در حالي که سه هفته پيش با فشار "اعضاي پرنفوذ شوراي شهر تهران به کميته نامگذاري"، نامگذاري خيابان دکتر محمد مصدق از دستور کار اين شورا خارج شد، ديروز اعضاي اين شورا يكي از خيابان ها در منطقه شش را به نام "عماد مغنيه" نام گذاري کردند تا اين منطقه پس از نام هايي چون "خالد اسلامبولي"، "انتفاضه" و "دکتر فتحي شقاقي" اينک نام يک فعال نظامي ديگر راکه از سوي رسانه هاي بين المللي "تروريست" لقب گرفته، بر ديوارهاي خود شاهد باشد.

خبرگزاري فارس ديروز خبرداد اعضاي شوراي شهر تهران به نامگذاري يكي از خيابان هاي تهران به نام عماد مغنيه راي دادند تا به اين ترتيب نام خيابان "بهاران" واقع در محدوده منطقه شش شهرداري تهران به نام "شهيد عماد مغنيه" تغيير يابد.
به نوشته خبرگزاري فارس، "شهيد عماد مغنيه فرمانده شاخه نظامي مقاومت اسلامي لبنان بهمن ماه سال گذشته در دمشق ترور شد و به شهادت رسيد." خبر کشته شدن"عماد فائز مغنيه" از فرماندهان ارتش حزب الله لبنان که شنبه 28 بهمن ماه گذشته منعکس شد با دو واکنش کاملا متضاد رو به رو شد. از يک سو حزب الله لبنان و بسياري از مقامات و سازمان هاي جمهوري اسلامي ايران او را در حد يک "قهرمان" ملي ستودند و از سوي ديگر برخي رسانه ها همچون بي بي سي به نقل از ماموران سازمانهاي اطلاعاتي او را "سلطان ترور" ناميدند.
هنوز چند ساعت از ترور مغنيه نگذشته بود که ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام ]استشهاديون] اعلام کرد سنگ يادبود "شهيد عماد مغنيه" را در تهران نصب مي کند و شاخه دانشجويي اصولگرايان تحول خواه هم پيشنهاد داد "يکي از خيابانهاي تهران به نام شهيد مغنيه" نام گذاري شود.
اينک در حالي پيشنهاد اين تشکل دانشجويي توسط شوراي شهر تهران اجرا شده که کميته نامگذاري شوراي شهر تهران پيش از اين در ماه گذشته حاضر نشده بود نام دکتر مصدق را بر خياباني در تهران بگذارد.
مصدق؛ منتفي
وقتي مردادماه گذشته خبرنگاري از يکي اعضاي شوراي اسلامي شهر تهران پرسيد چرا خياباني به نام دکتر محمد مصدق، رهبر جنبش ملي شدن صنعت نفت در ايران نيست، او گفت «تاکنون کسي در اين رابطه درخواست نکرده» و اينچنين بود که ابتداي شهريور، جمعي از خبرنگاران و روزنامه نگاران با ارايه درخواستي به کميته نامگذاري شوراي شهر تهران درخواست كردند نامگذاري خياباني به نام دكتر مصدق در دستور كار قرار گيرد.
هنوز هفته اي از انتشار اين خبر نگذشته بود که روز دهم شهريور برخي از روزنامه ها به نقل از اعضاي شوراي شهر "احتمال راي آوردن خيابان مصدق" را "زياد" دانستند و حتي خبرگزاري ميراث خبر به نقل از يک منبع آگاه نوشت که: "هفت راي از دوازده راي اعضاي شورا با اين طرح موافق است".
در همين ارتباط "احمد مسجد جامعي"، رييس كميسيون فرهنگي - اجتماعي شوراي شهر تهران از اين طرح استقبال کرد و گفت: "به خاطر احترام به تلاشهاي رهبر مبارزات ملي شدن صنعت نفت در ايران هم كه شده بايد خياباني را به نام او نام گذاري كرد و اين رسمي است كه در غالب كشورها وجود دارد."
علاوه بر مسجد جامعي ديگر اعضاي اصلاح طلب شوراي شهر تهران از جمله "محمد علي نجفي"، "معصومه ابتكار" و "هادي ساعي" نيز با اين نامگذاري، موافق بودند. غير از اصلاح طلبان، حتي معصومه آباد، دبير کميته نامگذاري شورا هم در اين باره گفت: "كاملا موافقم و اين طبيعي است كه نام دكتر مصدق بر يكي از خيابانهاي شهر نقش بندد."
هرچند پيش از اين، نامگذاري خياباني به نام دكتر مصدق نخستين بار در شوراي شهر دور نخست مطرح اما اندكي بعد به بايگاني شورا سپرده شد اما اينبار اين احتمال وجود داشت که نام مصدق بر خياباني در تهران نقش ببندد اما 19 شهريور ناگهان اعلام شد: "بررسي هايي كه تا كنون در اين زمينه صورت گرفته نشان ميدهد كه دكتر مصدق شرايط طرح در كميته نامگذاري را ندارند چرا كه آرا و افكار ايشان مورد تاييد مقامات رسمي ايران نيست."
