرماه 1387 سيستم سلطاني ايران هم سرانجام متوجه شد که سمبه خيلي پر زور است و اولين پرچم هاي سفيد تسليم بالا رفت؛ "مشاورعالي سياست خارجي رهبري" که جناب علي اکبر خان ولايتي وزير امور خارجه اسبق باشد که بدون اذن رهبر آب نمي خورد، نوشيدن جام زهر اتمي را به اطلاع جهان رساند.
در آغاز هفته دن کيشوت هاي جمهوري اسلامي همچنان تهديد مي کردند، شمشيرهاي چوبي را براي آسياب هاي جهاني که با نيروي اتم مي چرخدتکان مي دادند. يکيشان هم به فکرکندن قبر براي سربازان متجاوز افتاد؛ و از آنجا که دولت امام زماني از همه مسائل غيبي خبر دارد، تعداد قبرها را هم به اطلاع همگان رساند:
"مير فضل باقر زاده، فرمانده کميته جستجوي مفقودين ستاد کل نيروهاي مسلح ايران اعلام کرد ايران براي تدفين سربازاني که در «حمله احتمالي» کشته خواهند شد در هر يک از شهرهاي مرزي ايران ۱۵ تا ۲۰ هزار قبر و در مجموع حدود ۳۲۰ هزار قبر حفر مي کند."
اين قبر کن محترم درست موقعي وارد ميدان شد که همکارش يعني "مسئول دفن شهدا در دانشگاهها" بجرم "عمل شيطاني" تجاوز به يک دختر دانشجو درحال محاکمه بود و قاضي مربوطه مي کوشيد گناه را به گردن دختر بياندازد و وقتي متوجه شد که خالي بندي او در جهان انعکاس وسيعي يافته است، تکليف بقيه سربازان متجاوز را هم روشن کرد: "اين قبور مربوط به سربازان متجاوزي است که از مسير خشکي وارد خاک ايران شوند و هيچگونه ارتباطي به نيروهاي متجاوزي که در دريا غرق خواهند شد و يا جنازه آن ها در هوا پودر مي گردد، ندارد. بديهي است در حال حاضر تمهيداتي براي سربازان مغروقه متجاوز دشمن در نظر نگرفته ايم که علي القاعده در اين گونه موارد کوسه هاي خليج فارس زودتر از واحد عمل کننده ديگري، به وظايف خود عمل خواهند کرد."
و درحالي که "ملت" مشغول تماشاي اين شعبده بودند، نيروهاي امنيتي کشور در بدر دنبال ربايندگان خيالي رئيس جمهور محترم مي گشتند. محمود احمدي نژاد که اين هفته معلوم شد رئيس جمهور رهبر جمهوري اسلامي نيست و رئيس جمهور امام زمان است، در تلويزيون اعلام کرده بود که درعراق مي خواستند او رابربايند. سفير سابقش هم درايتاليا گفته بود که قصد داشتند او را با تابش مقدار زيادي اشعه ايکس مسموم کنند. حرفهائي که کسي باور نکرد، حتي ماموران اطلاعاتي خودش.
و درهمين حال قدم به قدم خطر نزديکتر مي شد. بسته جديد تشويقي 1+5 به ايران رسيده بود و جهان انتظار جوابش را مي کشيد.
جفري فالتمن، يک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمريکا، ايران را به پذيرش بسته مشوق هاي گروه ۱+۵ تشويق کرد و هشدار داد که تحريم هاي بين المللي عليه ايران مي تواند در آينده نزديک تشديد شود.
مدير کل بخش خاور نزديک وزارت امور خارجه آمريکا تاکيد کرد غرب فرصت کوتاهي براي تعامل با ايران دارد، و همچنين اينکه زمان براي پاسخ ايران به بسته مشوق هاي ارائه شده به اين کشور در حال سپري شدن است.
وزيران امور خارجه هشت کشور صنعتي جهان، موسوم به گروه "جي۸" در جريان اولين روز نشست خود در شهر کيوتوي ژاپن، ضمن استقبال از ارائه گزارش کره شمالي از برنامه هسته اي خود، از ايران خواستند غني سازي اورانيوم را متوقف و در باره پرونده هسته اي خود مسئولانه تر عمل کند.
شرکت کنندگان اين نشست دو روزه، همچنين بر نياز به اتخاذ سياست "گفت و گو و فشار" در رابطه با ايران تاکيد کردند تا به اين وسيله ايران را مجاب به توقف غني سازي اورانيوم کنند.
نمايندگان جي ۸ به ايران هشدار دادند: "نقش سازنده تري در منطقه داشته باشد. به ويژه درمورد راه حل صلح اسراييل و فلسطينيان و کمک به ايجاد ثبات در عراق و افغانستان، موثرتر عمل کند."
گوردون براون- نخست وزير انگلستان - به شبکه تلويزيوني سي ان ان گفت: "ايران با جامعه بين المللي صادق نبوده است. جمهوري اسلامي ايران بايد ثابت کند که به دنبال ساخت و توسعه سلاح اتمي نيست. ما نيازمند تعهد کامل و راسخ ايران هستيم، مبني بر اينکه معاهده منع گسترش سلاح هاي کشتار جمعي را نقض نخواهد کرد و به دنبال سلاح اتمي نيست. اين نخستين مرحله است."
