تبليغاتX
ایران در گرو

خبرگزاري فارس: نماينده مردم تهران در مجلس گفت: با توجه به بيانات مقام معظم رهبري درباره ساكنان سرزمين‌هاي اشغال شده فلسطين، سئوال از رئيس جمهور در خصوص اظهارات مشايي را ديگر پيگيري نمي‌كنيم.

علي مطهري نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، در خصوص سئوال از رئيس جمهور با توجه به بيانات امروز مقام معظم رهبري در نماز جمعه تهران گفت: با توجه به حرف‌هاي ديروز آقاي احمدي‌نژاد كه از آقاي مشايي دفاع كردند، تعدادي از نمايندگان طي تماس‌هاي مكرر با اينجانب خواستار امضاي طرح سئوال از رئيس جمهور شدند.
وي افزود: مقام معظم رهبري به دليل اينكه اين درگيري‌ها شديدتر نشود، اتمام اين بحث‌ها را تذكر دادند و با توجه به نظر ايشان، ما نيز سئوال از رئيس جمهور را در خصوص اظهارات مشايي پيگيري نمي‌كنيم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 20:12 توسط ایرانی |


o مسواک زدن در حمام باعث درد دندان ميشود! ـ (منبع: من لا يحضره الفقيه - جلد يک، ص. ۵۳)

o در ادرار ائمه آلودگی نيست! "ليس فی بول الائمه استخباث" ( منبع: انوار ولايه، ص. ۴۴۰ )

o خوردن آب در حالت ايستاده در شب باعث زردی ميشود! "شرب الماء من قيام بالليل يورث ماء الاصفر" ـ ( منبع: اصول کافی جلد ۶-ص۴۹۸ )

o نگاه کردن به آلت تناسلی زن باعث کوری ميشود! "النظر الی فروج النساء يورث العمی"- (منبع : من لا يحضره الفقيه -جلد ۳ ص۵۵۶ )

o آه اسم خدا ست!- "آه اسم من اسماء الله الحسنی" - مستدرک الوسائل جلد ۲ ص۱۴۸

o ملکی بنام خرقائيل هست که ۱۸ هزار بال دارد و بين هر بالش پنجاه سال زمان برای ديدن لازم است! ـ "ان لله ملکا يقال خرقائيل له ثمانيه عشر الف جناح مابين جناح الی جناح خمس مائه عام" ( منبع : کتاب البرهان جلد، ۲ ص. ۳۲۷ )

o ملکی هست که اسمش منت و هميشه بالای قبر امام حسين است ! ـ ( الکافی جلد ۴ ص ۵۸۳)

o امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنيا می آيد!، با پا وبراحتی متولد ميشود!، جنب نميشود!، اگر بخوابد قلبش بيدار است، چشمش ميخوابد ولی قلبش بيدار است!، همانطور که از جلو ميبيند از عقب هم ميبيند! ـ "يولد مطهرا مختونا و لا يجنب و تنام عينه و لا ينام قلبه و يری من خلفه کما يری من امامه" ـ ( منبع : اصول کافی جلد يک ص ۳۱۹ کتاب حجه باب مواليد الائمه )

o امام زمان لخت و عريان ظاهر ميشود! ـ "انه سيظهر عاريا امام قرص الشمس" ـ (منبع: حق اليقين، ص. ۳۴۷ )

o ابن بابويه روايت ميکند که ابی عبد الله مردی را ديد که کفش سياه پوشيده فرمود چرا کفش سياه پوشيدی، مگر نمی دانی کفش سياه نور چشم را کم ميکند و مردانگی را ضعيف ميکند؟ . بر تو باد پوشيدن کفش زرد که نور چشم را زياد ميکند و باعث قوت مردانگی ميشود!. ـ "عن ابی عبد الله انه رای رجل و عليه نعل سوداء فقال مالک و لبس السوداء؟ هی تضعف البصر و ترخی الذکر و���" ـ ( منبع : کتاب خصال شيخ صدوق ..ابن بابويه باب سوم جلد یک، ص. ۹۹ )

o روايت از علی (ع): اولين حيوانی که پس از رسول خدا(ص) از دنيا رفت عفير خر رسول خدا بود! اين خر با رسول خدا صحبت کرده بود ! و گفته بود : پدر و مادرم فدای تو، پدرم از قول پدرش و از قول جدش و جد جدش و ..نقل کرده که نوح (ع) جد من را در کشتی گذاشت و به مردم گفت ای مردم از نسل اين خر، خری متولد ميشود که رسول خدا بر او سوار ميشود، و من خوشحالم که آن خر هستم ! ـ "عن امير المومنين علی قال ان اول شيی من ادواب توفی هو عفير حمار رسول الله ذالک الحمار کلم رسول الله فقال بابی انت و امی ���" ـ ( منبع: اصول کافی جلد ۱ ص ۱۸۴- کتاب الحجه باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله )

o از امام حسن (ع) روايت شده است که ايشان فرمود برای خداوند دو شهر است ( خدا دو شهر دارد) يکی از انها در مشرق است و يکی در مغرب، و در آنها ۷۰ ميليون زبان و جود دارد! و من همه آن زبانها را ميدانم! ـ "عن ابی عبد الله الحسن قال ان لله مدينتين احداهما بالمشرق و اخری بالمغرب و فيها سبعون الف الف لغه و انا اعرف جميع تلک اللغات" ـ ( منبع: اصول کافی - جلد يک - ص ۳۸۴ و ۳۸۵ باب مولد حسن ابن علی)

o خوردن خاک نفاق می آورد! "اکل الطين يورث النفاق" ـ ( منبع: الکافی جلد۲- ص۲۶۵ ). خوردن خاک حرام است مثل خون و مردار و گوشت خوک اما خوردن خاک قبر امام حسين باعث شفاء از بيماريها ميشود! . ـ "اکل الطين حرام مثل الميته و الدم و لحم اخنزير الا طين قبر الحسين فيه شفاء من کل داء"- ( منبع: اصول کافی جلد ۳ - ص ۳۸۷)

o توسل به امام موسی کاظم باعث جلای چشم ميشود!.ـ " التوسل بالامام موسی الکاظم ينفع لوجع العين" ـ ( منبع : باقيات الصالحات ضميمه مفاتيح الجنان -شيخ عباس قمی ص ۷۴۵ )

o امام حسين(ع) از سينه حضرت زهرا شير نخورد بلکه پيامبر انگشتش را در دهان او ميگذاشت و او می مکيد و برای سه روزش کافی بود!. ـ " لم يرضع الحسين من فاطمه (س) و لا من انثی کان يوتی به النبی (ص) فيضع ابهامه فی فمه فيمص منها ما يکفيه اليو مين و الثلاث "ـ ( منبع: اصول کافی کتاب الحجه - باب مولد حسين ابن علی )

o پيامبر از ابوطالب شير ميخورد! ـ " لما ولد النبی (ص) مکث اياما ليس له لبن فالقاه ابو طالب علی ثدی نفسه فانزل الله فيه لبنا فرضع منه اياما" ـ ( منبع: اصول کافی - کتاب الحجه - باب مولد النبی(ص) - جلد يک ص ۳۷۳ )

o فاطمه زهرا (س) حيض نميشده است! ـ "عن ابی الحسن قال ان بنات الانبياء لا يطمثن" ـ ( اصول کافی - کتاب الحجه - باب مولد الزهراء - جلد يک ص. ۳۸۲ )

o در روايت است که علی (ع) با رسول خدا به مسافرت رفت و عايشه همراهش بود و تنها يک لحاف همراهشان بود ! و علی میگوید رسول خدا بين من و عايشه خوابيد ! و هنگاميکه رسول خدا شب برای نماز شب بر خاست من و عايشه در يک لحاف بوديم ! ـ " قال علی سافرت مع رسول الله و کان له لحاف ليس له لحاف غيره و معه عائشه و کان رسول الله ينام بينی و بين عائشه فاذا قام الی اللصلوه الليل ���.." ـ ( منبع: بحار الانوار جلد ۲ - ص ۴۰ دار احياء التراث العربی - بيروت بحار الانوار ص. ۲۹۷ )

o هنگاميکه امام حسين به شهادت رسيد بين امام سجاد و محمد ابن حنفيه فرزند علی(ع) بر سر امامت اختلاف افتاد محمد ابن حنفيه به امام سجاد گفت تو خودت بهتر ميدانی که من از تو لايق تر هستم و امام سجاد در جواب گفت پاسخ تو را حجر الاسود ميدهد ! و دعوت کرد که به آنجا بروند ..آنگاه محمد ابن حنفيه حجر الاسود را صدا زد و هيچ جوابی نشنيد اما تا امام سجاد حجر الاسود را صدا زد حجر به صدا در آمد و گفت امامت مال علی ابن الحسين است و نزديک بود حجر الاسود از جا کنده شود! ـ "لما قتل الحسين (ع) ارسل محمد ابن الحنفيه الی علی ابن الحسين و ��" ـ ( منبع: اصول کافی - جلد يک ص ۳۴۸ اعلام الوری للطبرسی ۲۵۸)

o علی(ع) بر روی ابرها پرواز ميکند ! . خداوند ابرها را برای علی مسخر ساخت و او شرق و غرب عالم را درنورديد! . ـ "ان الله سخر لعلی السحاب فکان يسير فی الارض شرقا و غربا" ـ ( منبع: تفسير الميزان جلد ۱۳ - ص ۳۷۲ بحار الانوار جلد ۳۹ - ص ۱۳۸)

o رعد و برق آسمان از تدبير علی است! . ـ " قال ابو عبد الله عليه السلام .. ماکان من هذا الرعد فانه من امر صاحبکم قلت من صاحبنا؟ قال امير المومنين علی عليه السلام الاختصاص" ـ ( منبع: المفيد ص ۳۽

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 2:42 توسط ایرانی |

 دکتر حسن روحانی تاکید کرد: «دولت نهم در سه سال گذشته نتوانست به‌خوبی از فرصت‌های طلایی که برای نظام و کشور در شرایط خاصی ایجاد شده بود استفاده‌ کند».