هرچند معصومه آباد توضيح بيشتري نداد، اما يک هفته بعد روزنامه اعتماد خبر داد: "منابع آگاه در شوراي شهر وجود چنين فشاري را تاييد کردند و علت اصلي خارج شدن نامگذاري خيابان دکتر مصدق را از دستور کار شورا همين فشارها دانستند."
به نوشته اين روزنامه، "کارشناسان پيشنهاد نامگذاري که عده اي از مورخان و اسلام شناسان بودند که به مباني فکري امام خميني(ره) رهبر انقلاب آشنايي داشتند و صاحب راي بوده اند، اين پيشنهاد را رد کردند."
منطقه خيابان هاي سياسي
حال در شرايطي خياباني در منطقه ششم تهران به نام "عماد مغنيه" ناميده شده است که منطقه شش تهران پيش از اين ميزبان نام هاي اينچنيني ديگري هم بوده است.
منطقه ششم شهرداري تهران که به نوعي قلب تهران نيز ناميده مي شود از شمال به اتوبان همت و از جنوب به خيابان انقلاب ختم مي شود و از شرق و غرب ميان دو بزرگراه مدرس و چمران قرارگرفته است. منطقه شش در حالي محله هاي يوسف آباد، مطهري، ميدان ولي عصر و بلوار کشاورز را در برگرفته که پيش از اين همزمان با اوايل انقلاب نام خالد اسلامبولي که قاتل "انورسادات"، رييس جمهوري مصر بود جانشين نام خيابان وزرا در اين منطقه شد و اين نام گذاري به قطع روابط ديپلماتيک بين ايران و مصر منتهي شد و همچنان روابط اين دو کشور بهبود نيافته است.
در ميانه هاي دهه هفتاد نيز پس از ترور "فتحي شقاقي" از بنيانگذاران جهاد اسلامي فلسطين، نام خيابان ديگري در منطقه ششم به "فتحي شقاقي" اختصاص يافت.
همچنين در سالهاي پاياني دهه هفتاد همزمان با سخنراني رهبر جمهوري اسلامي در مورد "انتقاضه مردم فلسطين"، نام خياباني در منطقه شش تهران به "انتفاضه" تغيير کرد و کمي بعد همزمان با پخش تصاويري از کشته شدن يک کودک فلسطيني به نام "محمد الدوره"، نام خياباني ديگر در حوالي ميدان آرژانتين، به نام وي اختصاص يافت
/www.roozonline.com
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 3:29 توسط ایرانی
|
پنجشنبه، 18 مهر 1387
بنا به گزارش منابع دانشجویی در شیراز پنج شنبه 18 مهرماه علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی، به دعوت تشکلِ جامعه اسلامی این دانشگاه برای سخنرانی به تالار فجر این دانشگاه آمده بود که این جلسه شاهد اعتراضات گسترده دانشجویان به رییس مجلس بوده است.
از ساعتی پیش از شروع این جلسه مامورین حراست دانشگاه و همچنین نیروهای امنیتی به وفور در سطح دانشگاه و در جلوی تالار فجر دیده میشدند. بنا به اعلام حراست، دانشجویان حق نداشتند کیفها و موبایلهای خود را به محل برگزاری جلسه وارد کنند و همه دانشجویان قبل از ورود به تالار بازبینی بدنی شدند. همچنین دانشجویان پلاکاردهایی با خود حمل میکردند که اجازه ورود به این پلاکاردها نیز داده نشد.
با باز شدن درب تالار فجر و ورود دانشجویان مشاهده شد که قسمت اعظم تالار، با نیروهای بسیجی که از بیرون دانشگاه آورده شده بودند، پر شده است با این وجود تعداد زیادی از دانشجویان منتقد توانستند به درون تالار فجر راه یابند.
قبل از ورود لاریجانی و پیش از آغاز جلسه، دانشجویان یکصدا سرود «یار دبستانی من» را خواندند و شعار میدادند: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، « نصر منالله و فتح قریب، ننگ بر این دولت مردم فریب»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و... با ورود علی لاریجانی به تالار فجر عدهای از دانشجویان وی را هو کردند و شعار میدادند: «خاتمی پاینده؛ رییس جمهور آینده».
در ادامه جلسه لاریجانی در پشت تریبون قرار گرفت و دانشجویان در همین حین شعار میدادند: «مجلس فرمایشی نمیخوایم، نمیخوایم». لاریجانی سخنانش را چنین شروع کرد که «تعدادی از دانشجویان در همین ابتدای کار با شعارهای خود تکلیف انتخابات ریاست جمهوری را مشخص کردند» که دانشجویان دوباره شعار دادند: «خاتمی پاینده؛ رییس جمهور آینده». در ادامه وی برای دقایقی از افتخارات جمهوری اسلامی و این که جمهوری اسلامی تنها کشوری است که از حدود 30 سال پیش توانسته است خود را بلوک شرق و غرب جدا کند، سخن گفت. وی از پیشرفت علمی و هستهای جمهوری اسلامی سخن گفت و اضافه کرد:« ایران تنها کشور مردمی در منطقه است که توانسته است جلوی زورگوییهای آمریکا بایستد و مسیر پیشرفت را با افتخار طی کند» در همین حال یکی از دانشجویان از جای خود بلند شد و گفت: « ما این تاریخ سازیها را زیاد شنیدهایم، اگر راست میگویید در مورد وضعیت فعلی صحبت کنید، در مورد تورم 28 درصدی، لایحه حمایت از خانواده، مدرک کردان، تعلیق و اخراج و زندانی کردن دانشجویان و مخالفان.» اما لاریجانی پاسخ دقیقی به این سوال مطرح شده نداد.