کره شمالي برج خنک کننده راکتور اتمي اين کشور را منفجر کرد، عملا به برنامه اتمي خودپايان داد واز ليست محور شرارت خارج شد که اکنون فقط شامل يک نام است: "جمهوري اسلامي ايران"
سايت هاي خبري عکس هاي جلال طالباني را منتشر کردند که دارد دست وزير دفاع اسرائيل را با حرارت تمام مي فشارد. اين کارکشته جهان سياست قطعا به منافع ملي کشورش فکر مي کند. درست مانند سوريه که دارد در خفا مذاکرات با اسرائيل را پيش مي برد.
فقط محمود احمدي نژاد، رييس جمهوري مقدس بود که نتوانست سرش را از چاه جمکران بيرون بياورد و گفت: "دشمنان در ماجراي هسته اي... نتوانستند مانع حرکت ملت ايران شوند و هرگز نخواهند توانست.به فرض محال اگر هم موفق شوند درها را به روي ملت ايران ببندند، ملت ايران مصمم تر خواهد شد و سرعت سازندگي در کشور بيشتر مي شود."
همسر سخنگوي دولتش هم به تار ومار کردن رقباي آتي رياست جمهوري مشغول بود و قاليباف را به رگبار دشنام اخلاقي بست: "از مديريت رضاخاني شهرداري تا انجام وظيفه براي موساد و سيا."
و ناگهان متن سخنراني حجت الاسلام منتجب نيا در روزنامه اعتمادملي منتشر شد و هنوز رسوائي پاليزدار تمام نشده، جنجال ديگري به پا شد:
"زمان روي كار آمدن آقاي احمدينژاد و دولت ايشان، در ميان خواص و اخيرا عامه مردم، يعني مردم كوچه و بازار مطالبي به نقل از رئيسجمهور و برخي معاونين و نزديكان ايشان، روي زبانها جاري است و بسياري از آن مطالب به صورت مستند و با ذكر زمان و مكان و گويندههاي آنها نقل ميشود. از باب مثال:
الف: در سال اول رياست جمهوري آقاي احمدينژاد، با دو واسطه نقل شد كه ايشان در سفر استاني به سيستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض يكي از معاونين كه اعتبارات كشور محدود است و چرا اين همه وعدههاي دهها ميليارد توماني به هر شهر داده ميشود، گفته است: "نگران نباشيد دو سال ديگر امام زمان (عج) ظهور ميكند و همه مشكلات را حل ميكند."
ب: نمايندهاي از شوراي اسلامي، نقل ميكرد روزي در ملاقات رئيسجمهور با مقام معظم رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: "كساني كه با ايشان در تماس هستند، گفتهاند" و پس از خروج از دفتر رهبري، اظهار كرده است: "ايشان تصور ميكند من رئيسجمهور او هستم، من رئيسجمهور امام زمان(عج) ميباشم!!"
ج: پس از سفر به نيويورك و شركت در اجلاس سازمان ملل، در ملاقات با آيتالله جواديآملي، اظهار كرده است: "هنگام سخنراني هالهاي از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده كردم و همه مخاطبان ميخكوب شده و مجذوب من گرديدند" كه مورد انتقاد و بياعتنايي آيتالله جواديآملي قرار گرفت و سيدي اين ملاقات در سطح وسيع در ميان مردم پخش شده است.
د: بين خواص شايع است كه گاهي سر سفره خوراك، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار ميكنند اين براي آقا امام زمان است.
هـ : شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيسجمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجادهاي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف ميآورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت ولي عصر(عج) است. "
روشدن بخشي از شعبده محمود احمدي نژاد، حکم بازداشت دکتر محمد جواد حق شناس مدير مسئول روزنامه اعتماد ملي را در پي داشت که همراه مهدي کروبي در عربستان بسر مي برد.
و درست در قلب اين جنجال ها و رسوائي ها، سرلشگر محمد علي جعفري، فرمانده کل سپاه پاسداران براي اولين بار گفت: "احتمال عملي شدن حمله نظامي آمريکا به ايران را بايد جدي ترگرفت."
و بلا فاصله علي اکبر ولايتي به نمايندگي از بيت رهبري اولين پرچم سفيد تسليم را بالا برد:
"همزمان با ارايه بسته پيشنهادي «1+5» به ايران، علياكبر ولايتي، مشاور بينالملل رهبر انقلاب، در گفتوگو با روزنامه «جهوري اسلامي» بر ادامه مذاكره با اين كشورها تأكيد كرد."
و انگار نه انگار که همراه با ارائه بسته پيشنهادي با هشدار آمريکا مبني بر پذيرش بسته توسط ايران همراه بوده است، بروش معمول سياست عوام فريب جمهوري اسلامي معلقي تمام زد و مذاکره را به معناي مخالفت با آمريکا معنا کرد:
"هماكنون آمريكا و آنهايي كه خلاف مصالح ما عمل ميكنند، ميخواهند پيشنهادها را نپذيريم و از همين رو روشن ميشود كه پذيرش، به مصلحت ماست."