به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب، نماینده‌ مقام معظم رهبری در شورای‌عالی امنیت ملی شامگاه دوشنبه، در دیدار با جمعی از اعضای حزب اعتدال و توسعه، با اشاره به سه فرصت طلایی پیش آمده برای کشور در سه سال فعالیت دولت نهم گفت: «این سوال مطرح است که آیا در این سه سال از فرصت‌های مناسب پیش آمده برای کشور استفاده درستی کردیم یا نه»؟

وی افزود: «در این سه سال فرصت‌هایی برای نظام ایجاد شد که تقریبا بی‌سابقه یا کم‌سابقه بود. در سه سال گذشت قیمت نفت به مرزی رسید که شاید برخی حتی تصور ‌آن را نیز نمی‌کردند».

دکتر روحانی با یادآوری این‌که در سال 83 در یک مصاحبه مطبوعاتی در جمع خبرنگاران و سفرای کشورهای غربی در ایران، رسیدن قیمت نفت به 100 دلار را پیش‌بینی و اعلام کرده بود، خاطرنشان کرد: «در آن زمان دیپلمات‌های خارجی از این موضوع اظهار تعجب کردند و آن را باور نداشتند با این حال نفت با قیمت بیش از 130 دلار نیز فروخته شد. آیا این فرصت برای ما استثنایی نبود؟ درآمد عظیم نفت برای ایران استثنایی نبود؟ این درآمد به چه مصرفی رسید و به کجا رفت؟»

وی با بیان اینکه پیش از این دولت‌ها آرزو داشتند که نفت ایران به 20 دلار برسد، گفت: «در اواخر عمر دولت صدام که نفت در مقطع کوتاهی به 25 دلاررسیده بود، دولتمردان می‌گفتند که اگر همین قیمت ثابت بماند همه اهداف تحقق پیدا می‌کند».

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: «برخی می‌گویند که عملکرد دولت باید با برنامه مقایسه شود این در حالی است که برنامه بر مبنای نفت 20 دلاری تنظیم شده نه نفت 120 دلاری.

در این مدت به جز خرید پرتقال، سیب و انگور و موز از خارج و واردات آن به داخل چه پروژه بزرگ و چه کار سرنوشت‌سازی انجام شد؟...

 
علیرغم این باز هم وقتی عملکرد دولت را با برنامه مقایسه می‌کنیم می‌بینیم که تا چه اندازه برنامه عقب است». 

عضو مجلس خبرگان رهبری با تاکید بر اینکه افزایش قیمت نفت یک فرصت طلایی برای ما بود، گفت: «مگر دیگران چه کردند! چرا باید عربستان سعودی در این تزاید قیمت نفت امروزه 870 میلیارددلار ذخیره ارزی داشته باشد و چرا کویت 350 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد در حالیکه وضعیت ذخایر ارزی ما این‌گونه است».

وی افزود: «ظاهرا عده‌ای مکلفند هر ماه به سراغ حساب ذخیره ارزی بروند و هرچه در آن است را جارو کنند. اینان مسئول جاروزدن حساب ذخیره ارزی شده‌اند».

دکتر روحانی با طرح این سوال که در مدت سه سال گذشته چه اقدام مثبتی برای استفاده از درآمد سرشار نفت در کشور انجام شده است؟ تصریح کرد: «در این مدت به جز خرید پرتقال، سیب و انگور و موز از خارج و واردات آن به داخل چه پروژه بزرگ و چه کار سرنوشت‌سازی انجام شد»؟ 

او ادامه داد: «بنابراین ما در این مدت یک فرصت طلایی بزرگ و باورنکردنی، یعنی فرصت نفت 120 دلاری را به سادگی از دست دادیم».

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به دومین فرصت استثنائی برای کشور، یعنی انقلاب اقتصادی با ابلاغ سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی و تصویب قانون اجرایی آن در مجلس تاکید کرد: «براساس ابلاغیه سیاست‌های این اصل قرار بود یک انقلاب اقتصادی با تبدیل اقتصاد دولتی به اقتصاد مردمی و خصوصی صورت گیرد و تحول عظیمی در اقتصاد رخ دهد. اما اکنون کدام تحول عظیم در اقتصاد رخ داده است و چه بر سر ابلاغیه اصل 44 که از سوی نخبگان کشور تهیه و توسط مجمع تشخیص تصویب و به تایید مقام معظم رهبری رسیده، آمد»؟

دکتر روحانی اظهار داشت: «اقتصاد دولتی را به اقتصاد شبه دولتی تبدیل کردیم در حالی که قرار بود به مردم واگذار شود. آیا تبدیل اقتصاد به اقتصاد شبه دولتی و تبدیل دوباره آن به اقتصاد دولتی دور باطل نیست؟ آیا دولت در مدت مسئولیت خود از فرصت طلایی اصل 44 استفاده کرده است»؟

وی با اشاره به سخنرانی مهم رهبر معظم انقلاب در جمع کارگزاران نظام در این ارتباط گفت: «آیا نمی‌توانستیم اصل 44 را با دقت بیشتر و بهتری اجرا کنیم تا این دوری که دور باطل است، صورت نگیرد و به نقطه شروع باز نگردد. آیا از فرصت ایجاد شده ابلاغیه اصل 44 و تلاش‌هایی که برای آن صورت گرفته بود استفاده شد؟ این دومین فرصت طلایی بود که در سه سال گذشته از دست کشور رفت». 

نماینده مقام معظم رهبری در شورای‌عالی

ظاهرا عده‌ای مکلفند هر ماه به سراغ حساب ذخیره ارزی بروند و هرچه در آن است را جارو کنند. اینان مسئول جاروزدن حساب ذخیره ارزی شده‌اند....

 
امنیت‌ملی درباره سومین فرصت طلایی از دست رفته کشور گفت: «دشمن در این سه سال بیش از هر زمان دیگری گرفتار شده است. از ابتدای انقلاب که اواخر دوران ریاست جمهوری کارتر بود تا ریگان، بوش پدر، کلینتون و بوش پسر، هیچ‌گاه آمریکا تا این حد گرفتار نبوده است. فشارهای داخلی، فشارهای خارجی، کشته شدن نظامیان در عراق و افغانستان، گرفتاری در لبنان و فلسطین و مشکلات داخلی در دو -سه سال گذشته باعث شده است تا دشمن سخت گرفتار شود».

او در ادامه افزود: «ما می‌توانستیم از فرصت طلایی ضعف دشمن در صحنه بین‌المللی و منطقه استفاده کنیم؛ اما چه استفاده‌ای شد؟ به جای تثبیت منافع ‌ملی و تحکیم امنیت‌ ملی به جلسه‌ای رفتیم با تابلو «خلیج دول عربیة» و سپس مثل همیشه قطعنامه‌ علیه جزایر سه‌گانه ایرانی دریافت کردیم». 

عضو جامعه روحانیت مبارز، با طرح دوباره این سوال که در این سه سال چه بهره‌ای از فرصت ضعف دشمن نصیب ایران شد، خاطرنشان کرد: «وضعیت بانکی و مالی ایران امروز چگونه است؟ اعتبارات اسنادی با چه شرایطی و با پرداخت چند درصد سود گشایش می‌شود»؟

وی ادامه داد: «واردات مواد مورد استفاده در کارخانجات ما با ایجاد واسطه‌های خارجی، 20 تا 30 درصد گران‌تر تمام می‌شود این هزینه‌هایی است که به دلیل اتخاذ سیاست‌های نادرست از جیب مردم پرداخت می‌شود». 

روحانی تصریح کرد: «آیا ما نمی‌توانستیم از فرصت‌های طلایی به نفع عزت مردم ایران استفاده کنیم؟ آیا اکنون ایرانیان در خارج از کشور، حتی در کشورهای اطراف احساس عزت می‌کنند و با آن‌ها رفتار شایسته‌ می‌شود»؟

عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: «آیا وضع اقتصادی مردم بهتر شده‌است؟ چرا جیب مردم خالی و عزت آنان به حراج گذاشته شد؟ به چه دلیل؟ آیا دربرابر همه این مشکلات کار بزرگی انجام ‌شد‌ه است»؟

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک گفت: «سخنان و شعار‌های محاسبه نشده و بدون مطالعه و دقت برای ملت و کشور هزینه فراوانی داشته است».

روحانی با انتقاد از برخورد دولت با نهادهای کارشناسی و تحقیقاتی کشور نیز گفت: «دولت در این سه سال فاتحه کار کارشناسی را در این کشور خوانده و ظاهراً دیگر نیازی به کارشناس وجود ندارد»!

وی ادامه داد: «مهر باطل شد بر هر نهادی که مجموعه‌ای از کارشناسان در آن فعالیت می‌کردند، زدند، نفس راحتی کشیدند و گفتند که مشکل کشور همین بود! سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و شورای پول اعتبار و بسیاری از شوراها بر همین

ما در این مدت یک فرصت طلایی بزرگ و باورنکردنی، یعنی فرصت نفت 120 دلاری را به سادگی از دست دادیم....

 
اساس منحل شد». 

عضو مجمع تشخیص مصلحت‌ نظام تصریح کرد: «تزریق نقدینگی بی‌حساب، امروز اقتصاد ما را به کجا می‌برد و آمار به ما چه می‌گوید؟ آیا فاصله دهک‌های پایین و بالا در این مدت کاهش‌ یافته یا بیشتر شده است»؟

روحانی خاطرنشان کرد: «براساس آمار دولتی، که در مورد دقت آن نیز تردید جدی وجود دارد تورم به 23 درصد رسیده است».

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه مردم میزان حقیقی تورم را از وضعیت دخل و خرج خود، به‌خوبی درک می‌کنند گفت: «با این حال فرض کنیم که آمار دولت در مورد تورم دقیق است و بیش از 20 درصد است اما مگر شعار انتخابات این نبود که دولت تورم را تک رقمی می‌کند»؟

وی همچنین به وضعیت اشتغال در کشور اشاره کرد و افزود: «متاسفانه اکنون وضع اشتغال در کشور به شدت تاثر برانگیز است. با مشاهده وضعیت اشتغال در استان‌های مختلف کشور این سوال مطرح می‌شود که آمار دولتی مربوط به تک رقمی شدن بیکاری در کجا معنا پیدا می‌کند؟»


روحانی با بیان اینکه اخیرا فرصت طلایی دیگری نیز برای کشور ایجاد شده است، گفت: «این فرصت فاصله و چالشی است که میان روس‌ها و غربی‌ها ایجاد شده که امیدواریم دولت بتواند از آن بهره لازم را ببرد و حداقل آنان از کارت ایران برای توافق استفاده نکنند».