پس از اتمام سخنان لاریجانی از سوی جامعه اسلامی عنوان شد که اجازه طرح سوالات شفاهی را نخواهند داد و تنها سوالات کتبی مطرح خواهد شد. دانشجویان که به شدت به این امر معترض بودند، اعتراض خود را با هو کردن به این مطلب نشان دادند.
در جلسه پرسش و پاسخ یکی از سوالات در مورد مدرک کردان بود و دانشجویان خواستار استیضاح و برکناری علی کردان شده بودند. تعدادی از دانشجویان در این هنگام یکصدا شعار می دادند: «کردان مدارکت کو؟؛ مجلس نطارتت کو؟» لاریجانی اعلام کرد که «مجلس در هنگام دادن رای اعتماد به کردان از جعلی بودن مدرک وی خبر نداشته است و اصولا در چنین سطحی نباید چنین اشتباهی رخ داده باشد و مجلس کلا پایگاهی برای رسیدگی به مدارک افراد نیست، ولی اکنون جعلی شدن مدرک کردان محرز شده است، مجلس اقدامات لازم را برای برکناری وی انجام خواهد داد.» در این هنگام یکی از دانشجویان فریاد زد که « در صدا و سیما،کردان معاون خود شما بوده است. او با مدرک جعلی در دانشگاه تدریس کرده و حقوق گرفته است، چگونه شما میتوانید همهی این مسائل را انکار کنید؟» لاریجانی در پاسخ گفت: «در زمانی که کردان معاون من بوده است هم بنده از جعلی بودن مدرک وی اطلاع نداشتهام.» در این هنگام دانشجویان لاریجانی را به شدت هو کردند.
سوال دیگر که مطرح شد در مورد تجمعات یازده روزه در اسفندماه سال گذشته در دانشگاه شیراز بود و این که پس از این تحصن دانشجویان فراوانی به کمیته انضباطی فراخوانده شدند و با تعلیق و ممانعت از تحصیل مواجه شدند. دانشجویان در این هنگام شعار دادند: «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد» و... لاریجانی اما در جواب گفت که «سال گذشته در جریان این تجمعات قرار گرفته ام ولی از مطالبی که شما هم اکنون میگویید اطلاعی ندارم. شما میتوانید موارد ذکر شده را از طریق یکی از نمایندگان استان فارس که هماکنون هم در جلسه هستند پیگیری کنید.» در این هنگام یکی از دانشجویان فریاد زد: «حتما نماینده مورد نظر هم به شیوهی دانشگاه زنجان این مسائل را پیگیری خواهد کرد.» این گفته باعث شد که دوباره دانشجویان رییس مجلس را هو کنند.
در ادامه کار تعدادی از دانشجویان تقاضای پرسش شفاهی کردند که یکی از آنها توانست با فشار دانشجویان پشت تریبون قرار گیرد. این دانشجو گفت: « من با شما به عنوان رییس مجلس حرف نمیزنم و هیچ سوالی از شما با این عنوان ندارم، چرا که معتقدم شما ریاست مجلسی هستید که با ردصلاحیتهای گسترده شورای نگهبان و گرفتن حق تصمیمگیری آزادنه از ملت بر سر کار آمده است. سخنان من ممکن است به گوش کسانی که در ردیف جلو نشستهاند و با اعمال سرکوب همهی مجاری اعتراض و انتقاد را بستهاند خوش نیاید. از جمله انحلال انجمن اسلامی و تکصدایی کردن دانشگاه با ایجاد تشکلهای دستساز و دولتی...» این دانشجو در ادامه چنین اضافه کرد: «من از سه چیز متنفرم. یکم محمود احمدی نژاد، به دلیل مردم فریبی و سرکوب آزادیهای ملت. حتی از قیافه وی هم بدم میآید» در این هنگام عدهای از دانشجویان بسیجی به سمت وی حمله کردند که تعدادی از دانشجویان با کنترل آنها نگذاشتند که به این دانشجو صدمهای وارد شود. تریبون دانشجوی مورد نظر هم قطع شد و او نتوانست صحبتهای خود را تکمیل کند. پس از صحبتهای این دانشجو جو جلسه به شدت متشنج شد و تعدادی از دانشجویان بسیجی شعار میدادند: «مرگ بر منافق» در عوض بقیق دانشجویان هم شعار میدادند: «مرگ بر جیره خور»، «محمود احمدی نژاد؛ عامل تبعیض و فساد»، «نصر من الله و فتح قریب، ننگ بر این دولت مردم فریب» و... لاریجانی واکنشی به سخنان این دانشجو نشان نداد و از دانشجویان خواست که از این دعواها دست بردارند.