و بلند گوهاي تبليغاتي هم بخش اول کنسرت تسليم را پخش کردند: "روز گذشته و در پي اعلام آغاز قريبالوقوع مذاكرات ايران با «1+5» از سوي برخي نمايندگان مجلس، راديو فردا و «بي.بي.سي»، رسانههاي متعلق به آمريكا و انگليس، تلاش كردند با عقبنشيني جلوه دادن اين موضوع، مسئولان جمهوري اسلامي را به واكنش و قطع مذاكرات تحريك كنند."
کنسرتي که در بخش هاي بعدي امامان جمعه، لشکرنوحه خوانان و رسانه ها، از يک پيروزي تازه بر آمريکا خبر خواهند داد و سر افرازانه به پاي ميز مذاکره خواهند رفت و "حق مسلم" را معامله خواهند کرد.
هنوز هفته به پايان نرسيده بودکه منوچهرمتکي دومين پرچم تسليم را نشان جهانيان داد: "وزير امورخارجه كشورمان موضوع پروازهاي مستقيم و ايجاد دفتر حفاظت منافع ايران و آمريكا را قابل بررسي دانست."
و درست در همين موقع نامه مقاله مانند علي اکبر ولايتي در سه روزنامه اروپايي درج شد که در آن به زبان ديپلماتيک، آيت الله خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي از کليه سخنان و اقدامات خشونت طلبانه دولت مبرا شده است. بندهاي پاياني نامه هم که مستقيما به پرونده اتمي بر مي گردد، بازگوي نوشيدن جام زهر ديگري به شکل غيرمستقيم است: "از نظر ايشان[رهبري] توان تسليحاتي، امنيت را به ارمغان نمي آورد، چرا که تجربه برخي از کشورهاي واجد توان تسليحاتي حتي اتمي نشان داده است که اين تسليحات جبران فقدان مشروعيت سياسي و اجتماعي آنها را نمي کند.با توجه به اهميت سرنوشت ايران، رهبري ايران در برابر چالش هاي اقتصادي و توسعه اي براي نسل هاي آينده، و حفظ توان و دانش بومي کشور مسئولانه عمل مي کنند. در اين مسير، توانايي و دانش هسته اي صلح آميز کنوني کشور بايد به عنوان ميراث نسل انقلاب براي آيندگان به عنوان يک دستاورد ملي و با اهداف صلح آميز تضمين شده، باقي بماند. پويايي[بالندگي] چنين آرماني در قالب مشارکت جمعي با احترام به ضوابط بين المللي است که ايران آنها را پذيرفته[معاهده عدم اشاعه] و بر اساس آن تکاليف، از حقوقي نيز برخوردار است، تا به اين وسيله دغدغه هاي مشترک ايران و ديگران پايان پذيرد."
و هنوز جوهر سخنان رهبرحزب سراسري موتلفه و از حاميان اصلي "فرقه مصباحيه" در "سراب " خواندن بسته پيشنهادي خشک نشده و طنين اظهارنظر علي لاريجاني در "بي خاصيت" خواندن آن تمام نشده بود که 201 نماينده مجلس در بيانيه خود مذاکره را تائيد کردند.
تا اينجا هر چه بود براي بيگانگان بود که قدرت دارند. براي مردم بي دفاع ايران تنها نسخه ممکن مشت آهنين است. مجلسي که از يک طرف راه مذاکره را با بيگانگان را براي حفظ نظام باز مي کند، از سوي ديگر يکي ازاولين طرح هاي خود رابه مجازات اعدام براي وبلاگ نويسان اختصاص مي دهد. به نوشته سايت فارسي بي بي سي: "گزارش منابع خبري ايران پيش نويس طرحي در مجلس شوراي اسلامي تنظيم شده است که مجازات اعدام را براي جرايمي که مخل امنيت رواني جامعه تشخيص مي دهد در نظر مي گيرد. براساس اين طرح، مجازات اعدام همچنين شامل حال داير کنندگان وبلاگ ها و وبسايت هاي پورنوگرافي و همچنين آنهايي که «مروج الحاد» تشخيص داده شوند خواهد شد."
تابستاني است که زاينده رود خشک شده است. بهترين فرزندان ايران که پيراهن خونين نبرد نسل خود را بر دست داشتند، از کوه و کمر سرزمينشان را ترک مي کنند. خشکسالي در راه است و بساط شعبده برپاست تا بهرشکل حکومت عقب مانده ترين اقشار جامعه که سي سال است ايران را اشغال کرده اند، ادامه يابد. شب ها، شهرها درتاريکي فرو مي روند و ايرانيان ضرب المثلي را که ازاعماق تاريخشان سر برکشيده زمزمه مي کنند:
- پايان شب سيه سفيد است.
مهرداد شيباني
m.shaibani@roozonline.com