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: «این شرایط می‌تواند برای ما مطلوب باشد چرا که روس‌ها و چینی‌ها از غرب فاصله گرفته‌اند و فضای تنفسی مناسب‌تری به‌وجود آمده است. مباحث مربوط به سپر دفاع موشکی و سایراختلافات موجود می‌تواند برای ایران فرصت باشد اما آیا ما از این فرصت‌ها استفاده کرده و یا خواهیم کرد»؟

دکتر روحانی خاطرنشان کرد: «با توجه به این شرایط، بحث امروز کشور این است که آیا امکان آمدن دولتی که بتواند از فرصت‌ها بهتر استفاده کند وجود دارد؟ آیا امکان به صحنه آمدن مدیرانی که بتوانند با هزینه کمتر ما را به اهداف‌ملی برسانند و برای دستیابی به اهداف راه را کوتاه‌تر کنند، وجود دارد؟ در صورت امکان، بار مسئولیت سنگین و مهمی بر دوش همه ما خواهد بود».

وی با بیان اینکه مسائل و نگرانی‌هایی در خصوص انتخابات مطرح می‌شود که باید آن‌ها را کنار گذاشت و به انتخاب اصلح توجه کرد،‌ گفت:

اکنون مساله این نیست که دولت نهم خوب عملکرد یا خیر، بلکه مساله این است که آیا با توجه به آنچه که کشور دارد، می‌توانیم وضعیت بهتری داشته باشیم؟...

 
«با وجود آنکه نمی‌توان این مباحث را کاملاً بی‌اساس دانست اما به اعتقاد من باید آن را برای دستیابی به هدف نهایی کنار گذاشت».

روحانی به نمونه‌هایی از این نگرانی‌ها اشاره کرد و گفت: «برخی مساله آزاد بودن انتخابات خرداد 88 را مطرح می‌کنند و می‌گویند آیا این انتخابات کاملا آزاد برگزار خواهد شد و شرایطی همچون حمایت دولت، حمایت ارکان قدرت و حمایت رسانه ملی برای همه در آن برابر خواهد بود»؟

وی ادامه داد: «این نگرانی‌ها نباید ما را از ورود به صحنه دلسرد کند بلکه این مسائل، بار بر دوش ما را سنگین‌تر و لزوم برداشتن گام‌های جدی و تلاش بیشتری را برای رفع آن‌ها می‌‌طلبد». 

عضو مجلس خبرگان رهبری، با تاکید بر اینکه مبنای ما باید برگزاری انتخابات آزاد باشد، گفت: «ما نمی‌توانیم تنها به دلیل طرح بحث آزاد نبودن انتخابات پیش‌رو، خود را از صحنه دور کنیم بلکه اگر مشکلی احساس می‌شود باید در جهت رفع آن تلاش شود».

او به نکته دیگری اشاره کرد و افزود: «برخی در خصوص انتخابات این مساله را عنوان می‌کنند که آیا اساساً نظام آمادگی انتقال و یا گردش قدرت را دارد و یا پشت‌پرده تصمیم گرفته شده که فعلاً این قدرت در گردش نباشد»؟

به گفته روحانی باید این بحث نیز کنار گذاشته و به این مبنا که تصمیم گیرنده اصلی مردم هستند و گردش قدرت به دست آنان خواهد بود، ‌توجه شود.

وی در عین حال با بیان اینکه گاهی گردش قدرت بر زمین صاف و گاهی بر زمین سنگلاخ صورت می‌گیرد، تاکید کرد: «گردش قدرت در زمین سنگلاخ به طور طبیعی به تلاش و جدیت بیشتری نیاز دارد. بنابراین ما نباید در این زمینه دچار تردید، نگرانی و ناامیدی شویم چرا که این ناامیدی‌ها تنها رقیب را بی‌دردسر به پیروزی می‌رساند».

دکتر روحانی همچنین به موضوع پرداخت هزینه سیاسی برای حضور در انتخابات اشاره کرد و گفت: «برخی می‌گویند هزینه حضور آنچنان زیاد است که نمی‌توان در انتخابات فعال بود و همه را از تخریب می‌ترسانند. اما این‌گونه مشکلات نیز نباید ما را مایوس کند. بلکه این هزینه‌ها باید به خاطر خدا، آینده کشور و مردم پرداخت شود».

وی خاطرنشان کرد: «سوال دیگری که برای برخی پیش می‌آید این است که آیا انتخابات سالم برگزار می‌شود یا خیر؟ در این ارتباط نیز نباید بگذاریم که تردیدها بر ما غالب شود بلکه باید برای حل مشکلات و تردیدها راه‌حل پیدا کنیم و در این راه تلاش بیشتری داشته باشیم».

این عضو جامعه روحانیت مبارز، با تاکید بر اینکه یاس و ناامیدی بزرگترین بلا در صحنه سیاسی است، گفت: «اگر مردم در انتخابات

در شرایط فعلی این وظیفه ملی ما است که فردی را انتخاب کنیم که تجربه، دانش، تدبیر و توان تلاش بیشتری را داشته باشد....

 
بصورت پرشور حضور یابند و آرای گسترده آنان در صحنه باشد هیچ‌ قدرتی نمی‌تواند سلامت انتخاباتی را به خطر اندازد. بنابراین ما باید بر صندوق آرا نظارت و به آن اعتماد کنیم و با تلاش بیشتر در صحنه حضور یابیم».

روحانی به وظیفه سنگین احزاب و گروه‌ها در انتخابات اشاره کرد و افزود: «اگر انتخابات بهتر را مصلحت‌ملی می‌دانیم باید سختی آن را نیز تحمل کنیم. مسیر انتخابات 22 خراد 88 ناهموار و پرپیچ و خم است. اگر با این اراده در صحنه حضور یابیم خداوند نیز در راه انتخاب اصلح ما را یاری خواهد کرد». 

نماینده مقام معظم رهبری در شورای‌عالی امنیت‌ ملی همچنین با اشاره به سخنان حضرت علی(ع) در مورد حق و حقیقت گفت:‌ «اگر مسیری را حق تشخیص دادیم از اینکه مورد ملامت قرار بگیریم نباید هراسی به خود راه داده و از مسیر حق کنار کنار رویم. بلکه باید با صبر و بردباری بیشتر ناملایمات را به جان خریده و در راه حقیقت گام برداریم. اگر خالصانه تلاش کنیم در این صورت شکست یا پیروزی در دست خداوند است».

روحانی همچنین در بخش دیگری از سخنانش ضمن تبریک فرارسیدن ماه رمضان گفت: «رمضان ماه از خود جدا شدن و به جمع پیوستن است همه دعاها نیز در این ماه در مورد جامعه و از خود فاصله گرفتن و به جمع پیوستن است».

وی با اشاره به اهمیت وضع معیشت مردم در آموزه‌های اسلامی ادامه داد: «در یکی از دعاهای روزانه این ماه، که معمولاً بعد از نمازها می‌خوانیم؛ هفت بار به طور مستقیم و چند بار به طور غیرمستقیم از مشکل فقر یاد شده است و این گویای توجه اسلام به وضعیت معیشت، ‌اقتصاد و زندگی مردم است».

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک، همچنین با بیان اینکه این ماه ماه تقدیر است، ‌تاکید کرد: «ماه رمضان ماهی است که خداوند و خودمان برای خود تقدیر می‌کنیم و دعای شب قدر برای آموزش به این معنا است که بخشی از تقدیر خود به دست خودمان است. در این ماه باید به فکر سرنوشت خود و ساختن تقدیر مقدر خود باشیم».

وی تصریح کرد: «ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم مسائل کشور را از یاد ببریم. نمی‌توانیم در حالی که پیشرفت دیگر کشورها را می‌بینیم به فکر کشور نباشیم».

روحانی گفت: «اکنون مساله این نیست که دولت نهم خوب عملکرد یا خیر، بلکه مساله این است که آیا با توجه به آنچه که کشور دارد، می‌توانیم وضعیت بهتری داشته باشیم؟ با توجه به وضع موجود اکنون سخن این است که آیا در آینده می‌توانیم دولت و مدیران کارآمدتری را انتخاب کنیم»؟

وی ادامه داد: «در شرایط فعلی این وظیفه ملی ما است که فردی را انتخاب کنیم که تجربه، دانش، تدبیر و توان تلاش بیشتری را داشته باشد. وظیفه ما حفظ کارآمدی این نظام است. بقای این انقلاب در گرو و مشروط به ایثار و فداکاری تمام مردم خواهد بود». 
/www.aftabnews.ir
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 21:23 توسط ایرانی |

قران و سنّت ،پاکسازى دل، دوستی با خدا و جبران گناهان پیشین و تبدیل آن به حسنات را از آثار و نتایج توبه برشمرده است .با توجه به همین آثار و پیامدهای توبه است که حضرت امیر مى‏فرماید:" درباره مرگ، پیوسته هوشیار و محتاط باش تا مبادا تو را در حالى دریابد که در دام گناه گرفتاری و با خویشتن از توبه مى‏گویى اما مرگ میان تو و توبه فاصله انداخته است. در این صورت یقین بدان که خود را به هلاکت و سقوط خواهی سپرد"

در اصطلاح ،توبه به مفهوم رجوع و ناظر به ندامت و پشیمانى از عمل ناپسند و توام با عزم جدّی بر عدم بازگشت به سوى آن و در صدد جبران کارى برآمدن است. در واقع توبه به معناى عذر خواهی و ترک گناه به زیباترین و شیواترین روش و وسیله ای برای نجات محسوب می شود. به بیان دیگر کسی که استغفار می کند به منزله این است که به زشتی عمل ناپسند خود واقف گشته و در پیشگاه خداوند با خود عهد می کند که از این پس مرتکب آن رفتار نشود.