در ادامه سوالات کتبی، در مورد تفکیک جنسیتی که اخیرا در دانشگاه شیراز صورت گرفته است و کلاسهای عمومی پسران و دختران از هم جدا شده است، بحث شد و لاریجانی گفت: « چرا شما دوست دارید همیشه قاطی باشید و دختر و پسر در کنار هم باشند.» دانشجویان این حرف لاریجانی را به شدت هو کردند و یکی از دانشجویان از جای خود برخاست و این حرف لاریجانی را توهین به دانشجویان خواند و از وی خواست که معذرت خواهی کند. لاریجانی هم در ادامه گفت: «اگر به کسی توهین شد، من واقعا عذر میخواهم».
پس از اتمام این جلسه دانشجویان یکصدا با هم سرود یار دبستانی من را خواندند و به سمت بیرون تالار حرکت کردند. دانشجویان در این هنگام با خیل عظیمی(حدودا 500 نفر) از دوستانشان روبرو شدند که نتوانسته بودند به درون تالار فجر راه یابند. پس از اتمام جلسه دانشجویان منتقد که تعدادشان به بیش از 800 نفر میرسد در میدان روبرو تالار فجر جمع شدند و به شعار دادن و سرود خواندن مشغول شدند. شعارها از این قرار بود: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، « دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد»، «دانشجوی احضاری حمایتت میکنیم»، «ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «ستاره دانشجو مدال افتخار است» و... دانشجویان در حالی که شعار میدادند به سمت میدان پردیس ارم حرکت کردند و یکساعت به شعار دادن و سرودخوانی مشغول بودند.
گزارشی در مورد وضعیت بیرون تالار فجر در حین سخنرانی لاریجانی:
علی لاریجانی در حالی در تالار فجر به سخنرانی میپرداخت که از ورود بیش از 500 نفر از دانشجویان به درون تالار فجر ممانعت به عمل آمده بود. این دانشجویان پلاکاردهایی به همراه خود داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «خواست ما استیضاح کردان و پیگرد قضایی وی»، «مجلس خانه ملت است، یا محل ضرب و شتم دانشجویان»، «سهمیه بندی جنسیتی، انقلاب فرهنگی دوم»، «بومی سازی پذیرش دانشجو = بیعدالتی» و...
دانشجویان وقتی با دربهای بسته روبرو شدند، حصارهای اطراف در کندند و شیشههای آن را شکستند ولی تعدادی از نیروهای بسیجی و حراست دانشگاه مانع ورود دانشجویان به درون تالار فجر شدند.
دانشجویان مورد نظر تمام مدت سخنرانی را به شعار دادن سپری کردند و در حین خروج لاریجانی از تالار فجر شعار می دادند: «مجلس بیکفایت، مایهی ننگ ملت» و...
حاشیهای از جلسه سخنرانی لاریجانی:
پس از این یکی از دانشجویان با فشار حمایت دانشجویان منتقد توانست تریبون را در دست بگیرد و اعلام کرد که از محمود احمدی نژاد متنفر است، عده ای از نیروهای بسیج شعار دادند: «احمدی قهرمان، محبوب نسل جوان» این شعار نیروهای بسیج خنده و مسخرهی حضار را تا جایی به همراه داشت که لاریجانی هم نتوانست جلوی خنده خودش را بگیرد.
advarnews.info
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 3:22 توسط ایرانی
|
در حالی اعطای مبلغ 100میلیون به نمایندگان مجلس شورای اسلامی با توجیه، حمایت و یا سکوت بسیاری از نمایندگان و چهره های اصولگرا مواجه شده است که پیش از این، اعطای تسهیلاتی به مراتب کمتر به نمایندگان مجلس ششم - که عمدتا در دست جناح اصلاح طلب بود- با واکنش های منفی و انتقادآمیز اصولگرایان مواجه شده بود.
عصرایران، بدون قضاوت در ماهیت موضوع، به بازخوانی یکی از یادداشت های روزنامه اصولگرای "کیهان" در انتقاد شدید و طعنه آمیز از امکاناتی که مجلس ششمی ها برای خود اختصاص داده بودند، می پردازد.
متن این یادداشت را از شماره 18504 روزنامه کیهان به تاریخ 13 اردیبهشت 1385 بخوانید.
یادآور می شود، در آن مقطع، مجلس هفتم بر سرکار آمده بود و کیهان این مطلب را در نقد مجلس ششم نگاشته است:
يكي ديگر از امكاناتي كه در اختيار نمايندگان مجالس قرار مي گرفت، امكان استفاده از خودرو بود. البته اين امر در ابتدا امري پسنديده به نظر مي رسيد؛ چرا كه نمايندگان به خاطر شغل و وظيفه شان مي بايست دائماً به شهرهاي حوزه انتخابيه خود سفر كرده و به تهران بازمي گشتند.
امّا نكته قابل تأمل آن است كه بسياري از نمايندگاني كه از اتومبيل شخصي نيز برخوردار بودند، از گرفتن اتومبيل مجلس خودداري نكرده و بدين وسيله رسم امانت داري را به جا آوردند! در اين بين تنها نماينده دوره هاي شش گانه مجلس كه از گرفتن امكانات زايد خودداري كرد، حجه الاسلام سيد محمود دعايي بود. وي در دوره ششم، همچنين از دريافت حق خدمت نيز خودداري كرده بود. ايشان طي نامه به محمدرضا تابش، عضو هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي نوشته بود:
رويه حقير در ادوار مختلف مجلس شوراي اسلامي از ابتداي دوره اول تا پايان دوره پنجم، خودداري از دريافت هرگونه حقوق و مزايا و خدمات و امكانات تخصيص يافته به نمايندگان از قبيل اتومبيل، هزينه مسكن، دفتر، محافظ و غيره بوده است.
گفتني است، وي عين مبلغ حقوق خود را به حساب مجلس عودت داده بود.
امّا تأكيد نمايندگان ملت بر اصلاحات، اقتضا مي كرد كه ساير نمايندگاني هم كه احتياج به مسكن، موبايل، خودرو و. . . نداشتند از دريافت آن خودداري مي كردند. لكن خبرهاي به دست آمده، مطلبي غير از اين را حكايت داشت. چه آن كه اعلام شد: تعدادي از اتومبيل هاي پژو پرشيا كه به قيمت چهار ميليون و هشتصد هزار تومان به نمايندگان واگذار شده، در نمايشگاه اتومبيل بالاتر از 17 ميليون تومان به فروش رفته است.
اين در حالي است كه برخي نمايندگان به جاي عذرخواهي از ملت و ابراز خجالت و شرمندگي در پيشگاه آنان به خاطر هدر دادن بيت المال، دريافتي هاي پنهان و پيدا كلان خود را تئوريزه كرده و براي آن دلايل واهي مي تراشيدند. چنانچه رجب مزروعي گفته بود:
بنده به عنوان يك نماينده مجلس 915/292 تومان حقوق مي گيرم. غير از اين 000/200 تومان به عنوان هزينه نمايندگي مي پردازند تا صرف اجاره دفتر شود. 000/125 تومان هم جهت حقوق كاركنان دفتر پرداخت مي شود. 000/50 تومان هزينه تلفن و 000/300 تومان هم اجاره منزل به نمايندگان پرداخت مي شود كه نمايندگان شهرستان گفتند ما ماهيانه 000/300 تومان نمي توانيم خانه اجاره كنيم! به همين دليل، 20 ماه اجاره خانه را كه 6 ميليون مي شود يك جا به نمايندگان پرداخت كردند تا بتوانند خانه رهن كنند! در دوره هاي قبل هم يك دستگاه اتومبيل به قيمت دولتي به نمايندگان مي دادند. در اين دوره هم يك دستگاه پژو پرشيا به قيمت 4 ميليون و 800 هزار تومان به نمايندگان دادند كه قيمت آن در بازار 17-16 ميليون تومان است. اكثر نمايندگان مجلس پژو پرشيا را فروخته و 6 ميليون اجاره خانه را هم روي آن گذاشتند و خانه خريدند!
و البته نمايندگي اين چنين، بايستي چنان شيرين باشد كه آب را در دهان هر كس بلغزاند!
نمايندگاني كه با نام مردم بر سركار آمده بودند، پس از انتخاب مردم به توجيه استفاده ناصحيح از بيت المال روي آورده و باز هم طلب كار مردم بودند. برخي از آنان در باطن كه حتي در ظاهر هم گويا منت گذار بر سر مردم بودند و از كمبود امكانات خود به مستضعفين و تهي دستان جامعه گله مي كردند. چنان كه علي شكوري راد اذعان داشته بود: «واگذاري پژو پرشيا به نمايندگان مجلس، امري عادي است! بايد توجه داشت بسياري از نمايندگان براي رسيدن به مجلس پول زيادي خرج كرده اند كه 20 ميليون تومان كم ترين آن است! بايد اين پول ها را كه خرج شده، پرداخت كنند».
و بينوا مردمي كه باز هم مي بايست منت دار اين وكيلان مي شدند. افرادي كه همواره مردم را شهروند درجه چندم و خود را برگزيده بلامنازع و ارباب بي شريك آنان مي دانستند. آناني كه به واقع براي ارضأ حس قدرت و ثروت خود به كرسي نمايندگي راه يافته و با اين اقدامات خود، هرگونه مشروعيت نمايندگي ملت را از دست داده بودند.
بهروز افخمي نيز همچون شكوري راد مدعي بود كه مردم مي بايست هزينه تبليغات وي را پرداخت كنند. وي گفته بود:
اكثر نمايندگان پس از پايان انتخابات متوجه شدند كه مبالغ هنگفتي بابت هزينه هاي تبليغات انتخابي بدهكارند كه معمولاً كم تر از 10 ميليون تومان نبوده است و در بعضي از افراد، اين رقم به بيشتر از 50 ميليون تومان رسيده بود!