با این وصف گاهی عواملی نظیر ؛تسویف (امروز و فردا کردن) ، غفلت از مرگ ،استدراج و غرور و برداشت ناصحیح از رحمت و رحمانیّت خدا موجب نهراسیدن از عذاب و جلوگیری از انجام توبه می شود. از اینرو فراهم شدن شرایط برای غلبه بر عوامل مذکور و معطوف شدن میل و اراده واقعی به استغفار و طلب مغفرت و در همین راستا حلالیت خواستن از دیگران ،خود نعمت بزرگی است که نصیب هرکس نمی شود ،اما سخنان دیروز آیت الله جنتی در نماز جمعه و حلالیت‌طلبیدن او از كسانی كه حق‌ اشان ضایع شده است حاکی از این است که در ایام ماه مبارک رمضان این نعمت و فرصت گرانبها برای دبیر شورای نگهبان فراهم شده تا وی به توصیه حضرت علی عمل کرده و  برای اصلاح خود به محاسبه نفس خویش مبادرت و از عیب‏هاى خود آگاه و با پی بردن به گناهانش به توبه و استغفار متوسل و لاجرم در صدد جبران آن برآمده و مالا به حلالیت طلبیدن از کسانی روی آورد که پیش از این حتی از پی بردن به دلیل تضییع شدن حقوق خود نیز محروم بوده اند ،تا آنجا که در جمع نمازگزاران جمعه می گوید: "اگر كساني از طرف من حقشان ضايع شده ؛اول مراجعه كنند، اگر بتوانم حقشان را به آنها باز مي‌گردانم، اگر نه حلالم كنند و بعد هم همه همديگر را حلال كنيم. اين‌ها مقدمات شب قدر است تا فرصت باقيست بايد مقدمه‌چيني كرد... بايد حداكثر بهره‌برداري را از فرصت به دست‌آمده انجام دهيم، يك سكته و يك تصادف ممكن است به يكباره زندگي افراد را در هم بپچيد، آن وقت فرصت وصيت هم نداريم؛ پس خودمان به وصيت خودمان عمل كنيم"

پیش از هرچیز نخست آرزو می کنم که خداوند این توفیق را نصیب ما هم بگرداند تا قبل از رسیدن به سن 83 سالگی به توبه و حلالیت طلبی روی آوریم و بقول دبیر شورای نگهبان "اگر مي‌گوييم الهي العفو ،خداوند عفومان كند" و بدینوسیله در نزد خداوند، در زمره محبوب‏ترین ها و مصداق آیه اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَوَّابِین و مشمول آیه 222 سوره بقره و دعاى فرشتگان نسبت به توبه‏کنندگان شویم!

بهر روی این اظهارات خطیب نماز جمعه تهران و طلب حلالیّت وی از مخاطبینش از یکسو بیانگر این است که او پذیرفته است که حداقل بعضی از اقدامات و تصمیمات وی که ناظر به دیون و مطالبات مردم بوده ،بدلیل وارد ساختن ضرر مادی یا معنوی به صاحبان حق ،ضمان آور بوده و از همین رو حلالیت طلبیدن و جلب رضایت صاحب حق را نیز لازم دانسته است و از سوی دیگر می تواند در دل میلیون ها نفر از کسانی که بنحوی حقشان در اثر موضعگیری ها و رفتار و تصمیمات او ضایع گردیده است ،کور سوئی از نور امید را تابانیده و آنانرا متناسب با تابش نور همان کورسو به آینده امیدوار سازد. مشروط بر اینکه دبیر شورای نگهبان در فرصت مناسب دیگر به پرسش های زیر نیز بروشنی پاسخ دهند:

1_آیا حلالیت طلبیدن دبیر شورای نگهبان از صاحبان حق به مفهوم پذیرفتن این واقعیت است که حق بعضی از افراد را ضایع کرده است؟ چنانچه پاسخ مثبت است ،آیا تضیع حقوق آنان  آگاهانه بوده ؟ اگر باز پاسخ مثبت است ،در اینصورت آیا چنین شخصیتی صلاحیت ادامه حضور در شورای نگهبان را داراست؟

 2_آیا طلب حلالیّت دبیر شورای نگهبان از صاحبان حق تنها به مفهوم پشیمانى نسبت به رفتار گذشته است و یا اینکه ناشی از توبه نصوح است و می توان اطمینان یافت که از این پس ضایع کردن حقوق دیگران تکرار نشده و عزم او بر ترک هرگونه حق کشی در آینده جزم شده است؟

3_اگر تضییع حقوق افراد نتیجه نوع بینش و معرفت دبیر شورای نگهبان و همفکرانش در این شورا باشد ،آیت الله جنتی چگونه می تواند جبران مافات کرده و حقوق آنان را بازگرداند؟ در این صورت اگر دبیر شورای نگهبان واقعا مصمّم به استیفاء حقوق افراد موصوف است ،آیا تنها راه بدست آوردن حلالیّت صاحبان حق و پیشگیری از تکرار حق کشی ها در گرو استعفای ایشان و همکاران همفکرش از سمت خود و واگذاری این مسئولیّت به کسانی نیست که نوع معرفت آنان نسبت به دین و قانون ،موجب زوال حقوق دیگران نمی شود؟

4_آیا موارد زیر نیز می تواند مشمول اشخاصی شود که دبیر شورای نگهبان از آنها حلالیّت خواسته است:

-محروم کردن مجلس ششم از حقوق مصرّح در قانون اساسی برای تصویب طرحها و لوایحی که هیچ تعارضی با شرع و قانون اساسی نداشته است.

-محروم کردن دولت هفتم و هشتم برای استفاده از حقوق مصرّح در قانون اساسی و تصویب لوایح دلخواه خود  که هیچ تعارضی با شرع و قانون اساسی نداشته است.

-سلیقه ای و بی دلیل محروم کردن مردم از حق انتخاب کردن نامزدهای دلخواهشان در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی

-بی دلیل محروم کردن طیف وسیعی از مردم از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری

-برخوردهای دوگانه و تبعیض آمیز با دولت ها و مجالس مختلف در تریبون نمازجمعه و در برخورد با مصوبات آنان در شورای نگهبان ،بنفع دولت ها و مجالس سوگلی ،بنام دین و مصلحت.

-به ناحق متهم کردن طیف وسیعی از داوطلبان ریاست جمهوری ،خبرگان رهبری و نمایندگی مجلس به عدم اعتقاد و التزام به اسلام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی و عدم صلاحیت

-محروم کردن مردم از حقوق و آزادی های مصرّح در قانون اساسی نظیر؛ حق استفاده از همه پرسی موضوع اصل 59 ؛ اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی موضوع اصل ششم ؛ آزادی مردم برای اعمال حق حاکمیت در تعیین سرنوشت خود موضوع اصل 56 ؛حق استفاده از امتیازات ناشی از جرم سیاسی موضوع اصل 168 ؛حق استفاده از آزادی مطبوعات موضوع اصل 24 و ... ،از طریق تفسیر های مغایر با نص صریح قانون اساسی و ردّ مصوبات مجلس

5_آقای جنتی با ماده 62 مكرر قانون مجازات اسلامی که در تاريخ  27/2/1377به تصویب مجلس و در 6/3/1377 به تاييد شوراي نگهبان رسیده است کاملا آشناست . در این ماده آمده است:

-محكوميت قطعي كيفري در جرايم عمدي به شرح ذيل، محكوم عليه را از حقوق اجتماعی محروم مي‌نمايد و پس از انقضاء مدت‌تعيين شده و اجراي حكم رفع اثر مي‌گردد:

- محكومان به قطع عضو در جرايم مشمول حد، پنج سال پس از اجراي حكم.

- محكومان به شلاق در جرايم مشمول حد، يك سال پس از اجراي حكم.

- محكومان به حبس تعزيري بيش از سه سال، دو سال پس از اجراي حكم.

‌تبصره 1 - حقوق اجتماعی عبارتست از حقوقي كه قانونگذار براي اتباع كشور جمهوري اسلامي ايران و ساير افراد مقيم در قلمرو حاكميت آن منظور‌نموده و سلب آن بموجب قانون يا حكم دادگاه صالح مي‌باشد ازقبيل:

الف - حق انتخاب شدن در مجالس شوراي اسلامي و خبرگان و عضويت در شوراي نگهبان و انتخاب شدن به رياست جمهوري.

اکنون انتظار می رود که آقای جنتی به این سوال هم پاسخ دهند که آیا تضییع حقوق اجتماعی به شرح مذکور و محروم کردن هزاران نفر از اشخاصیکه با استفاده از این ماده قانونی می توانستند و می خواستند از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مردم در مجلس و ریاست جمهوری بهره مند شوند نیز مصداق « وجوب ردّ المظالم اًّلى اهلها» و کسانی است که باید رضایت آنان را جلب کرد یا خیر؟

6_برخلاف جانبداری های آشکار آیت الله جنتی از دولت نهم و حتی مجالس هفتم و هشتم ،در گذشته برخی از روسای جمهور ،وزرا و نمایندگان قبلی در اثر شماتت و بدگوئی های ایشان در نماز جمعه ،از سوی هواداران وی  مورد اهانت واقع شده اند ،در حالیکه عملکرد آنان تفاوتی با عملکرد دولت و مجالس سوگلی و مورد نظر  ایشان نداشته است ،آیا این افراد نیز مخاطب آقای جنتی هستند یا خیر؟

7_آیا کسانی که حقشان در اثر ابطال ناروای صندوق های رای ضایع شده است هم جزء مخاطبین آقای جنتی هستند؟

8_آیا خانواده هائی که در اثر رد صلاحیت های غیر قانونی خویشاوندانشان نسبت به اسلام و انقلاب بدبین شده اند ،نیز مشمول مخاطبین آیت الله جنتی هستند و از آنها هم باید حلالیت طلبید؟

چنانچه پاسخ به سوال های فوق مثبت است و توبه آیت الله جنتّی نسبت به برخوردهای مذکور مصداق توبه نصوح است و ایشان مصمّم به مواجهه حضوری با اشخاص صاحب حق برای حلالیّت طلبیدن هستند ،در این صورت پیشنهاد می کنم که در چندین نوبت استادیوم یکصد هزار نفری را برای این منظور رزرو نمایند!

http://www.akbaralami.com/

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 9:31 توسط ایرانی |

بخش خبری 20:30 شبکه دو سیما، شنبه شب در خبرهای ویژه خود به نقل از یک منبع ناشناس، خبری بدین مضمون داد:
"کاخ سفید [در بخشنامه ای] از هالیوود خواسته است تا در فیلم های مختلف خود که کارگردانان مطرح آمریکایی آن را کارگردانی می کنند، از هنرپیشگان کشورهای شرقی استفاده کنند."
این بخش خبری در ادامه به نقل از همان منبع گفت: "برای مشکل ساز نشدن این فیلم ها برای هنرپیشگان شرقی توصیه شده که کارگردانان بیشتر در فیلم هایی از این هنرپیشه ها استفاده کنند که مضمونی انتقادی علیه سیاست های آمریکا دارد."