اين رفتار زننده و سخنان طلبكارانه در حالي عنوان مي شد كه رهبر معظم انقلاب در ابتداي شروع به كار مجلس ششم، نمايندگان ملت را به درك مشكلات مردم و نشست و برخاست با آنان ترغيب كرده و دوري از آنان را تقبيح نموده بودند. ايشان در قسمت هايي از پيام خود فرموده بودند:
نمايندگان محترم، غالباً وابسته به قشرهاي متوسط و برخاسته از متن توده هاي ميليوني مردم اند. توقع مي رود كه ميان آنان و توده هاي مردم، بويژه مستضعفان و محرومان، رابطه اي مداوم برقرار باشد و رنج ها و محروميت ها و خواسته هاي حقيقي و فوري اين قشرها، در مجلس كه خانه ملت و محل اميد آن است، انعكاسي شايسته بيابد. نماينده اي از همت و نظر بلند برخوردار است كه از صف صدر نشينان و برخورداران عبور كرده، خود را به دورافتادگان و كوته دستان برساند و با آنان و براي آنان باشد.
امّا دريغ كه نمايندگان به نكاتي چنين ارزشمند توجه نمي كردند. چه آن كه اعلام شد يكي از نمايندگان استان فارس كه پژو پرشياي خود را فروخته بود، براي انجام امور خود به جاي مراوده با مردم، خودروي مدل بالاي تشريفات استانداري را در اختيار گرفته و از آن استفاده مي كرد! او كه سابقاً در استانداري فارس خدمت مي كرده و از آن محل استعفا داده بوده است، با اين اقدام خود تعجب مردم را برانگيخته بود.
تعجب برانگيزتر آن كه وكلاي مردم به جاي پرداختن به امور محوله، به كاسبي پرداخته و داد و ستد مي كردند. چنانچه يك عضو فراكسيون مشاركت مجلس گفته بود:
بسياري از نمايندگان به خاطر اين كه از بابت هزينه انتخابات بدهكارند! وارد صادرات و واردات شده اند و پول خوبي هم به دست مي آورند و به همين دليل به پروپاي هيچ وزيري نمي پيچند و رأي اعتماد نيز به راحتي مي دهند. چون در غير اين صورت وزيران مانع فعاليت آنان در صادرات و واردات مي شوند.
اين در حالي است كه ايشان مكلف بودند تا به بازخواست بخش هاي حاكميت پرداخته و بر دستگاه هاي مختلف نظارت كنند و آيا مي شود با دستمال آلوده، آئينه را از زنگار پاك ساخت؟ در اين ميان، نقش مستضعفين كه مورد تأكيد هميشگي امام و رهبري بوده اند، چه مي شود؟ آيا با نشستن در كاخ هاي سر به فلك كشيده و بهره بردن از كليه امكانات، مي توان درد مردم محروم را چشيد؟
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 23:45 توسط ایرانی
|
|
هنرمندان-حسين زمان خواننده و آهنگساز ايراني با نوشتن يادداشتي تحت عنوان "گلشيفتهها و خود شيفتهها" ضمن حمايت از گلشيفته فراهاني نوشته است:"نميدانم چرا بايد از دست گلشيفته فراهاني عصباني بود. گلشيفته همان گلشيفته سابق است هيچ فرقي نكرده . همان كسي است كه زماني بعنوان يك هنرمند توانمند در اين مملكت به نقش آفريني ميپرداخت" .
وي با اشاره يه اين كه "آنچه بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه گلشيفته هم اكنون هماني هست كه ميخواهد باشد نه آن كسي كه مجبور بود باشد"، گفته است:" گلشيفتههاي فراهاني تا زماني كه در مملكت خود زندگي ميكنند مجبورند نقش در نقش بازي كنند. يك نقش دائمي دارند در يك فيلم دائمي كه فيلم زندگيشان است. مجبورند براي ماندن و زيستن هر روز نقش بازي كنند نميتوانند خودشان باشند چرا كه نميگذارند خودشان باشند پس مجبورند در فيلم زندگي خود نيز بازيگري كنند. كار سختي است در عين حضور در سكانسهاي مختلف زندگي مجبوري به نقش آفرينيهاي ديگر بپردازي".
اين آهنگساز و خواننده ايراني، هنرپيشگي نهادينه شده را از ويژهگيهاي اكثريت ما مردم ايران دانسته و اظهار داشته است:" البته متاسفانه در بسياري از موارد اين هنرپيشگي به سبك ايراني، رنگ نفاق به خود ميگيرد. بايد نقش يك حزباللهي را بازي كنم تا در فلان اداره استخدام شوم . بايد ريش بگذارم تا ترفيع بگيرم . بايد چادر به سر كنم تا انتقالي ام جور شود . بايد دكمه بالايي پيراهنم را ببندم و يك تسبيح به دست بگيرم تا در گزينش رد نشوم . بايد مدرك قلابي جور كنم تا پرستيژ اجتماعي داشته باشم و هزاران بايد ديگر . همه اينها يعني نقش بازي كردن اما نه به معناي هنرپيشگي بلكه به مفهوم نفاق. هر روز شاهد چهره زشت نفاق در جامعه هستيم، نفاقي كه تبديل به يك عادت شده است".