این بخش خبری سیما در ادامه و به نقل از همان منبع، دلیل این توصیه جدید کاخ سفید را چنین بیان کرد: "کاخ سفید در نظر دارد تا در آینده از این هنرپیشه ها علیه کشورهای متبوعشان استفاده کند."

این نخستین بار نیست که در برخی بخش های خبری، اخباری این چنین و بدون نقل منبع مشخص پخش می شود. تاکتیک سیما در برخی مواقع همان تکنیک قدیمی "در بشنو، دیوار بگیر" است.

احتمالا سیما با پدر هنرپیشه معروفی که اخیرا به خاطر بازی در یک فیلم آمریکایی با حضور "لئوناردو دی کاپریو" ممنوع الخروج شده است "رودربایستی" دارد که این چنین خبرهایی بدون سروته و بدون نتیجه گیری منطقی پخش می کند و رک و صریح حرفش را نمی زند. چرا که اگر سه گزاره این خبر را کنار هم بگذاریم، صغرا و کبرای همان مساله های ریاضی یا قضایای منطقی می شود که باید آخر در به در به دنبال پرتقال فروش بگردیم:

1- کاخ سفید به هالیوود توصیه کرده است که از هنرپیشگان شرقی استفاده کند

2- در فیلم هایی از این هنرپیشه ها استفاده کند که ضد آمریکا و مخالف سیاست های دولت آمریکاست.

3- هدف از این کار به کارگیری این افراد در آینده علیه دولت هایشان است.

یعنی اگر سه گزاره فوق درست باشد آن وقت:

1- هالیوود به دستور کاخ سفید فیلم می سازد.

2- کاخ سفید با بخشنامه به کارگردان ها می گوید که چه فیلمی بسازند یا نسازند.

3- کاخ سفید رسما به هالیوود دستور می دهد که فیلم های ضدآمریکایی بسازند.

در صورت درست بودن گزاره ها (به ویژه گزاره سوم) صدا و سیما توضیح دهد که چرا مرتب فیلم هایی از سینمای آمریکا را پخش می کند که به دستور کاخ سفید تهیه می شود. چرا که با این حساب کنترل فیلم های "ضدآمریکایی" کاملا در دست دولت آمریکاست.

با این حساب آیا نمی توان نتیجه گرفت که صدا و سیما با پخش فیلم های آمریکایی "ضد آمریکایی" که در واقع با دستور و بخشنامه کاخ سفید تهیه می شود، در جهت سیاست های کلان و در قالب عملیات روانی آمریکا حرکت می کند؟
حال بگذریم از اینکه اساسا بازی یک هنرپیشه در یک یا چند فیلم خارجی چه ربطی به استفاده از آن شخص علیه دولت متبوعش دارد.
www.asriran.com
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 2:0 توسط ایرانی |

فقط کافیه به سایت زیر بروید و مدارک بهتر از دکتر کردان بسازید.

 http://www.pixdox.com/magicmill/creatediploma.html

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 23:9 توسط ایرانی |

سالهاست که جنبش های اجتماعی درحال رشد هستند. و امپریالیستها تلاش می کنند تکخالهای رنگارنگی در ویترین خود ذخیره کنند .از تکخال های ذخیره شده می توان به ابراهیم یزدی، شیرین عبادی، اکبر گنجی ، سازگارا و... که سالهای گذشته مانند عروسکهای خیمه شب بازی به دور دنیا گردانده و به چهره تبدیل کرده  سپس در آب نمک خوابانده اند اشاره کرد. فعلا" آخرین قهرمان پروژه نوفل لوشاتوی جدید علیرضا ثقفی خراسانی است. ایشان بیش از یک سال به تلاش سخت اقدام کرده است. این قهرمان و ناجی از آسمان افتاده ی امروز کارگران و تواب سالهای دهه شصت از دو طرف شارژ اعتبار می شود. از یک سو جمهوری اسلامی می خواهد او را برای روز مبادا بعنوان رهبر انقلابی کارگران بشناساند.از طرف دیگر دلالان بین المللی امپریالیستها در جنبش کارگری(همچون مهدی کوهستانی و...) کوشش می کنند او را بعنوان نماینده مستقل جنبش کارگری به نمامی جهان و خلقهای ایران شناسانده سپس به کارگران تحمیل نموده و ویترین تکخالهای خود فروختگان امپریالیست ها را رنگین تر نمایند.

اما در حال حاضر جمهوری اسلامی سر دوراهی است. این تواب قبلا" تنها متعلق به جمهوری اسلامی بوده است امروز صاحب خارجی نیز پیدا کرده و دوجانبه کار می کند.پس برای جمهوری اسلامی حداقل فعلا" چندان سودی ندارد که اعتبار او را زیاد شارژ کند به همین دلیل است که در ماجرای دستگیری اخیر ایشان، شک و تردید پیش آمده است.حتی به صراحت گفته می شوداو دستگیر نشده بلکه نمایش داده اند.(اما اگر جمهوری اسلامی احساس کند که توابش ممکن است آنقدر بی اعتبار شود که دیگر بدرد نخورد مسلما" او را دستگیر و مدتی که برای کسب اعتبار مجدد لازم باشد در زندان نگهداری خواهد کرد.)

کانون مدافعان حقوق کارگران خبر رسانی میکند اما اطلاعیه رسمی صادر نمی کند و هیچ کدام از تشکلهای کارگری و جنبش های دیگر درداخل اطلاعیه صادر نمی کنند (چون به موضوع شک دارند و احساس می کنند که یک نمایش است.)اما دوستان خارجی ایشان که برایشان در بیابان لنگه کفش نعمتی است سنگ تمام می گذارند.این اثبات کننده نوفل لوشاتوی بودن برنامه فوق است. اما در داخل وزارت اطلاعات با احظار ایشان خوراک تبلیغاتی خوبی به دست طرفداران پروژه می دهد و طرفداران ایشان طوری تبلیغ می کنند که ثقفی و خانواده اش را برای اینکه درمراسم خاوران شرکت نکنند تحت فشار قرار داده اند . سوال این است اگر کلکی در کار نیست چرا فقط ایشان و خانواده ایشان تحت فشار قرارداده شده اند آیا مراسم خاوران وابسته به شرکت این سه نفر است و اگر آنها شرکت نکنند دیگر مراسم برگزار نمی شود ؟ آیا این تبلیغ مانند تمامی کار های ثقفی نشان از خودمحوری و بزرگ نمای نیست؟ اگرماموران با دستگیری و احضارقصد جلو گیری از مراسم خاوران داشتند فقط به تهدید سه نفر اکتفا می کردند؟ یا حداقل صد نفر را باید تحت فشار قرار می دادند؟ جواب با روش جدید  سرکوبگرانه که ماموران در خاوران به کار بردند نشان دادکه موضوع ثقفی هیچ ربطی به خاوران نداشت و نمایش بودن آن هرچه بیشتر افشا شد.

هدف از این تبلیغات چیست ؟

 ظاهرا" این قهرمان توانسته است خودرا به جنبش کارگری سنجاق کند و حالا می خواهد وانمود کند که خود و خانواده اش در مراسم خاوران وزنه اصلی و مهمی هستند جمهوری اسلامی آنها را احضار و ثقفی را بازداشت کرده تا مراسم برگزار نشود. بدین طریق می خواهد خود را به خاوران نیز سنجاق نماید و ازشهدای سواستفاده کند. شاید برخی از آن شهدا در نتیجه گزارشات همین تواب کشته شده اند.

شاید در مراسم های آینده نیز جمهوری اسلامی اعتبار او را شارژ کند تا این قهرمان را به آنها نیزسنجاق نماید.

فعالان داخلی و تشکلهای موجود تحت فشار تبلیغات سنگین دلالان امپریالیستی وضد خلقی در حوزه کارگری خارج از کشوربه جهت سازماندهی نوفل لوشاتوی جدید و برای جلو گیری از ایجاد تفرقه بیشتر علی رغم اینکه می دانند چه نمایشی در حال اجرا است ، سردوراهی مانده ، سکوت اختیار کردند.

اگراتفاقات یکی دو سال گذشته را در رابطه با ثقفی کنار هم بگذاریم به واقعیت تلخی خواهیم رسید. ایشان با دوستانش کوشش کردند "کانون دفاع از حقوق کارگران " بسازند تا از طریق آن خود را بعنوان نماینده کارگران تحمیل نمایند. چون طبق توافق با دلالان خارج از کشور ایشان باید دارای تشکل باشد تا بتواند از طریق آن تشکل بعنوان نماینده کارگران توسط دلالان به مجامع بین المللی دعوت شود و برای اینکه بتواند دعوت شونده تشکلش، خودش باشد. باید نفر اول و صاحب اختیارتشکل مربوطه باشد. و بقیه همه سیاهی لشکر باشند.بیش از یک سال طول کشید ولی در کانون دفاع از حقوق کارگران نتوانست صاحب تام الاختیار شده و بقیه را مثل بره تابع بی چون چرای خود نماید. در میان نفرات کانون دفاع از حقوق کارگران افراداندیشمندی شرکت داشتند که حاضر به خیانت به جنبش کارگری نبودند و همچنین حاضر به ساخت و پاخت و تقسیم غنایم نبوده و همچنین نادان و احمق هم نبودند که در مقابل برنامه های از پیش طراحی شده سکوت نمایند.در نتیجه کانون دفاع از حقوق کارگران تشکیل نشده، منحل شد. و در یک برش ناگهانی و پنهانی بخشی از دوستان خودرا که حاضر به پذیرش ریاست بی چون وچرایی ثقفی نبودند کنار گذاشته اقدام به ساختن تشکل جدیدی با نام "کانون مدافعان حقوق کارگران" کردند. در این مجموعه ثقفی با چند رئیس قبلیه و چند کوتوله قول قرار تقسیم غنائم گذاشته و توانستند تعدادی فریب خورده را نیز با خود همرا ه کنند.

پس از اعلام رسمی کانون مدافعان دست دلالان خارج نشین امپریالیستها در جهت پیشبرد پروژه نوفل لوشاتوی  باز شده اقدام به شارژ اعتبارو پروار کردن ثقفی نمودند. سپس او را بعنوان نماینده مستقل جنبش کارگری به آی ال او دعوت و شروع به بزرگ نمای ایشان کردند اما در این مسیر دو مشکل پیش آمد که یکی به سود و دیگری به زیان ثقفی بود. آنکه به سود ثقفی بود مخالفت نمایندگان دولت ایران و جلوگیری از سخنرانی اودر آی ال او بوده است که باعث گردید کارگران و فعالان داخلی برای مخالفت با نظام به سمت دفاع از ثقفی کشیده شوند .(شارژ اعتبار از طرف جمهوری اسلامی)

و آنکه به زیان ثقفی بود مخالفت بخشی از فعالان خارج کشور با او در زمان برگزاری اجلاس آی ال او و ادامه آن در داخل کشور که تعدادی از فعالان او را تحت فشار قرار داده بودند که شما به نمایندگی کدام کارگران به آنجا رفتید؟

دلالان بیرون و دوستان داخلی ثقفی برای حل مشکل دوم طرحی ریختند که بخشی از آن سو استفاده از کارگران هفت تپه(فعلا") بود . طبق اخبار رسیده از کانالهای مختلف مانند (کارگران هفت تپه ، فعالان کانون و فعالان دیگر) آقای ثقفی پول زیادی بین برخی از کارگران هفت تپه تقسیم کرده است . که تهیه آن مقدارپول از عهده خود و دوستانش بر نمی آید. در این طرح ثقفی و دوستانش در پی اجرای طرح نوفل لوشاتوی اقدام به خرید کارگران کردند، تا از این طریق اگر در آینده اجلاسهای پیش آمد، کارگران واقعی ثقفی را بعنوان نماینده خود به خارج بفرستند و اگر کسی اعتراض کرد ایشان با توپ و تشر ثابت خواهد کرد (مثلا" کارگران هفت تپه او را بعنوان نماینده خود فرستاده اند. الی آخر...) این هدف اصلی از بازیچه قراردادن کارگران هفت تپه است. اگر پول تقسیم شده از طرف کارگران و فعالان اجتماعی باشد که معلو م است جز کمک به هم طبقه ی ها، هیچ هدفی را دنبال نمی کنند بنابراین دلیلی برای پنهان کردن ندارند. و باید با سربلندی اعلام کرد که کارگران به هم طبقه ی های خود کمک مالی کردند. اما اگر از کانال دلالان باشد هدف خرید و بازیچه قراردادن کارگران است که البته باید پنهان شود.صد در صد جمهوری اسلامی از موضوع خبردار است و از آرامشی که با تقسیم پول ایجاد شده سود می برد.در این صورت آیا ثقفی واسطه فریب کارگران نشده است؟

 اما چون تنها پول نمی تواند دل کارگران را با ایشان همراه کند قسمت دوم طرح باید اجراء شود .پس ایشان باید قهرمان شود. زندانی شدن چنین قهرمانی و شارژ اعتبار را به او می دهد .

ادامه طرح با تشکیل کانون مدافعان کارگری و شرکت بزرگ مردان سازش طبقاتی مانند زرافشان ، رئیس دانا و چند کوتوله پیش می رود.تا اینکه موضوع دستور خرید کارگران ابلاغ می گردد و ثقفی در زمان اجرای دستور فوق شورای همکاری را بعنوان حریف در مقابل خود می بیند. که ظاهرا" موفق به خریداری شورای همکاری نیز شده است.در ادامه پروژه ثقفی و پروار کنندگان او احساس می کنند که اعتبارش برای بزرگتر شدن کم است. اگر از طرف جمهوری اسلامی دستگیر و زندانی شود اعتبارش بیشتر شارژ می گردد.اما جمهوری اسلامی می داند نباید به این زودی او بزرگتر کند در نتیجه زندانی نمی کند. ولی کانون مدافعان کارگری تصمیم می گیرند بدون دستگیر شدن ثقفی نقشه را پیش ببرند.بدنبال احضار واقعی و زندانی شدن ساختگی می توانست در اجرای قسمت دوم طرح (قهرمان شدن) کمک ناجی کارگران باشد. که متاسفانه برخی از قسمت های نقشه لو رفته است.بعلت نادانی او همان زمانی که طبق اخبار ارسالی از کانون مدافعان که ایشان باید در بند 209 باشد در خیابان دیده می شود. کانونی ها دستپاچه  شده  اعلام می کنند ایشان روز پنجشنبه آزاد شده است.غافل از اینکه رسم و عرف حکومت اسلامی دگر گونه است که روز های آخر هفته ( سه شنبه ، چهارشنبه ) دستگیر می کند و به بهانه تعطیلی پنجشنبه و جمعه چند روز بیشتر نگه می دارد. در حالی که می گویند ثقفی پنجشنبه آزاد شده است.

آقای زرافشان در مصاحبه خود می گوید ثقفی 48 ساعت در اوین بوده است. گفتن همین حرف نشانگروجود شک و تردیداست. مثل اینکه آقای زرافشان ریش سفید قبیله است که هرکدامشان افتضاح به بار بیاورد ایشان وظیفه دارد جفت و جور کند فعلا" ابوذر سوسیال لیبرال ها شده است. ایشان در تائید موارد مشکوک سابقه دار است (در ماجرای دانشجویان نیز که برخی از آنها دستگیر نشده بودند ایشان می گفت نه ، دستگیر شده اند.مانندماجرای  عابد توانچه) از قرار معلوم ایشان بزرگ قبیله سوسیال لیبرالها و سازکاران طبقاتی موظف است هرگاه مشکلی پیش آمد ریشش را بجنباند.

موضوع اصلی این است که امپریالیستها می خواهند قبل از اینکه جنبش کارگری بتواند رادیکالیزه شود مهره های سازش کار و سوسیال لیبرال را بعنوان رهبران کارگری بزرگ کرده به طبقه کارگر تحمیل کند و سپس در ویترین خود برای روز مبادا آماده چیده باشد. یکی ازگوی ها به اسم ثقفی در آمده است. درک موضوع زیاد سخت نیست اندکی دقت کنید:

ثقفی در مصاحبه خود با دویچه وله شکسته نفسی کرده خودرا واضح و شفاف نماینده کارگران معرفی نمی کند اما روشن و شفاف عدم نمایندگی خود را نیز اعلام نمی کند . در ادامه تبلیغات دلالان امپریالیستی نفوذ کرده در بخش کارگری در تمامی سایت های خود اول مصاحبه را این گونه شروع می کنند " نخستين نماينده از جنبش مستقل کارگری در سازمان جهانی کار ..." این یک جمله تمامی آنچه که پروژه نوفل لوشاتوی لازم دارد در خود دارا است و بقیه متن مصاحبه در مقابل این جمله پشیزی ارزش ندارد. جهت اثبات گفته بالا به برخی از تیتر و سوتیترهای انتخابی در سایت ها ی که آگاهانه یا نا آگاهانه با سرمایه داران و امپریالیستها برای حاکم کردن رفرمیست در جنبش کارگری هماهنگ شده اند اشاره می کنیم:

***

1- نخستين نماينده از جنبش مستقل کارگری در سازمان جهانی کار

2- زدوبند دولت ایران با سازمان بین‌المللی کار برای ممانعت از سخنرانی نماینده کارگران ایران

3- اگر امروز هم نهادهاي بين‌المللي کم و بيش پذيرفته‌اند که جنبش مستقل کارگري ايران وجود دارد و نهادهاي مستقل کارگري مي‌توانند نماينده بفرستند، بخاطر مبارزاتي‌ست که کارگران در اين مدت داشته‌اند، بخاطر اعتراضات و اعتصابات و تلاش براي ايجاد تشکل‌هاي مستقل کارگري‌ست. کارگرها در اين مدت زندان رفتند، کتک خوردند، شلاق خوردند و محروم شدند، اخراج شدند و مجموعا توانسته‌اند به نهادهاي بين‌المللي بفهمانند که جنبش مستقل کارگري در ايران وجود دارد و خواهان نمايندگان مستقل کارگري هستند.

4- براي نخستين بار طي سي سال گذشته نماينده‌اي از سوي جنبش مستقل کارگري ايران به دعوت آي.تي.يو.سي (کنفدراسيون بين‌المللي سنديکاهاي کارگري) در اجلاس سالانه آي.ال.او (سازمان بين‌المللي کار) حضور يافت.
اين اجلاس از روز ۲۸ مه در ژنو آغاز شده و تا روز ۱۳ ژوئن ادامه دارد. در اجلاس سالانه آي.ال.او نمايندگان دولتهاي عضو سازمان ملل متحد شرکت مي‌کنند.
عليرضا ثقفي، سردبير روزنامه توقيف شده "راه آينده" به نمايندگي از سوي جنبش مستقل کارگري ايران بسياري در اين اجلاس شرکت کرد، اما براي طرح مبرمترين خواست آنان با مانع روبرو شد.

***

تیترهای بالا وتوضیحات آنها که هر کدام در چندین سایت منتشر شده انداگر قصد تحمیل یک غیرکارگر را بعنوان نماینده کارگران ندارند پس چه هدفی را دنبال می کنند؟  کانون مدافعان حقوق کارگران نمی تواند در مقابل کارگران از پاسخ گویی شانه خالی کند چون برخی از سایت ها در زیر متن مصاحبه مطلب زیر را درج کرده اند .

به نقل از سایت : "کانون مدافعان حقوق کارگران"

(مطلب بند3  این گونه تداعی می کند که" کارگرها در اين مدت زندان رفتند، کتک خوردند، شلاق خوردند و محروم شدند، اخراج شدند و مجموعا توانسته‌اند" تا ثقفی را به عنوان نماینده خود به آی ال او بفرستند.)

همچنین آن عده از اعضای کانون که ادعای بی خبری و غیر رفرمیستی از خود داشتند از این پس نمی توانند خود را به بی خبری بزنند باید با نقشه های پشت پرده مقابله کنند البته اگر واقعا" ...