حسين زمان در پايان يادداشتش نوشته است:" گلشيفته فراهاني در فيلم تازه اكران شده " مجموعه دروغها " تنها در يك نقش ظاهر شده است. گلشيفته فراهاني روي فرش قرمز خودش ميباشد، هماني كه ميخواهد باشد، هماني كه باور دارد. اگر بيحجابي او را گناه بدانيم بايد اقرار كنيم در مقابل نفاق و فريبكاري گناهي بسيار كوچك است. تعجب ميكنم از جماعتي كه با ديدن عكس هاي گلشيفته فراهاني در خارج از ايران فريادشان به آسمان رفته و جامه بر تن ميدرند اما در مقابل خيانت بزرگي كه آقاي كردان وزير كشور جمهوري اسلامي مرتكب شده لال شده اند. صداقت و يكرنگي امثال گلشيفته فراهاني او را در مقابل نيرنگ و فريب اين منافقان مكار و روباه صفت كاملاً متمايز ميكند. گلشيفته، گلشيفته است شما به حال خود فكري كنيد كه خود شيفتهايد" |
honarmandan.org
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 23:44 توسط ایرانی
|
الباني يكي از علماي ديني عربستان ,در يكي از جلسه هاي درس خويش با استناد بر رواياتي وبالأخص روايتي أز عايشه ميگويد كه شير خوردن، حتى شيخ بزرگ از نامحرم اشكالي ندارد و پسر رضاعي آن ميشود .. حتى اگر از شير دهنده بزرگترباشد .. !! دليلش بر جواز هم روايت عايشه است وهم اين كه اين أمر شهوت انگيز نيست.
قصد مجادله نيست ولي با توجه به عدم تاكيد بر نحوه شيرخوارگي بنظر ميآيد كه اين عمل ميتواند با تماس مستقيم صورت پذيرد. و از آنجا كه اختلاف سني هم ملاك نيست بنابراين يك مرد 50 ساله با خوردن شير يك زن جوان مثلا 20 ساله تبديل به پسر او ميشود هر چند كه 30 سال هم از مادر بزرگتر باشد!.
فتوا را كه خواندم دو احساس متفاوت بمن دست داد.
اول خشم كه اينها تا كجا مردم را احمق و بي عقل تصور كرده اند.
دوم خنده شديد كه آقايان جديدا به پيشرفتهاي جديدي در زمينه شناخت قسمتهاي ديگر بدن دست يافته اند.چرا كه تا آنجاكه ميدانيم فتواهاي از اين قبيل فقط مربوط به پائين تنه بوده ولي جديدا نظري هم به بالا تنه داشته اند.
از آنجا كه عقل ناقص من قدرت حل معادلات در اين رده را ندارد اين سئوالات ناگهان از ذهنم گذشت:
1-اصلا چه نياز و اجباري در اينمورد احساس شده است كه اين عالم محقق صدور اين فتوا را لازم ديده اند. مثلا آيا تعداد زنان نازا و بي فرزند رو به افزايش بوده ويا تعداد مردان بي مادر از حد و نصاب گذشته است كه ايشان سعي در حل اين مشكل داشته اند!
2- ازآنجا كه كودكان را معمولا بين 2 تا 3 سالگي از شير ميگيرند،مشخص نشده كه بزرگترها را كي بايد از شير خوردن گرفت!
3- مشخص نشده است كه بعد از دفعه اول شيرخوارگي ونائل شدن آن مرد به مقام فرزندي،آيا آن مرد ميتواند آزادانه به شيرخوارگي ادامه دهد؟
4- در فتوا مشخص نشده كه تا چند مرتبه ميتوان به مقام فرزندي با زنان مختلف نائل آمد!؟.
5- از جانب عايشه همسر پيامبر توسط شيخ اجل الباني روايت شده كه اين عمل شهوت انگيز نيست!!!؟.سئوال اين است كه كدام مرد را در جهان پيدا ميكنيد كه از سينه زن نا محرم اقدام به شيرخوارگي كند و در حين انجام فقط در فقط احساس شيرخوردن!!داشته باشد ولا غير؟
شايد مقلدين الباني و مدافعين اين فتوا بمن بگويند شما آدم منحرفي هستي كه اينگونه فكر ميكني. ما علماي زيادي داريم كه اقدام به اينكار كرده و ميكنندولي فقط احساس شيرخوارگي!!!داشته اند. پاسخ من اين است كه سريعا نسبت به مرد بودن آقايان اطمينان حاصل فرمائيد.
6- در فتوا مشخص نشد كه پس ازمقام فرزندي آن زن ميتواند مثلا فرزندش را حمام ببرد و الاآخر....