برای روشنتر شدن برخی مسائل از اعضای کانون می پرسم :

1-    چه سودی خواهید برد اگر بتوانید ثقفی را بعنوان نماینده به کارگران تحمیل کنید؟

2-    چرا کانون به جای صدور اطلاعیه و محکوم کردن"دستگیری" ثقفی فقط به خبررسانی اکتفا کرد؟

3-    آیا دستگیری ثقفی باعث برگزار نشدن مراسم خاوران شد؟

4-    یا – آیا ماجرای دستگیری ثقفی پیش نمی آمد مراسم خاوران برگزار می شد؟

5-    آیا واقعا" شما نمی دانید که ایشان تواب بوده است ؟ حتی در دستگیری دانشجویان خودوپسرش دست داشتند؟ اگر نمی دانید چرا از دانشجویانی که شب دستگیری با محسن بودند و مذاکرات تلفنی ثقفی را با بازجوها در همان شب سوال نمی کنید؟

6-    آقای ثقفی کارگر کجاست و از طرف کدام کارگران نمایندگی دارد؟ واقعا" شما این ایرادات را درک نمی کنید؟

7-    آیا فکر می کنید جمهوری اسلامی از پولی که در هفت تپه بین برخی از کارگران تقسیم شده است خبر ندارد؟ آن پول از کجا آمده است ؟ بین کدام یک از کارگران تقسیم شده است؟ تقسیم آن به سود چه کسی یا کدام طبقه بوده است؟ آیا بیشتر اعضای کانون هم در این مورد مانند مسائل بسیاری بازیچه شده اند؟...

8-    کسانی که امروز کوشش دارند توابین را به بخشند آیا می دانندکه جمهوری اسلامی و امپریالیستها چه نقش های برای توابین در نظر گرفته اند ؟آیا میدانند که از نظر جمهوری اسلامی و امپریالیستها توابین هنوز تاریخ مصرفشان تمام نشده است و در آینده از آنها بر علیه رادیکالیزم ، انقلاب و انقلابیون استفاده خواهند کرد(استفاده می کنند) ؟

9-    آیا کسانی که توابین را می بخشند و با آنها همکاری می کنند می دانند که حزب توده در زمان شاه نادمین تاکتیکی تولید می کرد که بعد آزادی با رژیم شاه همکاری های مستقیم و غیر مستقیم داشتند و در رژیم اسلامی توسط مجاهدین ، حزب توده و اکثریت نادمین تاکتیکی به توابین تاکتیکی تبدیلا شده و به درستی می بینیم که رژیم اسلامی به نحو احسنت از توابین چه واقعی و چه مثلا" تاکتیکی در داخل زندان و حالا در بیرون از زندان به صورت گسترده و حتی جهانی استفاده می کند . آیا ثقفی از این قاعده استثنا است؟

10-                       آیا کانون مدافعان حقوق کارگران یک تشکل کارگری است ؟ آیا اعضای اصلی آن کارگر هستند ؟ آیا نماینده نامیدن آنان دور زدن جنبش کارگری و تحمیل روشنفکران بعنوان نماینده کارگران نیست ؟ آیا این کانون با سود بردن از تسهیلاتی که معلوم نیست از کجا به آن تزریق می شود ابزار تحمیل غیر کارگر به کارگران نیست؟ و...

مزدک بهرامیان

12/6/87
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 11:4 توسط ایرانی |


 

امشب در برنامه ميزگردي با شما، آقاي جعفرزاده، يكي از رهبران سازمان مجاهدين خلق شركت كرده بود كه البته فكر كنم در انتهاي اين برنامه يك ساعته ترجيح مي‌داد كه قلم پايش مي‌شكست و هرگز به استوديو صداي آمريكا در واشنگتن نمي‌آمد!
ماجرا از آنجا داغ شد كه يكي از بينندگان برنامه از طريق تلفن از آقاي جعفرزاده در مورد زندان‌هاي موجود در قرارگاه اشرف سؤال كرد. وي نيز با گستاخي هر چه تمام‌تر – كه آدم را ياد سربازان گمنام خودمان مي‌انداخت! – گفت: اصلا و ابدا زنداني وجود نداشته و اينها همه اتهاماتي كثيف از سوي جمهوري اسلامي و ايادي خودفروخته‌ي وي بوده است و حتي فرماندهان آمريكايي مستقر در كمپ اشرف نيز حرف‌هاي مرا تأييد مي‌كنند. امّا فرهودي ناگهان گفت: ولي يكي از سران سابق مجاهدين به نام آقاي سبحاني به من گفته‌اند كه بيش از 8 سال به دليل اعتراض به فرماندهي مجاهدين و همكاري ايشان با رژيم صدام حسين در زندان انفرادي نگهداري مي‌شده‌اند! جعفرزاده هم گفت: او يك مزدور وزارت اطلاعات بيش نيست! كه ناگهان فرهودي گفت: اتفاقاً آقاي سبحاني هم‌اكنون پشت خط ما هستند و آنگاه از وي خواست تا خودش ماجرا را توضيح دهد! در اين هنگام قيافه‌ي جعفرزاده واقعاً ديدني شده بود و به مانند ماري زخمي در خود مي‌پيچيد و در انتها نيز با خشم و رو به فرهودي كرد و گفت: من اگر مي‌دانستم كه قرار است در اين برنامه با يكي از مأمورين جمهوري اسلامي هم كلام شوم، هرگز در اين گفتگو شركت نمي‌كردم!



اين حرف آخرش درست مثل برخورد احمقانه و متعصبانه جمهوري اسلامي است كه اجازه نمي‌دهد حتي ورزشكاران ايراني در تورنمنتي با حضور ورزشكاران اسراييلي شركت كنند.
خلاصه اينكه اين گفتگو بار ديگر ثابت كرد كه رهبران كنوني سازمان مجاهدين تا چه اندازه با ابتدايي‌ترين اصول دموكراسي بيگانه بوده و آنچنان كينه‌ و عقده‌اي وجودشان را فراگرفته كه نمي‌توانند عكس‌العمل‌‌هاي منطقي، حداقل در برابر دوربين‌هاي تلويزيوني از خود بروز دهند و همچنان بر همان تعصبات كور خود پا مي‌كوبند و حاضر نيستند قبول كنند كه همكاري‌شان با رژيم خون‌ريز صدام‌حسين گناهي نابخشودني از سوي مردم ايران تلقي مي‌شود؛ گناهي كه حتي به خاطر ارتكاب آن، راضي به عذرخواهي در پيشگاه ملت هم نيستند! درست مثل اغلب سران جمهوري اسلامي كه انگار تخم عذرخواهي و ببخشيد و اشتباه كردم و استعفا مي‌دهم را از زبان‌شان درآورده و فروخته‌اند!

 
 

 
negarakha.blogfa.com
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 6:41 توسط ایرانی |

 انقلاب اسلامی روز دوشنبه با اعلام حمايت از محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران، گفت که تغيير دولت در شرايط کنونی به مصلحت نیست.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، مجتبی ذوالنوری طی سخنانی در جلسه هفتگی انصار حزب الله گفت: «دولت آقای احمدی نژاد کارهايی را شروع کرده که مصلحت و منفعت کشور ايجاب مي کند که در يک دوره چهار ساله ديگر به نتيجه برسد و الآن کار در مرحله ای نيست که تغيير دولت داشته باشيم و مصلحت اين است که دولت عوض نشود.»

جانشين نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به اينکه « اگر محمود احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوری کانديدا شود، هر کس ديگری که به صحنه بيايد، نه خدمت به انقلاب کرده است و نه به اصولگرايی» اضافه کرد: « اگر دوستان خودی با شعار اصولگرايی وارد عرصه شوند، قطعا من خدمت به مردم، نظام وانقلاب را در آن نمي بينم.»

وی همچنين با ناميدن حمايت های آيت الله علی خامنه ای از دولت محمود احمدی نژاد به عنوان « حمايت خاص»، به ديدار اخير اعضای هيئت دولت با رهبر جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت:« ايشان در آن جلسه در حمايت از دولت سنگ تمام گذاشتند.»

اشاره جانشين ولی فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سخنان آيت الله خامنه ای در روز سوم شهريور در حمايت از محمود احمدی نژاد بود که در جريان آن، از او خواست برای پنج سال آينده برنامه ريزی کند.

  • « اگر محمود احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوری کانديدا شود، هر کس ديگری که به صحنه بيايد، نه خدمت به انقلاب کرده است و نه به اصولگرايی»

مجتبی ذوالنور، نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه

 آيت الله خامنه ای گفت: «در اين سال آخر با روحيه سال اول کار کنيد. البته احساس می کنم همين جور است؛ اما در عين حال تاکيد می کنم. فکر نکنيد که امسال، سال آخر دولت است؛ نه.»

رهبر جمهوری اسلامی ايران افزود: «مثل کسی که پنج سال ديگر بناست کار بکند، کار بکنيد؛ يعنی تصور کنيد که اين يک سال به اضافه چهار سال ديگر در يد مديريت شماست. با اين ديد نگاه کنيد و کار کنيد و برنامه ريزی کنيد و اقدام کنيد.»

اين اظهار نظر صريح رهبر جمهوری اسلامی ايران خطاب به محمود احمدی نژاد که در تاريخ جمهوری اسلامی ايران بی سابقه بود، از سوی دفتر آيت الله خامنه ای بر روی سايت اينترنتی وی قرار گرفت و خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، به فاصله کمی آن را انتشار داد.

اما ساعاتی پس از قرار گرفتن اين خبر بر روی سايت ايرنا، که در رسانه های خارجی نيز بازتاب يافت، هم سايت رهبر ايران و هم خبرگزاری جمهوری اسلامی اقدام به حذف آن از صفحات اصلی خود کردند.

محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ و در جريان رقابتی که در آن شک و شبهه های زيادی نسبت به سلامت انتخابات وجود داشت، به طور غير مترقبه ای به مقام رياست جمهوری رسيد.

مخالفان وی بويژه در جريان موسوم به اصلاح طلب، با پر رنگ کردن نقش بسيج و سپاه در جمع آوری رای برای او، حمايت های پنهان آيت الله خامنه ای از انتخاب محمود احمدی نژاد را عاملی مهم در اين روند ارزيابی کردند.


انتقاد بی سابقه از روسای جمهوری پيشين ايران

جانشين نماینده ولی فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سخنرانی خود برای انصار حزب الله به انتقاد بی سابقه از محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی، روسای جمهوری پيشين ايران، پرداخت.

آقايان خاتمی و هاشمی رفسنجانی در ماه های گذشته انتقادهای خود از سياست های دولت محمود احمدی نژاد را شدت بخشيده اند.

اين در حالی است که برخی از احزاب و سازمان های اصلاح طلب می کوشند محمد خاتمی را تشويق به شرکت در انتخابات رياست جمهوری سال آينده کنند، زيرا به باور آنان، وی از بخت بالايی برای پيروزی بر محمود احمدی نژاد برخوردار است.

جانشین نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به پرسشی در مورد نظرش نسبت به ورود محمد خاتمی، محمدرضا خاتمی و عبدالله نوری به عرصه انتخابات رياست جمهوری ايران که سال آينده برگزار خواهد شد، گفت:« هيچ کدام از اين سه مورد، روزنه و نقطه سفيدی برای شورای نگهبان باقی نگذاشته اند که بشود آنها را تاييد صلاحيت کرد.»

مجتبی ذوالنوری افزود:« اصلاح طلبان راهبردهايی دارند که به دنبال تحقق آنها هستند؛ راهبرد اول اين است که معتقدند به هر قيمتی آقای احمدي نژاد نبايد بيايد و اين اصل کار آنهاست و برای اين که وی نيايد هم به برخی جبهه های خودی نظام، چراغ سبز نشان مي دهند که در بين آنها تفرق و تشتت ايجاد کنند.»

وی اضافه کرد: «اگر هيچ کدام از اينها اثر نکند، آقای احمدی نژاد به صحنه بيايد، راهبردهای متعددی دارند که يکی از آنها، آوردن آقای خاتمی به صحنه است. اگر بخواهند اين کار را عملی کنند، هم بايد بتوانند دولت را تضعيف کنند و هم در تبرئه و تطهير آقای خاتمی و ايجاد فضايی در جامعه که شورای نگهبان جرات رد صلاحيت آقای خاتمی را پيدا نکند، تلاش کنند.»

جانشين نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بخش ديگری از سخنانش، عملکرد دولت آقای خاتمی را مورد حمله قرار داد و اضافه کرد: «در دوران گذشته NGOها را درست کردند، با هدف اينکه نشان بدهند مردم با نظام مقابله مي کنند و بدين ترتيب با پول دولت و نظام، مخالف برای نظام درست می کردند.»

او با طرح اين موضوع که « کسانی از آقای خاتمی مي خواستند در مقابل رهبری بايستد» گفت:« اينکه چنين اتفاقی نيفتاد، به دليل هنر مقام معظم رهبری بود. اگر خاتمی رييس جمهوری نشد که انقلاب، اهداف انقلاب و ارزش های انقلاب نياز دارد، اما مقام معظم رهبری نگذاشت وی رييس جمهوری بشود که دشمن مي خواهد و اين هنر ايشان بود. »

  • « دين ستيزی، فرهنگ زدايی، باز کردن قلاده سگ های غربی و به جان مردم انداختن آنها و حاکم کردن آنها بر امور مردم در زمان آقای خاتمی اتفاق افتاد.»

نماینده ولی فقیه در سپاه

 اين مطالب چند روز پس از سخنان آيت الله خامنه ای در ديدار با اعضای دولت جمهوری اسلامی عنوان شده اند.

رهبر جمهوری اسلامی در آن ديدار گفت: «روند غرب باوری و غربزدگی را که متاسفانه داشت در بدنه مجموعه های دولتی نفوذ می کرد، متوقف گرديد. اين چيز مهمی است. حالا يک عده ای در جامعه، ممکن است به هر دليلی شيفته يک تمدنی يا يک کشوری باشند؛ اما اين وقتی به بدنه مديران انقلاب و مجموعه های انقلاب نفوذ می کند، چيز خطرناکی می شود. اين ديده می شد؛ خب جلويش گرفته شد.»

مجتبی ذوالنوری در سخنانی شديداللحن نسبت به دوره هشت ساله رياست جمهوری آقای خاتمی گفت:« دين ستيزی، فرهنگ زدايی، باز کردن قلاده سگ های غربی و به جان مردم انداختن آنها و حاکم کردن آنها بر امور مردم در زمان آقای خاتمی اتفاق افتاد.»

به گزارش ايسنا، جانشين نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خصوص انتقادهای اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان، از برخی عملکردهای دولت گفت:« فکر کنم اين حرکت آقای هاشمی رفسنجانی يک حرکت سياسی محض است و احساس مي کنم که منطق و انصاف پشت آن نيست و نتيجه آن سياستی است که در بازار سياست، مذموم است و زير سوال مي رود.»

وی در همين ارتباط به سخنان آقای هاشمی رفسنجانی اشاره کرد که اخیرا گفت در اوايل دولت آقای احمدي نژاد، رهبر جمهوری اسلامی به او گفت که  از رییس جمهور انتقاد نکند و همکاری کند، اما اکنون دوران مدارا تمام شده است.

جانشين نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ادامه اين نشست، سياست های اقتصادی اکبر هاشمی رفسنجانی در دوران رياست جمهوری اش را مورد انتقاد قرار داد و گفت که اين سياست ها « به سمت اشرافي گری، شکاف طبقاتی و بي عدالتی بود، يعنی هدف گيری و محور در دولت آقای رفسنجانی، عدالت اجتماعی نبود و از بستر عدالت فاصله گرفتيم. ضمن آنکه دوران فقر، محروميت و مظلوميت فرهنگ بود، يعنی در لابلای سازندگی، فرهنگ اشرافي گری، سودجويی و پول پرستی رواج پيدا کرد.»

«پروتکل الحاقی، لکه ننگ بود»
 
مجتبی ذوالنوری با انتقاد از عملکرد دولت های پيشين در بحث هسته ای، پروتکل الحاقی را از لکه های ننگی دانست که به گفته او، در دوران آقای خاتمی بر پيشانی مردم زده شد و ايران آن را يک طرفه پذيرفت.

ايران پروتکل الحاقی پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای را  حدود پنج سال پيش امضا کرد. ولی الزام آور بودن پروتکل الحاقی،  نيازمند تاييد آن توسط مجلس و شورای نگهبان بود که صورت نگرفت و محمود احمدی نژاد در بهمن سال ۱۳۸۴ دستور داد که اجرای اين پروتکل متوقف شود.

اين پروتکل امکان بازرسی های سرزده و گسترده تر آژانس بين المللی اتمی از تاسيسات اتمی را فراهم می کرد.

جانشين نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: «يکی از اهدافی که دشمن در دولت قبل تعقيب ميکرد، اين بود که جاسوسان آمريکايی در غالب بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی به کشور بيايند و توان نظامی ما را بررسی کنند. اعماق اين لکه ننگ را نسل های بعدی متوجه خواهند شد که مجلس ششم به سود دشمن چه کرد.»

به گفته مجتبی ذوالنوری، ماموريت مجلس ششم اين بود که قدرت چانه زنی را از ديپلمات های ايران بگيرد که بر سر ميز مذاکره برای پذيرش پروتکل الحاقی، قدرت چانه زنی هم نداشته باشند.

وی گفت:« در آن دوران همه امتيازات را داديم و سه سال مسئله هسته ای ما عقب افتاد، ولی در بعد هسته ای اگر تحريم شديم، اين تحريم ارزش دارد.» 

www.radiofarda.com

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 0:10 توسط ایرانی |

 

این سلول فاقد دستشویی است و باقی برای هر بار استفاده از دستشویی باید از چشم بند استفاده کند که چون استفاده از چشم بند برخلاف قوانین مصوب مجلس و قوه قضائیه و تایید شده توسط شورای نگهبان است، از این کار خودداری می کند و به همین دلیل در مدت چهار روز اول از دستشویی زندان استفاده نکرده است و با تشخیص پزشکان بهداری زندان کلیه و مثانه اش دچار اختلال شده است.


نگرانی ها درباره سلامت و وضعیت عمادالدین باقی به اوج خود رسیده است. در حالی که تنها سه روز به دادگاه رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان، باقی مانده است، عمادالدین باقی از دو هفته پیش تاکنون در زندان 209 به سر می برد و با وجود قرار گرفتن پرونده اش در مرحله دادرسی در این زندان از او بازجویی می شود. این درحالی است که قاضی صلواتی قاضی رسیدگی کننده این پرونده ، مجوز بازجویی در چنین مرحله ای را (که خلاف قانون است) صادر نکرده است.

در انتقال باقی به بند 209 مسوولان بند از چشم بند و دست بند استفاده کرده اند که طبق قانون حقوق شهروندی غیر قانونی محسوب می شود.عمادالدین باقی از دو هفته پیش تاکنون از بند عمومی 350 به بند 209 منتقل شده و در زندان دربسته تنها با یک متهم دیگر قرار دارد که در آن تنها یک پتو وجود دارد .

این سلول فاقد دستشویی است و باقی برای هر بار استفاده از دستشویی باید از چشم بند استفاده کند که چون استفاده از چشم بند برخلاف قوانین مصوب مجلس و قوه قضائیه و تایید شده توسط شورای نگهبان است، از این کار خودداری می کند و به همین دلیل در مدت چهار روز اول از دستشویی زندان استفاده نکرده است و با تشخیص پزشکان بهداری زندان کلیه و مثانه اش دچار اختلال شده است.

از سوی دیگر باقی برای به حداقل رساندن استفاده از دستشویی و تن دادن به چشم بند در این مدت تنها دوبار از غذای زندان را استفاده کرده است که همین امر موجب ضعف شدید وی شده است. با وجود این باقی ادعای اعلام اعتصاب غذا از سوی بازجویان را رد کرده است و خواستار انتقال خود از این سلول به زندان عمومی یا دست کم زندانی دارای حداقل امکانات زیست شده است. عمادالدین باقی در این مدت در همان یک جلسه بازجویی که تاکنون از وی صورت گرفته دچار حمله شده است و اعلام کرده که به لحاظ تنفسی نمی تواند ادامه دهد و درخواست وی برای اعزام به بهداری بی پاسخ ماند اما هنگامی که دچار بیهوشی می شود پیکر رنجور وی کشان کشان روی زمین به سلول منتقل می شود و بعد ازظهر آن روز پس از گذشت سه ساعت به بهداری زندان منتقل می شود. پزشکان بهداری بند 209 وضعیت باقی را نگران کننده و خطرناک اعلام کردند و گفتند فارغ از اینکه متهم کیست مراتب نگرانی خود را از سلامت جسمی باقی به اطلاع مسوولان زندان خواهند رساند. پزشکان گفته اند با توجه به سوابق بیماری باقی هر حمله ای که به وی دست می دهد بخشی از سلول های مغز از دست می رود و این وضع باقی را بغرنج می کند.

+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 5:52 توسط ایرانی |