7- در فتوا تكليف شوهرآن زن مشخص نشده است كه آيا ايشان هم اتوماتيك وار به مقام پدري نائل ميشوند ويا اينكه بايد عمليات ديگري! صورت پذيرد؟
و خلاصه صدها سئوال نا مربوط ديگر....
تا نظر شما چه باشد....
براي شنيدن كلام او به زبان عربي:
http://www.ansarweb .net/sound/ retha3.ram
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 23:33 توسط ایرانی
|
سخنان بی پرده آیت الله منتظری در دیدار با اعضاء سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را می توان از نادر ترین گفته هائی دانست که از جانب یک مقام عالیرتبه مذهبی حدود اختیارات رهبر جمهوری اسلامی رابیان کرده و او را به به چالش می خواند .به گزارش دفتر آیت الله منتظری ، در این دیدار که روز شنبه 30 شهریور ماه با اعضاء آن سازمان و ازجمله مهندس بهزاد نبوی صورت گرفت ، آیت الله منتظری گفت :
"ولي فقيه بايد نظارت كند كه در قوه مقننه قانون خلاف اسلام تصويب نشود، مسئولين اجرايي خلاف اسلام كاري نكنند و قوه قضائيه خلاف اسلام قضاوتي نكند، نه اين كه در همه امور سياسي و اقتصادي و غيره دخالت مستقيم كند." آیت الله منتظری در پاسخ به سخنان محمد سلامتی دبیر کل این سازمان در باره تصمیم این سازمان دائر بر شرکت در انتخابات و حمایت از سید محمد خاتمی اظهار داشت :
"اولا :در مورد اين كه چه كسي كانديدا شود و شما از چه كسي حمايت ميكنيد من نظري ندارم ; ولي مسأله اي كه لازم است رعايت شود اين كه حتما اصلاح طلبان يك كانديداي واحد داشته باشند و روي يك نفر توافق نمايند.
ثانيا: هر كس كه به عنوان رئيس جمهور انتخاب شد بايد با مقام رهبري اتمام حجت كند كه چون مردم به او مسئوليت داده اند بايد مطابق آن اختيار هم داشته باشد و بتواند كابينه خود را هماهنگ انتخاب كند تا در اجراي امور موفق باشد، نه اين كه افراد كابينه و يا استاندارها و ديگر امور به او تحميل شود".
آیت الله منتظری در بخشی از سخنان خود به پایه های مذهبی ولایت فقیه اشاره کرد و اظهار داشت :
" مرحوم حاج شيخ محمدحسين اصفهاني ميفرمايد: فقيه بما انه فقيه متصدي فقه است و نه چيز ديگر. ولي فقيه بايد نظارت كند كه در قوه مقننه قانون خلاف اسلام تصويب نشود، مسئولين اجرايي خلاف اسلام كاري نكنند و قوه قضائيه خلاف اسلام قضاوتي نكند، نه اين كه در همه امور سياسي و اقتصادي و غيره دخالت مستقيم كند".
آیت الله منتظری در پایان این دیدار در واکنش به سخنان یکی از حاضرین در باره هتک حرمت اقلیت سنی مذهب در نمازهای جمعه آن حرکت را مذموم دانست و گفت :"اين جانب از اين مسأله اي كه اشاره كرديد نسبت به برادران اهل سنت مطرح شده است بسيار ناراحت شدم و اميدوارم گويندگان اين گونه مطالب مصالح اسلام و مسلمين را در نظر داشته باشند و از تكرار و مطرح كردن چنين سخنان تفرقه افكن پرهيز نمايند".
آیت الله منتظری پیش از این دیدار با دانشجویان شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت نیز ملاقات کرده بود . در آن ملاقات یکی از رهبران دفتر تحکیم وحدت ضمن شکوه از نحوه برخورد با دانشجویان از جمله گفته بود :
«متاسفانه در اثر سوء مديريت گسترده مسئولين، نابساماني هاي فراواني کشور را فرا گرفته است. در کنار تمام مشکلات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ... آنچه بيش از همه مايه تاسف است فضاي غيراخلاقي است که حاکميت ما دچار آن شده و جامعه را نيز با خود به سمت اين فضا سوق مي دهد. در حال حاضر براي سرکوب دانشجويان تنها به ابزارهايي چون محروميت از تحصيل، بازداشت، احکام سنگين قضايي و ... بسنده نمي کنند بلکه دست به سناريوسازي مي زنند و با دست آويز قرار دادن مقدسات و مراجع، سعي مي کنند با القائات رسانه اي و فشار و اذيت و آزار، دانشجويان را متهم به لاقيدي کنند. همين افراد وقتي منافع فردي و باندي شان اقتضا کند تندترين توهين ها را به مراجع مي کنند و از کسي صدايي هم بلند نمي شود. نه از کفن پوشان خبري مي شود و نه از مومنين دو آتشه اي که خونشان به جوش بيايد و رگ غيرتشان بالا بزند.»
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 6:36 توسط ایرانی
|